|
دلنوشته هایی برای کودکان غزه
|
|
۲۰:۰۸, ۹/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۳ ۱۸:۵۸ توسط mary20.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام ای دوست من! سلام ای کودک فلسطینی! ای دوست من زمانی که صدای گریه ها و فریادهایت را در تلویزیون می شنوم دوست دارم که کمکت کنم اما وقتی نمی توانم این کار را بکنم بغضی در گلویم می ماند هنگامی که می خواهم در مورد تو و سرزمینت بنویسم قلمم گریه می کند هنگامی که کودک شش ماهه ی فلسطینی زیر خمپاره هایی که هدیه کودکان اسرائیلی است نابود می شود با قلب پر از خونم در گوشه ای می نشینم و آرام بدون آن که کسی متوجه شود گریه می کنم اسرائیل از تو و دوستانت می ترسد آنها می خواهند تا تو را نابود کنند تا کسی جلودارشان نباشد ولی من مطمئنم که تو پایداری می کنی مقاومت می کنی و با سنگهایی که با دست های کوچک ات به طرف آن ها پرتاب می کنی پس نشانه ی پیروزی است تو با این کار انتقام خون پدر و برادرانت را خواهی گرفت هر چند که شما کوچک باشید اما با یکدیگر سدی را در برابر اسرائیل قرار دهید که هرگز کسی نتواند آن را از جلوی خود بر دارد. بدان که کشورهای عربی به فکر شما نیستند ما فرزندان ایرانی همه و همه با تمام وجود با شما هستیم گاهی چیزهایی در مورد آنان می شنوم که خشم مرا بیشتر می کند ای کودک فلسطینی از کسانی که از خون سگ تغذیه می کنند چه انتظاراتی داری من مطمئنم که هیچ اثری از مهربانی و دلسوزی در وجود آن ها نخواهی یافت آنان که معنی کامل و درست تروریسم را نمی دانند و فقط با شعارهایی که می دهند از خوندفاع می کنند، زمانی که سن کمتری داشتم از خود می پرسیدم که چرا فلسطین و اسرائیل در حال جنگ هستند اما حالا متوجه شدم که اسرائیل با زور خواهان گرفتن کشور فلسطین است دوست عزیزم با تمام وجود و تا آخرین قطره ی خون با آنان بجنگ و فلسطین را سربلند کن دوست عزیزم همیشه با خود فکر می کنم که اگر ما به زور بخواهیم تا کشورشان را از آنان بگیریم عکس العملشان در برابر این کار ما چه خواهد بود من فقط می خواهم بگویم که از آنان ترسی نداشته باش استوار و ثابت باقی بمان و بدان که اگر کشورهای عربی و مصر روزی پیروزی تو را ببینند با حسرت این روزها را به یاد خواهند آورد، دوست عزیزم ما فرزندان ایرانی و فلسطینی با یکدیگر متحد شویم و یک صدا می گوییم مرگ بر اسرائیل
[b]رضا |
|||
|
|
۱۳:۵۱, ۱۰/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۳ ۱۶:۲۰ توسط mary20.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با رنگ خون می نویسم مرگ بر اسرائیل کاش حداقل وجدان اسرائیلی ها سر سوزنی بیدار بود ، خدا لعنتاشان کند. بیچاره کودکان غزه ، بعضی ها در خواب میمیرن ، بعضی ها زیر آوار خونه شان . همه می دونیم ، من فقط می تونم دعا کنم . حالا حرف دلی با فلسطین و فلسطینی ها دارم. با کدامین کلمات و جملات می توان جنایات اسرائیل ،سکوت سرد مجامع بین المللی و مظلومیت فلسطینی ها را توصیف کرد ؟! از کجا باید شروع کنم وقتی می توانم هزاران مقاله درباره ی این بچه های بی گناه و بی پناه بنویسم ؟! از قهقهه های تلخ اوباما یا...!!! کاش می توانستم بهشان کمک کنم وقتی طفلی بی گناه از شکم مادر شهیدش زیر آواری از خاک های غزه متولد مشود . قطره قطره خون شهیدان و مجروهان وآوارگان حرمت دارد، حرمتی شاید به اندازه ی بی گناهی عاجزانه دست هایم را به سمت آسمان می برم و بی اختیار به سجده می افتم . امروز فلسطین بوی خون می دهد .عاطفه |
|||
|
|
۱۸:۵۶, ۱۰/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۳ ۱۸:۵۸ توسط mary20.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
