کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترا گما،میرزا کوچک خانا...!
۱۹:۵۱, ۲۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: 2fdf7540065876f4c82a525ee7335785.jpg]
31 اردیبهشت،سالگرد آغاز جنبش جنگل است.
اگرچه جنبش جنگل،حاصل از خود گذشتگی جمع کثیری از مردم گیلان بود،اما اکثرا،این قیام را با نام یونس استادسرایی،یا همان میرزا کوچک خان میشناسند.
معمولا" با شنیدن نام میرزا کوچک ، بیاد جنگل و تفنگ و ریش انبوه می افتیم. اما چیزی که برایم جالب بود و در تاریخ کمتر به ان توجه شده شرح خدا حافظی و اخرین دیدار او با همسرش است.
روحیه بسیار لطیف میرزا همواره پشت جنگها و مبارزاتش مخفی مانده است. شرح اخرین دیدار میرزا کوچک خان و همسرش را در زیر بخوانید.
ميرزا وقتى خطر را نزديك ديد، براى آخرين بار به ديدار همسرش رفت. جريان آخرين ديدار ميرزا و همسرش را ابراهيم فخرايى از قول يكى از نزديكان ميرزا نقل كرده مى‏نويسد:

«اما آخرين ديدار ميرزا از همسرش بود. او هنگام وداع از همسرش چنين گفت: اوضاعمان از همه جهات مغشوش و نامعلوم است؛ خطر از هر سو احاطه‏مان نموده و در معرض طوفان حوادث قرار گرفته‏ايم.
جزئيات آينده به قدر كفايت مبهم و تاريك به نظر مى‏رسد و امكان هست كه باز تاريك‏تر شود و تو گناهى ندارى جز اين كه همسر من هستى و سزاوار نيست بى‏سرپرست و بلاتكليف بمانى و زندگيت سياه و تباه شود يا خداى نكرده در معرض خطر قرار بگيرد ... طلاق حّلال همه اين مشكلات است و تو بعد از طلاق به حكم شرع و عرف مجاز خواهى بود، شالوده نوينى را براى زندگى آينده‏ات بريزى.
همسرش گفت: من اين پيشنهاد را نمى‏پذيرم زيرا مايل نيستم به پيمان‏شكنى و بى‏وفايى متهم شوم ... من اگر اين پيشنهاد را بپذيرم مردم به من چه خواهند گفت؟ آيا نمى‏گويند هنگام خوشى و اقبال روزگار با شوهرش انباز بود اما زمان بروز مصيبت ناساز گشته است؟ نه، نه، تسليم به چنين امرى به من گوارا نيست.
من زن بى‏حقوقى نيستم و تو را هنوز روى پله شهرت و افتخار مى‏بينم ... من كه به مراتب فرزانگيت آگاهم، از آنچه بر من گذشته است تأسفى ندارم و به آنچه به من وارد خواهد شد راضيم زيرا به خداى عادل رئوف توكل دارم ... تو اگر زنده بمانى خداى بزرگ را سپاسگزار خواهم بود از اين كه به كالبدم روح تازه دميده است و اگر از پاى درآيى كه طلاق خدايى خود به خود جارى شده است.
با اين همه محال است كه به پيوند ديگرى درآيم و شخص ديگرى را به همسرى برگزينم و مطمئن خواهى بود كه عهد خود را تا لب گور ادامه خواهم داد. اين بگفت و هاى هاى گريست و اشگ از ديدگانش جارى شد.
ميرزا از اين حالت همسرش سخت منقلب و متأثر گرديد و از او پوزش طلبيد و به استمالتش پرداخت و شخصيت و نجابتش را ستود و گفت ... چون همسرت دزد نبود لاجرم از مال دنيا چيزى نياندوخت.
خيلى چيزها در حقم گفته‏اند اما تو كه از همسرت حتى براى روزگار نامعلوم و ابهام‏آميز آينده‏ات كوچكترين ذخيره‏اى در اختيار ندارى، بهتر از هر كس ديگر مى‏توانى در باره‏ام قضاوت كنى ... تنها چيزى كه از دارايى دنيا در اختيار دارم يك ساعت طلاست كه يادگار هديه انورپاشاست.
من اينك آن را به تو مى‏بخشم كه هر وقت زنگش به صدا درآمد، به خاطرات گذشته رجوع كنى و همسر آزرده و حسرت بر دل مانده را به ياد آورى. اين بگفت و با چشمانى اشك‏آلود از همسرش خداحافظى نمود.»
همسر ميرزا پس از مرگ او پيمان خود را از ياد نبرد و تا پايان عمر مجرد زندگى كرد.


سال ها از آن دوران میگذرد،اما هنوز آوای این آهنگ،در بین مردم گیلان زبان به زبان میچرخد...و هنوز هم جنگل،مردان جنگلی را طلب میکند.در حالی که آهسته با خویش نجوا میکند :
« چقد جنگل خوسی،ملت وسی،خسته نَبستی،می جان جانانا...ترا گمه میرزا کوچک خانا،خدا دانه که من،نتانم خفتن،از ترس دشمن،می دل آویزانا...ترا گمه میرزا کوچک خانا !
چره زوتر نیایی؟ تند تر نیایی،تنها بنایی،گیلان ویرانا،ترا گمه میرزا کوچک خانا...امه رشتی جغلان،ایسیم تی فرمان،کنیم اَمه جان،تی پا جیر قربانا...

ترا گمه میرزا کوچک خانا »
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، ballista ، علمدار133 ، یاســین ، Farzaneh ، مجید املشی ، soshiant ، السا ، captaincharisma ، شیدا ، حسن عزتي ، مجتبی110 ، سید ابراهیم ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، azade
۱۲:۲۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
در آستانه این روز،فاتحه ای برای شادی روح همه ی شهدای قیام جنگل،و میرزا کوچک خان قرائت کنیم،
با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد...
[تصویر: 6.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، سید ابراهیم ، مجتبی110 ، MohammadSadra ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، شیدا ، azade ، Farzaneh ، السا
۱۳:۱۱, ۳۰/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۱۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
آواتار
حبیب گفت حبیبا بگیر از ما سر....
[تصویر: 13910913000088_PhotoL.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، Ali#59 ، یاســین ، mahdy30na ، سید ابراهیم ، شیدا ، azade ، السا
۱۳:۳۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
افتخارم این است از دیار میرزا ار ایمانم حرف میزنم.

تنها ترین رهبر ( ویژه نامه شهادت میرزا کوچک خان جنگلی )
اینهم نگاه بندازید


میرزا کوچی خان

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، یاســین ، عبدالرحمن ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ما رجب الحرام در محضر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (المراقبات) حضرت عشق 0 1,111 ۲۲/فروردین/۹۵ ۱۵:۱۶
آخرین ارسال: حضرت عشق
  تنها ترین رهبر ( ویژه نامه شهادت میرزا کوچک خان جنگلی ) mahdy30na 9 6,064 ۳۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۴۷
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا