کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رئیس مذهب (ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام)
۴:۱۰, ۲۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۳ ۵:۱۳ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 1408493170655722_jpg.jpg]



*******************************
آجرک الله فی مصیبت جدک!
یابن الحسن!
******
آقا! به حرمت رنگ پرچم عزایت من هم سیاه مینویسم...
********************
ای کسی که در آسمان به نام جعفر می شناسند تو را!
ای کسی که اگر نبودی، بویی از دین رسول خدا هم به ما نمی رسید!
ای کسی که حرف هایت هنوز بر بالای منابر شیعه نقش مرشد و هادی برای شیعیانت دارد!
رفتی...
و در آخرین لحظات زندگانی ات نزدیکانت را به دور خود جمع کردی، و باز هم از نماز فرمودی!
به راستی آیا منی که نمازهایم یکی در میون قضاست یا با کلی تأخیر است از شما هستم؟؟؟؟؟؟؟
چطور روی خودم نام شیعه بگذارم؟؟؟؟
در صورتی که شما فرمودی: شفاعتت شامل افراد بی اعتاء به نماز نمی شود!!!!!!
پس چگونه دل به شفاعت شما بسته ام؟؟؟؟
آقا شما کمک کن من بی اعتناء به نماز را!
دو ماه و چند روز به محرم جدت غریبت حسین باقی است!
شما کمکم کن تا این محرمم را مانند محرم های دیگر عمرم از دست ندهم!
دستم را بگیر تا نمازهایم را اول وقت ادا کنم!
نه اینکه بعد از وقت قضا کنم!
*********************************************************************
حیف شما که در آنجایی!
ای کاش می آمدی ایران!
اینجا برایت صحن و سرایی راه می انداختیم!
اینجا برایت مشهد الصادقی می ساختیم!
( شعر کمی طولانی اما زیباست، تا انتهاش رو بخون)**
**
[/b]
نه رواقی، نه گنبدی، حتی
سنگ قبری سرمزار تو نیست!

غیر مُشتی کبوتر خسته
خادمی، زائری، کنار تو نیست
*
بغض هایم کجا دخیل شوند؟!
پس ضریحت کجاست آقاجان؟!

روضه خوان ها چرا نمی خوانند؟!
گریه ها بی صداست آقاجان
*
گنبدی نیست تا دلم بپرد
پابه پای کبوتران شما

کاش می شد که دانه ای گیرم
امشب از دست مهربان شما
*
حرفِ گلدسته را نباید زد
تا حسودان شهر بسیارند

از شما خانواده آقاجان
درمدینه همه طلبکارند!
*
حیف آن چاهها که حیدر کند!
چقدر مادرت دعاشان کرد

عوض آن همه محبت ها
این مدینه چه خوب جبران کرد!
*
کاش ایران می آمدی آقا
نزد ما اهلبیت محترمند

پیر مظلوم بی حرم، اینجا
پسران تو صاحب حرمند
*
کاش ایران می آمدی آقا
مُلک ری قبله ی ولا می شد

مثل مشهد برایتان اینجا
مشهدالصادقی بنا می شد
*
کاش ایران می آمدی آقا
قدمت روی چشم ما جا داشت

کاش خاک شلمچه و فکه
عطر یاس عبایتان را داشت
*
کاش ایران می آمدی آقا
مردمش رأفت و حیاء دارند

ریسمان دست هم نمی بندند
همه دل های با صفا دارند
*
کاش ایران می آمدی آقا
در مدینه غریب افتادید


من بمیرم برایتان؛ گیرِ
عده ای نانجیب افتادید
*
کاش ایران می آمدی آقا
مردمش از مغیره
:@ بیزارند

حرمت گیسوی سپیدت را
در مدینه نگه نمی دارند
*
کاش ایران می آمدی آقا
نوکری تو کم ثوابی نیست

همه جا از فضائلت گویند
صحبت ازمجلس شرابی نیست

**** وحید قاسمی ***

[تصویر: 1378037482706388_large.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، aboutorab ، aaaaa ، 135 ، Hadith ، زینب خانوم ، ali0077 ، fateme-m ، SAViOR ، سید ابراهیم ، S.A.M ، m.hossein ، شیدا ، شهیدطیبه واعظی ، أین المنتظر ، مرهم ، انتصـار ، Agha sayyed ، fiftynine ، Farzaneh ، محمدهادی ، MohammadSadra ، Woodi2020 ، رهگذر. ، رضوانه ، mahdy30na ، حسن عزتي ، بیداری اندیشه ، نورالسادات ، مصباح ، یاســین ، حسنیه ، حوریه سادات ، آفتاب

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۱۳, ۲۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۳ ۱۹:۱۳ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #11
آواتار
کاش ایران می آمدی آقــا ...


