کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ویژه نامه میلاد نور
۲۲:۴۲, ۲۳/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۹:۳۸ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ

و ما تو را نفرستاديم مگر رحمتى براى جهانيان

[تصویر: mohammad.jpg]

ضمن عرض تبریک به همه مسلمین موحد به مناسبت فرارسیدن ایام پر سرور ربیع الاول و میلاد پر برکت منجی عالم بشریت از منجلاب های ظلمت و تاریکی و هفته مقدسه وحدت اسلامی

هنگام تولد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله سلم ابلیس در میان فرزندان خود فریاد كشید كه همه نزد آن آمدند و پرسیدند چرا بى تاب و نگران شده‌اى ؟

ابلیس در پاسخ گفت : واى بر شما امشب چهره آسمان و زمین دگرگون شده ، و موضوع عظیمى براى من رخ داده كه از زمان عروج عیسى به آسمان تاكنون برایم رخ نداده است ، بروید به جستجو بپردازید چه اتفاقى افتاده است ؟

همه آنها در سراسر زمین متفرق شدند و به جستجو پرداختند و سپس نزد ابلیس آمدند و گفتند : چیز تازه‌اى رخ نداده است جز انکه بزرگترین اتشکده مجوسیان و ایوان کسری و امپراطوری های روم و ایران را به لرزه دیدیم

ابلیس گفت : من خودم به جستجو مى‌پردازم و جریان را كشف مى‌كنم ، پس به روى زمین آمد و همه جا را گشت و تا این كه به سرزمین مكه رسید دید سراسر حرم مكه پر از فرشتگان است خواست وارد حرم گردد فرشتگان بر او فریاد زدند . از نهیب فرشتگان به عقب بازگشت ، سپس به صورت گنجشگى شد و از جانب كوه حراء ( كه در یك فرسخى مكه بود ) داخل حرم شد ، ناگهان جبرئیل بر او فریاد زد : برگرد خدایت تو را لعنت كند

ابلیس گفت : یك سوالى دارم بگو امشب در زمین چه اتفاقى رخ داده است ؟


جبرئیل فرمود : محمد صلى الله علیه و آله متولد شده است

ابلیس گفت : آیا مرا در او بهره‌اى است ؟

جبرئیل فرمود : خیر

ابلیس گفت : آیا در امت او بهره‌اى است ؟

جبرئیل فرمود : آرى

ابلیس گفت : به همین اندازه راضى و خشنودم

برگرفته از منتهى الامال، شیخ عباس قمی، ج 1، ص 18
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، mahdy30na ، Ali#59 ، help me ، 135 ، فدايي ولايت ، السا ، آیات ، vahrakan
۱۰:۰۳, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۰:۵۶ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #2
آواتار
[تصویر: salavat1.gif]
ضمن عرض تبریک ولادت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم




پایانی و اوّلی ندارد یزدان
اما و اگر ، ولی ، ندارد یزدان
یکتاست علی و باز یکتاست علــــــــی
فرد است و دوتا علی ندارد یزدان

