کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عاشقا بیاین وصف علی(ویژه نامه عید غدیر)
۱۷:۵۲, ۲۷/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۲ ۹:۴۲ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
آواتار
در وصف عشق...




علي اي محرم اسرار مکتوم
علي اي حقِّ از حقّ گشته محروم


علي اي آفتاب برج تنزيل
علي اي گوهر درياي تأويل


علي اي شمع جمع آفرينش
تويي چشم و چراغ اهل بينش


علي اسم رضيّ بي مثال است
علي وجه مُضيئ ذوالجلال است


علي جَنبُ القويّ حق مطلق
علي راه سويّ حضرت حقّ


علي در غيب مطلق سرُّالاسرار
علي در مشهد حقّ نورالانوار


علي هم وزن ثقل الله اکبر
علي عرش خدا را هست لنگر


علي حبل المتين عقل و دين است
امام الاوّلين و الآخرين است


علي اي پرده دار پرده غيب
بر افکن پرده از اسرار « لاريب


به دانايي ز کُنه کون آگاه
به هنگام توانايي يدالله


خم اَبروي او چوگان کونين
کِه جز احمد رسد تا قاب قوسين؟


در اوج عِزّ تعالي و تقدّس
تجلاي جمال فيض أقدس


در آن ظلمت که اين آب حيات است
خليلِ عشق و خضرِ عقل مات است


گشايد گر زبان فصل الخطابست
فرو بندد چو لب علم الکتاب است


به تشريع و به تکوين جانِ تن اوست
وليّ الله قائم بالسّنن اوست


ببخشد در رکوع خاتم گدا را
به سجده جان و دل داده خدا را


يَلي الخلق و يَلي الحقّ در علي جمع
فلک پروانه رخسار اين شمع


شب إسراء به خلوتگاه معبود
لسانُ الله علي ، احمد ، اُذُن بود


کلام الله ناطق شد از آن شب
که حق با لهجه او گفت مطلب


خدا را خلوت آن شب با نبي بود
و « ما اوحي إلي عبده » علي بود


چه موزون تر بود زان قد و قامت
که ميزان است در روز قيامت


چه عمر اين جهان آخر سر آيد
علي با کبرياي حق بيايد


بدست او کليد جنّت و نار
جدا سازد صف ابرار و فجّار


گشايد او درِ خلدِ برين را
نمايد « اُزلفت للمتقين » را


فرود آيند چون بر حوض کوثر

«
سقاهُم ربّهم » با دست حيدر





سروده ی آیت الله وحید خراسانی

قصیده ادامه دارد...



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، aboutorab ، Bahar ، حسن.س. ، حوریه سادات ، Asma ، ســــــاقی ، عبدالرحمن ، ali0077 ، یاسمین ، m.hossein ، fiftynine ، حسن عزتي ، مصباح ، Sakineh ، Aryha ، محب الزهرا ، mahramaneh ، ZaHrA110M ، یا امام رضا ، ساقی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۹, ۲۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
در وصف عشق...


