کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
☆ إکفیانی یا محمد! یا علی! ☆ ویژه نامه مبعث 1436
۲۱:۲۳, ۲۷/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۴ ۱۰:۴۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: rasoolallah.jpg]



وَﭐعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ ﭐللَّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُواْ

و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید.


آل عمران- 103







امروز اختلافات مذهبی بین مسلمانان، شمشیری است در دست دشمن!
علنی کردن اختلافاتی که کینه ها را بیشتر می کند، کفران نعمت است.
در جلسات نباید کینه ها و اختلافات را طرح کرد.

مقام معظم رهبری -
31/ 1 /93



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[تصویر: yaAli.jpg]
آفرینش بر مدار عشق بود!
مصطفی آیینه‌دار عشق بود!

میم او شد مرکز پرگار عشق!
بر تجلی بر سر بازار عشق!

تا قلم بر حلقه صادش رسید،
شد الم‌نشرح لک صدرک پدید!

طا طریق عشق‌بازی را نوشت!
فا فروغ سرفرازی را نوشت!

یا یقین عشق‌بازان را نگاشت!
خلق عالم بیش از این یارا نداشت!

دست حق تا خشت آدم را نهاد،
بر زبانش نام خاتم را نهاد!

نام احمد نام جمله انبیاست!
چون که صد آمد نود هم پیش ماست!


از مناره پنج نوبت پرخروش،
نام احمد با علی آید به‌گوش!

روز و شب گویم به‌آوای جلی،
اکفیانی یا محمد یا علی!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به اهل مکه خبر دهید که از ارتفاع کوه، آبشاری جریان یافته است که نقطه تلاقیِ خدا با زمین خواهد شد.

مردی از عرب برمی‏ خیزد تا ردای سبز رسالت را از دوش خود، بر شهر یخ‏زده بت‏ها بکشد تا در پناه آیه‏ ها و سوره‏ های نگاهش، روح منتظر بشر را به اشارتی، آسمانی کند.

به اهل مکه خبر دهید، مردی از بالا می‏ آید تا قطره قطره، دریا را به جان قلب‏ های سنگی بچشاند و خبر دهد از روزی که خواب از سر دیوارها خواهد پرید و پرندگان ایمان، در تمام زمین، نامه‏ رسانِ رسالت او خواهند شد.

ای اهل زمین! بگشایید انحنای بازوانِ خود را تا صراط مستقیم او را در آغوش گیرید!

محمد دگرگون کننده ارزش‏هاست!

امروز، شهادت می‏ دهم که نیست خدایی جز او و محمد (صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله) رسول و فرستاده خداست.

شهادت می‏ دهم که سراپرده بهشت را به حرمت دستان امین محمد، بنا کرده‏ اند.

مبعث، سپیده‏ دمی است که خداوند، نامه سی جزئی خود را، به دست امین‏ ترین بنده ‏اش داد، تا دست زمین را به آسمان برساند.

مبعث، پایان ماجرای دختران زنده‏ به‏ گور و آغاز تساوی سیاه و سپید، در قاموس محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود؛
او که قطره قطره، برخلاف جریان آب‏ های زمانه حرکت می‏ کرد.

دیری نخواهد پایید که صفوف موحدان، حلقه‏ های لبیک را به دور خانه دوست، بیارایند.

بارِ امانتی که آسمان، توانِ کشیدن آن را نداشت، بر دوش نازنینِ احمد از صفین به اُحد و از تبوک به جمل و خیبر کشیده خواهد شد.

یا رسول اللّه‏! دستانم را بگیر تا بت‏های باقی‏مانده دلم را بشکنم که خدای تو خریدار دل‏شکستگان است.



[تصویر: salavat.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، Hadith ، منادی حق ، لبخند خدا ، عبدالرحیم ، سیمرغ ، أین المنتظر ، Farzaneh ، Ali#59 ، حسن عزتي ، Night_World ، تفکر ، عبدالرحمن ، Bahar ، آیلار ، علمدار133 ، مجید املشی ، mahdy30na ، SAViOR ، مجتبی110 ، Reza2035 ، zahra11 ، شیدا ، amirak ، sagheb ، آفتاب ، عبدالزهراء
۰:۲۷, ۲۸/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اردیبهشت/۹۳ ۱:۰۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: Qare_Hara.jpg]

پرده ی اول؛

از حرا فرود آمد. به خانه رفت:
گفت: "برد بیاورید تا خود را بپوشانم"
می لرزید و می لرزید, چنان که بید در باد.
باز صدایش کردی: "ای جامه به خود پیچیده! برخیز!"
*
__________

و تو مرا مبعوث می خواهی! برانگیخته! رسول اقلیم کوچک خودم ...

