|
۩ویژه نامه میلاد حضرت مادر (سلام الله علیها)۩
|
|
۱۲:۲۲, ۲۰/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۴ ۱۲:۴۳ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() ** ** ** **** ** هنر معجزه ها دل که آشفته شود زلف پریشان هیچ است پیش مشتاقی ما چاک گریبان هیچ است ** کرم اهل کرم بیشتر از خواهش ماست خواهش دست گدا نزد کریمان هیچ است ** آنقدر معجزها از هنر تو دیدیم که بنا کردن این دل دل ویران هیچ است ** سربلندیم اگر سایه ی تو بر سر ماست پیش این سایه ی تو تاج سلیمان هیچ است ** خِلقت طینت تو بس که لطافت دارد گر بریزند به پای تو گلستان هیچ است [b]** ما به جمهوری زهرایی خود مینازیم وَرنه بی فاطمه که خطه ی ایران هیچ است ** مِهر زهراست به ما رنگ و بویی بخشیده نام زهراست به ما آبرویی بخشیده ** زیر پای تو می افتند سر اگر بنویسند در هوای تو می افتند پَر اگر بنویسند ** نسبت ام ابیهاست که شایسته ی توست اشتباه است تو را دختر اگر بنویسند ** باز قرآن کریم است ندارد فرقی جای هر سوره فقط کوثر اگر بنویسند ** قصد کردم پس از امروز هزاران دفعه بنویسم زهرا ، مادر اگر بنویسند ** بی گمان یاد نخ چادر تو می افتیم از مقامات تو در محشر اگر بنویسد ** به مقام تو اضافه نشود نام تو را یا نبی یا علیِ دیگر اگر بنویسند ** نه نبی ، بلکه نبوت شده عزتمندت نه علی ، بلکه ولایت شده گردنبندت ** عرش را دیدم جای تو به یادم آمد قرب انگشت نمای تو بیادم آمد ** در عبودیت تو کُنه ربوبیت بود باصفات تو خدای تو به یادم آمد ** روحِ روح القُدست بود که فرمود : اقرا در حرا نیز صدای تو به یادم آمد ** خواستم روی نماز شب تو فکر کنم ورم کهنه ی پای تو به یادم آمد ** قُوت دنیا و قنوت تو به هم مرطبتند حرف "نون " بود و دعای تو به یادم آمد ** غصه خوردم که به افطار چرا لب نزدی لب خوشحال گدای تو به یادم آمد ** گرد و خاک حرمی را که نداری بفرست درد دارم که دوای تو به یادم آمد ** قبر تو گُهر دنیاست و دنیا صدف است
جلوه ای از حرم گم شده ات در نجف است ------------ علی اکبر لطیفیان [b]پ ن: میلاد مادر خوبی ها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به همه عزیزان تبریک میگم!و همچنین روز مادر و روز زن بر همه مادران و خانم های تالار مبارک باشه! -------------------------------------------------------------------------------------- قابل توجه خواهران محترم روز میلاد حضرت علی (علیه السلام) هم نزدیکه ها!! [/b]
![]() |
|||
|
|
۱۹:۴۸, ۲۰/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بهار عاطفه
![]() صبحگاهان، چشم در چشم آسمان می گشایی و طلوع عشق را در کوچه های مادرانگی ات به تصویر می ایستی. آه ای مهربان! حدیث صبوری ات، عمر زمین را پسِ پشت دارد. ستاره ها، شبانه های بی قراری ات را هرشب در گوش مهتاب زمزمه می کنند. به ققنوس می مانی که هر روز بال و پر عاشقی اش را شعله های سوزان عشق، خاکستر می کند و دوباره و دوباره از خاکسترش ققنوس عاشق زاده می شود. امید، تکثیر نگاه توست که هر سپیده به جستجوی آفتاب می رود. عشق، تنها واژه قاموس زندگی ات و ایثار، قانون همیشه دست های مادرانه تو است. موج در موج اقیانوس، حکایت وسعت دلی است که چون صدف، زیباترین مرواریدهای مهر را در خود جای داده است. ای خوب! نگاهت که می کنم، آرامشی عمیق در تاروپود جانم ریشه می دواند. صدایت که در کوچه های پر پیچ وخم وجودم می پیچد گرمای آفتابی بهاری را بر سلول سلول خاطرم حس می کنم. بزرگی و جاودان. غنچه های نجابت، در دامان پر عطوفت تو به گل می نشینند. جاده های آبی محبت زیر گام های تو است. بهار عاطفه با آهنگ قلب تو آغاز می شود. لبخندهایت مسیر هفت آسمان را چون پرنده ای سپید بال می گشاید. نفس های معطرت، از سمت همان بهشتی می وزد که روزی پذیرای قدم هایت خواهد شد. تو غرور آفرینشی. باران، طراوت وجود توست. چهارفصل زمین در قلب بی تاب تو خلاصه می شود. از دامن توست که مردان و زنان بزرگ پا به عرصه وجود می گذارند. بغض هایت را در گلو می فشاری تا اشک های گرمت خانه را مه آلود نکند. ای وسیع خستگی ناپذیر! ناملایمات روزگار هرگز نمی تواند بر رودخانه پرخروش محبت تو سدّی باشد. متبرک باد نام بلندت که تا همیشه بر پیشانی تاریخ عاشقانه های جهان می درخشد! [b]معصومه داوودآبادی[/b] |
|||
|
|
۲۱:۳۶, ۲۰/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دختر خوبی برایت نبودم مادر (سلام الله علیها) اما دلم عیدی مادر (سلام الله علیها) میخواهد... |
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۲۰/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۲۰/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۴ ۲۳:۵۹ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
امشب همه به مادران و همسران خود هدیه ای می دهند... اما من چه دارم برایت مادر... جز کوله باری از گناه و دلی سیاه *
* * * 100 صلوات فاطمی هدیه به حضرت مادر (سلام الله علیها) اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
این گل های زیبا هم تقدیم به مادران و خواهران گرامی تالار: ![]() |
|||
|
|
۱۴:۱۱, ۲۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام چه می گویم تو خود استاد جبریل امین استی تو منصوره، تو صدیقه، تو راضیه، تو مرضیه تو توحیدی، تو قرآنی، تو ایمانی، تو دین استی محمد جان جان عالم و زهرا بود جانش
از آن می گفت ای جان پدر بادا به قربانش زمین و آسمان مهمان سرا و میزبان زهرا ملک در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش چگونه، کی، کجا از خلق آید وصف بانویی که ذات حق ثناگو باشد و احمد ثنا خوانش به قرآن می خورم سوگند بی جا نیست گر گویم محمد خاتم پیغمبران زهراست قرآنش اگر بی مهر او سلمان گذارد پای در محشر مسلمان نیستم بالله اگر خوانم مسلمانش مناز اینقدر بر عیسای خود ای مادر عیسی دو عیسی آفرین پرورده این مادر به دامانش نه جن و انس و حوری و ملک گشتند مبهوتش که علم کل امیر المومنین گردیده حیرانش ثناها گفته و خواندند در امکان بسی او را به جز آنکس که خلقش کرده نشناسد کسی او تو زهرایی تو زهرای محمد پروری زهرا رسول الله را هم دختری، هم مادری زهرا نبی را پارة تن روح مابین دو پهلویی امیرالمومنین را رکن و کفو و همسری زهرا گواهی می دهم ای روح احمد هستی حیدر که تو هم مصطفی، هم فاطمه، هم حیدری زهرا گهی گویم امیرالمومنین برتر بود از تو گهی بینم تو از او در جلالت برتری زهرا تو والشمسی، تو واللیلی، تو والفجری، تو والعصری تو نوری، هل اتایی و الضحایی کوثری زهرا تو از مریم، تو از هاجر، تو از حوا، تو از ساره نه، تو از انبیا جز احمد مرسل سری زهرا امید رحمة للعالمین محبوبة داور پناه انبیا در گیر و دار محشری زهرا تو سر ناشناس ذات پاک حق تعالایی نمی دانم که هستی آنقدر دانم که زهرایی سلام الله ای جان محمد، بر تن و جانت که پیغمبر کند تعظیم و بوسد همچون قرآنت تویی آن سرمدی بحر و تویی آن احمدی کوثر که جوشد تا قیامت گوهر عصمت ز دامانت خدا خود بر محمد کرد ابلاغ سلامت را محمد گفت جانان منی جانم به قربانت تو از روز نخستین میزبان خلقتی زهرا تمام آفرینش تا صف حشرند مهمانت تویی انسیه الحورا تویی حوراء الانسیه همه در حیرتم حوریه خوانم یا که انسانت تو نوراللهی و نور علیٰ نورند اولادت تو الرحمانی و حق داده لؤلؤ داده مرجانت نه تنها خواجة لولاک برخیزد به تعظیمت که جبرییل امین آرد سلام از حی سبحانت تو روحی، روح مابین دو پهلوی رسول استی بتول استی، بتول استی، بتول استی، بتول استی تو مام یازده عیسای عیسی آفرین استی تو سرتا پا تمام رحمة للعالمین استی تو از صبح ازل منصورة اهل سماواتی تو تا شام ابد عرش الهی در زمین استی امیرالمومنین دست خدا بود و یقین دارم که تو یا فاطمه دست امیرالمومنین استی علی حبل المتین باشد به قرآن حی سرمد را یقین دارم تو حبل محکم حبل المتین استی شنیدم بعد احمد جبرئیلت هم سخن بودی چه می گویم تو خود استاد جبریل امین استی تو منصوره، تو صدیقه، تو راضیه، تو مرضیه تو توحیدی، تو قرآنی، تو ایمانی، تو دین استی تو هم روح الفؤاد استی، تو هم باب المراد استی تو هم عین الحیات استی، تو هم حق الیقین استی اگر چه در ثنایت در فشاندم یا گهر سفتم تو بالاتر از آنی من به قدر فهم خود گفتم قیامت روز قدر و اقتدار توست یا زهرا عذاب و عفو هم در اختیار توست یا زهرا شفاعت می کنی در حشر کل دوستانت را کرامت تا ببخشی بی قرار توست یا زهرا نه تنها آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی رسول الله هم چشم انتظار توست یا زهرا رها کردن، گرفتن، عفو کردن، حکم فرمودن به تو تفویض از پروردگار توست یا زهرا تو کوثر بودی و گشتی عطا بر احمد مرسل که این سوره فقط در انحصار توست یا زهرا تمام آفرینش در مزارت گشته گم آری کجا از دیده ها پنهان مزار توست یا زهرا میان دشمنان تنها حمایت از علی کردن به دست و سینه مهر افتخار توست یا زهرا مدینه خواست از نفرین تو زیر و زبر گردد فداکاریت باعث شد که حیدر زنده برگردد تو در بیت ولایت شمع سوزان علی بودی تو جانان محمد بودی و جان علی بودی چگونه حرمتت پامال شد ای سورة کوثر چرا نقش زمین گشتی تو قرآن علی بودی علی حق داشت گر از هجر تو سرو قدش خم شد تو سرو و باغ و بستان و گلستان علی بودی نه در شام عروسی، نه ز صبح روز میلادت تو پیش از خلقتت در عهد و پیمان علی بودی تو تا رفتی علی تنهای تنها شد، که تو تنها شریک درد و غم های فراوان علی بودی تو با دست شکسته، دست حیدر بودی ای زهرا تو با اشک پیاپی چشم گریان علی بودی ندارد شیر حق بعد از تو همتایی و هم شانی تو همتای علی بودی و هم شان علی