|
سریال لاست و سفر به عرض موعود ( LOST )
|
|
۲۱:۳۴, ۳۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۰ ۲۱:۴۳ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مدت هاست که پخش فصل نهایی سریال گمشدگان از شبکه های تلویزیونی آمریکا و اروپا به پایان رسیده و کمتر کسی است که این سریال جذاب و پرطرفدار را ندیده باشد.نسخه های زیرنویس فارسی آن هم که به فاصله کمی از زمان پخش سریال بر روی سایتهای ایرانی موجود و در دسترس همه بوده و هست. علارغم خوش ساخت بودن گمشدگان آاپیزود های پایانی این سریال به طور بدی غیر منتظره بود! این هم مثل بسیاری از تولیدات هالیوود در دهه های اخیر(جنگ ستارگان-تایتانیک-ترمیناتور-ماتریکس-ارباب حلقه ها-هری پاتر-آواتار-۲۰۱۲ و ...) یک داستان ایدئولوژیک ومحتوایی آخر الزمانی داشت. منتها چیزی که این سریال را از همه فیلمهای با مضمون مشابه هالیوود متمایز میسازد تبلیغ آشکار تفکر ماسونی و وجود علائم آشکار فراماسونری در متن این سریال است. اگر کمی به تاریخچه یهود توجه کنیم متوجه این موضوع می شویم.حضور فردی با نام جیکوب Jacob (همان یعقوب) در جزیره و وجود معبدی مخروبه در جزیره (یادآور معبد سلیمان) نوشته ها و علائم درون معبد (مثل چشم جهان بین) و وجود مجسمه پر هیبت در جزیره با صلیب اوانجلیک ها در دستش یا همان آنخ (اشاره به یهودیان معتقد به ظهور مسیح) , استفاده از علائم مصر باستان در جای جای جزیره و وجود فردی با عمر طولانی در جزیره و... همه اینها یادآور عقاید فراماسونری است. حتی در این سریال از مسلمانان نیز تصویری غیرواقعی و نامناسب به نمایش درآمد (نماد مسلمانان در این سریال فردی است به نام سعید جراح که یک قاتل بالفطره است و علارغم مسلمان بودنش از هیچ حرامی نمی پرهیزد و روابط نامشروع را عین آب خوردن انجام می دهد ) و البته این فرد یک شکنجه گر حرفه ای در رژیم بعثی عراق بوده که در نهایت به مردمش خیانت می کند. در آخر سریال نیز اینگونه همه چیز به پایان می رسد که در نهایت همه آنها از هر دین و مذهب به سمت یک مقصد واحد در حرکت هستند و این حرکت گریز ناپذیر است. این موضوع نیز بنظر من یاد آور همان هدف نهایی یهود یعنی حرکت به سمت سرزمین موعود است. هرچه بیشتر میگذرد تلاش و نفوذ عمیق یهودیان برای نیل به اهداف خود و طرفدارانشان بر همه دنیا آشکار می شود.خود من به شخصه معتقدم این اراده و کسب نفوذ و قدرت اینان تلنگری است برای مسلمانان و عقاید مهدویت. به تازگی ها هم من یه قسمتی رو دیدم که جدا از این سریال بود ولی گذری مروری بر کل سریال از فصل 1 تا 6 داشت . و مهمترین نکته این که این اپیزود با بیدار شدن جک شفرد آغاز می شه که اول چشم اونو نشون می ده که فکر کنم به چشم دجال مربوط بشه و از اول تا آخر با لغت Destiny به معنای تقدیر کنجار می ره. به امید بیداری هر چه بیشتر انسان های خفته در خواب خرگوشی!!! |
|||
|
|
۲۱:۵۳, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من معمولا سعي ميكنم از فيلمها لذت ببرم و بدون پيشداوري سراغ آنها ميروم ولي اولين قسمت اين سريال براي من عجيب بود. شمشير برهنه اين سريال، نامها و اسامي آن بود كه ذهنيت من را خدشهدار كرد. در اين سريال، خداي ليبراليسم و تجربهگرايي يعني «جان لاك» در قالب نقشی با همين نام به عرصه آمده است و جالبتر اينكه در فصل چهارم متوجه ميشويم جان لاك نام خود را به «جِرمي بنتام» تغيير داده است يعني نام فيلسوفي كه منفعت اقتصادي را اصل ميداند. تفاوت او با جان لاك در اين است كه جان لاك مالكيت خصوصي را بعلت اعتقاد به ليبراليسم ولي بنتام بخاطر اصالت منفعت مطرح ميكند. جالبتر اينكه در اين دوره او ديگر به رهبري رسيده است. نام دزموند(ديويد)هيوم فيلسوف پوچگرای اسكاتلندي كه اتفاقا در اين فيلم با همين نام و مليت است توجه مرا بيشتر به خود جلب كرد.«دنيل راسو» نيز زني مردمگريز و تنها در جنگل است كه نامش يادآور فيلسوف جامعهگريز «ژانژاك روسو» است. «ميخائيل باكونين» فيلسوف آنارشيست شوروي هم در اين فيلم نقشي دارد. نكته اينجاست كه عقايد همه اين فيلسوفان اومانيست غربي در اين سريال، در ظرف زمان و مكان خود كاملا بحق توجيه ميشوند.
اسامي غيرمشهور هم جهتدار هستند. مثلا نام «شپرد» رهبر نجاتيافتگان، بمعني «چوپان» است و از اسامي حضرت مسيح بوده كه مسيحيان گاهي شپرد را بجاي كلمه مسيح و يا خدا بكار ميبرند. صاحبان جزيرهي مرموز، اغلب اسامي يهودي دارند و كساني كه بعلت سقوط هواپيما، اتفاقي روي اين جزيره فرود آمدهاند اغلب مسيحي هستند بجز يك نفر مسلمان و دو نفر چشم بادامي. فرد مسلمان يك شكنجهگر عراقي بنام سعيد جراح است(جراح يعني خونريز) و متولد شهر تكريت(محل تولد صدام) است! اسامي حواريون در بين مسيحيان،ريچال(راحيل مادر یوسف و بنیامین)، سیمون (شمعون)، آرن(هارون)، بن(بنيامين) و ژاكوب (يعقوب، پدر بنياسراييل) به عنوان رييس اصلي و پشت پرده صاحبان جزيره عجيبتر از همه بود. وقتي ديدم others با نامهاي يهودي كه اتفاقا گروهي برگزيده هستند، خطاب به مسافران سرگردان سقوط كرده در اين جزيره گفتند: "اين جزيرهي ماست نه جزيره شما، شما اينجا هستيد چون ما اجازه داديم." ديگر نتوانستم خودم را به خوشبيني بزنم! اين ساكنان در قسمتهاي اول بسيار وحشي و خونريز ديده ميشدند ولي به مرور بيننده به اين نتيجه ميرسد كه اتفاقا آنها بسيار انسانهاي متمدن، باهوش و نهايتا انسانهاي مظلومي هستند كه براي نجات خودشان و بشريت در حال تلاش هستند. بعد از قتل عام عمومي ساكنان جزيره در سالهاي گذشته، بار ديگر اخيرا مورد هجوم قرار ميگيرند كه مجبور به مهاجرت و جابجايي ميشوند. صحنههاي كوچ اين ساكنان اصلي در جزيره خودشان بسيار رقتانگيز است و اجبارا به تنها نقطه امن جزيره يعني معبد(temple) كوچ ميكنند. غول ناشناختهای هم وجود دارد که بدون علت انسانها را میرباید و میکشد ولی بعد معلوم میشود که فقط یک سیستم امنیتی سالم برای حفظ معبد است. درمورد مکان جزیره هم آنها مطمئن نیستند که جزیره مطلوب آنها همانجا باشد بلکه فقط پیشبینی کردهاند که در آینده این نقطه میتواند باشد و اینگونه به آن نقطه رسیدهاند و جالبتر اینکه همه باید به آن جزیره برگردند چون قرار است جنگ بزرگی بین خیر و شر در آن جزیره رخ دهد و ... نکاتی از این قبیل مثل اصالت مادر، تولد و خون كه از اركان عقايد يهود است در اين فيلم با ظرافت زيادي مورد توجه قرار گرفته است كه با بررسي تك تك صحنهها و ديالوگها ميتوان يك كتاب نوشت. مديريت اجباري جك شپرد بر جامعه نجاتيافتگان و رقابت او با جان لاك هم پر از نكات تاريخي است كه در اين مختصر نميگنجد. جدال بنيامين و جان لاك براي هدايت جامعه يهوديان هم بيحساب نيست. تكيه كلام بنيامين اين است كه من هميشه و در همه حال برنامهاي دارم. اوايل مخاطب ميبيند كه بنيامين، رهبر ساكنان اصلي جزيره، خيلي دروغ ميگويد ولي بعد به اين نتيجه ميرسد كه اين دروغها فقط براي حفظ جان ساكنان جزيره و يا كل جهان بوده است. «برگزيده بودنِ» آنها توسط يعقوب هم خيلي تاكيد ميشود. كساني كه هنوز هم يهودي بودن اين سريال را باور ندارند كافي است lost را در گوگلكتاپ جستجو كنند تا بيابند كه طي چند دهه اخير چقدر كتاب منتشر شده كه نام لاست در تيتر آنها وجود دارد. البته اغلب اين كتابها در مورد سريال لاست نيست بلكه در مورد اقوام ناپديد شده يهود و يا بهشت گمشده آنهاست! ..............................................................................................................................................................منبع:islamonline.blogfa.com |
|||
|
|
۲۲:۴۳, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من سری اولش رو دیدم بعدش که دیگه رفتم خدمت سربازی نرسیدم باقیش رو ببینم ولی این اسم جیکوب و اون معبده و اون مجسمه همیشه واسم مثل یه علامت سوال بود!!حتی اسم اون موسسه که تحقیق میکرد توی اون جزیره اسمش دارما هست شما رو یاد چی میندازه؟؟
|
|||
|
|
۱۱:۳۵, ۱۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
من کل این سریال خارجی رو دیدم
آخرش دیدم هیچی نشد آخرش همه تو یه کلیسا جمع شدن و حرفای عرفانی می زنن آخرش همین شد پوچی و ... از اول تا آخر این فیلم با کلمه ی Destiny یا همان سرنوشت مواجه می شین که بی مربوط به بعضی مسائل نیست. |
|||
|
۰:۴۷, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام به همه شمایی که لاست رو دیدین. توصیه می کنم سخرانی استاد حسن عباسی رو بشنوید. خیلی جالب بود.
