|
⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت)
|
|
۲۰:۵۹, ۳/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۴ ۱۰:۱۳ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() مردانی می آيند که دستانشان بوی کرامت، پيشانی اشان بوی بندگی و گام هايشان، ندای ايستادگی سر می دهند. بهار به حيرت می ايستد، باد سجده می کند و خورشيد، شکرانه می دهد. ![]() ![]() ![]() [/font] [font=B Nazanin] ولادت امام حسین (علیه السلام) آزادمرد تاریخ بشریت⇦۳ شعبان مصادف با 1خرداد 1394 ![]() ![]() ولادت حضرت عباس (علیه السلام) تنها واژه زیبای وفاداری ⇦۴ شعبان مصادف با 2خرداد 1394 ![]() ولادت امام سجاد (علیه السلام) امام العارفین و ساجدین ⇦ ۵ شعبان مصادف با 3خرداد 1394 ![]() امام حسين عليه السلام می فرمایند: مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى أهلِ العُقولِ از نشانه هاى خوشنامى و نيكبختى ، همنشينى با خردمندان است.
منتظر ارسال های شما هستیم . . . هــر چــــه مـــــی خـــواهـــد دل تــنگــت بـــــــــــگـو . . . |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۷, ۱۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
تقدیم به امیر لشکر عشق
|
|||
|
|
۱۳:۲۰, ۱۲/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۳ ۹:۵۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
سلام بر منتظر مضطر
آرزوی کوهها یک سجدهی طولانیاش NEWS.COM شیعه نیوز: آرزوی آسمان یک بوسه بر پیشانیاش دستهایش شاخهی طوباست، مشغول دعاست ماه و خورشید و فلک در سایه ی نورانیاش تا که شد یک شب عروس خانه ی آل عبا شهربانوی جهان شد مادر ایرانیاش می وزد از منبرش فریادهای یاحسین شامها ویرانهی هر خطبهی توفانیاش در کلامش ضربت شمشیر حق حیدر است عبدودها کشته از شور حماسی خوانیاش اوست فرزند منا و مکه فرزند صفا چشمهها میجوشد از هر واژهی قرآنیاش شاعر: اعظم سعادتمند قصیده فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از شفقنا، هشام هرچه كرد خود را به «حجرالاسود» برساند و طبق آداب حج، آن را لمس كند، به علت كثرت و ازدحام مردم ميسر نشد. ناچار برگشت و در جاي بلند برايش كرسي گذاشتند. او از بالاي آن كرسي به تماشاي جمعيت پرداخت. شامياني كه همراش آمده بودند، دورش را گرفتند. آنها نيز به تماشاي منظره پرازدحام جمعيت پرداختند. در اين ميان، مردي ظاهر شد در سيماي پرهيزكاران، او نيز مانند همه يك جامه ساده بيشتر به تن نداشت. آثار عبادت و بندگي خدا بر چهره اش نمودار بود. اول رفت و به دور كعبه طواف كرد. بعد با قيافه اي آرام و قدم هايي مطمئن به طرف حجرالاسود آمد. جمعيت با همه ازدحامي كه بود، همين كه او را ديدند، فورا كوچه دادند و او خود را به حجرالاسود نزديك ساخت. شاميان كه اين منظره را ديدند، و قبلا ديده بودند كه مقام ولايت عهد با آن اهميت و طمطراق موفق نشده بود كه خود را به حجرالاسود نزديك كند، چشم هايشان خيره شد و غرق در تعجب گشتند. يكي از آنها از خود هشام پرسيد: «اين شخص كيست؟!» هشام با آنكه كاملا مي شناخت كه اين شخص، علي بن الحسين زين العابدين(علیه السلام) است، خود را به ناشناسي زد و گفت: «نمي شناسم». در همين وقت، همام بن غالب، معروف به «فرزدق»، شاعر زبردست و تواناي عرب، با آنكه به واسطه كار و شغل و هنر مخصوصش پيش از هر كس ديگر مي بايست حرمت و حشمت هشام را حفظ كند، چنان وجدانش تحريك شد و احساساتش به جوش آمد كه فورا گفت: «لكن من او را مي شناسم.» و به معرفي ساده قناعت نكرد، بر روي بلندي ايستاده، قصيده اي غرا- كه از شاهكارهاي ادبيات عرب است و فقط در مواقع حساس پر از هيجان كه روح شاعر مثل دريا موج بزند، مي تواند چنان سخني ابداع شود- في البداهه سرود. در ضمن اشعارش چنين گفت: «اين شخص كسي است كه تمام سنگريزه هاي سرزمين بطحاء او را مي شناسند، اين كعبه او را مي شناسد، زمين حرم و زمين خارج حرم او را مي