[تصویر: 24009020846448694102.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، mahdy30na ، حسن عزتي ، نورالسادات ، شیدا ، aboutorab ، حسنیه ، حوریه سادات ، Farzaneh ، حضرت عشق
۱۹:۲۸, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
در آستانه شهادت رييس مذهب جعفري هستيم


توجه دوستان را به خلاصه ای از زندگینامه امام صادق (علیه السلام) جلب مي كنم:


?نام:جعفر بن محمد


?كنيه:ابوعبدالله، ابواسماعيل و ابوموسى


? القاب:صادق، فاضل، صابر، طاهر، قائم، كافل و منجى مشهورترين لقب آن حضرت «صادق» است.


اين لقب به خاطر صدق گفتار آن حضرت و تمايز از جعفر كذاب، كه در عصر امام زمان (علیه السلام) ادعاى امامت كرده بود، به آن حضرت داده شد.


? منصب:
معصوم هشتم و امام ششم شيعيان.


? تاريخ ولادت:
هفدهم ربيع‏ الاول سال 80 هجرى.


برخى مورخان، تاريخ تولد آن حضرت را اول رجب سال 80 هجرى و برخى ديگر سال 83 هجرى دانسته‏اند؛


اما قول اول مشهور است و اين روز مطابق است با روز ولادت پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).


?محل تولد:
مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).


ادامه دارد انشالله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، حسن عزتي ، محمدهادی ، شیدا ، انتصـار ، aboutorab ، حضرت عشق
۲۰:۴۲, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
شمه‏اى از كرامات امام صادق (علیه السلام)

نويسنده: على تقوى - حسين صادقى



طليعه سخن:

در هفدهم ربيع الاول سال 83 ه . ق در مدينه منوره فرزندى پاك از سلاله رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ديده به جهان گشود. نام او جعفر و كنيه‏اش ابا عبدالله بود، پدر ارجمندش امام محمدباقر عليه السلام پيشواى پنجم شيعيان و مادر گرامى‏اش ام فروة مى‏باشد. (1) ايشان كه بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، سرپرستى و امامت‏شيعيان را به عهده داشتند، به القابى همچون صادق، صابر، فاضل و طاهر مشهور بودند.
پيشواى ششم شيعيان مدت 31 سال با پدر زندگى كرد و سرانجام در سال 148 ه. ق در سن 65 سالگى ديده از جهان فرو بست و در قبرستان بقيع در كنار قبور پدرش امام باقر عليه السلام و جدش امام زين العابدين عليه السلام و سبط اكبر رسول خدا امام حسن مجتبى عليه السلام به خاك سپرده شد.
دوران زندگانى آن حضرت با ده نفر از خلفاى اموى و دو نفر از خلفاى عباسى، و مدت 34 سال امامت ايشان با هفت تن از آنان مقارن بوده است كه عبارتند از:
1- هشام به عبدالملك (105- 125 ه. ق)
2- وليد بن يزيد به عبدالملك (125- 126)
3- يزيد بن وليد بن عبدالملك (126)
4- ابراهيم بن وليد بن عبدالملك (70 روز از سال 126)
5- مروان بن محمد (126- 132)
6- عبدالله بن محمد مشهور بن سفاح (132- 137)
7- ابو جعفر مشهور به منصور دوانيقى (137- 158)