لینکش رو گذاشتم. http://www.mediafire.com/?vz7bv5gwmmad7o9 |
|||
|
|
۱۲:۲۲, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
من شنیده بودم 18 نویسنده و 4 کارگردان داره که یکی از کارگردانهاش خانم بود...
البته فقط شنیدم هاااااااا منبعش گوش هام هستن... ولی نقد آقای عباسی در مورد تک تک شخصیت های این فیلم رو دیدم . خیلی حساب شده و برنامه ریزی شده در طول داستان افکار غربگرایانه اشون رو به خرد بیننده میده . البته تا فصل دوم فیلم رو هم دیدم ولی از محتواش خوشم نیومد بقیه اش رو نگاه نکردم . ![]() با چیزهای که از صحبت های آقای عباسی متوجه شدم تمامش اباحی گری رو نشون میده ...
|
|||
|
۱۴:۲۰, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
آخر این سریال آدم می فهمه فقط وقتشو تلف کرده برای تماشای این سریال.
خیلی سریاله جالبی نیست. فقط از صبح تا شب کلمه ی سرنوشت رو می شنویم تو این سریال. یعنی خدایی وجود نداره و این فط سرنوشته که آدمو کنترل می کنه. |
|||
|
|
۲۳:۲۳, ۱۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
نکته قابل تأمل شهبازی در این سریال نیز گذرنامه ایرانی یکی از بدترین شخصیتهای سریال است: در اپيزود اوّل فصل ششم، زماني که سعيد جراح، تنها مسلمان «جزيره»، در هواپيماي اوشيانيک به لسآنجلس ميرود، و اين بار سقوطي در کار نيست و روايتي جديد از زندگي معمولي قهرمانان سريال، بدون سقوط هواپيما، آغاز ميشود، او به عکس محبوبش، ناديا، مينگرد که در لاي گذرنامهاش است. اين گذرنامه عراقي نيست؛ ايراني است. قطعاً اين انتخاب تصادفي نيست. چرا بايد فردي با پيشينه و شخصيتي چون سعيد جراح، که بازجو و شکنجهگر بيرحم گارد صدام حسين بوده و قتل دهها انسان را در کارنامه خود دارد و در يک کلام نمادي است از خشونت و قساوت حکومتهاي پليسي، با پاسپورت ايراني به ايالات متحده آمريکا سفر کند؟
|
|||
|
|
۰:۰۲, ۱۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۲۳)mohsen-321 نوشته است: نکته قابل تأمل شهبازی در این سریال نیز گذرنامه ایرانی یکی از بدترین شخصیتهای سریال است: در اپيزود اوّل فصل ششم، زماني که سعيد جراح، تنها مسلمان «جزيره»، در هواپيماي اوشيانيک به لسآنجلس ميرود، و اين بار سقوطي در کار نيست و روايتي جديد از زندگي معمولي قهرمانان سريال، بدون سقوط هواپيما، آغاز ميشود، او به عکس محبوبش، ناديا، مينگرد که در لاي گذرنامهاش است. اين گذرنامه عراقي نيست؛ ايراني است. قطعاً اين انتخاب تصادفي نيست. چرا بايد فردي با پيشينه و شخصيتي چون سعيد جراح، که بازجو و شکنجهگر بيرحم گارد صدام حسين بوده و قتل دهها انسان را در کارنامه خود دارد و در يک کلام نمادي است از خشونت و قساوت حکومتهاي پليسي، با پاسپورت ايراني به ايالات متحده آمريکا سفر کند؟ سلام آقا محسن اگر امکان داره یک عکس از صحنه ای که پاسپورت ایرانی رو نشمون می ده بزار آخه اکثر ببینندگان سریال به این مسائل ریز دقت نکردند! البته بماند که این سریال اینقدر تفکرات پوچ و بی معنی ماسونی داره که هر کس نگاه کنه از کار خودش پشیمون می شه... ![]() یا حق |
|||
|
|
۱۴:۲۴, ۱۴/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۰ ۱۴:۲۹ توسط mohsen-321.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دوستان این هم عکس اون پاسپورت مشکوکه دقت کنین کاملا مشخصه این یه پاسپورت ایرانیه عکس حافظیه رو ببینید...
http://khabaronline.ir/images/2010/4/53726_590.jpg |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بررسی و تحلیل کامل سریال لاست/Lost | saman151 | 8 | 8,048 |
۲۵/تیر/۹۴ ۱۶:۲۸ آخرین ارسال: saman151 |
|












