|
هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437"
|
|
۱۶:۰۹, ۲۰/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱۶:۰۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَهَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَهِ مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَشْیاعِکُمْ شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین خوشا به حال غلامش.... با یاد شهدای مدافع حرم و شهدای محور مقاومت و تبری از دشمنان اهل بیت از آغاز تا کنون ![]() تاپیک امسال را آغاز می کنیم |
|||
|
|
۱۶:۲۹, ۲۰/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۴ ۱۶:۳۰ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ممنون از عبدالرحمن عزیز
السلام علیک یا عزیز الله ..... یا داعی الله.... السلام علیک یا ثارالله هـیهـات منـا الـذلـه ![]() |
|||
|
|
۰:۰۸, ۲۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دست ازسرم بردار من باباندارم سیلی نزن من باکسی کاری ندارم باشد بزن چشم عمو را دور دیدی من هیچ کس رابین این صحراندارم یاعباس جان عموی باوفامددی |
|||
|
|
۰:۲۹, ۲۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَهَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَهِ مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَشْیاعِکُمْ پیش ازآنی که عزادار محرم باشی
سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی خاک ازحرمت شش گوشه او حرمت یافت گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند می توان محرم بیت لله اعظم باشی شادی هردوجهانت بخدا تأمین است گردراین ماه عزا همسفر غم باشی صاحب بزم حسین است، علی وزهرا نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی به همان دست وسروسینه مجروح قسم شرط عشق است براین زخم تومرهم باشی |
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۲۲/مهر/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
راز این همه تعجیلِ مُحرمِ امسال را نمی فهمم! شتاب دارد برای آمدن! از همان قربانگاهِ قربانِ منا که حجِ حاجیانمان، حسین گونه نیمه تمام ماند و تشنه، عروج کردند ...و ما عزادار شادترین روزهای سال شدیم... محرم بی تابِ آمدن بود... از همان روز که سردارِ ایرانیِ دمشق، جانِ خود را بر سر دفاع از حریم عمه سادات گذاشت! از همان روز که پاسدار انقلاب، با تمام مجاهدتش، خود را شرمندهی "ولی" می دانست و عذرخواه بود بابت قصور نداشته اش! محرم عجله داشت برای آمدن و این ماییم که عبرت نمی گیریم از تکرار تاریخ! از جا ماندن از قافله ارباب! یادمان نیست آنها که نامه نوشتند برای آمدنش، برخی شدند معارضان برابر امام و برخی شدند اسیر تردید و بعدها تواب! دردِ همیشهی تاریخ، همین جماعت بی خیال و سهل اندیش ایم.... با مویزی گرمی و با غوره ای سردی مان می شود! جماعتی که هیچ وقت ضرورت های زمانمان را نمی فهمیم! یا نمی خواهیم بفهمیم! خار در چشم و استخوان در گلو! ای جماعت کوفی! این سوار سبزپوش که به شهر آمده، پسر فاطمه نیست! مسلم را دریابید! باز هم سر بزنگاه، چسبیده ایم بر زمین! مسلم پشت دروازه دارالعماره رسیده بود... اینجا چه کن فیکون شده ایست که حرف "ولی" بر زمین می ماند؟ لعنت به جماعتی که عبرت نمی گیرند از تاریخ! آنان که از ناکثین و قاسطین و مارقین، مضرترند قاعدین هستند! سر بزنگاه به جای عمل، بر زمین چسبیده اند! صم بکم عمی! بدا به حال کسی که در مه پرسه می زند! روزی به "ولی" لفظ "امام" می دهیم و روزی فرمان نهی آشکار "ولی" را بر زمین می گذاریم... و به نفوذ دشمن در چشم بر هم زدنی رسمیت می بخشیم! باید از کوفه گریخت! الغرض، در همه قافله یک مرد نبود! یا اگر بود شایسته ناورد نبود! |
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۲۲/مهر/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
الإمام المهدي (علیه السلام) في زيارة الناحية
