کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سریال لاست و سفر به عرض موعود ( LOST )
۲۱:۳۴, ۳۱/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۰ ۲۱:۴۳ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQK98Ol2KmQw1FcHTIr2Y-...CNa-_RCn4m]
مدت هاست که پخش فصل نهایی سریال گمشدگان از شبکه های تلویزیونی آمریکا و اروپا به پایان رسیده و کمتر کسی است که این سریال جذاب و پرطرفدار را ندیده باشد.نسخه های زیرنویس فارسی آن هم که به فاصله کمی از زمان پخش سریال بر روی سایتهای ایرانی موجود و در دسترس همه بوده و هست.

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTSaeLEZRP84Kzp4rf56Re...Qr9-BvD2Mo]
علارغم خوش ساخت بودن گمشدگان آاپیزود های پایانی این سریال به طور بدی غیر منتظره بود! این هم مثل بسیاری از تولیدات هالیوود در دهه های اخیر(جنگ ستارگان-تایتانیک-ترمیناتور-ماتریکس-ارباب حلقه ها-هری پاتر-آواتار-۲۰۱۲ و ...) یک داستان ایدئولوژیک ومحتوایی آخر الزمانی داشت.

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQo1G-wuLey2FuBosx8AJQ..._arfaTmWYI]
منتها چیزی که این سریال را از همه فیلمهای با مضمون مشابه هالیوود متمایز میسازد تبلیغ آشکار تفکر ماسونی و وجود علائم آشکار فراماسونری در متن این سریال است. اگر کمی به تاریخچه یهود توجه کنیم متوجه این موضوع می شویم.حضور فردی با نام جیکوب Jacob (همان یعقوب) در جزیره و وجود معبدی مخروبه در جزیره (یادآور معبد سلیمان) نوشته ها و علائم درون معبد (مثل چشم جهان بین) و وجود مجسمه پر هیبت در جزیره با صلیب اوانجلیک ها در دستش یا همان آنخ (اشاره به یهودیان معتقد به ظهور مسیح) , استفاده از علائم مصر باستان در جای جای جزیره و وجود فردی با عمر طولانی در جزیره و... همه اینها یادآور عقاید فراماسونری است. حتی در این سریال از مسلمانان نیز تصویری غیرواقعی و نامناسب به نمایش درآمد (نماد مسلمانان در این سریال فردی است به نام سعید جراح که یک قاتل بالفطره است و علارغم مسلمان بودنش از هیچ حرامی نمی پرهیزد و روابط نامشروع را عین آب خوردن انجام می دهد )
و البته این فرد یک شکنجه گر حرفه ای در رژیم بعثی عراق بوده که در نهایت به مردمش خیانت می کند.
در آخر سریال نیز اینگونه همه چیز به پایان می رسد که در نهایت همه آنها از هر دین و مذهب به سمت یک مقصد واحد در حرکت هستند و این حرکت گریز ناپذیر است. این موضوع نیز بنظر من یاد آور همان هدف نهایی یهود یعنی حرکت به سمت سرزمین موعود است. هرچه بیشتر میگذرد تلاش و نفوذ عمیق یهودیان برای نیل به اهداف خود و طرفدارانشان بر همه دنیا آشکار می شود.خود من به شخصه معتقدم این اراده و کسب نفوذ و قدرت اینان تلنگری است برای مسلمانان و عقاید مهدویت.
به تازگی ها هم من یه قسمتی رو دیدم که جدا از این سریال بود ولی گذری مروری بر کل سریال از فصل 1 تا 6 داشت . و مهمترین نکته این که این اپیزود با بیدار شدن جک شفرد آغاز می شه که اول چشم اونو نشون می ده که فکر کنم به چشم دجال مربوط بشه و از اول تا آخر با لغت Destiny به معنای تقدیر کنجار می ره.