ادامه سروده ی آیت الله وحید خراسانی


نگاهي گر کند آن ماه رخسار


به خورشيد فلک مانَد ز رفتار



هلال ابرويش با يک اشارت

کند ردّ شمس هنگام عبادت


نهيبي گر زند آن شير يزدان


ز قهر او بسوزد جان شيطان



کسي که نزد آن أعلي عليّ است

همو بر ما سَوي يکسر وليّ است



تويي صبح أزل بنما تنفّس

که تا روشن شود آفاق و انفس


که موسي آنچه را ناديده در طور


ببيند در تو اي نورٌ علي نور



تويي در کنج عِزلت کَنز مخفي

بيا بيرون که هستي تاجِ هستي



تو در شب شاهد غيب الغيوبي

تو اندر روز ستّارالعيوبي



تو نورالله انور در نمُودي

ضياءالله اَزْهر در وجودي



تو ساقيّ زُلال لا يزالي

جهان فاني تو فيض بي زوالي



تو اوّل واردي در روز موعود

تو اوّل شاهدي در يوم مشهود



لواي حمد در دست تو بايد

علمداري خدا را چون تو شايد



نه تنها پيش تو پشت فلک خم

که آدم تا مسيحا زير پرچم



اگر بي تو نبودي ناقص آيين

نبود « اليوم اکملت لکم دين



تو چون هستي وليّ عصمة الدين

ندارد دين و آيين بي تو تضمين



به دوش مصطفي چون پا نهادي

قَدَم بر طاق « أو أدني » نهادي


که جز دست خدا را هست قدرت


گذارد پاي بر مهر نبوت



نباشد جز تو ثاني مصطفي را

تويي در انّما ثالث خدا را



چو در روي تو نور خود خدا ديد

تو را ديد و براي خود پسنديد



چو آن سيرت در اين صورت قلم زد

تبارک گفت بر خود کاين رقم زد



اگر بر مـا سوي شد مصطفي سَر

بر آن سر مرتضي شد تاج و افسر



بود فيض مقدّس سايه تو

ز عقل و وهم برتر پايه تو



تو را چون قبله عالم خدا خواست

به يُمْنِ مولد تو کعبه را ساخت



خدا را خانه زادي چون تو بايد

که لوث لات و عُزّي را زدايد



شد از نام خدا ، نام تو مشتق

ز قيد مـا سوي روح تو مطلق



کليد علم حق باشد زبانت

لسانُ الله پنهان در دهانت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، عبدالرحمن ، Bahar ، Sakineh
۱۷:۱۹, ۲۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام
حضرت على عليه السلام يك انسان بزرگ



على (علیه السلام) يك شخصيت عاليقدر، كه در همه ابعاد و خصوصيات انسانيش حتى در زندگى داخلى و دوره ى كود كيش بر جسته و ممتاز است.

وى مسلمان اول (1) و مجاهد نخستين در راه اسلام بود.

هميشه رو در روى كشمكشهاى تلخ و دردناك، بر ضد دشمنان ''اسلام'' قرار داشت.

جانش با جان پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيوند خورده ، حياتش با زندگى پيشواى بزرگ در آميخته بود.


على (علیه السلام) تنها كسى بود كه در خانه ى خدا چشم به جهان گشود

و در خانه ى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سايه ى حمايت و تربيت آن حضرت، نشو و نما كرد. (2)


على (علیه السلام) بيست ساله بود در رختخواب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آرميد وخطر يك مرگ حتمى و قطعى را خونسردانه استقبال كرد. (3)

على (علیه السلام) بيست و شش ساله بود كه در جهاد بدر با عتبه و شيبه و وليد و سلحشوران بطحا به مبارزه ى تن به تن پرداخت

و در جهاد احد همچون پروانه دور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مى چرخيد و در جهاد احزاب عمروبن عبدود را به خاك و خون فرو غلطانيد.


على (علیه السلام) در طول تاريخ، تنها انسانى است كه در ابعاد مختلف و حتى متناقضى كه در يك انسان جمع نمى شود سر آمد مردم است.


مانند يك كارگر ساده با دست و پنجه اش خاك را مى كند و در آن سرزمين سوزان، قنات حفر مى كند.

مانند يك حكيم مى انديشد.

مانند يك بنده ى ذليل در مقابل خدا مى ايستد.

مانند يك قهرمان، شمشير مى زند.

مانند يك سياستمدار، رهبرى مى كند.

مانند يك معلم اخلاق، مظهر و سر مشق فضايل انسانى براى جامعه است.

يك پدر دلسوز و مهربان است.

يتيم نواز است.

امام و جانشين رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.

محبوب خدا است.




على (علیه السلام) در ميان امت اسلامى، شخصيتى محبوب و دوست داشتنى بود؛

شخصيتى كه ما فوق همه....


نام على (علیه السلام) ،

نام مردانگى بود، نام حق بود، نام عدل بود، نام پاكى بود، نام شجاعت بود،

نام لياقت بود، نام سخاوت و جوانمردى بود، نام حمايت از طبقات محروم بود،

نامى بود كه رسول گرامى (صلی الله علیه و آله) در باره ى او صريحاً فرموده:


على مع الحق والحقّ مع على يدور معه حيثما دار (4)

على با حق و حق با على دور مى زند و حق هر طرفى باشد على به آن طرف متمايل مى گردد.


وهمچنين :


من أحبّ أن يحيى حياتى ويموت موتى ويسكن جنّة الخلد التى وعدنى ربى فليتول عليّاً و ذرّيته من بعده فانهم لن يخرجوكم من باب هدى ولن يدخلوكم فى ضلالة (5)

هر كس دوست دارد مثل من زندگانى نموده و مانند من بميرد و در بهشتى كه خدايم وعده كرده، ساكن شود، بايد ''على و اولاد او را'' دوست بدارد؛

زيرا آنها شما را از راه هدايت خارج نكرده و به ضلالت و گمراهى نمى افكنند''.



و همچنين :


انّى تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتى اهل بيتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا بعدى وانّهما لم يفترقا حتى يردا على الحوض؛ (6)

من در ميان شما دو چيز گرانبها را مى گذارم كه اگر متمسك و دست به دامن آنها شويد،

هر گز گمراه نخواهيد شد و آن ''قرآن و عترت'' من است و اين دو، از هم جدا نخواهند شد تا مرا ملاقات كنند''.




على (علیه السلام) در تقواى دينى و عبادت حق نيز يگانه بود.

پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پاسخ كسانى كه نزد وى از تندى على (علیه السلام) گلايه مى كردند مى فرمود؛

''على (علیه السلام) را سرزنش نكنيد؛ زيرا وى شيفته ى خداست''. (7)


در علم و دانش، داناترين ياران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ساير اهل اسلام بود و نخستين كسى است در اسلام، در باطن قرآن، سخن گفت و دستور زبان عربى را وضع نمود.

دوست و دشمن، به علم و دانش آن حضرت اعتراف نموده، او را يك دانشمند و نابغه ى بزرگ در جامعه ى بشريت مى شمارند.

دانش و فضل على (علیه السلام) به حدى بود كه رسول گرامى (صلی الله علیه و آله) درباره ى او چنين مى فرمايد:


''انا مدينة العلم وعلى بابها؛ (8)

من شهر علم، وعلى در حكم درب آن است''.


دانش على (علیه السلام) حد و حصر نداشت، اندازه و ميزان نداشت، به همه چيز عالم بود،

فقه مى دانست، شيمى مى دانست، فيزيك و طبيعى و رياضى و تفسير و هيئت و... مى دانست.


اين على (علیه السلام) است كه بر بالاى منبر با كمال شجاعت و شهامت در مقابل هزاران نفر، داد مى زند:


''سلونى قبل أن تفقدونى؛ (9)

بپرسيد قبل از آنكه از ميان شما بروم''.


اين على (علیه السلام) است كه عايشه صريحاً در حق آن حضرت مى گويد:

''على اعلم مردم به سنّت است (10) ''.


اين على است كه رسول گرامى (صلی الله علیه و آله) بارها در باره ى علم وى فرموده :


''على اعلم مردم است، (11)

على افضل مردم است، (12)

على وارث علم پيغمبر است، (13)

علم ظاهر و باطن در نزد على است''. (14)


آرى: خداى بزرگ چنين فرد لايقى را كه در عصمت و علم، نمونه ى منحصر به فرد بوده و تمامى شرايط امامت و وصايت را دارا بود به رهبرى پس از پيامبر (صلی الله علیه و آله) عاليقدر انتخاب نموده است.

اگر شيعه از على (علیه السلام) دم مى زند و او را به رهبرى پس از پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى داند، براى لياقت و سزاوارى او به پيشوايى است.

شيعه خوب درك مى كند خدا چه كسان لايقى را براى رهبرى بر گزيده است:



[b]''انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا''.




رشد فكرى يك توده است كه بگويد من تابع پاكترين و والاترين پاكان و صالحان هستم تابع يزيدها و معاويه ها نيستم، پير و طلحه و زبيرها نيستم.



شگفتا زمانى كه خدا و پيغمبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل بيت را چنين تعريف و توصيف مى كند،

پس شيعه چه گناهى را مرتكب شده كه على (علیه السلام) را جانشين رسمى رسول گرامى (صلی الله علیه و آله) بداند.

و انگهى، آيا گناه شيعه بيشتر است كه فقط قائل به عصمت ائمه اطهار است يا گناه اهل سنت،

كه تمامى صحابه را عادل دانسته و حتى مخالفت با اجتهاد حاكم و امام اعظم را نيز جز و محرمات شمرده اند.




پی نوشتها :
---------------

1- طبقات الكبرى، ج3، ص21 ؛ خصائص، ص2؛ مستدرك حاكم، ج3، ص136؛ ذخائر العقبى، ص58؛
اسد الغابه، ج4، ص17؛ ارجح المطالب، ص390؛ ينابيع المودة؛ ص61؛ مناقب خوارزمى، ص34.