دوران امامت آن حضرت با شرايط خاص و ممتاز سياسى و اجتماعى همراه بود كه زمينه را براى فعاليت‏هاى علمى و مذهبى فراهم آورده بوده از طرفى بنى‏اميه دوران ضعف و ركود خود را سپرى مى‏كردند و دائما در حال نزاع و كشمكش با بنى عباس بودند. لذا فرصت ايجاد فشار و اختناق نسبت‏به امام عليه السلام و شيعيان را نداشتند و از طرف ديگر حكومت نوپاى عباسيان كه با شعار طرفدارى از خاندان رسالت‏به قدرت رسيده بودند، در صدد آزار و اذيت‏شيعيان نبودند.
اين موقعيت ممتاز سبب شد كه يك جنبش علمى و فكرى در جامعه اسلامى به وجود آيد و امام صادق عليه السلام در راس اين جنبش توانست‏به انتشار علوم الهى بپردازد و جهان اسلام را از معارف اسلامى سيراب سازد.
موقعيت علمى ايشان چنان ممتاز بود كه تمام مسلمانان، حتى علماى ديگر مذاهب در مقابل آن سر تعظيم فرود آورده‏اند. چنان كه ابوحنيفه (مؤسس مذهب حنفى از مذاهب چهارگانه اهل سنت) مى‏گويد: «ما رايت افقه من جعفر بن محمد (2) ; من كسى را فقيه‏تر [و دانشمندتر] از جعفر بن محمد نديده‏ام.»
اين امور سبب شد كه شاگردان فراوانى در حوزه درس ايشان پرورش يابند كه عدد آنان بالغ بر چهار هزار نفر است. (3) شيخ طوسى در رجال خود بيش از سه هزار نفر از آنان را نام برده كه از برجسته‏ترين آنان مى‏توان به: هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن الطاق، مفضل بن عمر، ابو حنيفه و جابر بن حيان، اشاره نمود. (4)
  • كرامات اولياء
همانطور كه پيامبران الهى براى اثبات نبوت خويش افعال خارق العاده‏اى به عنوان معجزه انجام مى‏دهند ائمه اطهار و اولياى الهى هم براى اثبات حقانيت‏خويش، بيدار كردن مردم يا جهات ديگر، كراماتى از خود بروز مى‏دهند و از طرف خداوند به آن‏ها عنايات ويژه‏اى مى‏شود كه باور آن‏ها براى اذهان عمومى خيره كننده و تعجب برانگيز است. هنگامى كه صفحات تاريخ را ورق مى‏زنيم با نمونه‏هاى بسيارى از اين امور مواجه مى‏شديم كه به دو نمونه از آن‏ها از زبان قرآن اشاره مى‏كنيم:
1- يكى از كرامات حضرت مريم، نزول طعام آسمانى از طرف خداوند براى اوست. قرآن كريم مى‏فرمايد: «كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم انى لك هذا قالت هو من عندالله‏» (5) ; «هرگاه حضرت زكريا بر مريم در محراب وارد مى‏شد، غذاى مخصوصى نزد او مى‏ديد. (آن حضرت سؤال مى‏كرد) اى مريم! اين غذا را از كجا آورده‏اى (او پاسخ مى‏داد) : اين‏ها از سوى خداوند است.»
2- نمونه ديگر درباره آصف بن برخيا از ياران حضرت سليمان است كه تخت‏بلقيس را در مدت زمان كمى از مكانى دور حاضر نمود. خداوند متعال مى‏فرمايد: «قال الذى عنده علم من الكتاب انا آتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك فلما راه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربى‏» (6) ; «كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت: من آن را پيش از آن كه چشم بر هم زنى نزد تو خواهم آورد. پس هنگامى كه [سليمان] آن را نزد خود ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است.»
انجام كرامات به دست اولياى الهى آن قدر روشن و بديهى است كه اكثر مسلمين بر جواز آن اتفاق دارند.
تفتازانى از علماى اهل سنت مى‏گويد: «ظهور و روشنى كرامات اولياى خدا همچون روشنى معجزات انبياء است و انكار اين امور توسط اهل بدعت و گمراهان چيز عجيبى نيست، چرا كه آنان خود توان انجام آن را ندارند و درباره حكام خود هم آن را نشنيده‏اند، لذا دست‏به انكار مى‏زنند.» و در جاى ديگر مى‏گويد: «كرامات حضرت على عليه السلام آن قدر زياد است كه قابل شمارش نيست‏» . (7)

كرامات امام صادق (علیه السلام)

در ذيل برخى از كرامات امام صادق عليه السلام بيان مى‏گردد.
  • باطل كردن سحر ساحران
محمد بن سنان مى‏گويد: منصور دوانيقى هفتاد مرد از شهر كابل را فراخواند و به آن‏ها گفت: واى بر شما كه ادعاى ساحر بودن داريد و بين زن و شوهر او فاصله مى‏اندازيد ... .
او با وعده‏هاى بسيار آن‏ها را تحريك كرد تا با انجام سحرهاى خود ابا عبدالله را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسى كه منصور فراهم كرده بود رفتند و انواع صورت‏ها از جمله صورت‏هاى شير را به تصوير كشيدند تا هر بيننده‏اى را سحر كنند. منصور بر تخت‏خود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد كه امام صادق عليه السلام را وارد سازند. وقتى امام ششم وارد شد، نگاهى به آن‏ها كرد و دست‏به دعا برداشت و دعايى خواند كه برخى از الفاظ آن شنيده مى‏شد و قسمتى را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود: واى بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صداى بلند فرمود: اى شيرها آن‏ها را ببلعيد، پس هر شيرى به ساحرى كه او را درست كرده بود حمله كرد و او را بلعيد. منصور بهت‏زده از تخت‏خود بر زمين افتاد و با ترس مى‏گفت: اى ابا عبدالله! مرا ببخش ديگر چنين كارى نخواهم كرد، حضرت هم به او مهلت داد. بعد منصور دوانيقى از امام عليه السلام درخواست كرد، شيرها ساحرانى را كه خورده بودند برگردانند. امام صادق عليه السلام فرمود: اگر عصاى موسى آنچه را بلعيده بود برمى‏گرداند، اين شيرها نيز چنين مى‏كردند. (8)
  • زنده كردن يكى از ياران
محمد بن راشد از جد خود كه يكى از مسلمانان هم عصر امام صادق عليه السلام است نقل مى‏كند كه روزى به قصد ديدار امام عليه السلام حركت كردم تا از او سؤالى بپرسم، در ميان راه مطلع شدم كه آن حضرت به تشييع جنازه سيد حميرى رفته است، پس به طرف قبرستان رفتم و بعد از ملاقات با امام عليه السلام سؤال خود را از ايشان پرسيدم و جواب آن را دريافت كردم.
هنگامى كه خواستم برگردم، مرا به نزد خود خواند و فرمود: شما مردم سرچشمه علم و دانش را رها كرده‏ايد. عرض كردم: آيا شما امام و پيشواى امت در اين زمان هستيد؟ امام فرمود: آرى. عرضه داشتم: دليل و آيتى مى‏خواهم تا يقين پيدا كنم. آن حضرت فرمود: هرچه مى‏خواهى بپرس، من با اراده الهى جواب تو را خواهم گفت. عرض كردم: برادرى داشتم كه از دنيا رفته و او را در اين قبرستان دفن كرديم، از شما مى‏خواهم او را زنده كنيد، امام فرمود: برادرت انسان خوبى بود و به خاطر او خواسته تو را برآورده مى‏كنم، گرچه تو سزاوار چنين كارى نيستى، سپس نزديك قبر او شد و او را صدا زد، در اين هنگام قبر شكافته شد و برادرم از آن خارج شد. به خدا قسم كه چنين شد و به من گفت: اى برادر از او (امام صادق عليه السلام) پيروى كن و او را رها مكن. آن گاه به قبر خويش بازگشت. امام عليه السلام از من عهد گرفت و مرا قسم داد تا كسى را از اين موضوع مطلع نسازم. (9)
  • خبر از شهادت برخى ياران
از ابوبصير نقل شده است: روزى در محضر امام صادق عليه السلام نشسته بودم كه صحبت از «معلى بن خنيس‏» به ميان آمد، ايشان فرمودند: «ابا محمد! مطلب مهمى را در مورد او به تو مى‏گويم، آن را از ديگران مخفى نگه‏دار; او به مقام واقعى خود نمى‏رسد مگر زمانى كه از طرف «داود بن على‏» مورد تعرض قرار خواهد گرفت.»
پرسيدم: داود با او چه خواهد كرد؟ فرمودند: «او را دعوت كرده، گردنش را مى‏زند و بدن او را به دار مى‏آويزد.»
عرض كردم: اين حادثه در چه زمانى واقع خواهد شد؟ امام فرمودند: «در سال آينده‏» .
ابوبصير مى‏گويد: سال بعد داود والى مدينه شد و معلى را به پيش خود فراخواند و از او خواست كه اسامى ياران امام صادق عليه السلام را برايش بنويسد، معلى از اين كار امتناع ورزيد، داود عصبانى شد و گفت: اگر اسامى آن‏ها را كتمان كنى تو را خواهم كشت، معلى بن خنيس گفت: آيا مرا به كشته شدن تهديد مى‏كنى!؟ به خدا قسم هرگز چنين كارى نخواهم كرد. داود خشمگين شد و او را به شهادت رساند و جسد مطهرش را به دار آويخت. (10)

آگاهى از غيب

موارد متعددى در تاريخ نقل شده است كه بيانگر آگاهى و اشراف كامل امام صادق عليه السلام بر امور غيبى است و كلامى را كه ايشان فرموده: «نحن ولاة الامر و خزنة علم الله (11) ; ما واليان امر و خازنان علم خداوند هستيم.» در عمل نشان داده و به اثبات رسانده است. در اين نوشتار به ذكر يك نمونه اكتفا مى‏كنيم:
ابراهيم بن مهزم مى‏گويد: از محضر امام صادق عليه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بين من و مادرم مشاجره‏اى رخ داد، بر سر او فرياد زدم و با تندى با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همين كه داخل شدم فرمود: اى پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فرياد زدى؟ آيا نمى‏دانى كه او تو را در شكم خود نگهدارى كرد و در دامان خود پروراند و با شير خود تو را تغذيه نمود؟ عرض كردم: آرى. ايشان فرمودند: پس هيچ وقت‏با تندى با او سخن مگو. (12)

آتش در اطاعت امام

يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام بنام مامون رقى نقل كرده است كه: در محضر سرور و مولايم امام صادق عليه السلام بودم، سهل بن حسن از شيعيان خراسان وارد شد و سلام كرد و نشست، عرض كرد: اى فرزند رسول خدا كرامت و بزرگى از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر اين حق خود سكوت كرده و قيام نمى‏كنيد و حال آن كه هزاران نفر از شيعيان شما آماده شمشير زدن در ركاب شما هستند.
امام عليه السلام فرمود: اى خراسانى! لحظه‏اى درنگ كن. پس امر فرمود كه تنور را روشن كنند، هنگامى كه آتش شعله‏ور شد، به سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: اى پسر رسول خدا مرا از اين كار معاف بدار، در اين هنگام هارون مكى يكى از اصحاب با وفاى امام عليه السلام وارد شد در حالى كه كفش‏هاى خود را در دست گرفته بود، سلام كرد و جواب شنيد، امام به او فرمود: كفش‏هاى خود را بر زمين بگذار و داخل تنور شو، او بدون هيچ درنگى وارد تنور شد و در ميان شعله‏هاى آتش نشست. امام صادق عليه السلام رو به خراسانى كرد و از حوادث خراسان براى او گفت، انگار امام عليه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود: داخل تنور را نگاه كن. مامون رقى مى‏گويد: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده كردم، هارون مكى در ميان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او مى‏شناسى؟ عرض كرد: به خدا قسم احدى را نمى‏شناسم، امام عليه السلام حرف او را تاييد نمود و فرمود: در زمانى كه ما حتى پنج نفر از اين گونه ياران نداريم چگونه قيام كنيم؟ (13)