شناسد. اين فرزند بهترين بندگان خداست. اين است آن پرهيزكار پاك پاكيزه مشهور. اينكه تو مي گويي او را نمي شناسم، زياني به او نمي رساند. اگر تو يك نفر فرضا نشناسي، عرب و عجم او را مي شناسد..» هشام از شنيدن اين قصيده و اين منطق و بيان، از خشم و غضب آتش گرفت و دستور داد مستمري فرزدق را از بيت المال قطع كردند و خودش را در «عسفان» -بين مكه و مدينه- زنداني كردند... علي بن الحسين(علیه السلام) مبلغي پول براي فرزدق فرستاد. فرزدق از قبول آن امتناع كرد و گفت: «من قصيده را فقط در راه عقيده و ايمان و براي خدا انشاد كردم و ميل ندارم در مقابل آن پولي دريافت دارم». بار دوم علي بن الحسين آن پول را براي فرزدق فرستاد و پيغام داد به او كه: «خداوند خودش از نيت و قصد تو آگاه است و تو را مطابق همان نيت و قصد، پاداش نيك خواهد داد. تو اگر اين كمك را بپذيري، به اجر و پاداش تو در نزد خدا زيان نمي رساند.» و فرزدق را قسم داد كه حتما آن كمك را بپذيرد. فرزدق هم پذيرفت. ملا عبدالرحمن جامي (شاعر معروف)... قصيده معروف فرزدق را در مدح امام سجاد(علیه السلام) به فارسي به نظم آورده است. مي گويند خوابي نقل كرده كه پس از مرگ فرزدق از او درعالم رؤيا پرسيدند: خداوند با تو چه كرد؟ جواب داد: مرا به واسطه همان قصيده كه در مدح علي بن الحسين(علیه السلام) گفتم، آمرزيد. جامي خود اضافه مي كند و مي گويد: اگر خداوند همه مردم را به خاطر اين قصيده بيامرزد، عجيب نيست. انتهای خبر/ ز.ح منبع" [url=http://www.shia-news.com/fa/news/48519/%D9%82%D8%B5%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85]http://www.shia-news.com/fa/news/48519/%D9%82%D8%B5%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85 یا امام سجاد علیه السلام مددی مولا
بابی انت و امی و مالی و نفسی یا علی علیه السلام شاه بودي و التماس شدم با دو دست تو در تماس شدم سمت محراب رفتي و ناگاه سجده كردي ، خدا شناس شدم ركعتي شفع خواندي و محو قل اعوذ بربّ ناس شدم آينه بودي و خدا آمد مات و مبهوت انعكاس شدم تو نخواستي كه شك بكنم با نگاه تو بي حواس شدم چارمين رب الارض ما ! سجاد ! روز ميلاد تو مبارك باد آسمان ها به هم مدد كردند طالعت را سحر رصد كردند در زمين پا نهادي اما دير بس كه اين بين جزر و مد كردند بعلاوه شدم به عشق شما صفر بودم مرا عدد كردند امتحاني گرفته و هر كس لايق تو نبود ، رد كردند تو ازل بودي و به دست حسين تا رسيدي تو را ابد كردند چارمين رب الارض ما ! سجاد ! روز ميلاد تو مبارك باد بي تو محراب ها نماز نداشت مسجدي درب هاي باز نداشت سجده ام با تو شد سرافرازي بي تو اين كار امتياز نداشت قدسيان زير دين تو رفتند قبل تو آسمان فراز نداشت كعبه شد قبله گاه تو ورنه اين مكعب جواز ناز نداشت سر و كارش به دوزخ افتاده است هر كس اينجا تو را نياز نداشت چارمين رب الارض ما ! سجاد ! روز ميلاد تو مبارك باد اي فراز صحيفه هاي سما روشنايي چشم خون خدا پيش ما روضه اي نميخواني ؟ از مصيبات دشت كرب و بلا بين روضه به جان عمه قسم سمت دروازه هاي شهر نيا غيرت الله ِ زخم ديده دشت ! تو كجا مردم بدون حيا؟ چشم ها خيره تر شدند ، آري جاي عباس خالي است اينجا واي بر حال چشم هاي عدو كه خجالت نمي كشند از ما طشت را در خرابه آوردند از نگاه سه ساله واويلا ... شاعر : مسعود يوسف پور
|
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
بعد یه هفته برگشتم
![]() جاتون خالی دوستان ، بعد از 10 سال ، هفته ی پیش تونستم برم مشهد پابوس اقا امام رضا. اینقدر چسبــــــــــــــــــــــــید که نگو . برای تک تکون دعا کردم . حالا این سفر چطور جور شدش که یه معجزه بود و میدونم با دعای شما بوده. رسیدیم اونجا ، داشتم تقویم رو نگاه میکردم دیدم یا خدا ، ببین نوشته چندمه شعبانه ، خلاصه اینقدر خوشحال شده بودم که دست از پا نمیشناختم. این عکس مال شب تولد امام حسین و حضرت عباس و امام سجاد (علیه السلام) هست.
