|
رئیس مذهب (ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام)
|
|
۴:۱۰, ۲۹/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۳ ۵:۱۳ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() ******************************* آجرک الله فی مصیبت جدک! یابن الحسن! ****** آقا! به حرمت رنگ پرچم عزایت من هم سیاه مینویسم... ******************** ای کسی که در آسمان به نام جعفر می شناسند تو را! ای کسی که اگر نبودی، بویی از دین رسول خدا هم به ما نمی رسید! ای کسی که حرف هایت هنوز بر بالای منابر شیعه نقش مرشد و هادی برای شیعیانت دارد! رفتی... و در آخرین لحظات زندگانی ات نزدیکانت را به دور خود جمع کردی، و باز هم از نماز فرمودی! به راستی آیا منی که نمازهایم یکی در میون قضاست یا با کلی تأخیر است از شما هستم؟؟؟؟؟؟؟ چطور روی خودم نام شیعه بگذارم؟؟؟؟ در صورتی که شما فرمودی: شفاعتت شامل افراد بی اعتاء به نماز نمی شود!!!!!! پس چگونه دل به شفاعت شما بسته ام؟؟؟؟ آقا شما کمک کن من بی اعتناء به نماز را! دو ماه و چند روز به محرم جدت غریبت حسین باقی است! شما کمکم کن تا این محرمم را مانند محرم های دیگر عمرم از دست ندهم! دستم را بگیر تا نمازهایم را اول وقت ادا کنم! نه اینکه بعد از وقت قضا کنم! ********************************************************************* حیف شما که در آنجایی! ای کاش می آمدی ایران! اینجا برایت صحن و سرایی راه می انداختیم! اینجا برایت مشهد الصادقی می ساختیم! ( شعر کمی طولانی اما زیباست، تا انتهاش رو بخون)****[/b] نه رواقی، نه گنبدی، حتی سنگ قبری سرمزار تو نیست! غیر مُشتی کبوتر خسته خادمی، زائری، کنار تو نیست * بغض هایم کجا دخیل شوند؟! پس ضریحت کجاست آقاجان؟! روضه خوان ها چرا نمی خوانند؟! گریه ها بی صداست آقاجان * گنبدی نیست تا دلم بپرد پابه پای کبوتران شما کاش می شد که دانه ای گیرم امشب از دست مهربان شما * حرفِ گلدسته را نباید زد تا حسودان شهر بسیارند از شما خانواده آقاجان درمدینه همه طلبکارند! * حیف آن چاهها که حیدر کند! چقدر مادرت دعاشان کرد عوض آن همه محبت ها این مدینه چه خوب جبران کرد! * کاش ایران می آمدی آقا نزد ما اهلبیت محترمند پیر مظلوم بی حرم، اینجا پسران تو صاحب حرمند * کاش ایران می آمدی آقا مُلک ری قبله ی ولا می شد مثل مشهد برایتان اینجا مشهدالصادقی بنا می شد * کاش ایران می آمدی آقا قدمت روی چشم ما جا داشت کاش خاک شلمچه و فکه عطر یاس عبایتان را داشت * کاش ایران می آمدی آقا مردمش رأفت و حیاء دارند ریسمان دست هم نمی بندند همه دل های با صفا دارند * کاش ایران می آمدی آقا در مدینه غریب افتادید من بمیرم برایتان؛ گیرِ عده ای نانجیب افتادید * کاش ایران می آمدی آقا مردمش از مغیره:@ بیزارند حرمت گیسوی سپیدت را در مدینه نگه نمی دارند * کاش ایران می آمدی آقا نوکری تو کم ثوابی نیست همه جا از فضائلت گویند صحبت ازمجلس شرابی نیست **** وحید قاسمی *** ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۱۳, ۲۹/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۳ ۱۹:۱۳ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
کاش ایران می آمدی آقــا ...