شفا يافتن به دعاى امام

عمار سه فرزند به نام‏هاى «اسحاق‏» ، «اسماعيل‏» و «يونس‏» داشت، آن‏ها نقل كرده‏اند كه «يونس‏» به مرض بدى مبتلا شده بود، به محضر امام صادق عليه السلام رفتيم، امام با مشاهده وضع يونس، دو ركعت نماز خواند و خدا را حمد كرد و بر نبى اكرم صلى الله عليه و آله و آل او درود فرستاد و ذكرهايى بر زبان جارى ساخت و از خداوند چنين خواست: «واصرف عنه شر الدنيا والاخرة واصرف عنه ما به فقد غاظنى ذلك واحزننى; شر دينا و آخرت را از او دور نما و اين مرض را از او بر طرف ساز كه عارضه او مرا ناراحت و غمگين كرده است.»
آن سه نفر نقل مى‏كنند كه: به خدا قسم از شهر خارج نشده بوديم كه بيمارى او برطرف شد و شفا يافت. (14)

پي‌نوشت‌ها:

1) ارشاد شيخ مفيد، انتشارات علميه اسلاميه، ج 2، باب 12 و اصول كافى، كلينى، دارالاضواء، ج 1، ص 472.
2) الوافى بالوفيات، صلاح الدين الصفدى، ج 11، ص 127; تهذيب الكمال، جمال الدين مزى، مؤسسة الرسالة، ج 5، ص 79; الكامل فى الضعفاء، جرجانى، دارالفكر، ج 2، ص 132.
3) ارشاد مفيد، همان، ص 173.
4) رجال طوسى، فصل شاگردان امام جعفر عليه السلام.
5) آل عمران/ 37.
6) نمل/ 40.
7) شرح المقاصد، تفتازانى، شريف رضى، ج 5، ص 76.
8) مديند المعاجز، بحرانى، مؤسسه معارف اسلامى، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جرير طبرى، مؤسسة البعثة، ص 298; اختصاص، شيخ مفيد، جامعه مدرسين، ص 246.
9) الخرائج و الجرائح، قطب الدين راوندى، مؤسسه امام مهدى، ج 2، ص 742; مدينة المعاجز، همان، ج 6، ص 78; اثبات الهداة، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 121; بحارالانوار، همان، ج 47، ص 118.
10) بحار الانوار، همان، ص 109; الخرائج و الجرائح، همان، ص 647; مدينة المعاجز، همان، ج 5، ص 226; مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ج 4، ص 225.
11) اصول كافى، همان، ص 192.
12) بصائر الدرجات، صفار قمى، منشورات مكتبة آيت الله النجفى، ص 243; مدينة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة، همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729.
13) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدينة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.
14) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 232 و مدينة المعاجز، همان، ج 6، ص 109 و بحارالانوار، همان، ص 134.


منبع:مجله مبلغان

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، سید ابراهیم ، نورالسادات ، محمدهادی ، انتصـار ، aboutorab ، حضرت عشق
۲۱:۰۳, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
به نام خدا

نذر حضرت امام صادق (علیه السلام)،به مناسبت شهادت حضرتش؛



زهر، اشکی شدو چشمان ترش را سوزاند
سینه ی بی رمق محتضرش را سوزاند
بارها حرمت این شیخ در این شهر شکست
ناله ی بی کسی اش هر سحرش را سوزاند
سالها بود که با روضه ی مادر می سوخت
آنقدر سوخت دلش دور و برش را سوزاند
قاتل مادر او باز سراغش آمد
هیزم آورده و دیوار و درش را سوزاند
باز هم شکر که پهلوی نحیفش نشکست
گرچه لرزیدن طفلان جگرش را سوزاند

پیر مرد است زمین می خورد و می گرید
یاد داغی که دل شعله ورش را سوزاند
یاد آن شهر که لبخند یهودی هایش
جگر دخترک رهگذرش را سوزاند
دخترک زیر پر چادر عمه می رفت
ناگهان آتش بامی سپرش را سوزاند
پنجه ی پیرزنی گیسوی او را وا کرد
ترکه ی چوب تری بال و پرش را سوزاند
دستِ در حلقه ی زنجیر به دادش نرسید
شاخه ی سوخته ی نخل سرش را سوزاند


حسن لطفي

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، لبخند خدا ، نورالسادات ، محمدهادی ، mahdy30na ، انتصـار ، aboutorab ، حضرت عشق
۲۳:۴۲, ۲۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۶:۵۷ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #15
آواتار
ادامه...