نمی دانم با کدامین کلمات احساسم را بیان کنم. آیا کلمات قادر به توصیف آنچه برشما می گذرد هستند؟ چگونه شب سر بر بالین بگذارم و به خواب روم در حالی که شما وحشت زده در گوشه ای از خانه نشسته اید و هر لحظه انتظار انفجار موشک را می کشید. چگونه قلب کوچکتان تاب این همه ترس و اضطراب را دارد؟ ای تو مادر! چه بر تو می گذرد زمانی که جنازه فرزند آغشته به خونت را در آغوش همسرت می بینی؟ و تو ای پدر !چگونه دستانت توان جمع کردن تکه پاره های بدن فرزند کوچکت را از زیر آوار دارد؟ درود بر تو ای کودک شهید درود بر تو ای مادر صبور درود بر تو ای پدر دلیر
مریم |
|||
|
|
۲۳:۱۸, ۱۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
*** !Where’s is Cinderella, that owns this shoe |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۱۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
مرگ بر اسراییل
خدایا تو فلسطین را یاری کن که جزتو یاوری ندارند |
|||
|
|
۰:۱۹, ۱۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام و درود بر مقاومت و صبر و استقامتتان سلام و درود بر لحظه ی پر کشیدنتان از این دنیای پر ظلم و ستم سلام و درود بر مظلومیتتان سلام و درود بر لحظه عروج ملکوتیتان سلام و درودبی پایان بر شما به آسمان می نگرم که چگونه تاب این همه ظلم و گناه را بر زمین می آورد به زمین می نگرم که چگونه تحمل این همه ویرانی و خونریزی را می آورد و همه ی این ها قابل تحمل است زیرا خدا نیز می نگرد |
|||
|
|
۳:۰۴, ۱۱/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۳ ۳:۱۶ توسط clement.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
مرگ بر رژیم کودک کش اسرائیل |
|||
|
|
۱۳:۰۳, ۱۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
اندکی صبر...
سحر نزدیک است |
|||
|
|
۲۲:۰۳, ۱۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
کاش جانم را میدادم افسوس که تنها می توانم مالم را به دهم
دعا کن در این کوتاهی نکنم 99999 کمک مالی به کودکان غزه به بانک ها بروید |
|||
|
|
۱۸:۱۰, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به گزارش خبرنگار مهر، علی محمد مودب شاعر و مدیر موسسه فرهنگی شهرستان ادب با سرودن قطعه شعر سپید بلندی به حمایت از مردم و کودکان مظلوم غزه پرداخته است. این قطعه شعر که از تازهترین سرودههای مودب به شمار میرود به شرح زیر است: ماه گلوله خورده است
ماه گلوله خورده استو هر ستاره ترکشی است در سینه آسمان ماه گلوله خورده و می گرید و خورشید را بمب های فسفری آتش زده اند ابرها پیکر هایی متلاشی اند و بادها کودکانی سیلی خورده و گیج دریا را موج انفجار گرفته است دریا را موج انفجار گرفته است کودکان را می بیند که در ساحل گلوله می خورند سرها را می بیند که شوت می شوند سرها از میدان های فوتبال به میدان های والیبال شوت می شوند سرها از مدرسه ها به خیابان ها از خیابان ها به بازارها و از بازارها به همه جا شوت می شوند توفان سنگریزه می وزد و غنچه ها مدفون اند توفان شن می وزد از آسمان از آسمان ماهواره و اینترنت بیسیم و ما صبورتر از شتران صفحات نمایشگرها پلک دوم ماست توفان شن می وزد و چشمه ها شیمیایی اند و ماهیان روشن، بمب های فسفری را خوب می شناسند همه چیز روشن است همه چیز روشن است در همه جا همه چیز روشن است در دمشق و حلب، در موصل و غزه همه چیز از چهره شهیدان و آتش انفجارها روشن است همه چیز در آینه های تاریخ روشن است اگر عروج بر فلک سروری به دشواری نبود و از هفت خوان شمشیر و خون نمی گذشت فرقی نمی ماند میان عرفات و نصرالله در نام حافظ اسد تصریح روشنی است هر تصویر یاسرعرفات کنایه های ظریفی دار همه چیز روشن است در همه جا همه چیز روشن است همه چیز از چهره شهیدان و آتش انفجارها روشن است تنها ما خاموش و تاریک به اشاره سخن می گوییم و حماسه ی ما عوض کردن کانال است و شکستن آینه نمی خواهمت این گونه خونین ببینم ای چهره ی من نمی خواهمت این گونه در باران ملخ ببینم ای گلستان من ای گل سرخ کوچک! ای غزه! نمی خواهمت اینگونه آماج لگدها ببینم ای کودک فلسطینی! نمی خواهم ببینم نمی