![]() |
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
در آستانه شهادت رييس مذهب جعفري هستيم
توجه دوستان را به خلاصه ای از زندگینامه امام صادق (علیه السلام) جلب مي كنم: ?نام:جعفر بن محمد ?كنيه:ابوعبدالله، ابواسماعيل و ابوموسى ? القاب:صادق، فاضل، صابر، طاهر، قائم، كافل و منجى مشهورترين لقب آن حضرت «صادق» است. اين لقب به خاطر صدق گفتار آن حضرت و تمايز از جعفر كذاب، كه در عصر امام زمان (علیه السلام) ادعاى امامت كرده بود، به آن حضرت داده شد. ? منصب: معصوم هشتم و امام ششم شيعيان. ? تاريخ ولادت: هفدهم ربيع الاول سال 80 هجرى. برخى مورخان، تاريخ تولد آن حضرت را اول رجب سال 80 هجرى و برخى ديگر سال 83 هجرى دانستهاند؛ اما قول اول مشهور است و اين روز مطابق است با روز ولادت پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). ?محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى). ادامه دارد انشالله... |
|||
|
|
۲۰:۴۲, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
شمهاى از كرامات امام صادق (علیه السلام)
نويسنده: على تقوى - حسين صادقى طليعه سخن: در هفدهم ربيع الاول سال 83 ه . ق در مدينه منوره فرزندى پاك از سلاله رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ديده به جهان گشود. نام او جعفر و كنيهاش ابا عبدالله بود، پدر ارجمندش امام محمدباقر عليه السلام پيشواى پنجم شيعيان و مادر گرامىاش ام فروة مىباشد. (1) ايشان كه بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، سرپرستى و امامتشيعيان را به عهده داشتند، به القابى همچون صادق، صابر، فاضل و طاهر مشهور بودند. پيشواى ششم شيعيان مدت 31 سال با پدر زندگى كرد و سرانجام در سال 148 ه. ق در سن 65 سالگى ديده از جهان فرو بست و در قبرستان بقيع در كنار قبور پدرش امام باقر عليه السلام و جدش امام زين العابدين عليه السلام و سبط اكبر رسول خدا امام حسن مجتبى عليه السلام به خاك سپرده شد. دوران زندگانى آن حضرت با ده نفر از خلفاى اموى و دو نفر از خلفاى عباسى، و مدت 34 سال امامت ايشان با هفت تن از آنان مقارن بوده است كه عبارتند از: 1- هشام به عبدالملك (105- 125 ه. ق) 2- وليد بن يزيد به عبدالملك (125- 126) 3- يزيد بن وليد بن عبدالملك (126) 4- ابراهيم بن وليد بن عبدالملك (70 روز از سال 126) 5- مروان بن محمد (126- 132) 6- عبدالله بن محمد مشهور بن سفاح (132- 137) 7- ابو جعفر مشهور به منصور دوانيقى (137- 158) دوران امامت آن حضرت با شرايط خاص و ممتاز سياسى و اجتماعى همراه بود كه زمينه را براى فعاليتهاى علمى و مذهبى فراهم آورده بوده از طرفى بنىاميه دوران ضعف و ركود خود را سپرى مىكردند و دائما در حال نزاع و كشمكش با بنى عباس بودند. لذا فرصت ايجاد فشار و اختناق نسبتبه امام عليه السلام و شيعيان را نداشتند و از طرف ديگر حكومت نوپاى عباسيان كه با شعار طرفدارى از خاندان رسالتبه قدرت رسيده بودند، در صدد آزار و اذيتشيعيان نبودند. اين موقعيت ممتاز سبب شد كه يك جنبش علمى و فكرى در جامعه اسلامى به وجود آيد و امام صادق عليه السلام در راس اين جنبش توانستبه انتشار علوم الهى بپردازد و جهان اسلام را از معارف اسلامى سيراب سازد. موقعيت علمى ايشان چنان ممتاز بود كه تمام مسلمانان، حتى علماى ديگر مذاهب در مقابل آن سر تعظيم فرود آوردهاند. چنان كه ابوحنيفه (مؤسس مذهب حنفى از مذاهب چهارگانه اهل سنت) مىگويد: «ما رايت افقه من جعفر بن محمد (2) ; من كسى را فقيهتر [و دانشمندتر] از جعفر بن محمد نديدهام.» اين امور سبب شد كه شاگردان فراوانى در حوزه درس ايشان پرورش يابند كه عدد آنان بالغ بر چهار هزار نفر است. (3) شيخ طوسى در رجال خود بيش از سه هزار نفر از آنان را نام برده كه از برجستهترين آنان مىتوان به: هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن الطاق، مفضل بن عمر، ابو حنيفه و جابر بن حيان، اشاره نمود. (4)