به امید بیداری هر چه بیشتر انسان های خفته در خواب خرگوشی!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، Admirer ، hadi.ah ، mhvvhm ، mohamad ، alitalebi
۲۱:۵۳, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
من معمولا سعي مي­كنم از فيلمها لذت ببرم و بدون پيش­داوري سراغ آنها مي­روم ولي اولين قسمت اين سريال براي من عجيب بود. شمشير برهنه اين سريال، نامها و اسامي آن بود كه ذهنيت من را خدشه­دار كرد. در اين سريال، خداي ليبراليسم و تجربه­گرايي يعني «جان لاك» در قالب نقشی با همين نام به عرصه آمده است و جالب­تر اينكه در فصل چهارم متوجه مي­شويم جان لاك نام خود را به «جِرمي بنتام» تغيير داده است يعني نام فيلسوفي كه منفعت اقتصادي را اصل مي­داند. تفاوت او با جان لاك در اين است كه جان لاك مالكيت خصوصي را بعلت اعتقاد به ليبراليسم ولي بنتام بخاطر اصالت منفعت مطرح مي­كند. جالبتر اينكه در اين دوره او ديگر به رهبري رسيده است. نام دزموند(ديويد)هيوم فيلسوف پوچ­گرای اسكاتلندي كه اتفاقا در اين فيلم با همين نام و مليت است توجه مرا بيشتر به خود جلب كرد.«دنيل راسو» نيز زني مردم­گريز و تنها در جنگل است كه نامش يادآور فيلسوف جامعه­گريز «ژان­ژاك روسو» است. «ميخائيل باكونين» فيلسوف آنارشيست شوروي هم در اين فيلم نقشي دارد. نكته اينجاست كه عقايد همه اين فيلسوفان اومانيست غربي در اين سريال، در ظرف زمان و مكان خود كاملا بحق توجيه مي­شوند.

اسامي غيرمشهور هم جهتدار هستند. مثلا نام «شپرد» رهبر نجات­يافتگان، بمعني «چوپان» است و از اسامي حضرت مسيح بوده كه مسيحيان گاهي شپرد را بجاي كلمه مسيح و يا خدا بكار مي­برند. صاحبان جزيره­ي مرموز، اغلب اسامي يهودي دارند و كساني كه بعلت سقوط هواپيما، اتفاقي روي اين جزيره فرود آمده­اند اغلب مسيحي هستند بجز يك نفر مسلمان و دو نفر چشم بادامي. فرد مسلمان يك شكنجه­گر عراقي بنام سعيد جراح است(جراح يعني خونريز) و متولد شهر تكريت(محل تولد صدام) است! اسامي حواريون در بين مسيحيان،ريچال(راحيل مادر یوسف و بنیامین)، سیمون (شمعون)، آرن(هارون)، بن(بنيامين) و ژاكوب (يعقوب، پدر بني­اسراييل) به عنوان رييس اصلي و پشت پرده صاحبان جزيره عجيبتر از همه بود.

وقتي ديدم others با نامهاي يهودي كه اتفاقا گروهي برگزيده هستند، خطاب به مسافران سرگردان سقوط كرده در اين جزيره گفتند: "اين جزيره­ي ماست نه جزيره شما، شما اينجا هستيد چون ما اجازه داديم." ديگر نتوانستم خودم را به خوش­بيني بزنم! اين ساكنان در قسمتهاي اول بسيار وحشي و خونريز ديده مي­شدند ولي به مرور بيننده به اين نتيجه مي­رسد كه اتفاقا آنها بسيار انسانهاي متمدن، باهوش و نهايتا انسانهاي مظلومي هستند كه براي نجات خودشان و بشريت در حال تلاش هستند. بعد از قتل عام عمومي ساكنان جزيره در سالهاي گذشته، بار ديگر اخيرا مورد هجوم قرار مي­گيرند كه مجبور به مهاجرت و جابجايي مي­شوند. صحنه­هاي كوچ اين ساكنان اصلي در جزيره خودشان بسيار رقت­انگيز است و اجبارا به تنها نقطه امن جزيره يعني معبد(temple) كوچ مي­كنند. غول ناشناخته­ای هم وجود دارد که بدون علت انسانها را می­رباید و می­کشد ولی بعد معلوم می­شود که فقط یک سیستم امنیتی سالم برای حفظ معبد است. درمورد مکان جزیره هم آنها مطمئن نیستند که جزیره مطلوب آنها همانجا باشد بلکه فقط پیش­بینی کرده­اند که در آینده این نقطه میتواند باشد و اینگونه به آن نقطه رسیده­اند و جالبتر اینکه همه باید به آن جزیره برگردند چون قرار است جنگ بزرگی بین خیر و شر در آن جزیره رخ دهد و ... نکاتی از این قبیل مثل اصالت مادر، تولد و خون كه از اركان عقايد يهود است در اين فيلم با ظرافت زيادي مورد توجه قرار گرفته است كه با بررسي تك تك صحنه­ها و ديالوگها مي­توان يك كتاب نوشت.