|
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
باز یاران عید دیدار جمال یار شد باز فصل رؤیت مهر رخ دلدار شد باز مُلک کبریا شد غرق در دریای نور باز میلاد حسین بن علی تکرار شد جان به کف گیرید جانان میرسد از کوه نور دیده بگشایید اینک لحظۀ دیدار شد چشم ثارالله روشن شد به رخسار علی دامن شعبان، بهار از این گل رخسار شد بر گل رخسار، لبخندت مبارک یا حسین لیلۀ میـلاد فرزنـدت مبــارک یا حسین مرحبا ای ماه شعبان آفتاب آوردهای آفتاب روی حق را بینقاب آوردهای شهربانو این که در آغوش بگرفتی علیاست؟ یا دوباره احمد ختمیمآب آوردهای بوی عطر احمدی بر آسمان سر میکشد بلکه بر گلهای زهرایی گلاب آوردهای بر حسینبنعلی زادی علیبنالحسین یا مگر از کعبه امشب بوتراب آوردهای مـادر ایـرانِ اهـلالبیت، مــام نُه امام ای عروس فاطمه از فاطمه بادت سلام این پسر سر تا قدم جان حسینبنعلی است این پسر نور است و فرقان حسینبنعلی است این پسر یک باغ لاله از بهشت فاطمه است این پسر روح است و ریحان حسینبنعلی است این به روی شانۀ باباست قرص آفتاب این به روی دست، قرآن حسینبنعلی است این پسر یاسین و طاها، این پسر والشمس و طور این پسر نور است و فرقان حسینبنعلی است نـور هـم گردیـده مبهـوت رخ نورانیش جای لبهای علی پیداست بر پیشانیش مرغ شب هر شب بوَد محو مناجات شبش ذات ربالعالمین مشتاقِ یارب یاربش هر نفس دارد هزاران ذکر در عمق وجود بلکه آنی نام معبودش نیفتد از لبش شب که در محراب مشغول مناجات و دعاست آسمان پیچد به خود در شعلۀ تاب و تبش جان من جان همه ذریه و ام و ابم خاک درگاه وی و ذریه و ام و ابش با مناجاتش دل شب، دیده را دریا کنید در مضـامین دعایش وحی را پیدا کنید اوج پروازش سماوات و نمازش بر زمین روح در آغوش حق بر دامن خاکش جبین بسکه زینت داد در حال نمازش بر نماز از خدا آمد ندایش «انت زینالعابدین » شب که از خوف خدا تا صبح چشمش میگریست زنده میشد یاد شبهای امیرالمؤمنین خط او مشی من است و مهر او دین من است دین همین است و همین است و همین است و همین بــا ولای او سرشتــه از ازل آب و گِلم وای اگر یک لحظه مهر او نباشد در دلم ای به زنجیر اسارت ملک هستی را امیر حلقۀ زنجیرها در حلقۀ عشقت اسیر ای خدا را شیر ای فرزند شیر کبریا شیری و در حلقۀ زنجیر هم شیر است شیر پای تو بر ناقۀ عریان به چشم آسمان دست تو در حلقۀ زنجیر ما را دستگیر من نمیگویم خدایی، بندهای چون بندهای؟ هم کریمی هم عظیمی هم سمیعی هم بصیر عبد ذات کبریایی کبریایی میکنی در مقام بندگی کار خدایی میکنی گوش جانها پُر بوَد پیوسته از آوای تو شام میلرزد هنوز از خطبۀ غرای تو از سرشگ چشم گریانت وضو گیرد نماز ای وضوی بندگی از خون ساق پای تو خطبۀ ناب تو را نازم که در طشت طلا گفت بابا آفرین بر منطق گویای تو از زمین کربلا تا شام از بالای نی چشم ثارالله بودی بر قد و بالای تو تــو ســوار ناقـۀ عریـان حسین دیگری هم حسینی هم حسن هم احمدی هم حیدری ای بیابان بقیعت وسعت دلهای ما پیشتر از آفرینش رهبر و مولای ما هم فروغ ماه رویت خوبتر از آفتاب هم خیال باغ حسنت جنةالاعلای ما ذکر تو توحید ما تهلیل ما تکبیر ما حبّ تو ایمان ما دنیای ما عقبای ما نیست در صحرای محشر وحشتی از تیرگی تا درخشد پرتو مهر تو از سیمای ما وصف تو ذکر خوش لیل و نهار «میثم» است مهـر تـو روز جـزا دار و نــدار «میثم» است شاعر:غلامرضا سازگار
|
|||
|
|
۱۴:۲۷, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۴:۴۶, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
پنجم شعبان ، میلاد زینت عابدان ، امام زین العابدین (علیه السلام) مبارک باد .
|
|||
|
|
۱۷:۲۶, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
میلاد امام سجاد علیه السلام رو به شما تبریک میگم.در جست جوی شعر یا متن ادبی یا نوشته ای در مورد امام چهارم بود که به این فکر افتادم بهترین مطلبی که میتونم اینجا قرار بدم،یه مناجات از کتاب صحیفه ی سجادیه این امام بزرگوار است. کتابی که واقعاً بین ما شیعیان غریبه،به امید اینکه کسانی که با این کتاب آشناییت ندارند آشنا بشوند و این کتاب ارزشمند رو تهیه کنند. ![]() مناجات اميدواران بسم الله الرّحمن الرّحیم به نام خداى بخشاينده مهربان يا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُناهُ وَاِذا اَقْبَلَ اى كه هرگاه بنده اى از او درخواست كند دهدش و هرگاه چيزى را كه نزد او است آرزو كند بدان آرزو رساندش و چون بدو رو كند عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْيانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطّاهُ وَاِذا به مقام قرب و نزديكى خويشش ببرد و چون به آشكارى گناهش كند پرده بر گناهش كشد و آن را بپوشاند و چون بر تَوَكَّلَ عَلَيْهِ اَحْسَبَهُ وَكَفاهُ اِلهى مَنِ الَّذى نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِراكَ او توكل كند كفايتش كند و بسش باشد خدايا كيست كه بر درگاه تو بار اندازد و ميهمان نوازيت خواهد فَما قَرَيْتَهُ وَمَنِ الَّذى اَناخَ بِبابِكَ مُرْتَجِياً نَداكَ فَما اَوْلَيْتَهُ اَيَحْسُنُ و تو پذيرائيش نكنى و كيست كه مركب نياز خود به دربارت خواباند و اميد بخششت داشته باشد و تو احسانش اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِكَ بِالْخَيْبَةِ مَصْرُوفاً وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواكَ مَوْلىً نكنى آيا خوبست كه من نااميد از درگاهت باز گردم با اينكه جز تو مولايى را كه به احسان نامور باشد بِالاِْحْسانِ مَوْصُوفاً كَيْفَ اَرْجُو غَيْرَكَ وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدِكَ وَكَيْفَ نشناسم چگونه به جز تو اميد داشته باشم با اينكه هر چه خير است بدست تو است و چگونه اُؤَمِّلُ سِواكَ وَالْخَلْقُ وَالاْمْرُ لَكَ اءَاَقْطَعُ رَجاَّئى مِنْكَ وَقَدْ اَوْلَيْتَنى به جز تو آرزومند باشم با اينكه خلقت و فرمان از آن تو است آيا براستى اميدم را از تو قطع كنم با اينكه تو ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِكَ اَمْ تُفْقِرُنى اِلى مِثْلى وَاَنَااَعْتَصِمُ بِحَبْلِكَ يا از فضل خويش به من عطا كردى چيزى را كه من درخواست نكرده بودم يا مرا بمانند خودم نيازمند سازى با اينكه من به رشته تو مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ وَلَمْ يَشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ كَيْفَ چنگ زدم اى كه به رحمتش سعادتمند گردند قاصدان او و دچار بدبختى و عذاب و كيفرش نشوند آمرزش خواهانش چگونه اَنْسيكَ وَلَمْ تَزَلْ ذاكِرى وَكَيْفَ اَلْهُو عَنْكَ وَاَنْتَ مُراقِبى اِلهى فراموشت كنم با اينكه تو هميشه به ياد منى و چگونه از ياد تو بيرون روم با اينكه تو هميشه مراقب من هستى خدايا بِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ يَدى وَلِنَيْلِ عَطاياكَ بَسَطْتُ اَمَلى فَاَخْلِصْنى من به ذيل كرمت دست انداختم و براى دريافت عطاهايت دامن آرزويم را گسترده ام پس مرا بوسيله يگانگى بِخالِصَةِ تَوْحيدِكَ وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَةِ عَبيدِكَ يا مَنْ كُلُّ هارِبٍ اِلَيْهِ خالص خود خالص گردان و از زمره بندگان برگزيده ات قرارم ده اى كه هر گريخته اى به او يَلْتَجِئُ وَكُلُّ طالِبٍ اِيّاهُ يَرْتَجى يا خَيْرَ مَرْجُوٍّ وَيا اَكْرَمَ مَدْعُوٍّ وَيا پناه برد و هر جوينده اى به او اميد دارد اى بهترين مايه اميد و اى بزرگوارترين خوانده شده و اى مَنْ لا يَرُِدُّ ساَّئِلَُهُ وَلا يُخَيَِّبُ امِلَُهُ يا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعيهِ وَحِجابُهُ كسى كه خواهنده اش را دست خالى باز نگرداند و آرزومندش را نوميد نسازد اى كه درگاه او به روى خوانندگانش باز و پرده اش مَرْفُوعٌ لِراجيهِ اَسْئَلُكَ بِكَرَمِكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطاَّئِكَ بِما تَقِرُّ بِهِ براى اميدوار به او بالا زده است از تو خواهم به بزرگواريت كه بر من بخشى از عطاى خويش به حدى كه ديده ام بدان عَيْنى وَمِنْ رَجاَّئِكَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى وَمِنَ الْيَقينِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ روشن گردد و از اميدت بدان مقدار كه خاطرم اطمينان يابد و از يقين بدان اندازه كه پيش آمدهاى عَلَىَّ مُصيباتِ الدُّنْيا وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصيرَتى غَشَواتِ الْعَمى ناگوار دنيا بر من آسان گردد و بوسيله آن پرده هاى سياه كوردلى از ديده دل دور شود بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ به رحمتت اى مهربانترين مهربانان ![]() |
|||
|
|
۱۸:۴۸, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
![]() سوی مجنون برسانید كه لیلایی هست ما شنیدیم در این شهر كه آقائی هست دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست دردمندیم و دلی خوش كه مداوائی هست شب عید است بیائید حنا بگذاریم سر به خاكِ قدمِ مردِ دعا بگذاریم تا پدر چشم به چشمانِ تو احیا دارد پَرِ گهوارهی تو روحِ مسیحا دارد و حسن خیره به چشمانِ تو نجوا دارد نوهی حضرت زهراست تماشا دارد جلوه ی تام علی بر تو مباركبادا سومین نام علی بر تو مباركبادا فطرسی آمده و از تو پری می خواهد از تو عیسی نفسِ ناب تری می خواهد یوسف از دستِ تو مژگانِ تری می خواهد كه غبارِ قدمت رفته گَری می خواهد یا كریمیم و سرِ جادهی تو شیعه شدیم ما كنارِ پرِ سجادهی تو شیعه شدیم مثلِ پیراهنِ یوسف كه به كنعان آمد مثلِ ابری كه سرِ خاك بیابان آمد صاحب خانهی خود جانبِ ایران آمد خانهی مادریش شاهِ خراسان آمد خاكِ ما خانه ی تو، سایه مطلق داری حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داری عشقِ ایرانیِ ما كارِ بنایت با ماست حوض و فوّاره و ایوانِ طلایت با ماست طاقِ گلدسته، رواق، آینه هایت با ماست خادمیِ حرم و صحن و سرایت با ماست طرحِ زیباتری از باغِ جنان می سازیم و ضریحِ نویی با فرشچیان می سازیم واژه ات خطبه شد و تیغِ علی وار آورد خطبه ات شورِ علی در دلِ پیكار آورد چه بلائی به سرِ كاخِ ستمكار آورد شیعه را با شب و شمشیر و دعا با آورد با تو در شام عجب معركه بر پا شده است كه دعا گوی شما زینبِ كبری شده است حاج حسن لطفی |