1- يكى از كرامات حضرت مريم، نزول طعام آسمانى از طرف خداوند براى اوست. قرآن كريم مىفرمايد: «كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم انى لك هذا قالت هو من عندالله» (5) ; «هرگاه حضرت زكريا بر مريم در محراب وارد مىشد، غذاى مخصوصى نزد او مىديد. (آن حضرت سؤال مىكرد) اى مريم! اين غذا را از كجا آوردهاى (او پاسخ مىداد) : اينها از سوى خداوند است.» 2- نمونه ديگر درباره آصف بن برخيا از ياران حضرت سليمان است كه تختبلقيس را در مدت زمان كمى از مكانى دور حاضر نمود. خداوند متعال مىفرمايد: «قال الذى عنده علم من الكتاب انا آتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك فلما راه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربى» (6) ; «كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت: من آن را پيش از آن كه چشم بر هم زنى نزد تو خواهم آورد. پس هنگامى كه [سليمان] آن را نزد خود ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است.» انجام كرامات به دست اولياى الهى آن قدر روشن و بديهى است كه اكثر مسلمين بر جواز آن اتفاق دارند. تفتازانى از علماى اهل سنت مىگويد: «ظهور و روشنى كرامات اولياى خدا همچون روشنى معجزات انبياء است و انكار اين امور توسط اهل بدعت و گمراهان چيز عجيبى نيست، چرا كه آنان خود توان انجام آن را ندارند و درباره حكام خود هم آن را نشنيدهاند، لذا دستبه انكار مىزنند.» و در جاى ديگر مىگويد: «كرامات حضرت على عليه السلام آن قدر زياد است كه قابل شمارش نيست» . (7) كرامات امام صادق (علیه السلام) در ذيل برخى از كرامات امام صادق عليه السلام بيان مىگردد.
او با وعدههاى بسيار آنها را تحريك كرد تا با انجام سحرهاى خود ابا عبدالله را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسى كه منصور فراهم كرده بود رفتند و انواع صورتها از جمله صورتهاى شير را به تصوير كشيدند تا هر بينندهاى را سحر كنند. منصور بر تختخود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد كه امام صادق عليه السلام را وارد سازند. وقتى امام ششم وارد شد، نگاهى به آنها كرد و دستبه دعا برداشت و دعايى خواند كه برخى از الفاظ آن شنيده مىشد و قسمتى را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود: واى بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صداى بلند فرمود: اى شيرها آنها را ببلعيد، پس هر شيرى به ساحرى كه او را درست كرده بود حمله كرد و او را بلعيد. منصور بهتزده از تختخود بر زمين افتاد و با ترس مىگفت: اى ابا عبدالله! مرا ببخش ديگر چنين كارى نخواهم كرد، حضرت هم به او مهلت داد. بعد منصور دوانيقى از امام عليه السلام درخواست كرد، شيرها ساحرانى را كه خورده بودند برگردانند. امام صادق عليه السلام فرمود: اگر عصاى موسى آنچه را بلعيده بود برمىگرداند، اين شيرها نيز چنين مىكردند. (8)
هنگامى كه خواستم برگردم، مرا به نزد خود خواند و فرمود: شما مردم سرچشمه علم و دانش را رها كردهايد. عرض كردم: آيا شما امام و پيشواى امت در اين زمان هستيد؟ امام فرمود: آرى. عرضه داشتم: دليل و آيتى مىخواهم تا يقين پيدا كنم. آن حضرت فرمود: هرچه مىخواهى بپرس، من با اراده الهى جواب تو را خواهم گفت. عرض كردم: برادرى داشتم كه از دنيا رفته و او را در اين قبرستان دفن كرديم، از شما مىخواهم او را زنده كنيد، امام فرمود: برادرت انسان خوبى بود و به خاطر او خواسته تو را برآورده مىكنم، گرچه تو سزاوار چنين كارى نيستى، سپس نزديك قبر او شد و او را صدا زد، در اين هنگام قبر شكافته شد و برادرم از آن خارج شد. به خدا قسم كه چنين شد و به من گفت: اى برادر از او (امام صادق عليه السلام) پيروى كن و او را رها مكن. آن گاه به قبر خويش بازگشت. امام عليه السلام از من عهد گرفت و مرا قسم داد تا كسى را از اين موضوع مطلع نسازم. (9)
