|
گفتگو با خدا، گفتم ... گفت...
|
|
۲۳:۳۰, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
گفتم: خستهام
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله.:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) گفتم: هيشكي نميدونه تو دلم چي ميگذره گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) گفتم: غير از تو كسي رو ندارم گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد .:: ما از رگ گردن به انسان نزديكتريم (ق/16) گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي! گفتي: فاذكروني اذكركم.:: منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم كوچيك... يه اشاره كني تمومه! گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم.:: شايد چيزي كه تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) گفتم: انا عبدك الضعيف الذليل... اصلا چطور دلت مياد؟ گفتي:ان الله بالناس لرئوف رحيم .:: خدا نسبت به همهي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) گفتم: دلم گرفته گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا .:: (مردم به چي دلخوش كردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) گفتم: اصلا بيخيال! توكلت علي الله گفتي:ان الله يحب المتوكلين .:: خدا اونايي رو كه توكل ميكنن دوست داره (آل عمران/159) گفتم: خيلي ممنون!! ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع كن! يادت باشه كه: و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره .:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت ميكنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا ميكنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر ميكنن (حج/11)::. گفتم:... ديگه چيزي براي گفتن نداشتم. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۲۷, ۱۱/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۰ ۱۳:۴۹ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
خداوندا امروز به تو توكل می كنم مرا به آغوش خود هدایت كن تا احساس امنیت كنم مرا در نور خود شستشو بده و بگذار در لذت و خوشی تو غوطه ور شوم مرا سرشار از آرامش خود كن مرا در آغوش خود بگیر و با من حرف بزن . بگذار خود را آنگونه ببینم كه تو مرا می بینی بگذار نگاهت كنم بگذار گرمی حضورت را حس كنم و نفست را به آرامی در ذهنم حل كنم بگذار آنقدر خیره نگاهت كنم تا به رویایی عمیق فرو روم ................. آری به رویایی عمیق.....زیرا فقط در رویاست كه با من حرف می زنی و مرا فقط در رویاست كه به من می گویی بنده كوچكم دوستت دارم و مراقبت هستم می گویی من گاهی از راههایی به ظاهر بی رحمانه هدایتت می كنم اما تـــو نمی توانی درك كنی ........... فقط در آنجاست كه می گویی فرزندم تو متوجه نمی شوی وقتی راه می روی با نگرانی نگاهت می كنم و می بینم كه گاهگاهی زمین می خوری ولی دستت را نمی گیرم تا خودت بلند شوی و دوباره از اول شروع كنی اما تو می پنداری كه من تو را فراموش كرده ام من می گویم خداوندا كمكم كن تا ابد همانگونه باشم كه تو مرا آفریدی پـــاک و معصوم و بی ریا................... [b]و تو لبخند می زنی و هیچ نمی گویی
|
|||
|
|
۰:۴۰, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
به نام او که ما را خلق کرد میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام میکرد چی گفت؟ گفت:جایی که میری مردمی داره که میشکننت،نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری قلب میزارم که جا بدی اشک که همراهیت کنه و مرگ که بدونی که بر میگردی پیش خودم. |
|||
|
|
۱۰:۲۳, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
انسان و خدا:
انسان: خالق زيبايى ها مرا به دنيا مى برى؟ خدا:اى انسان اگر به دنيا روى تو هم مانند ديگر بندگانم مرا فراموش مى كنى، پيش من بمان! انسان: پرودگار چگونه مى توانم خالقى چون تو را فراموش كنم ،مى روم تا به بندگانت خدمت كنم!قول مى دهم ! اما حالا... تو در دنيايى،چه زود قولت را فراموش كردى،چه راحت قلب ديگران را مى شكنى،دروغ مى گويى،حسادت مى ورزى... اى انسان دنيا با تو چه كرده است؟؟؟ |
|||
|
|
۱۶:۴۱, ۱۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
خدايا !
بحران زده ام ، نمي دانم به كجا رو كنم ! به چپ و راست رو مي كنم ، به پس و پيش و فقط ظلمت را مي بينم. به درون رو مي كنم ، ستاره اي مي بينم خدايم ! تو آن ستاره اي ، و اگر تو با مني ، درون من ، كنار من ، هيچ نيرويي در اين دنيا نمي تواند مرا شكست دهد. هر چه جلال است، از آن توست! خدايم ! حتي اگر در هياهوي روزمرگي تو را از ياد ببرم ، تو مرا فراموش نخواهي كرد خدايم ! تو در تمامي مشكلات و دشواري هاي زندگي ،نيرو و اقتدار مني پس اي خجسته !مرا متبرك گردان ! تا چيزي نگويم ، كاري نكنم و به چيزي نينديشم كه مايه خشنودي تو نشود. |
|||
|
|
۰:۰۹, ۳۰/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۰ ۰:۴۵ توسط somayeh.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
یا رب العالمین به سخت ترین لحظه ها که رسیدم فقط 1 جای پا دیدم گفتم :خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟ گفت: تورا در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!
|
|||
|
|
۲۳:۴۱, ۱۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
یا نور
بنده گفت:اگر سرنوشت مرا نوشتی چرا آرزو کنم ؟ خدا گفت :شاید نوشته باشم هر چه آرزو کند.
|
|||
|
|
۱۷:۱۱, ۱۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام دوستان واقعا حیفه که این مطالب خاک بخوره !!!!!!!! با دقت بخونین ک اکثر ارسالهای این مبحث درس زندگیه. (۱۰/مرداد/۹۰ ۲۳:۳۰)zarati313 نوشته است: گفتم: خستهام |
|||
|
|
۱۲:۴۳, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
گفتگو با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …!
گفت: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد به تو نزدیک شوم … گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت را پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد ؟! (نور/۲۲) ::. گفتم: معلوم است که دوست دارم من را ببخشی …! گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. گفتم: با این همه گناه… آخر چه کار میتوانم بکنم؟ گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندگانش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴) ::. گفتم: دیگر روی توبه ندارم ... گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیز و داناست ، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟ گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳) ::. گفتم: یعنی باز بیام؟ باز من را میبخشی؟ گفت: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیست که گناهان را ببخشد ؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلام کم می آورم! آتشم میزند ذوبم میکند ؛ عاشق میشم! … توبه میکنم گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبه کنندگان و هم آنهائی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::. ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفت: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتو انم بکنم؟ گفت: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خود و فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیاورند . خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) |
|||
|
|
|
|
|