بودی علی می دید مرآت الهی را به دیدارت چگونه پیش چشم او جسارت شد به رخسارت شگفتا اهل دوزخ باغ رضوان را زدند آتش شیاطین بیت ذات حی سبحان را زدند آتش الهی جسمشان در نار قهر کبریا سوزد که هیزم جمع کرده کعبة جان را زدند آتش به دین کردند با شمشیر دین از چار سو حمله ز قرآن دم زدند و بیت قرآن را زدند آتش گلی را که نبی پرورد با ضرب لگد چیدند به غنچه حمله کردند و گلستان را زدند آتش به قرآن می خورم سوگند سوزاندند قرآن را به ایمان می خورم سوگند ایمان را زدند آتش مسلمان نیستم گر کذب گویم، نامسلمانان از این بیداد قلب هر مسلمان را زدند آتش به ناموس الهی حمله ور گشتند نامردان همان قومی که بیت شاه مردان را زدند آتش نمی گویم که تنها دخت احمد را زدند آنجا محمد را، محمد را، محمد را زدند آنجا خدای من بهشت و شعله های نار یعنی چه؟ خطا کاران و بیت عصمت دادار یعنی چه؟ جسارت های دیو و صورت انسیه الحورا گل بی خار و باغ وحی و نیش خار یعنی چه؟ نگاه شیر حق و تازیانه خوردن زهرا طناب خصم و دست حیدر کرار یعنی چه؟ امیرالمومنین تنها میان آن همه دشمن یگانه حامیش بین در و دیوار یعنی چه؟ مگر نه سینة زهرا، بهشت مصطفی بودی بهشت مصطفی و صدمة مسمار یعنی چه؟ فشار در، غلاف تیغ، قتل طفل شش ماهه به ناموس الهی این چنین رفتار یعنی چه؟ مدینه زیر و رو شد از صدای نالة زهرا خدایا بی¬تفاوت بودن انصار یعنی چه؟ نه تنها سوختند از آتش کین بیت مولا را مسلمانان به پیغمبر قسم کشتند زهرا را تو طوبای علی بودی، چرا بشکست پهلویت تو مرآت خدا بودی، چرا شد نیلگون رویت تو روح مصطفی بودی، چرا پشت در افتادی تو دست مرتضی بودی، چرا بشکست بازویت خدیجه کو که گیرد در بغل چون جان شیرینت محمد کو که در بر گیرد و چون گل کند بویت اگر چه در پس در، حبس شد در سینه فریادت صدای یا علی سر می کشید از تار هر مویت تو با دست شکسته لب گشودی تا کنی نفرین امیرالمومنین با دست بسته شد دعاگویت مصیبت های تو از آسمان ها بود سنگین تر که در سن جوانی این چنین خم گشت زانویت چرا در هم شکستی ای محمد در قد و قامت چه با مهر رخت شد ای قمر شرمنده از رویت چه شد با تو چه پیش آمد که با آن صبر بسیارت طلب کردی هماره مرگ خود از حی دادارت تو در راه امیرالمومنین خود را فدا کردی تو با ایثار جان حق ولایت را ادا کردی تو بر حفظ علی با طفل معصومت سپر گشتی تو حتی بین دشمن چار کودک را رها کردی تو زینب داشتی ای بانوی خلقت چه پیش آمد که چون نقش زمین گشتی کنیزت را صدا کردی مدال روی بازویت گواهی می دهد آری که جان دادی طناب از دست حبل الله وا کردی تو از دور علی، روبه صفت ها را پراکندی تو در یک شهر دشمن، یاریِ شیر خدا کردی تو برگرداندی از مسجد امامت را سوی خانه تو دختر تربیت بهر قیام کربلا کردی تو با نطق رسایت خطبه خواندی از علی گفتی تو ما را با علی تا صبح محشر آشنا کردی ولایت زنده از نطق رسای توست یا زهرا غدیر دوم ما خطبه های توست یا زهرا سلام ما به سوز و گریه و تاب و تبت مادر سلام مرغ شب بر ذکر یا رب، یا ربت مادر سلام ما به پایان غروب درد انگیزت سلام ما به غسل و کفن و تشییع شبت مادر سلام ما به غم¬هایی که کردی از علی پنهان سلام ما به اشک بی صدای زینبت مادر سلام ما