پرسيدم: داود با او چه خواهد كرد؟ فرمودند: «او را دعوت كرده، گردنش را مىزند و بدن او را به دار مىآويزد.» عرض كردم: اين حادثه در چه زمانى واقع خواهد شد؟ امام فرمودند: «در سال آينده» . ابوبصير مىگويد: سال بعد داود والى مدينه شد و معلى را به پيش خود فراخواند و از او خواست كه اسامى ياران امام صادق عليه السلام را برايش بنويسد، معلى از اين كار امتناع ورزيد، داود عصبانى شد و گفت: اگر اسامى آنها را كتمان كنى تو را خواهم كشت، معلى بن خنيس گفت: آيا مرا به كشته شدن تهديد مىكنى!؟ به خدا قسم هرگز چنين كارى نخواهم كرد. داود خشمگين شد و او را به شهادت رساند و جسد مطهرش را به دار آويخت. (10) آگاهى از غيب موارد متعددى در تاريخ نقل شده است كه بيانگر آگاهى و اشراف كامل امام صادق عليه السلام بر امور غيبى است و كلامى را كه ايشان فرموده: «نحن ولاة الامر و خزنة علم الله (11) ; ما واليان امر و خازنان علم خداوند هستيم.» در عمل نشان داده و به اثبات رسانده است. در اين نوشتار به ذكر يك نمونه اكتفا مىكنيم: ابراهيم بن مهزم مىگويد: از محضر امام صادق عليه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بين من و مادرم مشاجرهاى رخ داد، بر سر او فرياد زدم و با تندى با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همين كه داخل شدم فرمود: اى پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فرياد زدى؟ آيا نمىدانى كه او تو را در شكم خود نگهدارى كرد و در دامان خود پروراند و با شير خود تو را تغذيه نمود؟ عرض كردم: آرى. ايشان فرمودند: پس هيچ وقتبا تندى با او سخن مگو. (12) آتش در اطاعت امام يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام بنام مامون رقى نقل كرده است كه: در محضر سرور و مولايم امام صادق عليه السلام بودم، سهل بن حسن از شيعيان خراسان وارد شد و سلام كرد و نشست، عرض كرد: اى فرزند رسول خدا كرامت و بزرگى از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر اين حق خود سكوت كرده و قيام نمىكنيد و حال آن كه هزاران نفر از شيعيان شما آماده شمشير زدن در ركاب شما هستند. امام عليه السلام فرمود: اى خراسانى! لحظهاى درنگ كن. پس امر فرمود كه تنور را روشن كنند، هنگامى كه آتش شعلهور شد، به سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: اى پسر رسول خدا مرا از اين كار معاف بدار، در اين هنگام هارون مكى يكى از اصحاب با وفاى امام عليه السلام وارد شد در حالى كه كفشهاى خود را در دست گرفته بود، سلام كرد و جواب شنيد، امام به او فرمود: كفشهاى خود را بر زمين بگذار و داخل تنور شو، او بدون هيچ درنگى وارد تنور شد و در ميان شعلههاى آتش نشست. امام صادق عليه السلام رو به خراسانى كرد و از حوادث خراسان براى او گفت، انگار امام عليه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود: داخل تنور را نگاه كن. مامون رقى مىگويد: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده كردم، هارون مكى در ميان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او مىشناسى؟ عرض كرد: به خدا قسم احدى را نمىشناسم، امام عليه السلام حرف او را تاييد نمود و فرمود: در زمانى كه ما حتى پنج نفر از اين گونه ياران نداريم چگونه قيام كنيم؟ (13) شفا يافتن به دعاى امام عمار سه فرزند به نامهاى «اسحاق» ، «اسماعيل» و «يونس» داشت، آنها نقل كردهاند كه «يونس» به مرض بدى مبتلا شده بود، به محضر امام صادق عليه السلام رفتيم، امام با مشاهده وضع يونس، دو ركعت نماز خواند و خدا را حمد كرد و بر نبى اكرم صلى الله عليه و آله و آل او درود فرستاد و ذكرهايى بر زبان جارى ساخت و از خداوند چنين خواست: «واصرف عنه شر الدنيا والاخرة واصرف عنه ما به فقد غاظنى ذلك واحزننى; شر دينا و آخرت را از او دور نما و اين مرض را از او بر طرف ساز كه عارضه او مرا ناراحت و غمگين كرده است.» آن سه نفر نقل مىكنند كه: به خدا قسم از شهر خارج نشده بوديم كه بيمارى او برطرف شد و شفا يافت. (14) پينوشتها: 1) ارشاد شيخ مفيد، انتشارات علميه اسلاميه، ج 2، باب 12 و اصول كافى، كلينى، دارالاضواء، ج 1، ص 472. 