*مدثر/ آیه1
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، أین المنتظر ، مصباح ، Farzaneh ، Ali#59 ، حسن عزتي ، Night_World ، تفکر ، منادی حق ، عبدالرحمن ، Bahar ، آیلار ، علمدار133 ، مجید املشی ، mahdy30na ، SAViOR ، Reza2035 ، Eve ، amirak
۱۲:۵۸, ۲۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار

قال رسول الله صلّی الله عليه و آله:


انّما بُعِثتُ لِاُتَمّمَ مَکارِمَ الاَخلاق.




...السلام علیک یا نبی الرحمة...

دارد خدا هـــوای تو را طور دیگری
از آدمـــی سری،به خـدا طور دیگری

در بین خلق خنده نمـــی رفت از لبت
گریه کــن سحر!، به خفا طور دیگری

مُحرِم شده است مروه به زیر قدوم تو
حالا "صفا" گرفته صفا طور دیگری

ذکر درود بر تو و اولاد پــــــــــاک تو
تاثیر می دهد به دعـــــــا طور دیگری

گرچه نبیّ، ولی به علــی فخر می کنی
با تک برادرت بــــه خدا طور دیگری

هرچند "لطف"، ذاتیِ اولاد فاطمه است...
دارد بــــزرگ خانه ،عطا طور دیگری

ما را که با زبان خــوش آدم نمی شویم_
باید جــــــــدا کنی ز خطا طور دیگری

تنها مسیر قـــــرب "ولایت پذیری" است
"حب علی" که هست،چرا طور دیگری؟

وقتی حسین از تو و وقتی تو از حسین...
مــــانند ســـید الشهـــــــدا طـور دیگری


.
اعمــــال جاهلیت آن روز رفته...نــه
برگشته است ظلم و جفا طور دیگری

وقتش رسیده بعثت دیگر بپا شود
وقت خروج منتقم کربـــــــلا شود



محمدکاظمی نیا

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، مصباح ، أین المنتظر ، سیمرغ ، عبدالرحمن ، Night_World ، آیلار ، علمدار133 ، مجید املشی ، mahdy30na ، SAViOR ، Bahar
۱۶:۵۵, ۲۸/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۴۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


عَنْ أَبِی عَلْقَمَةَ قال: صَلَّی بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الصُّبْحَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَینَا فَقَالَ:
مَعَاشِرَ أَصْحَابِی رَأَیتُ الْبَارِحَةَ عَمِّی حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ أَخِی جَعْفَرَ بْنَ أَبِی طَالِبٍ... فَدَنَوْتُ مِنْهُمَا فَقُلْتُ:
بِأَبِی أَنْتَُما أَی الاْءَعْمَالِ وَجَدْتُمَا أَفْضَلُ؟
قَالا: فَدَینَاک بالآبَاءِ وَالامُّهاتِ وَجَدْنَا أَفْضَلَ الاْءَعْمَالِ الصَّلاةَ عَلَیک وَ سَقْی الْمَالِ وَ حُبَّ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام.


ابو علقمه می گوید:
پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله بعد از نماز صبح رو به ما کرد و فرمود:

اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر (طیار) را در خواب دیدم. به آن دو نزدیک شدم و گفتم: «کدام عمل را برتر یافتید؟»

پاسخ دادند: پدر و مادر ما فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را برترین اعمال یافتیم.

«بحارالانوار،جلد 39،صفحه 274»

[تصویر: Salavat02.jpg]


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، Bahar ، حسن عزتي ، علمدار133 ، منادی حق ، مجید املشی ، Night_World ، mahdy30na ، سیمرغ ، عبدالرحمن ، SAViOR ، Reza2035 ، amirak
۱۱:۵۳, ۲۹/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۱۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


« إنما بُعِثتُ لِاُتمِّمَ مَکارم الاخلاقِ »



قال صلّی الله علیه و آله : عَلَیکُم بِمَکارِم الاخلاقِ! فَإنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ بَعَثَنی بِها. وَ إنَّ مِن مَکارم الاخلاقِ : اءن یَعفُو الرجل عَمَّن ظَلَمَهُ و یُعطِیَ من حَرَمَهُ و یَصِل من قَطَعَهُ و اءن یَعودَ من لا یَعودُه.


پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود :

بر شما باد رعایت مکارم اخلاق! که خداوند مرا بر آنها مبعوث نمود. و بعضی از آنها عبارتند از :

* کسی که بر تو ظلم کند، به جهت غرض شخصی او را ببخش!

* کسی که تو را نسبت به چیزی محروم گرداند، کمکش نما!

* با شخصی که با تو قطع دوستی کند، رابطه داشته باش!

* شخصی که به دیدار تو نیاید، به دیدارش برو.