. السلام على أبي الفضل العباس بن أمير المؤمنين ، المواسي أخاه بنفسه الآخذ لغده من أمسه ، الفادي له الوافي الساعي إليه بمائه المقطوعة يداه لعن الله قاتليه يزيد بن الرقاد وحكيم بن الطفيل الطائي . . سلام بر ابوالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام؛ آنکه در راه برادر از جان خود گذشت همو که از دیروز برای فردای خود برداشت و پیش فرستاد خود را فدا و سپر قرار داد و تلاش بسیار در رساندن آب نمود و دستانش جدا گردید. خدای لعنت کند کشندگان او یزید بن رقاد جهنی و حکیم بن طفیل طائی را. . اقبال ج۳، ص۷۴ . |
|||
|
|
۲۱:۳۸, ۲۲/مهر/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۲۲/مهر/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحسین
گُر می گیری، گرمت می شود، گرما زیر پوستت می پیچد و تو سوختن را در سلول های احساست، حس می کنی. دماسنج دلت را که نگاه کنی، گرمای وجودت دستت می آید. انگار در اجاق رگ هایت هیزم می سوزانند. گرما بالاتر از حدّی است که برف چشم هایت را آب نکند و سماور هیئت ها را به جوش نیاورد. گرما بالاتر از حدّی است که زیر دیگ های نذری را روشن نکند. داغ می شوی. محرم هنوز سوژه داغی است. نفس هایش گرم و عطرآگین است. انگار در ریه هایش اسپند و عود می سوزانند. هر سال صدای گام هایش، کوچه ها و خانه ها را هوایی می کند و با اولین دق البابش، در به رویش می گشایند و این گونه، عطر نفس هایش در پیراهن شهر می پیچد. محرم، سیاه پوش داغی سترگ، از راه می رسد، داغی مثل آه بلند فرات و گلوی سوخته خورشید، مثل مجمر چشم هایی نگران و عطش هایی سربریده. شانه های درختان باغچه تکان می خورد. گل ها لب به مرثیه می گشایند و نغمه های معطرشان تا هفت کوچه می پیچد. کربلا، بذری است پاشیده در زمین محرم؛ بذری که پوسته اش را شکافته و آن قدر ریشه کرده و قد کشیده که شاخه هایش روی دیوار هر خانه ای به چشم می خورد و میوه هایش را هر سال اهالی خانه دستچین می کنند، میوه هایی که طعم داغش، دهانت را می سوزاند. درختی که ریشه هایش داغ نوشیده است و شاخه هایش گرمای دو آفتاب را در سلول هایش ریخته و در آوندهایش عطش جریان دارد، باید میوه ای بدهد که طعم عطش و آفتاب داشته باشد. محرم، خیابان بزرگی است برای گم شدن. گاهی گم شدن، اتفاق قشنگی است؛ مثل قطره های بارانی که پس از باریدن در دل خاک گم می شوند، ولی پس از چند صباحی، در هیئت ساقه ای قد می کشند و زیستنی دوباره را تجربه می کنند. محرم آغاز می شود. کوچه ها پیراهن سیاهشان را از صندوقچه ها بیرون می آورند. باید از خودم بیرون بزنم. محرم، خیابان بزرگی است.
|
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۲۲/مهر/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
|
۰:۱۹, ۲۳/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مهر/۹۴ ۱۱:۱۷ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
شمر دستش را به سمت وزیر حسین دراز کرد نه تنها عباس با او دست نداد بلکه به او گفت: "دو دستت بریده باد ای شمر" |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) | boghz | 46 | 16,877 |
۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) | حضرت عشق | 11 | 7,185 |
۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) | Bahar | 60 | 26,806 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام | آفتاب | 6 | 4,347 |
۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر | mahdy30na | 13 | 6,097 |
۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷ آخرین ارسال: ماحی |
|
| ◆۩◆۩◆ ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام ◆۩◆۩◆ | mahdy30na | 24 | 8,114 |
۳۰/شهریور/۹۴ ۲:۵۰ آخرین ارسال: نورالسادات |
|
| ☆ إکفیانی یا محمد! یا علی! ☆ ویژه نامه مبعث 1436 | مصباح | 21 | 9,952 |
۲۶/اردیبهشت/۹۴ ۲:۰۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|





![[تصویر: aa2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8144134400/aa2.jpg)
![[تصویر: 0690.jpg]](http://up.313mobarez.ir/0690.jpg)



![[تصویر: 13920811_0624359.jpg]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24359/C/13920811_0624359.jpg)