2) الوافى بالوفيات، صلاح الدين الصفدى، ج 11، ص 127; تهذيب الكمال، جمال الدين مزى، مؤسسة الرسالة، ج 5، ص 79; الكامل فى الضعفاء، جرجانى، دارالفكر، ج 2، ص 132. 3) ارشاد مفيد، همان، ص 173. 4) رجال طوسى، فصل شاگردان امام جعفر عليه السلام. 5) آل عمران/ 37. 6) نمل/ 40. 7) شرح المقاصد، تفتازانى، شريف رضى، ج 5، ص 76. 8) مديند المعاجز، بحرانى، مؤسسه معارف اسلامى، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جرير طبرى، مؤسسة البعثة، ص 298; اختصاص، شيخ مفيد، جامعه مدرسين، ص 246. 9) الخرائج و الجرائح، قطب الدين راوندى، مؤسسه امام مهدى، ج 2، ص 742; مدينة المعاجز، همان، ج 6، ص 78; اثبات الهداة، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 121; بحارالانوار، همان، ج 47، ص 118. 10) بحار الانوار، همان، ص 109; الخرائج و الجرائح، همان، ص 647; مدينة المعاجز، همان، ج 5، ص 226; مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ج 4، ص 225. 11) اصول كافى، همان، ص 192. 12) بصائر الدرجات، صفار قمى، منشورات مكتبة آيت الله النجفى، ص 243; مدينة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة، همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729. 13) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدينة المعاجز، همان، ج 6، ص 114. 14) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 232 و مدينة المعاجز، همان، ج 6، ص 109 و بحارالانوار، همان، ص 134. منبع:مجله مبلغان |
|||
|
|
۲۱:۰۳, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
نذر حضرت امام صادق (علیه السلام)،به مناسبت شهادت حضرتش؛ زهر، اشکی شدو چشمان ترش را سوزاند
سینه ی بی رمق محتضرش را سوزاند بارها حرمت این شیخ در این شهر شکست ناله ی بی کسی اش هر سحرش را سوزاند سالها بود که با روضه ی مادر می سوخت آنقدر سوخت دلش دور و برش را سوزاند قاتل مادر او باز سراغش آمد هیزم آورده و دیوار و درش را سوزاند باز هم شکر که پهلوی نحیفش نشکست گرچه لرزیدن طفلان جگرش را سوزاند پیر مرد است زمین می خورد و می گرید یاد داغی که دل شعله ورش را سوزاند یاد آن شهر که لبخند یهودی هایش جگر دخترک رهگذرش را سوزاند دخترک زیر پر چادر عمه می رفت ناگهان آتش بامی سپرش را سوزاند پنجه ی پیرزنی گیسوی او را وا کرد ترکه ی چوب تری بال و پرش را سوزاند دستِ در حلقه ی زنجیر به دادش نرسید شاخه ی سوخته ی نخل سرش را سوزاند حسن لطفي |
|||
|
|
۲۳:۴۲, ۲۹/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۶:۵۷ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ادامه...
? نسب پدرى: امام محمد باقر بن على بن حسين بن على بن ابىطالب (علیه السلام). ?نام مادر: فاطمه، مكنّى به ام فَروه بنت قاسم بن محمد بن ابى بكر. ام فَروه، كه فرزندزاده جناب محمد بن ابى بكر بود، مقام والايى در بين زنان زمان خويش داشت. امام صادق (علیه السلام) درباره شأن او فرمود: مادرم از جمله زنانى بود كه ايمان آورد و تقوا پيشه كرد و نيكوكارى نمود، و خدا نيكوكاران را دوست دارد. اين زن از تربيت شدگان مكتب امام زين العابدين (علیه السلام) و امام محمد باقر (علیه السلام) است. ?مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام محمد باقر (علیه السلام) در هفتم ذى حجه سال114 هجرى تا 25 شوال سال 148 هجرى، به مدت 34 سال ?همسران: 1. فاطمه بنت حسين. 2. ام حميده (حميده مصفاة). ?فرزندان: 1. امام موسى كاظم (علیه السلام). 2. اسماعيل.((فرقه اسماعیلیه ایشان را به عنوان امام موعودمیپندارد))زیراایشان هم فرزندارشدامام بودندوهم از مقامات علمی بالایی برخورداربودند. 3. عبدالله. 4. محمد ديباج. 5. اسحاق. 6. على 7.عباس. ۸. فاطمه. ۹. اسماء. ادامه دارد انشاالله... |
|||
|
|
۷:۰۵, ۳۰/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۷:۰۸ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
ادامه...