? نسب پدرى:
امام محمد باقر بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب (علیه السلام).


?نام مادر:
فاطمه، مكنّى به‏ ام فَروه بنت قاسم بن محمد بن ابى بكر. ام فَروه، كه فرزندزاده جناب محمد بن ابى بكر بود، مقام والايى در بين زنان زمان خويش داشت.


امام صادق (علیه السلام) درباره شأن او فرمود:


مادرم از جمله زنانى بود كه ايمان آورد و تقوا پيشه كرد و نيكوكارى نمود، و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
اين زن از تربيت‏ شدگان مكتب امام زين‏ العابدين (علیه السلام) و امام محمد باقر (علیه السلام) است.


?مدت امامت:
از زمان شهادت پدرش، امام محمد باقر (علیه السلام) در هفتم ذى‏ حجه سال‏114 هجرى تا 25 شوال سال 148 هجرى، به مدت 34 سال


?همسران:


1. فاطمه بنت حسين.


2. ام حميده (حميده مصفاة).


?فرزندان:


1. امام موسى كاظم (علیه السلام).


2. اسماعيل.((فرقه اسماعیلیه ایشان را به عنوان امام موعودمیپندارد))زیراایشان هم فرزندارشدامام بودندوهم از مقامات علمی بالایی برخورداربودند.


3. عبدالله.


4. محمد ديباج.


5. اسحاق.


6. على


7.عباس.


۸. فاطمه.


۹. اسماء.


ادامه دارد انشاالله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، حسن عزتي ، mahdy30na ، انتصـار ، aboutorab ، حضرت عشق
۷:۰۵, ۳۰/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۷:۰۸ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #16
آواتار
ادامه...

?اصحاب و ياران:
تعداد راويان و اصحاب امام صادق (علیه السلام) بيش از چهار هزار نفر است كه از محضر آن حضرت بهره‏ مند شده و در جهان اسلام به انتشار علوم اهل بيت(علیه السلام) پرداختند.

در اين جا به نام برخى از بزرگان اصحاب و راويان آن حضرت اشاره می گردد :

1. جميل بن درّاج.
2. عبدالله بن مسكان.
3. عبدالله بن بكير.
4. حمّاد بن عيسى.
5. حمّاد بن عثمان.
6. ابان بن عثمان.

?اين شش نفر به «اصحاب اجماع» معروف شده‏ اند.


7. أبان بن تغلب.
8. اسحاق بن عمّار صيرفى.
9. ابو حمزه ثمالى.
10. بريد بن معاويه عجلى.
11. حريز بن عبدالله سجستانى.
12. حمران بن اعين شيبانى.
13. زرارة بن اعين شيبانى.
14. صفوان بن مهران اسدى.
15. عبدالله بن ابى يعفور.
16. عمران بن عبدالله اشعرى.
17. عيسى بن عبدالله اشعرى.
18. فضيل بن يسار بصرى.
19. فيض بن مختار كوفى.
20. ابو بصير مرادى.
21. مؤمن الطاق محمد بن على.
22. محمد بن مسلم كوفى.
23. معاذبن كثير كسايى.
24. مُعَلىّ بن خُنَيس كوفى.
25. هشام بن محمد.
26. يونس بن ظبيان كوفى.
27. معاوية بن عمّار.
28. زيد شحام.
29. سُدير بن حكيم.
30. عبد السلام بن عبدالرحمن.
31. جابربن يزيد جُعفى.
32. ثابت بن دينار.
33. مفضل بن قيس.
34. مفضل بن عمر جُعفى.
35. سفيان بن عيينه.

? زمامداران معاصر:


1. عبدالملك بن مروان (86-65 ق.).
2. وليد بن عبدالملك (96-86 ق.).
3. سليمان بن عبدالملك (99-96 ق.).
4. عمر بن عبدالعزير (101-99 ق.).
5. يزيد بن عبدالملك (105-101 ق.).
6. هشام بن عبدالملك (125-105 ق.).
7. وليد بن يزيد (126-125 ق.).
8. يزيد بن وليد (126-126 ق.).
9. مروان بن محمد (132-126 ق.).

?تمامى اين خلفا از سلسله بنى اميه و از شاخه بنى‏ مروان بودند.

10. ابوالعباس سفاح (136-132 ق.).
11.منصور دوانيقى (158-136 ق.).

اين دو نفر از سلسله بنى‏ عباس بودند.

امام صادق (علیه السلام) كه معاصر دو سلسله بنى اميه و بنى عباس بود، از هر دوى آنها سختى‏ ها و آزارها و بى‏ مهرى‏ هاى فراوانى ديد؛ اما چون آن حضرت در انتهاى دوران خلافت امويان و ابتداى خلافت عباسيان مى‏ زيست، از فترت به وجود آمده در زمان انتقال خلافت از خاندان غاصبى به خاندان غاصب ديگر زمينه ترويج و تبليغ مكتب اهل بيت(علیه السلام) را مناسب ديد و از اين فرصت پيش آمده، بيشترين بهره را نصيب اسلام و مسلمانان كرد. آن حضرت، با تشكيل حوزه علميه و تعليم و تربيت شاگردان مبرزى چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحوّل شگرفى در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد. به همين جهت به شيعيانِ امامىِ اثنا عشرى، شيعه جعفرى نيز گفته مى‏ شود.