[تصویر: Salavat02.jpg]



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، mahdy30na ، Night_World ، سیمرغ ، أین المنتظر ، منادی حق ، عبدالرحمن ، SAViOR ، Bahar ، Reza2035
۱۹:۱۰, ۲۹/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۱۲ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



« إنک لَعَلی خُلُقٍ عَظیم » قلم-4



داشت می رفت مسجد؛ تو کوچه یک یهودی جلویش را گرفت و گفت: «من از تو طلبکارم؛ همین الان باید طلبم را بدهی».

رسول الله گفت: «اول این که از من طلبکار نیستی و همین طوری داری این را می گویی؛ دوم هم این که من پول همراهم نیست؛ بگذار رد شوم».

یهودی گفت: «یک قدم هم نمی گذارم جلو بروی».

رسول الله گفت: «درست نگاهم کن؛ تو از من طلبکار نیستی»؛

ولی یهودی همین طور یکی به دو کرد و بعد هم با حضرت گلاویز شد. کوچه خلوت بود و کسی رد نمی شد که بیاید کمک. مردم دیدند پیامبر برای نماز نرسید؛ آمدند پی اش؛ دیدند یهودی ردای پیغمبر را لوله کرده، دور گردن حضرت پیچانده و طوری می کشد که پوست گردن او قرمز شده، تا آمدند کاری کنند، از دور بهشان اشاره کرد که نیایید؛

گفت: «من خودم می دانم با رفیقم چه بکنم».

رفیقش!!! منظورش همین رفیقی بود که با ردا او را می کشاند. چشمشان افتاد در چشم هم؛

یهودی گفت:
« بهت ایمان آوردم! با این بزرگواری، بی تردید تو پیغمبری!!..»




[تصویر: Salavat02.jpg]



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، عبدالرحمن ، Night_World ، SAViOR ، حسن عزتي ، مجتبی110 ، Bahar ، Reza2035
۱۱:۳۷, ۳۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۳ ۱۶:۱۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



« لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکُم بِـالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ » توبه-128

رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است! و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان می باشد.


زجر می کشند!
سنگ های گران بر سینه!
زنجیرها!
شلاق ها!
آفتاب!
تشنگی!
رد می شود از کوچه. رو می گرداند تا اشکش را نبینند. چند بار بغض فرومی دهد. نمی داند چند بار نزدیک است بیفتد!
نمی داند چندبار راه عوض می کند، تا شاید نبیند.


« برادرانم ، اين شكنجه ها را تاب بياوريد . خدا با شماست ....»

اگر می شد روح خون چکانش را عریان کند، می دیدند که زخمی است به تعداد هر شلاق و مجروح به انداره ی هر زنجیر!
وزن تمام سنگ ها روی سینه اش بود. (1)


« مردي آمده است كه رنج شما ، بر او سخت دشوار است . عزيز عليه ما عنتم

مگر رنج هاي تك تك ما بر شانه ي اوست ؟ عزيز عليه !


(1) : اشاره به 13 سال اول دعوت دارد که مسلمانان در مکه تحت شدیدترین شکنجه ها بودند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


قال (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : ثلاثة اخافهن علی امتی : اءالضلالة بعد المعرفة، و مضلات الفتن و شهوت البطن و الفرج.

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند :
سه چیز است که از آنها برای امت خود احساس خطر می کنم :


1. گمراهی بعد از آنکه هدایت و معرفت پیدا کرده باشند.

2. گمراهی ها و لغزش های بوجود آمده از فتنه ها.
3. مشتهیات شکم و آرزوهای نفسانی و شهوت پرستی.

[تصویر: Salavat02.jpg]




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Night_World ، SAViOR ، حسن عزتي ، منادی حق ، عبدالرحمن ، Bahar ، Reza2035
۱۰:۴۸, ۳۱/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۳ ۱۷:۰۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

همانا برای شما در (سیره ی ) رسول خدا، الگو و سرمشقی نیکوست. (احزاب- 21)


1- اخلاق فردی :


* روی فرش ساده و حصیر می خوابید.
* کفش و لباس خود را وصله می زد.

* گاهی که به او توهین می شد، با تبسم یا عفو برخورد می نمود.
* شخصا به بازار می رفت و نیازمندی های خود را به خانه حمل می کرد.


انس می گوید :

* سال ها در خانه ی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودم، و هرگز از من انتقاد و گلایه ای نکرد.