?اصحاب و ياران: تعداد راويان و اصحاب امام صادق (علیه السلام) بيش از چهار هزار نفر است كه از محضر آن حضرت بهره مند شده و در جهان اسلام به انتشار علوم اهل بيت(علیه السلام) پرداختند. در اين جا به نام برخى از بزرگان اصحاب و راويان آن حضرت اشاره می گردد : 1. جميل بن درّاج. 2. عبدالله بن مسكان. 3. عبدالله بن بكير. 4. حمّاد بن عيسى. 5. حمّاد بن عثمان. 6. ابان بن عثمان. ?اين شش نفر به «اصحاب اجماع» معروف شده اند. 7. أبان بن تغلب. 8. اسحاق بن عمّار صيرفى. 9. ابو حمزه ثمالى. 10. بريد بن معاويه عجلى. 11. حريز بن عبدالله سجستانى. 12. حمران بن اعين شيبانى. 13. زرارة بن اعين شيبانى. 14. صفوان بن مهران اسدى. 15. عبدالله بن ابى يعفور. 16. عمران بن عبدالله اشعرى. 17. عيسى بن عبدالله اشعرى. 18. فضيل بن يسار بصرى. 19. فيض بن مختار كوفى. 20. ابو بصير مرادى. 21. مؤمن الطاق محمد بن على. 22. محمد بن مسلم كوفى. 23. معاذبن كثير كسايى. 24. مُعَلىّ بن خُنَيس كوفى. 25. هشام بن محمد. 26. يونس بن ظبيان كوفى. 27. معاوية بن عمّار. 28. زيد شحام. 29. سُدير بن حكيم. 30. عبد السلام بن عبدالرحمن. 31. جابربن يزيد جُعفى. 32. ثابت بن دينار. 33. مفضل بن قيس. 34. مفضل بن عمر جُعفى. 35. سفيان بن عيينه. ? زمامداران معاصر: 1. عبدالملك بن مروان (86-65 ق.). 2. وليد بن عبدالملك (96-86 ق.). 3. سليمان بن عبدالملك (99-96 ق.). 4. عمر بن عبدالعزير (101-99 ق.). 5. يزيد بن عبدالملك (105-101 ق.). 6. هشام بن عبدالملك (125-105 ق.). 7. وليد بن يزيد (126-125 ق.). 8. يزيد بن وليد (126-126 ق.). 9. مروان بن محمد (132-126 ق.). ?تمامى اين خلفا از سلسله بنى اميه و از شاخه بنى مروان بودند. 10. ابوالعباس سفاح (136-132 ق.). 11.منصور دوانيقى (158-136 ق.). اين دو نفر از سلسله بنى عباس بودند. امام صادق (علیه السلام) كه معاصر دو سلسله بنى اميه و بنى عباس بود، از هر دوى آنها سختى ها و آزارها و بى مهرى هاى فراوانى ديد؛ اما چون آن حضرت در انتهاى دوران خلافت امويان و ابتداى خلافت عباسيان مى زيست، از فترت به وجود آمده در زمان انتقال خلافت از خاندان غاصبى به خاندان غاصب ديگر زمينه ترويج و تبليغ مكتب اهل بيت(علیه السلام) را مناسب ديد و از اين فرصت پيش آمده، بيشترين بهره را نصيب اسلام و مسلمانان كرد. آن حضرت، با تشكيل حوزه علميه و تعليم و تربيت شاگردان مبرزى چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحوّل شگرفى در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد. به همين جهت به شيعيانِ امامىِ اثنا عشرى، شيعه جعفرى نيز گفته مى شود. ادامه دارد انشالله... آن فرقه اي كه تيشه به نخل فدك زدند صبر رئيس مذهب ما را محك زدند او را ز خانه نيمه ي شب برد خصم دون از كوچه اي كه مادر او را كتك زدند
|
|||
|
|
۱۳:۱۴, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
باز تکه های ابر سیاه در دل آسمان،
میخواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع میشود. اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خدا پرستی، به سوی معبود میشتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه های پلیدان را مینوشد، او امام همه خوبیها و خانه همه دانشها، امام جعفر صادق علیه السلام است. اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم میخواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه دار علم علی ، فاتح قله های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرفهای امام، در گوشهای زمان پژواک میکند: «اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای میدهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین! امروز اشکهای تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع میبارد و هر باربه یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون مینشیند و با چشمانی نمناک فریاد میزنیم: اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه یا وَجیها عِنْدَ اللّه، اشفع لنا عند اللّه ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
??شیعیان صابر??
✅ امام صادق - عليه السلام فرمودند: ?ما صابر هستيم ولي شيعيان ما از ما صابرترند، ?راوي مي گويد: پرسيدم فدايت شوم چگونه شيعيان شما از شما صابرترند؟ ?امام پاسخ داد: ما صبر مي كنيم در حالي كه از پاداش برتر صابران آگاهيم ولي شيعيان ما صبر مي كنند در حالي كه از پاداش آن آگاهي ندارند. ?«بحار الأنوار، ج 71، ص80» |
|||
|
|
۱۴:۱۳, ۳۰/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۳ ۱۴:۲۰ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
ادامه...
شمه اى از اخلاق ، صفات و كرامات جعفر بن محمّد الصادق (عليه السلام): ابن طلحه مى گويد: (1) وى از بزرگان و سادات اهل بيت است . صاحب علوم كثير، عبادت فراوان ، اوراد دائم زهد آشكار و تلاوت بسيار، معانى قرآن كريم را بدقت بررسى و از اقيانوس قرآن گوهرهاى ارزنده را استخراج مى كرد و نتايج شگفتى به دست مى آورد و اوقاتش را به انجام طاعات گوناگون تقسيم مى كرد به گونه اى كه از خود در آن باره حساب مى كشيد. ديدنش انسان را به ياد آخرت مى انداخت و شنيدن سخنش باعث پارسايى در دنيا مى شد. نتيجه پيروى از رهنمودهايش بهشت بود، نور جمالش گواهى مى داد كه او از سلاله نبوت است و پاكيزگى اعمالش روشن مى ساخت كه او از دودمان رسالت است . گروهى از بزرگان مذاهب و دانشمندان برجسته آنها مانند يحيى بن سعيد انصارى ، ابن جريح ، مالك بن انس ، ثورى ، ابن عيينه ، ابوحنيفه ، شعبه ، ايوب سجستانى و ديگران از او حديث نقل كرده اند و از دانشش بهره جسته اند. و اين بهره مندى از او را براى خود منقبتى دانسته و باعث شرف و فضيلت خويش شمرده اند. مى گويد: او چندين لقب دارد كه مشهورتر از همه صادق است و از جمله آنها صابر، فاضل و طاهر مى باشد. امّا مناقب و صفات آن حضرت بيش از حد شمار است و عقل و فهم شخص آگاه و بصير درباره انواع مناقبش حيران است تا آن جا كه علوم سرشارى كه به خاطر تقواى زياد بر قلبش جارى بود، همه احكامى را كه علل آنها براى كسى قابل درك نيست و علومى را كه عقول از احاطه به حكم آنها قاصر است به او نسبت داده و از وى روايتكرده اند. گويند كتاب جفرى كه در مغرب به پسران عبدالمؤ من به ارث رسيده ، از جمله سخنان اوست . براستى كه اين خود منقبتى والا و در مقام فضايل ، مرتبه بلندى است . ۲). ابن ابى حازم گويد: من در خدمت جعفر بن محمّد عليه السلام بودم ناگاه دربانش آمد و گفت سفيان ثورى پشت در است ، فرمود: بگو بيايد. سفيان وارد شد، جعفر بن محمّد عليه السلام فرمود: اى سفيان تو كسى هستى كه پادشاه در جستجوى تو است و من از پادشاه بر حذرم ، بلند شو و از منزل محترمانه بيرون برو. سفيان عرض كرد: يك حديث بفرماييد تا بشنوم و برخيزم . جعفر بن محمّد عليه السلام فرمود: ((پدرم از قول جدم براى من نقل كرد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود: كسى كه خداوند به او نعمتى داده ، بايد خدا را حمد و سپاس گويد و هر كه ديرتر روزى اش را رساند، بايد از خداوند طلب آمرزشى كند و هر كه به او اندوهى رسيد، بايد بگويد: (( لا حول و لا قوة الا باللّه (العلى العظيم ) )) . همين كه سفيان بلند شد، جعفر بن محمّد فرمود: سفيان اين سه را فراگير كه بسيار مهم است . ۳). سفيان مى گويد: بر جعفر بن محمّد عليه السلام وارد شدم در حالى كه جامه اى از خز سياه بر تن و عبايى از خز بر دوش داشت . با تعجب به آن حضرت نگاه مى كردم ! فرمود: ((اى ثورى ! چه شده است كه به ما نگاه مى كنى شايد تو از لباس ما در شگفتى ؟ عرض كردم : يابن رسول اللّه اين لباس شما و پدرانتان نيست ، فرمود: اى ثورى ! آنها در زمان تنگدستى و نيازمندى بودند، به مقدار تنگدستى و نيازمنديشان عمل مى كردند و امروز هنگام فراوانى نعمت است . آنگاه آستين جامه را پس زد، زير آن جامه پشمينه سفيدى نمودار شد كه دامن و آستينش از دامن و آستين لباس رويى كوتاهتر بود، فرمود: اى ثورى ! اين لباس زير را براى خداى تعالى و اين لباس رويى را براى شما پوشيده ايم . آنچه براى خداست پنهان داشته ايم و آنچه براى شماست آشكار كرده ايم .)) ۴). هياج بن بسطام مى گويد: جعفر بن محمّد عليه السلام بقدرى ديگران را اطعام مى كرد كه براى خانواده خويش چيزى نمى ماند و همواره مى فرمود: ((كار نيك به كمال نمى رسد مگر به سه چيز: تاءخير نينداختن ، كوچك شمردن و پنهان داشتن .)) ۵). از عمرو بن ابى مقدام نقل شده كه مى گويد: من هر وقت به سيماى جعفر بن محمّد عليه السلام مى نگريستم ، مى فهميدم كه او از دودمان نبوت است . ۶). برذون بن شبيب نهدى كه اسم اصلى اش جعفر بود مى گويد: از جعفر بن محمّد عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: ((درباره ما همان حقى را رعايت كنيد كه عبد صالح - حضرت خضر - درباره يتيمان رعايت كرد كه پدر و مادرشان صالح بودند.)) ۷). از صالح بن اسود نقل شده كه مى گويد: از جعفر بن محمّد صلى اللّه عليه و اله شنيدم كه مى گفت : ((از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نياييد زيرا هيچ كس بعد از من براى شما چون من حديث نخواهد گفت .)) ادامه دارد انشالله...
داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد
جگر سوخته یاد از جگر سوخته کرد آنکه هم ظاهر و هم باطن ما مى داند با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند . . . یاعلی |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
سلام من به مدينه ، به غربت صادق
سلام من به بقيع و به تربت صادق سلام من به مدينه ، به آستان بقيع سلام من به بقيع و کبوتران بقيع سلام من به مزار مطهر صادق که مثل ماه درخشد به آسمان بقيع سلام من به تو اي ماه فاطمي بقيع سلام من به تو اي ياس هاشمي بقيع |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) | boghz | 46 | 16,921 |
۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| هفتم صفر ، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) | Agha sayyed | 8 | 5,337 |
۱۶/آبان/۹۵ ۲۲:۲۶ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) | حضرت عشق | 11 | 7,188 |
۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) | Bahar | 60 | 26,877 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| توسل ویژه به حضرت اباالفضل علیه السلام | مجنون الحسین | 218 | 77,037 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۸:۲۲ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| شهادت امام موسی كاظم عليه السلام | aboutorab | 13 | 8,125 |
۱۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۲:۱۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| شهادت حضرت امام علي النقي (هادي)عليه السلام | aboutorab | 4 | 2,971 |
۲۲/فروردین/۹۵ ۱۲:۳۸ آخرین ارسال: mahdy30na |
|





![[تصویر: 1408493170655722_jpg.jpg]](http://up.facenama.com/file/7899/1408493170655722_jpg.jpg)
![[تصویر: 1378037482706388_large.jpg]](http://razesorkh.com/i/attachments/1/1378037482706388_large.jpg)




![[تصویر: 24009020846448694102.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/24009020846448694102.jpg)