2- فصول المهمه، ص32؛ مناقب خوارزمى، ص17.

3- فصول المهمه، ص46؛ تذكرةالخواص، ص34؛ ينابيع المودة، ص105، مناقب خوارزمى، ص74 -73.

4- تفسير فخر رازى، ج1، ص111؛ الاًّمامة والسياسة، ج1، ص68؛ تاريخ بغداد، ج4، ص21.

5- مستدرك حاكم، ج3، ص128؛ دلائل الصدق؛ ج2، ص7؛ كنز العمّال، ج6، ص155.

6- بحارالانوار؛ ج23، ص 106، ح 7و ص 104، باب7؛ كنزالعمال، ح1657 ،1650 ،958 ،953 ،951 ،947 ،942 ،898 ،873 ،870و1667.

7- مناقب آل ابى طالب، ج3، ص221؛ مناقب خوارزمى، ص92.

8- تاريخ بغداد،ج2، ص377؛ مناقب امير المؤمنين، ص81؛ مناقب خوارزمى، ص49؛ اسد الغابة، ج4، ص22؛ كفاية الطالب، ص99؛
ميزان الاعتدال، ج1، ص193؛ البداية والنهاية، ج7، ص358؛ لسان الميزان، ج1، ص432؛ المقاصد الحسنة، ص97؛ فتح الكبير، ج1، ص276؛
صواعق المحرقة، ص37؛ تاريخ الخلفأ، ص17؛ ينابيع المودة، ص183؛ تذكره ابن جوزى، ص53.

9- تاريخ الخلفأ، ص171؛ شرح ابن ابى الحديد، ج2، ص175؛ طبقات الكبرى، ج2، ص338؛ مناقب خوارزمى، ص54؛ اسد الغابة، ج4، ص22؛
ذخائر العقبى، ص83؛صواعق المحرقه، ص76؛ ينابيع المودة، ص264؛ تاريخ آل محمد، ص150.

10- تاريخ الخلفأ، ص171.

11- مناقب خوارزمى، 191.

12- احقاق الحق، ج5، ص48 به نقل از در بحر المناقب.

13- همان، ج5، ص67 به نقل از در بحر المناقب.

14- حلية الاوليأ؛ ج1، ص65.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، عبدالرحمن ، Bahar ، SAViOR ، ali.khm
۱۷:۵۱, ۲۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
در وصف عشق...


علی (علیه السلام)و اصرار بر اصول
علی(علیه السلام) در قضاوت به منتهای درجه ی عدالت رفتار میکرد ودر اجرای قوانین الهی اصرار و پا فشاری داشت . علی کسی است که تمام اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود . علی کسی بود که تهدید و نویدش قطعی بود .
چشمان من ! گریه کنید و اشک های خود را با آه و ناله ی من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند عزاداری کنید .


مادام دیا لافوای مسیحی
منبع : سیمای نهج البلاغه, ص53 .




زهد و پارسایی او
علی بن ابی طالب (علیه السلام)از استفاده از بیت المال خود داری می نمود تاآن جا که شمشیر خود را می فروخت و هنگام غسل جز یک پیراهن نداشت .

غزالی (صاحب احیاء العلوم)


منبع :امیر المومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام),ص740,نقل از مناقب ابن شهر آشوب ,ج2, ص97 .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bahar ، aboutorab ، SAViOR ، Sakineh ، ali.khm
۱۵:۲۹, ۳۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
در وصف عشق...


ادامه سروده ی آیت الله وحید خراسانی





"سلوني " گو تو در جاي پيمبر
بکش روح القدس را زير منبر


چو بگشايي لب معجز نما را
چو بنمايي کف مشکل گشا را


بَرد آن دم مسيحا را ز سر هوش
کند موسي يد بيضا فراموش


متاع جان چو آوردي به بازار
به « مَنْ يشري » خدايت شد خريدار


به جاي مصطفي خفتي شب تار
که از خواب تو عالم گشت بيدار


پرستيدي به اهليّت خدا را
سپر کردي به جانت مصطفي را


سزايت غير نفس مصطفي نيست
جزاي تو به جز ذات خدا نيست


زدي بر فرق کفر و شرک ضربت
ز جنّ و انس بردي گويِ سبقت


کجا عدل تو آيد در عبارت
که « ثاني اثنين » حقّي در شهادت


حديث منزلت قدر تو باشد
خدا را بندگي فخر تو باشد


تويي اسُّ الاساس عقل و ايمان
تويي سقف رفيع کاخ عرفان


تويي باب مدينه ي علم و حکمت
تويي عدل مجسّم ، عين عصمت


نشان غيبِ بي نام و نشاني
نگين خاتم پيغمبراني


خدا را بود سرّي غيب و مکنون
که کُفو او نبود آدم و من دون


نهفته تحفه در تفّاحه اي بود
به شوقش مصطفي بس راه پيمود


به سرّ مستسر واصل شد آنگاه
که زد از خاک بر افلاک خرگاه


امين حق رسيد آن دم به مخزن
برون شد گوهر عالم ز مکمن


گرفت از دست حق طوبي و کوثر
همايون دختري زهراي اطهر

سپرد آنگه به تو سرّ خدا را
شدي محرم حريم کبريا را


ملائک مات و مبهوتند کاين کيست
که جز او کفو ناموس خدا نيست


چو باب الله را دست تو بگشود
بجز باب تو شد ابواب مسدود


به حکم محکم « من کنت مولاه »
بود فرمان تو فرمان الله


تويي قهر خدا بر دشمنانش
تويي لطف خدا بر دوستانش


تو اقيانوس بي پايان علمي
تو درياي محيط علم و حلمي


خجل از جود تو ابر بهاران
چو بگشايي دو دست فضل و احسان


امير « لافتايي » در فتوت
سرشت فطرتت عدل و مروت


دو شبلت زينت عرش برينند
چراغ آسمانها و زمينند


به نسل تو به پا دين است و دنيا
طفيل هستيت اُولي و عقبي



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bahar ، faateme-313 ، aboutorab ، SAViOR ، Sakineh
۲۰:۲۶, ۳۰/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۲ ۲۳:۲۲ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام

کار من نیست که بنشینم و املات کنم
[/font]
شأن تو نیست که در دفترم انشات کنم
عین توحید همین است که قبل از توبه
باید اول برسم با تو مناجات کنم[/b]

[b]
سالی یکبار من عاشق نشوم می میرم
سالی یکبار اجازه بده لیلات کنم[/b]

[b]
همه جا رفتم و دیدم که تو هستی همه جا
تو کجا نیستی ای ماه که پیدات کنم[/b]

[b]
پدر خاکی و ما بچه ی خاکی توأیم
حق بده تا همه را خاک کف پات کنم[/b]

[b]
از خدا خواسته ام هرچه که دارم بدهم
جای آن چشم بگیرم که تماشات کنم
از تو ای پیر طریقت که سر راه منی
آنقدر معجزه دیدم که مسیحات کنم

تو همانی که خدا گفت : تو رب الارضی
سجده بر اشهد ان لّایی الاّت کنم[/b]

[b]
مثل ما ماه پیمبر به خودت ماه بگو
اشهد انّ علی ولی الله بگو[/b]

[b]
آینه هستم و آماده ی ایوان شدنم
آتشي هستم و لبريز گلستان شدنم[/b]

[b]
چند وقتی است به ایوان نجف سر نزدم
بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنم[/b]

[b]
سفره ی نان جویی پهن کن ای شاه نجف
بيشتر از همه آماده ی مهمان شدنم[/b]

[b]
آنکه از کفر در آورد مرا مهر تو بود
همه اش زیر سر توست مسلمان شدنم
روي خورشيد تو خورشيد پرستم كرده
با تجلي تو در معرض سلمان شدنم
از چه امروز نیفتم به قدومت وقتی
ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنم[/b]

[b]
علي اللّه من را به بزرگيت ببخش
پيش تو مستحق اينهمه حيران شدنم
ده ذی الحجه ي من هجده ذالحجه ي توست
هشت روز است که آماده قربان شدنم[/b]

[b]
جان به هرحال قرار است که قربان بشود
پس چه خوب است که قربانی جانان بشود[/b]

[b]
شأن تو بود اگر این همه بالا رفتی
حق تو بود که بالاتر از اینجا رفتی[/b]

[b]
شانه ی سبز نبی باطنش عرش الله است
تو از این حیث روی عرش معلاّ رفتی[/b]

[b]
انبیاء نیز نرفتند چنین تا معراج
اوصیاء نیز نرفتند تو اما رفتی[/b]

[b]
به یقین دست خدا دست پیمبر هم هست
پس تو با دست خودت این همه بالا رفتی[/b]

[b]
باید این راه به دست دگری حفظ شود
علّت این بود که تا خیمه ي زهرا رفتی[/b]

[b]
تو ولي هستی و منجی ولایت زهراست
تو هدایت گری و نور هدایت زهراست[/b]

[b]
آی مردم بخدا نیست کسی بر تر از این
ازلی طینت اول تر و آخر تر از این[/b]

[b]
تا به حالا که ندیدند و بعد از این هم
اسد الله ترين حضرت حیدرتر از این[/b]

[b]
هیچ کس نیست گه عقد اخوت خواندن
بهر پیغمبر اسلام برادرتر از این[/b]

[b]
رفت از شانه ی معراج نبی بالاتر
بخدا هیچ کجا نیست کسی سرتر از این[/b]

[b]
آن دو تا ذات در این مرحله یک ذات شدن
این پیمبر تر از آن، آن پیمبر تر از این[/b]

[b]
دست گرم پدر فاطمه در دست علی ست
بعد از این بار نبوت همه در دست علی ست
با تشكر از (علي اکبر لطیفیان)
[font=Impact]فقط حيدر اميرالمومنين(علیه السلام) است

[/b]

دوست من دوستدار علی علیه السلام !
سلام بر تو و آنکه دوست می داری!

می دانی که همه جا سخن از علی علیه السلام است. این روزها از نام مولایمان حیدر کراربر در و دیوار نوشته و گفتار بسیار می بینی.آری.... نامی آشنا که از هر نامی با آن آشناتری؛ چندان که شاید به یاد آوردی که هنوزنمی توانستیم پدر و مادرمان را صدا بزنیم یا حتی اسم خود را درست تلفظ کنیم که این نام را شناختیم .چه می دانم؟ .... شاید نام خودت هم علی باشد؛ نامی که پدر از سر عشق به مولا بر تو گذاشته و چه بسا که مادر- در لالایی هایی که برایت داشته- با زمزمه علی بذر محبتش را در دلت کاشته باشد.یادت می آید که در همان خردسالی و نوپایی ، هرگاه بر زمین می خوردیم ، پدر یا مادر یا حتی پدربزرگ و مادربزرگمان – با هزاران شوق و عشقی که به آموختن نام او به کودکش داشتند- می گفتند یا علی؛ بگو : یا علی و بلند شو!....
و ما چنین برخاسته و بلند شدیم و با یاد و عشق علی علیه السلام بالیدیم و بر همه می بالیدیم که: مولایمان علی است.
[/b]
http://www.kanoon-ansar.ir/main-monaseba...qadir.html
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bahar ، sagheb ، SAViOR
۲۳:۲۴, ۳۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
در وصف عشق...


او ( امام علی ع )از میان خلفا به شرافت و بزرگواری نفس مشهور بود و به غایت مراقبت حال زیردستان خود بود . القائات فرستاده ها و نماینده ها در او تاثیری نداشت . به هدیه های آن ها ترتیب اثر نمی داد , با حریف مکار و غدار خود معاویه ابدا طرف نسبت نبود که برای رسیدن به مقصودی که داشت سخت ترین جنایات را مرتکب شده و رذل ترن وسایل را برای پیشرفت خودش بر می انگیخت.

دقت و مراقبت های خیلی سخت او (امام علی ع ) در امانت و دیانت باعث شده بود که اعراب حریص که تمام امپراطوری را غارت کرده بودند از وی ناراضی باشند , لیکن صداقت و صحت عمل ودوستی کامل , ریاضت و عبادت از روی صدق و خلوص یا تجرد و وارستگی و آداب و خصائل محموده ی قابل توجهی که در او وجود داشت حقیقتا صورت قابل ستایشی به وی داده بود .

این که اهالی ایران در او مقام ولایت قائل شده و او را به اصطلاح سرپرست حقیقی و مربی الهی می دانند واقعا این قاعده قابل تحسین و شایان بسی تمجید است. اگرچه مقام و مرتبه ی او خیلی بالاتر از اینهاست .


ژنرال سرپرسی سایکس خاور شناس انگلیسی

منبع : تاریخ ایران , ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلانی , ج 1 , ص 745 .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، aboutorab ، 135 ، Sakineh
۲۳:۳۰, ۳۰/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۲ ۲۳:۵۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
کسی که بعد از من بر سر خلافت با علی(علیه السلام) بجنگد کافری است که با خدا و رسولش به جنگ برخواسته است و کسی که در علی شک داشته باشد کافر است
(بحارالانوار,ج21,ص83,-ج29,ص155

[تصویر: flower_096.gif]آنچه خوبان همه دارند علی(علیه السلام) تنها دارد .
بركه در بركه، آواز بلند علوي‌ات طنين‌انداز شد، آسمان‌ها، كوه‌ها، دره‌ها، بيشه‌ها و درختان، تمام‌قد به احترام قامت هاشمي‌ات ايستادند، تاريخ، ثانيه‌هاي بي‌رمقش را به ياد مي‌آورد.آفتاب لحظه‌اي ايستاد، همه ديدند كه به احترام تو، لحظه‌اي خورشيد روي نتابيد تا همه ببينند، نور تو از آفتاب بيشتر است؛ صداي تپش قلب‌ها حتي ريگ‌هاي بي‌خيال آن بيابان تفتيده را مجبور كرد،
سركي بكشند تا ببينند چه خبر است، پنجره‌هاي نداشته بيابان، باز شده بودند، كوير گوش شده بود تا بشنود هر آن‌چه بايد مي‌شنيد، رفتگان برگشتند، كاش رفتگان تاريخ هم برمي‌گشتند تا دوباره ببينند ….
فرشتگان، دوشادوش هم، آماده هلهله بودند، شايد جبرييل را هنگام ابلاغ پيام خداوند ديده بودند و پيام نوراني پيامبر را؛ محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با هر نَفَسش، پيام خدا را مرور مي‌كرد.بركه، خوشحال از حضور ناب يك عشق، موج، ‌موج، بوسه براي ابر‌ها مي‌فرستاد تا ابرها ببارند و عشق خداوند را بوسه‌باران كنند.غدير، اين بركه تنهايي، اين جغرافياي تنهايي علي (علیه السلام)و فاطمه(سلام الله علیها)، امروز مملو از جمعيت بود.
http://www.radmardetarikh.blogfa.com/cat-38.aspx


[تصویر: babol2011_32.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، 135 ، SAViOR ، Sakineh ، ali.khm
۱:۳۷, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #18


براي او كه بو علي او را در مين مردمان
چون معقولي مي دانست درميان محسوسات

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران که تو را آفرید
چگونه این چنین که بلند بر زبر ما سوا ایستاده ای
در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،
و زیر مهمیز کودکانه بچّگکان یتیم،
و در بازار تنگِ کوفه...؟
پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد.
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای افزاری وصله دار به پا کند،
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.
آه ای خدای نیمه شبهای کوفه ی تنگ
ای روشن خدا
در شبهای پیوسته ی تاریخ
ای روح لیلة القدر
حتّی اذا مَطلعِ الفجر
شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد
و توفان، از خشم تو، خروش را.
چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است
هنگام که به همراه آفتاب
به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی
و صولت حیدری را
دستمایه ی شادی کودکانه شان کردی
و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد
کودکان را نشاندی
و از آن دهان که هَرّای شیر می خروشید
کلمات کودکانه تراوید،
آیا تاریخ، به تحیّر، بر دَرِ سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟
در اُحُد
که گلبوسه ی زخم ها، تنت را دشتِ شقایق کرده بود،
مگر از کدام باده ی مهر، مست بودی
که با تازیانه ی هشتاد زخم، برخود حد زدی؟
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نام تو
که نیکوترین آفریدگانی

علي موسوي
گرمارودي

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، sagheb ، SAViOR ، Sakineh
۹:۴۱, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام

گفته شد تا لافتی الاعلی
گفت ایران یک دل و جان یا علی
یا علی عشق تو سرمایه ماست
همره ما هم به هرجا عشق توست
ای تمامی مردی و مردانگی
مهر و رافت و دانش و فرزانگی
گفته هایت تالی قران بود
انچه اندرو هم ناید ان بود
هر که با هر دین و هر ایین و کیش
خواندنش از جان و دل مولای خویش
از ولادت تا شهادت دم به دم
ای شگفتی با شگفتا هم قدم
ای به حق قران ناطق یا علی
درتو هم قران و هم حق منجلی
ای به دور از کینه و مکر و ریا
ای دلیل انبیا و اولیا
ای که گاه رحلت و زین و سرا
جمله فزت و رب الکعبه را
[تصویر: BABOLGIF-MOTEBARK%205.GIF]
ای خوراکت روز و شب نان جوین
اصل معنای ولایت هست این
ره نرفتی از برای مصلحت
تا کنی حق را فدای مصلحت
مصلحت پیش تو یعنی راستی
انچه میکردی و میخواستی
مصلحت یعنی که در هر رهگذار
حق بود در پیش رهرو اشکار
ای برادر ای که گویی یا علی
شد غدیر و گاه بیعت با علی
تو مسلمانی چو باشی راستگو
پاک دین و پاکباز و پاک جو
گر شوی صد سال هم دولا و راست
گرنگویی حق عبادت خطاست

[تصویر: flower_084.gif]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، SAViOR ، ali0077
۱۰:۰۰, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
در وصف عشق...



ادامه سروده ی آیت الله وحید خراسانی



تو صاحب رايتي در فتح خيبر

که محبوب خدايي و پيمبر

چو شد فتح و ظفر هر جا به دستت
شدي دست خدا وين ناز شصتت

فلک يک دانه گوهر در صدف داشت
درّي اندر بيابان نجف داشت

شد آن درّ درة التّاج رسالت
مزيّن شد به آن عرش امامت

کمال الکُلّي و کُلّ الکمالي
ولي الله بي مثل و مثالي

ملائک در طواف عکس رويت
ملائک در طواف عکس رويت

تو برتر از زمين و آسماني
جهانِ جاني و جانِ جهاني

رسول حق چو همسنگ تو ناديد
تو را با سوره توحيد سنجيد


چو در اخلاص دين گشتي تو يکتا
شدي با سوره اخلاص همتا

به اين سوره چو شد تثليث ، قرآن
سه قسمت شد به عرفان تو ايمان


گرفت از اين کتاب آصف چو حرفي
زمين را در نورديد او ، به طرفي

تو که « من عنده علم الکتابي »
چو دريايي فلک همچون حبابي

غناي مطلق از فقر الي الله
گرفتي و شدي بر اوليا شاه

به تو تفسير شد آيات توحيد
مجسم در تو شد تسبيح و تحميد

گسستي چون علايق از خلايق
شدي ربطِ ميان خلق و خالق

به مالک عهد تو ميزان عدل است
سراسر نهج تو ، منهاج عقل است

کتاب تو « هديً للمتقين » است
که تالي تلو قرآن مبين است

تو هستي غايت القصواي خلقت
تو هستي عروة الوثقاي حکمت

تو فُرقاني ميان حق و باطل
تو در هر عقده اي حلال مشکل

تو هستي أعظم اسماء حسني
تو هستي أمثل امثال عليا

تو هستي رقّ منشور حقايق
تو هستي سرّ مستور رقايق

تويي روح و روان آدميت
تويي نفس نفيس خاتميت

شريک عقل کلي در ابوت
رديف خلق اول در اخوت

لسان الصدق حق در آخريني
دليل ره براي اوليني

تويي واصل به « من دلَّ بذاته
تويي عارف به اسرار « صفاته

به سرّ «بل وجدتک» چون رسيدي
ز کل ما سوي دل را بريدي
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، aboutorab ، Sakineh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) boghz 46 16,916 ۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸
آخرین ارسال: ماحی
  نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) حضرت عشق 11 7,188 ۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳
آخرین ارسال: میثم2
  ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) Bahar 60 26,863 ۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵
آخرین ارسال: mahdy30na
  ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام آفتاب 6 4,355 ۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳
آخرین ارسال: mahdy30na
Heart هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437" عبدالرحمن 83 20,254 ۲۸/اسفند/۹۴ ۹:۵۲
آخرین ارسال: sagheb
Question ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر mahdy30na 13 6,110 ۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷
آخرین ارسال: ماحی
  ◆۩◆۩◆ ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام ◆۩◆۩◆ mahdy30na 24 8,137 ۳۰/شهریور/۹۴ ۲:۵۰
آخرین ارسال: نورالسادات

پرش در بین بخشها:


بالا