|||
|
|
۲۲:۲۷, ۱۳/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۳ ۲۲:۲۸ توسط لبخند خدا.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
در یکی از روز ها مسلمانی به محضر امام سجاد (علیه السلام) وارد شد و عرضه داشت :
ای پسر رسول ! در فلان مجلس با جمعی دوستان نشسته بودیم ، که شنیدم شخصی نسبت به شما ناسزا میگفت و توهین میکرد و در بین صحبت های نا پسندش گفت :علی بن الحسین (علیه السلام) گمراه و بدعت گذار است . امام فرمود : تو حق مجلس و حق کسانی را که با تو هم صحبت بودند ، رعایت نکردی ، چون سخنانی که در آن مجلس مطرح شده بود ، امانت بود ، و تو آنها را فاش کردی ؟! و تو حق من رو هم رعایت نکردی ، چون چیزی که من از دیگران نسبت به خود نمیدانستم ، فاش کردی ، آیا نمیدانی که مرگ در کمین است ؟ و بعد از آن باید در پیشگاه خدا پاسخگو باشیم ؟ پس سعی کن همیشه از سخن چینی و غیبت پشت سر دیگران اجتناب و دوری کنی . [/font] [font=B Nazanin]احتجاج طبرسی :جلد2 ، ص 145 |
|||
|
|
۰:۲۴, ۱۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) | boghz | 46 | 16,891 |
۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) | حضرت عشق | 11 | 7,186 |
۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام | آفتاب | 6 | 4,352 |
۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437" | عبدالرحمن | 83 | 20,217 |
۲۸/اسفند/۹۴ ۹:۵۲ آخرین ارسال: sagheb |
|
| ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر | mahdy30na | 13 | 6,104 |
۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷ آخرین ارسال: ماحی |
|
| ◆۩◆۩◆ ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام ◆۩◆۩◆ | mahdy30na | 24 | 8,124 |
۳۰/شهریور/۹۴ ۲:۵۰ آخرین ارسال: نورالسادات |
|
| ☆ إکفیانی یا محمد! یا علی! ☆ ویژه نامه مبعث 1436 | مصباح | 21 | 9,964 |
۲۶/اردیبهشت/۹۴ ۲:۰۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|






![[تصویر: 0000.png]](http://paradise-110.persiangig.com/0000.png)
![[تصویر: 8_Zelei.gif]](http://s1.picofile.com/file/7837196127/8_Zelei.gif)
![[تصویر: mabhas_bahar.jpg]](http://s1.picofile.com/file/8124294184/mabhas_bahar.jpg)



![[تصویر: 1_s1.jpg]](http://askdin.com/gallery/images//594/medium/1_s1.jpg)
![[تصویر: 20100702133748515_imam_sajad-01.jpg]](http://gallery.omidvaran.org/wp-content/uploads/2013/06/20100702133748515_imam_sajad-01.jpg)



![[تصویر: 0.739437001401776696_taknaz.jpg]](http://www.taknaz.ir/upload/90/0.739437001401776696_taknaz.jpg)

![[تصویر: sahife-sajadiyeh.jpg]](http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/sahife-sajadiyeh.jpg)
![[تصویر: YasGroup.ir-moteharek-imam-sajad-8.gif]](http://www.yasgroup.ir/wp-content/uploads/2013/06/YasGroup.ir-moteharek-imam-sajad-8.gif)


![[تصویر: sajad_talar.png]](http://s5.picofile.com/file/8125362092/sajad_talar.png)


![[تصویر: Sajjad.gif]](http://s5.picofile.com/file/8125337584/Sajjad.gif)