خواهم ببینم من عربستانم با سینه ای نفتی که کودکان عرب از پستان من آتش می گیرند مصرم من و اهرام پشت خمیده ی من اند نمی توانم خم شوم و زنجیر گذرگاه رفح را برای کودکان سرطانی بیندازم نمی توانم گهواره ی موسی را از نیل بردارم دستم می لرزد نمی توانم در آغوش بگیرم دخترکی را که در سرش ترکشی است استانبولم من و از پس اینهمه مناره دود حریق های تو را نمی توانم ببینم استانبولم و سرم به بسته بندی دموکراسی آمریکایی گرم است به صادرات اعتراضات مدنی مدرن به صادرات اعتراضات مدنی مسلحانه! ترافیک تهرانم من و سرم شلوغ است به قیمت ماشین ها فکر می کنم عزیزکم به بالا و پایین شدن نرخ دلار و به چهار میلیاردی که 5+1 واریز خواهند کرد ان شاء الله ! گرفتارم برادرم! خواهرم! جوانم! جانم! به رویایی شیرین فکر می کنم به کسی که با دستی دستم را می فشارد و با دستی گلوی تو را با دستی دستم را می فشارد و با دستی مردی را در حمص از پنجره ی خانه اش پرت می کند با دستی دستم را می فشارد و با دستی دخترکی سه ساله را در «الزهرا»ی سوریه به زنجیر می کشد با دستی دستم را می فشارد و با دستی پدر و مادر دخترک را پیش چشمش ذبح شرعی می کند با دستی دستم را می فشارد و با دستی دیگر از این همه فیلم می گیرد از تساوی ایران و آرژانتین از توپ گیری ظریف از شکستن کمر نیمار از جای دندان های سوارز از شکستن ستون فقرات خاورمیانه در رویای چیزی هستم در رویای کسی که در شبکه ای خانم اشتون است و در شبکه ای خلیفه ی چندش داعش در شبکه ای لیونل مسی است که بر دیوار حایل یادگاری می نویسد و در شبکه ای باز خانم اشتون است در اعتراضات مدنی مسلحانه در اوکراین! (کاش می شد لااقل با خود آنجلینا جولی مذاکره کرد نه با این مدیر برنامه های پاتال و عوضی) مغزم ده ها شبکه ی تلویزیونی است چهره ام چیزی شبیه بی بی سی فارسی مغزم ده ها صفحه ی روزنامه است روزنامه هایی که بوی دلار های بی پشتوانه می دهند بوی دلار های چاپ صبح روزنامه هایی انگلیسی- فارسی، _فینگلیش!_ روزنامه هایی شبیه کاغذ کادو با طرح پاپانوئل روزنامه هایی برای کادو کردن استعمار،تجاوز، لیبرالیسم روزنامه هایی برای کادو کردن موشک ها و بمب های خوشه ای و فسفری روزنامه هایی برای کادو کردن سر های بریده اما خون بر شمشیر پیروز است و خط آتش روزنامه ها را خاموش خواهد کرد تو را در این همه غوغا گم کرده ایم خواهرم غزه! برادرم فلسطین! اما صدای امام خمینی ما را بیدار خواهد کرد و راهپیمایان روز قدس، ترافیک رویاها را تعطیل اعلام می کنند تو را گاهی گم می کنیم اما تو باز کریمانه همان کلید کوچک خونینی که دروازه های فردا را به روی ما خواهی گشود یا من یحی العظام و هی رمیم یا من یحی العظام و هی رمیم یا من یحی العظام و هی رمیم تو به گوشی های کره ای ما زنگ نمی زنی تو از ما چشم یاری نداری جزو لایک های ما نیستی و در فیسبوک ما کامنت نمی گذاری ........ اما خدای لیله الاسری ما را به مسجد الاقصی خواهد رساند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مسافرکربلا(خانم شیدا).التماس دعا و دلنوشته ها برای ارباب | مسافـر کربلا | 18 | 7,999 |
۱۳/فروردین/۹۴ ۲۲:۱۳ آخرین ارسال: rezamohammadi |
|
| دلنوشته هایی به زهرای سه ساله(سلام الله علیها) | میلاد مسلمی | 22 | 9,400 |
۷/آذر/۹۳ ۱۸:۱۵ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| مسافر کربلا (reza2035) - التماس دعا و دلنوشته ها برای ارباب | مسافـر کربلا | 44 | 24,625 |
۴/فروردین/۹۳ ۰:۰۳ آخرین ارسال: Tolou |
|
| مسافر کربلا (خانم صبا) - التماس دعا و دلنوشته ها برای ارباب | مسافـر کربلا | 21 | 9,250 |
۲۴/اسفند/۹۲ ۱۳:۳۱ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|
| مسافر کربلا(خانم bahar)-التماس دعا و دلنوشته ها برای ارباب | مسافـر کربلا | 27 | 12,362 |
۲۴/اسفند/۹۲ ۱۳:۳۱ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|