* در خانه شیر می دوشید.
* به اطفال سلام می کرد.
* دعوت برده ها را می پذیرفت.
* از غذایی که میل نداشت، مذمت نمی کرد (قابل توجه افراد بهانه گیر)
* درباره ی مسواک و استفاده از عطر و غسل جمعه و اصلاح سر و صورت خود، به هنگام بیرون آمدن از خانه و پوشیدن لباس سفید عنایت و دقت خاصی داشت (قابل توجه مذهبیونی که می گن دل صاف باشه، ظاهر مهم نیست! )
* در حال صرف غذا تکیه به چیزی نمی داد تا قیافه متکبرانه در کنار نعمت های خدا را به خود نگیرد ( افسوس که زندگی های امروز، جایی برای این مورد نگذاشته!! و با اومدن میزهای غذاخوری، برکت، صفا و صمیمیتی که توی پهن کردن سفره بود رو با خودش برد...)


[تصویر: Salavat02.jpg]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Night_World ، منادی حق ، SAViOR ، Bahar ، Reza2035 ، حسن عزتي
۱۵:۴۵, ۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #9

[تصویر: 4.gif]



ماجرای بعثت حضرت پیامبر، با نقل‏های متفاوتی روایت شده است. چه سخنی رساتر و شیرین‏تر از بیان امام هادی علیه‏السلام که می‏فرماید: «هنگامی که محمد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا می‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می‏نگریست و از آنچه می‏دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می‏افتاد و آن‏گاه با روشنی خاصی به عبادت خداوند مشغول می‏شد. چون به چهل سالگی رسید، خداوند، دل او را بهترین، روشن‏ترین و خاضع‏ترین دل‏ها یافت. در آن لحظه‏ ها، جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: ای محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفرید. پس جبرئیل، رسالت خود را به انجام رسانید و به آسمان‏ها بالا رفت و محمد نیز از کوه فرود آمد. در این هنگام، خداوند، کوه‏ها، صخره‏ها و سنگلاخ‏ها را به سخن آورد، به گونه‏ای که به هر کدام می‏رسید، ادای احترام می‏کردند و می‏گفتند:
السلام علیک یا حبیبَ اللّه‏، السلام علیک یا ولی اللّه‏، السلام علیک یا رسولَ اللّه‏

[تصویر: 25122382001318522582172156156197136103109.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، Reza2035 ، مصباح ، حسن عزتي ، Night_World
۱۶:۵۵, ۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۳ ۱۷:۲۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

همانا برای شما در (سیره ی ) رسول خدا، الگو و سرمشقی نیکوست. (احزاب- 21)


2- مهمان نوازی :

سلمان می گوید :

به منزل پیامبر وارد شدم. متکایی که برای خود داشت، برای من قرار داد. جالب اینکه این عمل را نسبت به هر مهمانی انجام می داد.


روزی یکی از برادران و خواهران رضاعی هر کدام جداگانه خدمت پیامبر رسیدند. اما پیامبر نسبت به خواهر بیش از برادر احترام کرد . برخی دلیل این تفاوت را پرسیدند.

فرمود : چون این خواهر احترام پدر و مادر خود را بیشتر رعایت می کرد، من هم نسبت به او علاقه و احترام زیادتری دارم.
(بحارالانوار، ج16، ص281).

گاهی مهمانان حضرت پس از صرف غذا نمی رفتند و همچنان مشغول گفتگو بودند. اصلاً هم حواسشان نبود که این پیغمبر است و از حرف بیخودی اذیت می شود و نشستن بی موردشان سبب بازداشتن رسول خدا از کارهای فردی و اجتماعی است که قهرا سبب آزار پیامبر می شود. ولی حضرت تحمل می کردند و به اینها نمی گفت: «برید خونه تون».


طوری شد که خدا دخالت کرد و آیه نازل شد :

«مردم! این پیغمبر من، دارد اذیت می شود؛ خودش حیا می کند بگوید؛ من به شما می گویم»

فاِذا طَعِمتُم فانتَشِروا و لا مُستَانِسینَ لِحَدیثٍ
إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اللَّهُ لا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ.
(احزاب-53)






[تصویر: Salavat02.jpg]



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، منادی حق ، Bahar ، Night_World
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) boghz 46 16,878 ۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸
آخرین ارسال: ماحی
  مبعث حضرت رسول مبارک ali0077 12 7,230 ۴/اردیبهشت/۹۶ ۲۱:۱۲
آخرین ارسال: mahdy30na
  نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) حضرت عشق 11 7,185 ۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳
آخرین ارسال: میثم2
  ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) Bahar 60 26,806 ۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵
آخرین ارسال: mahdy30na
  ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام آفتاب 6 4,348 ۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳
آخرین ارسال: mahdy30na
Heart هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437" عبدالرحمن 83 20,193 ۲۸/اسفند/۹۴ ۹:۵۲
آخرین ارسال: sagheb
Question ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر mahdy30na 13 6,097 ۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷
آخرین ارسال: ماحی

پرش در بین بخشها:


بالا