مديريت اجباري جك شپرد بر جامعه نجات­يافتگان و رقابت او با جان لاك هم پر از نكات تاريخي است كه در اين مختصر نمي­گنجد. جدال بنيامين و جان لاك براي هدايت جامعه يهوديان هم بي­حساب نيست. تكيه كلام بنيامين اين است كه من هميشه و در همه حال برنامه­اي دارم. اوايل مخاطب مي­بيند كه بنيامين، رهبر ساكنان اصلي جزيره، خيلي دروغ مي­گويد ولي بعد به اين نتيجه مي­رسد كه اين دروغ­ها فقط براي حفظ جان ساكنان جزيره و يا كل جهان بوده است. «برگزيده بودنِ» آنها توسط يعقوب هم خيلي تاكيد مي­شود.

كساني كه هنوز هم يهودي بودن اين سريال را باور ندارند كافي است lost را در گوگل­كتاپ جستجو كنند تا بيابند كه طي چند دهه اخير چقدر كتاب منتشر شده كه نام لاست در تيتر آنها وجود دارد. البته اغلب اين كتابها در مورد سريال لاست نيست بلكه در مورد اقوام ناپديد شده يهود و يا بهشت گم­شده آنهاست!
....................................................................................................​..........................................................منبع:islamonline.blogfa.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، Admirer ، طالب نور ، یاســین ، mhvvhm ، alitalebi ، امیرحسن
۲۲:۴۳, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
من سری اولش رو دیدم بعدش که دیگه رفتم خدمت سربازی نرسیدم باقیش رو ببینم ولی این اسم جیکوب و اون معبده و اون مجسمه همیشه واسم مثل یه علامت سوال بود!!حتی اسم اون موسسه که تحقیق میکرد توی اون جزیره اسمش دارما هست شما رو یاد چی میندازه؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، alitalebi
۱۱:۳۵, ۱۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
من کل این سریال خارجی رو دیدم
آخرش دیدم هیچی نشد آخرش همه تو یه کلیسا جمع شدن و حرفای عرفانی می زنن
آخرش همین شد پوچی و ...
از اول تا آخر این فیلم با کلمه ی Destiny یا همان سرنوشت مواجه می شین که بی مربوط به بعضی مسائل نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۷, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام به همه شمایی که لاست رو دیدین. توصیه می کنم سخرانی استاد حسن عباسی رو بشنوید. خیلی جالب بود.
لینکش رو گذاشتم.
http://www.mediafire.com/?vz7bv5gwmmad7o9
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohsen .
۱۲:۲۲, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6

من شنیده بودم 18 نویسنده و 4 کارگردان داره که یکی از کارگردانهاش خانم بود...
البته فقط شنیدم هاااااااا منبعش گوش هام هستن...

ولی نقد آقای عباسی در مورد تک تک شخصیت های این فیلم رو دیدم . خیلی حساب شده و برنامه ریزی شده در طول داستان افکار غربگرایانه اشون رو به خرد بیننده میده .

