|
عيد قربان؛ روز ذبح نفس با تيغ تقوا
|
|
۲۱:۱۰, ۲۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود. صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است. ... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟
|
|||
|
|
۰:۱۲, ۲۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
![]() مناسک حج، احرام، طواف کعبه، صحرای عرفات، بیتوته در منا، صفا و مروه، قربانی و ... ماجرا دارد این روزها! این روزها که خانه خدا میزبان حاجی ها شد و عید در پیش است. عید سعید قربان! عیدی که ابراهیم(علیه السلام) مسبب ایجاد آن شد. آنقدر شنیده ایم که برایمان عادی شده اما اگر کمی فکر کنیم عظمتش آنقدر زیاد هست که در وصف نمی گنجد. آن هنگام که بنده ای با اثبات بندگی اش، روزی از روزهای خدا را به عید تبدیل کرد. می گویند: هر روزی که در آن گناه نکنی، آن روز عید است. گناه نکردن یعنی بندگی کردن! ما همیشه از خدا می خواهیم که خدایی بکند و کارها را آن طور که ما دلمان می خواهد پیش ببرد. دعا کردن هایمان هم حول محور خودمان می چرخد. بچه من، همسر من، خانه من، کار من، زندگی من... خدایا همه را آن طور که من صلاح می دانم به سرانجام برسان. درد من را درمان کن! مریض من را شفا بده، گره از مشکل من حل کن! حال روحی من را خوب کن! روزی فراوان به من عطا کن، شغل خوب، همسر خوب، دوست خوب، همسایه خوب، شریک خوب، همکار خوب، فامیل خوب به من عطا کن! اما گاهی یادمان می رود، خدا، خدایی اش را خوب بلد است. این ماییم که در بندگی مشکل داریم. خداوند حاکمیت آسمان و زمین را در اختیار دارد و با این حال ما فراموش می کنیم که تسلیم بودن، مقام ابراهیم(علیه السلام) است. آنقدر تسلیم که پس از سال ها آرزومندی سرانجام صاحب فرزندی می شود و آن فرزند تمام وجود ابراهیم(علیه السلام) است. ثمره سال های زندگی اش! اما آنقدر تسلیم است که به محض اینکه در خواب می بیند که باید این فرزند را در راه خدا قربانی کند، بهانه نمی آورد. با خدا مجادله نمی کند. ناله و فغان سر نمی دهد. ابراهیم(علیه السلام) بنده حقیقی است. آنقدر که می داند، قدرتمندترین انسان ها، انسانی است که توان از دست دادن را داشته باشد. از دست دادن عزیزترین موجود زندگی اش را. ![]() ابراهیم(علیه السلام) جانشین برحقی است برای خداوند! او نماینده کاملی است از انسانیت. آن هنگام که خداوند آدم را آفرید، فرشته ها به او اعتراض کردند که چرا آدم را آفریدی؟ ما که تو را تسبیح می کردیم. او در زمین فساد و خونریزی خواهد کرد... خداوند در پاسخ فرشته ها یک جمله گفت"انی اعلم ما لاتعلمون" "من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید". خداوند آن روز خوب می دانست، در میان آدمیان، انسان هایی خواهند بود که از ملک فراتر خواهند رفت و به جایی خواهند رسید که به جز خدا را نخواهند و نبینند؛ "رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند" یقینا آن روز خداوند خوب می دانست، روزی ابراهیم(علیه السلام) با اختیار خودش، فرزند عزیزش، پاره وجودش، را به قربانگاه خواهد برد تا به زمین و زمان، به فلک و ملک ثابت کند که خدا راست گفت که "انی اعلم ما لاتعلمون"! به راستی خداوند می دانست که انسان اگر به مرتبه والای بندگی برسد، عرش را به لرزه درخواهد آورد و ملک را بار دیگر به سجده واخواهد داشت. ابراهیم(علیه السلام) نماد یک انسان کامل بود. نماد یک مسلمان! یک تسلیم محض فرمان خداوند. "در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم ***** حکم آنچه تو فرمایی، لطف آنچه تو بنمایی" ابراهیم (علیه السلام)، اسماعیلش را به قربانگاه برد تا ثابت کند "حکم آنچه تو فرمایی" ![]() اسماعیل(علیه السلام) تمام وابستگی های زمینی ابراهیم(علیه السلام) بود که به قربانگاه می رفت. می رفت تا او را آسمانی کند. آنقدر آسمانی که خداوند بر او سلام دهد: سلام علی ابراهیم! ابراهیم(علیه السلام)؛ لبیک گفته بود، دعوت خداوند را. دعوتی را که سخت می نمود اما، امتحانی بود بر مقام بندگی ابراهیم(علیه السلام). می گویند وقتی بنده ای به فرمان خداوند پاسخ مثبت می دهد و او را لبیک می گوید، خداوند نیز به او می گوید"لبیک یا عبدی"! پاسخ خداوند بر لبیک ابراهیم(علیه السلام) هم با یک لبیک بود. لبیکی از جانب حق! آنجا بود که قدسیان دست افشان شدند و ملکوت خداوند نور باران شد از مقام تسلیم بنده خدا، ابراهیم(علیه السلام)! آن هنگام بود که اسماعیل(علیه السلام) به آغوش ابراهیم(علیه السلام) بازگشت و قربانگاه، عیدانه ابراهیم(علیه السلام) شد و اسماعیل(علیه السلام) هدیه ای شد به پاس این بندگی و عید قربان چشم روشنی آسمان ها شد برای مردمان زمین! مردمانی که بندگی را می پذیرند اما تسلیم را نه! خدا را می پذیرند اما خدایی کردنش را نه! ابراهیم بودن را دوست دارند اما اسماعیل را برای خودشان می خواهند. بندگانی که در زبان لبیک می گویند اما در باطن، منافع خود را می جویند. عید قربان از راه می رسد تا بار دیگر پیمان ببندیم با آنکه تمام وجودمان از اوست و بار دیگر بگوییم "اللهم لبیک ... " شاید روزی لبیک ما از زبان به باطن برسد و بندگی کنیم چون ابراهیم(علیه السلام) و شاید به رسیدن به معرفت واقعی این عید دل ببندیم و به این امید، پایدار ... |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ...::... ويژه عيد سعيد قربان ...::... | mahdy30na | 15 | 5,815 |
۱۳/مهر/۹۳ ۱:۴۲ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| عید قربان و پنج فرصت طلایی . . .ازدست ندهید | حسن عزتي | 0 | 1,052 |
۲۳/مهر/۹۲ ۱۳:۴۹ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|










![[تصویر: 03.jpg]](http://persian-star.net/1392/7/23/ghorban/03.jpg)
![[تصویر: 02.jpg]](http://persian-star.net/1392/7/23/ghorban/02.jpg)
![[تصویر: 01.jpg]](http://persian-star.net/1392/7/23/ghorban/01.jpg)