ادامه دارد انشالله...

آن فرقه اي كه تيشه به نخل فدك زدند
صبر رئيس مذهب ما را محك زدند
او را ز خانه نيمه ي شب برد خصم دون
از كوچه اي كه مادر او را كتك زدند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، mahdy30na ، انتصـار ، aboutorab ، سید ابراهیم ، حضرت عشق
۱۳:۱۴, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #17
آواتار
باز تکه ‏های ابر سیاه در دل آسمان،
می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند،
نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود.

اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خدا پرستی،
به سوی معبود می‏شتابد.

اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا
و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏ های پلیدان را می‏نوشد،

او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها،
امام جعفر صادق علیه‏ السلام است.

اندیشه تشیع در پله ششم،
تاریخ را به ماتم می‏خواند،
ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه
ماتم خزانه‏ دار علم علی
، فاتح قله ‏های بلند دانش خداوندی،
وارث بزرگ پدر،
هنوز آخرین حرف‏های امام،
در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:

«اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛
همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید.

بقیع همیشه گریان،
امروز خورشید را در خود جای می‏دهد.
درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!

امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی
از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد
و هر باربه یاد آن لحظه
که زهر خصم را نوشیدی،
جگرهامان به خون می‏نشیند
و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:

اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه‏
یا وَجیها عِنْدَ اللّه‏، اشفع لنا عند اللّه‏
SadSadSadSadSadSad
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نورالسادات ، انتصـار ، aboutorab ، حسن عزتي ، حضرت عشق
۱۳:۳۵, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #18
آواتار
??شیعیان صابر??

✅ امام صادق - عليه السلام فرمودند:
?ما صابر هستيم ولي شيعيان ما از ما صابرترند،



?راوي مي گويد: پرسيدم فدايت شوم چگونه شيعيان شما از شما صابرترند؟
?امام پاسخ داد: ما صبر مي كنيم در حالي كه از پاداش برتر صابران آگاهيم ولي شيعيان ما صبر مي كنند در حالي كه از پاداش آن آگاهي ندارند.
?«بحار الأنوار، ج 71، ص80»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نورالسادات ، انتصـار ، aboutorab ، حسن عزتي ، mahdy30na ، حسنیه ، حضرت عشق
۱۴:۱۳, ۳۰/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۱۴:۲۰ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #19
آواتار
ادامه...


شمه اى از اخلاق ، صفات و كرامات جعفر بن محمّد الصادق (عليه السلام):

ابن طلحه مى گويد: (1) وى از بزرگان و سادات اهل بيت است . صاحب علوم كثير، عبادت فراوان ، اوراد دائم زهد آشكار و تلاوت بسيار، معانى قرآن كريم را بدقت بررسى و از اقيانوس قرآن گوهرهاى ارزنده را استخراج مى كرد و نتايج شگفتى به دست مى آورد و اوقاتش را به انجام طاعات گوناگون تقسيم مى كرد به گونه اى كه از خود در آن باره حساب مى كشيد. ديدنش انسان را به ياد آخرت مى انداخت و شنيدن سخنش باعث پارسايى در دنيا مى شد. نتيجه پيروى از رهنمودهايش بهشت بود، نور جمالش ‍ گواهى مى داد كه او از سلاله نبوت است و پاكيزگى اعمالش روشن مى ساخت كه او از دودمان رسالت است . گروهى از بزرگان مذاهب و دانشمندان برجسته آنها مانند يحيى بن سعيد انصارى ، ابن جريح ، مالك بن انس ، ثورى ، ابن عيينه ، ابوحنيفه ، شعبه ، ايوب سجستانى و ديگران از او حديث نقل كرده اند و از دانشش بهره جسته اند.
و اين بهره مندى از او را براى خود منقبتى دانسته و باعث شرف و فضيلت خويش شمرده اند.
مى گويد: او چندين لقب دارد كه مشهورتر از همه صادق است و از جمله آنها صابر، فاضل و طاهر مى باشد.
امّا مناقب و صفات آن حضرت بيش از حد شمار است و عقل و فهم شخص آگاه و بصير درباره انواع مناقبش حيران است تا آن جا كه علوم سرشارى كه به خاطر تقواى زياد بر قلبش جارى بود، همه احكامى را كه علل آنها براى كسى قابل درك نيست و علومى را كه عقول از احاطه به حكم آنها قاصر است به او نسبت داده و از وى روايتكرده اند.
گويند كتاب جفرى كه در مغرب به پسران عبدالمؤ من به ارث رسيده ، از جمله سخنان اوست . براستى كه اين خود منقبتى والا و در مقام فضايل ، مرتبه بلندى است .