البته تا فصل دوم فیلم رو هم دیدم ولی از محتواش خوشم نیومد بقیه اش رو نگاه نکردم .Dodgy

با چیزهای که از صحبت های آقای عباسی متوجه شدم تمامش اباحی گری رو نشون میده ...Angry
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۰, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
آخر این سریال آدم می فهمه فقط وقتشو تلف کرده برای تماشای این سریال.
خیلی سریاله جالبی نیست. فقط از صبح تا شب کلمه ی سرنوشت رو می شنویم تو این سریال. یعنی خدایی وجود نداره و این فط سرنوشته که آدمو کنترل می کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: abas_341 ، طالب نور
۲۳:۲۳, ۱۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
نکته قابل تأمل شهبازی در این سریال نیز گذرنامه ایرانی یکی از بدترین شخصیت‌های سریال است: در اپيزود اوّل فصل ششم، زماني که سعيد جراح، تنها مسلمان «جزيره»، در هواپيماي اوشيانيک به لس‌آنجلس مي‌رود، و اين بار سقوطي در کار نيست و روايتي جديد از زندگي معمولي قهرمانان سريال، بدون سقوط هواپيما، آغاز مي‌شود، او به عکس محبوبش، ناديا، مي‌نگرد که در لاي گذرنامه‌اش است. اين گذرنامه عراقي نيست؛ ايراني است. قطعاً اين انتخاب تصادفي نيست. چرا بايد فردي با پيشينه و شخصيتي چون سعيد جراح، که بازجو و شکنجه‌گر بي‌رحم گارد صدام حسين بوده و قتل ده‌ها انسان را در کارنامه خود دارد و در يک کلام نمادي است از خشونت و قساوت حکومت‌هاي پليسي، با پاسپورت ايراني به ايالات متحده آمريکا سفر کند؟Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: abas_341 ، یاســین ، fereshteh ، امیرحسن
۰:۰۲, ۱۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۲۳)mohsen-321 نوشته است:  نکته قابل تأمل شهبازی در این سریال نیز گذرنامه ایرانی یکی از بدترین شخصیت‌های سریال است: در اپيزود اوّل فصل ششم، زماني که سعيد جراح، تنها مسلمان «جزيره»، در هواپيماي اوشيانيک به لس‌آنجلس مي‌رود، و اين بار سقوطي در کار نيست و روايتي جديد از زندگي معمولي قهرمانان سريال، بدون سقوط هواپيما، آغاز مي‌شود، او به عکس محبوبش، ناديا، مي‌نگرد که در لاي گذرنامه‌اش است. اين گذرنامه عراقي نيست؛ ايراني است. قطعاً اين انتخاب تصادفي نيست. چرا بايد فردي با پيشينه و شخصيتي چون سعيد جراح، که بازجو و شکنجه‌گر بي‌رحم گارد صدام حسين بوده و قتل ده‌ها انسان را در کارنامه خود دارد و در يک کلام نمادي است از خشونت و قساوت حکومت‌هاي پليسي، با پاسپورت ايراني به ايالات متحده آمريکا سفر کند؟Huh


سلام
آقا محسن اگر امکان داره یک عکس از صحنه ای که پاسپورت ایرانی رو نشمون می ده بزار آخه اکثر ببینندگان سریال به این مسائل ریز دقت نکردند!
البته بماند که این سریال اینقدر تفکرات پوچ و بی معنی ماسونی داره که هر کس نگاه کنه از کار خودش پشیمون می شه...Confused
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohsen-321
۱۴:۲۴, ۱۴/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۰ ۱۴:۲۹ توسط mohsen-321.)
شماره ارسال: #10
آواتار
دوستان این هم عکس اون پاسپورت مشکوکه دقت کنین کاملا مشخصه این یه پاسپورت ایرانیه عکس حافظیه رو ببینید...

http://khabaronline.ir/images/2010/4/53726_590.jpg
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، سید ابراهیم ، abas_341 ، alitalebi
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  بررسی و تحلیل کامل سریال لاست/Lost saman151 8 8,053 ۲۵/تیر/۹۴ ۱۶:۲۸
آخرین ارسال: saman151

پرش در بین بخشها:


بالا