به آن آخر نگاه و آخرین ذکرت که وقت دادن جان، گشت جاری بر لبت مادر سلام ما سلام ما سلام ما بر آن بانو که درس عصمت و ایمان گرفت از مکتبت مادر سلام ما به فرزندان پاکت تا صف محشر که تو خود آسمان استی و آنان کوکبت مادر سلامی پاک همچون آیة تطهیر از میثم به سبطین و دو دخت و شوهر و ام و ابت مادر به هر جا رو کنم شهر و دیار توست یا زهرا دل هر شیعه تا محشر مزار توست یا زهرا تقدیم به همه مادران برای سلامتیشون صلوات برای شادی روحماردانی هم که در میان ما نیستن فاتحه ای بخواینم ![]() |
|||
|
|
۰:۲۳, ۲۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
![]() ** ** ** حضرت رسالت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)؛ روحی دیگر گونه دارد. شادمانی، نگفتنی. «خانه های مکّه»، در التهابند؛ در احتراقی باور نکردنی. دنیایی عجیب. امشب، «جهان،در غوغایی عظیم موج میزند.» همه جای آسمان ازنور ورودش، که نورانی است و منور به هر چه روشنایی، میدرخشد. و آنگاه «حوریان سپیدپوش» بهشت، با «آب کوثر» غسلش میدهند و او میخواند: «اشهد ان لا اله الا اللّه» او، «پاکیزه و منزه از هر چه کاستی» «پیشرو در کمال و خیر»«راضی به رضای حضرت دوست» و «پسندیده حضرت حق، است» «که ملائک با او سخن میگویند» صمیمانه؛ زمین را، و هر چه را که در آن میزیَد مبارک میگرداند.«این سُرورِ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، جاودانی است و تاریخی»«اللّه اکبر»؛ که این فرشته نورانی، «فُطمت من الشّر» است و خورشید هماره تابان عصمت. «سُبحان اللّه»؛که تا قیام قیامت، کسی را جز «علیّ اعلی» یارای همنشینی و هم صحبتی با او نیست. «والحمدللّه»؛«که سَروَرمان چنین زنی است» و ما با گوشهای از نظرش تا آخرین لحظه وجود، رستگاریم و مبراییم از رنج. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) | boghz | 46 | 16,907 |
۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| ♥ میلاد حضرت فاطمه معصومه ( س ) و روز دختر مبارک ♥ | SAViOR | 31 | 13,171 |
۱۳/مرداد/۹۵ ۱۹:۵۸ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) | حضرت عشق | 11 | 7,187 |
۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) | Bahar | 60 | 26,848 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| توسل ویژه به حضرت اباالفضل علیه السلام | مجنون الحسین | 218 | 76,976 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۸:۲۲ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام | آفتاب | 6 | 4,353 |
۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437" | عبدالرحمن | 83 | 20,246 |
۲۸/اسفند/۹۴ ۹:۵۲ آخرین ارسال: sagheb |
|





![[تصویر: besm_allah.gif]](http://s4.picofile.com/file/7763277953/besm_allah.gif)
**




![[تصویر: 96154465059180089680.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96154465059180089680.gif)

![[تصویر: aVhekySeFR.jpg]](http://up.facenama.com/file/61366/aVhekySeFR.jpg)

![[تصویر: 673512_VQ1Nkg9Q.jpg]](http://up.nasimsahar.ir/up/nasimsahar/Pictures/aeimeh/hazrat_fatemeh/673512_VQ1Nkg9Q.jpg)