۲). ابن ابى حازم گويد: من در خدمت جعفر بن محمّد عليه السلام بودم ناگاه دربانش آمد و گفت سفيان ثورى پشت در است ، فرمود: بگو بيايد. سفيان وارد شد، جعفر بن محمّد عليه السلام فرمود: اى سفيان تو كسى هستى كه پادشاه در جستجوى تو است و من از پادشاه بر حذرم ، بلند شو و از منزل محترمانه بيرون برو. سفيان عرض كرد: يك حديث بفرماييد تا بشنوم و برخيزم . جعفر بن محمّد عليه السلام فرمود: ((پدرم از قول جدم براى من نقل كرد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود: كسى كه خداوند به او نعمتى داده ، بايد خدا را حمد و سپاس گويد و هر كه ديرتر روزى اش را رساند، بايد از خداوند طلب آمرزشى كند و هر كه به او اندوهى رسيد، بايد بگويد: (( لا حول و لا قوة الا باللّه (العلى العظيم ) )) . همين كه سفيان بلند شد، جعفر بن محمّد فرمود: سفيان اين سه را فراگير كه بسيار مهم است .

۳). سفيان مى گويد: بر جعفر بن محمّد عليه السلام وارد شدم در حالى كه جامه اى از خز سياه بر تن و عبايى از خز بر دوش داشت . با تعجب به آن حضرت نگاه مى كردم ! فرمود: ((اى ثورى ! چه شده است كه به ما نگاه مى كنى شايد تو از لباس ما در شگفتى ؟ عرض كردم : يابن رسول اللّه اين لباس شما و پدرانتان نيست ، فرمود: اى ثورى ! آنها در زمان تنگدستى و نيازمندى بودند، به مقدار تنگدستى و نيازمنديشان عمل مى كردند و امروز هنگام فراوانى نعمت است . آنگاه آستين جامه را پس زد، زير آن جامه پشمينه سفيدى نمودار شد كه دامن و آستينش از دامن و آستين لباس رويى كوتاهتر بود، فرمود: اى ثورى ! اين لباس زير را براى خداى تعالى و اين لباس ‍ رويى را براى شما پوشيده ايم . آنچه براى خداست پنهان داشته ايم و آنچه براى شماست آشكار كرده ايم .))

۴). هياج بن بسطام مى گويد: جعفر بن محمّد عليه السلام بقدرى ديگران را اطعام مى كرد كه براى خانواده خويش چيزى نمى ماند و همواره مى فرمود: ((كار نيك به كمال نمى رسد مگر به سه چيز: تاءخير نينداختن ، كوچك شمردن و پنهان داشتن .))


۵). از عمرو بن ابى مقدام نقل شده كه مى گويد: من هر وقت به سيماى جعفر بن محمّد عليه السلام مى نگريستم ، مى فهميدم كه او از دودمان نبوت است .

۶). برذون بن شبيب نهدى كه اسم اصلى اش جعفر بود مى گويد: از جعفر بن محمّد عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: ((درباره ما همان حقى را رعايت كنيد كه عبد صالح - حضرت خضر - درباره يتيمان رعايت كرد كه پدر و مادرشان صالح بودند.))

۷). از صالح بن اسود نقل شده كه مى گويد: از جعفر بن محمّد صلى اللّه عليه و اله شنيدم كه مى گفت : ((از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نياييد زيرا هيچ كس بعد از من براى شما چون من حديث نخواهد گفت .))

ادامه دارد انشالله...

داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد


جگر سوخته یاد از جگر سوخته کرد


آنکه هم ظاهر و هم باطن ما مى داند


با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند . . .

یاعلی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، aboutorab ، حسن عزتي ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، حضرت عشق
۱۴:۴۷, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام من به مدينه ، به غربت صادق
سلام من به بقيع و به تربت صادق
سلام من به مدينه ، به آستان بقيع
سلام من به بقيع و کبوتران بقيع
سلام من به مزار مطهر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به تو اي ماه فاطمي بقيع
سلام من به تو اي ياس هاشمي بقيع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حسن عزتي ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، حسنیه ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) boghz 46 16,921 ۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸
آخرین ارسال: ماحی
  هفتم صفر ، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) Agha sayyed 8 5,337 ۱۶/آبان/۹۵ ۲۲:۲۶
آخرین ارسال: میثم2
  نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) حضرت عشق 11 7,188 ۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳
آخرین ارسال: میثم2
  ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) Bahar 60 26,877 ۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵
آخرین ارسال: mahdy30na
  توسل ویژه به حضرت اباالفضل علیه السلام مجنون الحسین 218 77,037 ۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۸:۲۲
آخرین ارسال: Farzaneh
  شهادت امام موسی كاظم عليه السلام aboutorab 13 8,125 ۱۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۲:۱۳
آخرین ارسال: mahdy30na
  شهادت حضرت امام علي النقي (هادي)عليه السلام aboutorab 4 2,971 ۲۲/فروردین/۹۵ ۱۲:۳۸
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا