|
درد دلی با کربلا
|
|
۹:۴۶, ۱۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام دوستان عزیز... به نظرم خیلی خوب میشه که بتونیم راحت حرفهامون رو با سید الشهدا (علیه السلام) بزنیم... درد دل کنیم و اشک بریزیم... هر کسی میتونه هر چی توو دلشه، در قالب شعر، متن ادبی، دلنوشته، پیامک و ... اینجا بنویسه و همه استفاده کنن. امیدوارم یه تجدید عهد و پیمانی بشه با سرور شهیدان و یارانش، تا روح شهادت طلبی و آزادگی رو بیشتر و بهتر در خودمون پرورش بدیم... ان شاء الله برسه روزی که یه کاربری بیاد اینجا و فریاد بزنه، که تونسته برات کربلا بگیره... الهـــی آمیــــن... (البته ناگفته نمونه این ایده رو قبلا توو چندتا سایت دیگه دیدم) بنده هم با اجازتون اولین شعرم رو می نویسم: سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی (علیه السلام) آنچنان باش که ارباب جوابت نکند برای سلامتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات بفرستید... ![]() |
|||
| آغاز صفحه 114 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۳۵, ۲۶/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1131
|
|||
|
|||
|
زخمی ام التیام می خواهم التیام از امام می خواهم السلام وعلیک یا ساقی من علیک السلام می خواهم مستی ام را بیا دوچندان کن جام می پشت جام می خواهم گاه گاهی کمی جنون دارم من جنونی مدام می خواهم تا بگردم کمی به دور سرت طوف بیت الحرام می خواهم لحظه مرگ چشم در راهم از تو حسن ختام می خواهم در نجف سینه بی قرار از عشق گفت لایمکن الفرار از عشق........... |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۲۶/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1132
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۴:۳۲, ۲۶/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۴ ۱۴:۳۴ توسط غریب.)
شماره ارسال: #1133
|
|||
|
|||
|
دركربلا تحريم آب را زمانی برداشتند: كه سرها را بريدند؛ خيمه ها را سوزاندند، و اهل بيت را به اسارت بردند... ........... به این فکر می کنم که اگر تحریم ها رو برداشتند و ما هنوز زنده بودیم یعنی اینکه عاشورایی نبودیم... |
|||
|
|
۱:۰۷, ۲۹/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1134
|
|||
|
|||
|
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37...#pid355079
بسم الله الرحمن الرحیم اصلا حسین ع جنس غمش فرق میکند
![]() |
|||
|
|
۲۲:۵۹, ۲۱/آذر/۹۴
شماره ارسال: #1135
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱:۰۲, ۲۹/آذر/۹۴
شماره ارسال: #1136
|
|||
|
|||
|
یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست سامرایی شده ام، راه گدایی بلدم لقمه نانی بده، از دست شما نان کم نیست قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست یازده بار به جای تو به مشهد رفتم بپذیرش، به خدا حج فقیران کم نیست زخم دندان تو و جام پر از خونابه ماجرایی است که در ایل تو چندان کم نیست بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست از همان دم پسر کوچکتان باران شد تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست در بقیع حرمت با دل خون می گفتم که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست؟ سید حمید رضا برقعی از مجموعه ''قبله مایل به تو'' |
|||
|
|
۰:۵۳, ۲۲/دی/۹۴
شماره ارسال: #1137
|
|||
|
|||
|
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۲/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1138
|
|||
|
|||
|
پرسیدند چه خبر؟
گفت: حسین گفتند دیگر چه؟ گفت: فقط حسین |
|||
|
|
۱۴:۴۰, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1139
|
|||
|
|||
|
بابا! عمو ی من رفته کجا بابا؟
نفس ندارم به خدا بابا دیدم سرت بر نیزه ها بابا بابا! افتاده ام دیگر ز پا بابا دلم شده ماتم سرا بابا دیدم سرت بر نیزه ها بابا ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تقدیم به دردانه ارباب |
|||
|
|
۹:۲۷, ۱۶/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1140
|
|||
|
|||
|
به سینه هر که تمنای کربلا دارد
همیشه در دل خود روضهای به پا دارد کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد بدون عشق تو عالم کجا بها دارد به غیر تو که کَرَم میچکد ز انگشتت کجا پادشهی این همه گدا دارد تو همچو من سر کویت هزارها داری ولی بدان که گدایت فقط تو را دارد بزن به تیغ و بسوزان دست بادم ده بیا که این دل عاشق سر بلا دارد اگر چه پا نزدم صحن کربلای تو را دلم خوش است حضوری به روضهها دارم به عرض یار رسانید ای سبکروحان میان قافله جایی برای ما دارد چو میرسد دلم از گردش زمانه به تنگ دعا و عرض سلامی به کربلا دارد همه ز لطف حسین است آبرو داریم گدا هر آنچه که دارد ز پادشاه دارد |
|||
|
|
|
|
|





![[تصویر: 202.png]](http://paradise-110.persiangig.com/image/202.png)
![[تصویر: 2252.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/2252.jpg)








![[تصویر: yar.jpg]](http://s3.picofile.com/file/8227762134/yar.jpg)