این حرفهای ساده گناهش به پای من

با میل و با اراده گناهش به پای من

تا روز حشر پای ولای تو یا علی

هر کس که ایستاده گناهش به پای من

حالا که صحبت از خم ابروی حیدر است

ساقی بریز باده گناهش به پای من

تنها بیا و در ره عشقش قدم بزن

تا انتهای جاده گناهش به پای من



هم بی قرار هستم و هم مست می شوم

نام علی که می شنوم مست می شوم



با زلف یار تاب و تبم بیشتر شده

آوارگی روز و شبم بیشتر شده

از آن زمان که باده چشمش مرا گرفت

میل چشیدن عنبم بیشتر شده

یک گوشه نام حیدر کرار می برند

پس بی دلیل نیست تبم بیشتر شده

بانخل های کاشته دست مرتضی

میزان مصرف رطبم بیشتر شده



من آمدم برای شما نوکری کنم

باید فقط به پای شما نوکری کنم



قلبم به پای نام علی جان گرفته است

این نفس سرکشم سر و سامان گرفته است

اعجاز دستهای علی چیز دیگری است

اینجا مسیح نوبت درمان گرفته است

از های و هوی ضربه شمشیر حیدر است

گر در میان معرکه طوفان گرفته است

لیلا بهانه بود به عشق رخ علی

مجنون دوباره میل بیابان گرفته است



مجنون شدم دوباره بیابانی ام کنید

با جرم عشق فاطمه زندانی ام کنید



آقا اگر علی است غلامش شدن خوش است

اصلا اسیر مستی جامش شدن خوش است

تا دست پخت فاطمه روزی مان شود

یک عمر کفتر لب بامش شدن خوش است

صیاد چون علی است فلایمکن الفرار

دیگر اسیر حلقه دامش شدن خوش است

ما پای خطبه های علی قد کشیده ایم

تا روز حشر محو کلامش شدن خوش است



حتی خدا که دم ز مرام علی زده است

اول هر آنچه داشت به نام علی زده است



با عشقتان فقیر دو عالم نمی شوم

جز تو به پای هیچ کسی خم نمی شوم

آدم شدن اگر به جدایی ز کوی توست

سوگند میخورم که من آدم نمی شوم

دل بسته شمایم و یک لحظه یا امیر

پاگیر عشق های دگر هم نمی شوم

من پای بیرق تو نفس می زنم علی

یک لحظه نا امید از این دم نمی شوم



عشق علی به مرز جنونم رسانده است

حرفی نزن که عقل برایم نمانده است



حلقه به گوش نوکر این در شدیم و بس

ما جرعه نوش ساقی کوثر شدیم و بس

روزی نوکر است به دستان صاحبش

پس ریزه خوار حضرت حیدر شدیم و بس

دوران وحدت است نه با دشمن علی

ما با حلال زاده برادر شدیم و بس

چیزی اگر شدیم در خانه شما

بایک دعای حضرت مادر شدیم و بس



تاجی اگر که هست قیامت روی سرم

مدیون لطفتانم و ممنون مادرم
حسین صیامی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، mahdy30na ، Ali#59 ، help me ، 135 ، آیات
۱۲:۰۵, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۲:۰۷ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم اللخ الرحمن الرحیم
با عرض تبریک ولادت نبی اکرم و اغاز هفته وحدت میان امت اسلامی.
خرم از او خاطره عالم است
عيد سعيد نبى اكرم است
عالم ايجاد از او خرم است
عيد سعيد نبى اكرم است
زان كه ظهور نبى اعظم است
عيد سعيد نبى اكرم است
اهل ولاء خرّمى عالم است
عيد سعيد نبى اكرم است
مژده كه پير فلك آمد جوان
گشت منور همه كون و مكان
از رخ دلجوى شه انس و جان
فخر بشر خاتم پيغمبران
آن كه از او فخر بنى آدم است
عيد سعيد نبى اكرم است

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، help me ، 135
۱۲:۳۱, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۲:۵۲ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #4
آواتار
[تصویر: salavat1.gif]
ضمن عرض تبریک ولادت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم


مسیب بن نجبه گوید:
«علی علیه السلام مشغول سخنرانی بود که مرد عربی فریاد مظلومیت برداشت، آن حضرت به او فرمود: نزدیک بیا، وی نزدیک شد، امام فرمود: به من به اندازه ی ریگهای بیابان و موهای بدن حیوانات ستم شده است.»
و نیز حضرت فرمود: « من از روزی که خداوند پیامبر خود را از این جهان برد تا به امروز پیوسته مظلوم بوده ام. » (سفینة البحار - 108/2)
[/font]
یاامیرالمومنین
صد جلوه از پیمبر تو قد علم کند
آیینه چون به محضر تو قد علم کند
جایی برای پر زدن جبرئیل نیست
در آسمان اگر پرِ تو قد علم کند
دنیا کم است ظرفیتش، پس مجال نیست
تا جلوه های دیگر تو قد علم کند
راه فرار نیست هزاران سپاه را
هر وقت نام حیدر تو قد علم کند
دیگر به ذوالفقارِ دو دم احتیاج نیست
آن لحظه ای که همسر تو قد علم کند
افتادنِ به پات مرا سربلند کرد
از این طریق نوکر تو قد علم کند
فردای رستخیز، شفاعت تو را کم است
در آن مقام، قنبر تو قد علم کند
از پشت سر زدند تو را... جراتش نبود
شمشیر در برابر تو قد علم کند
زینب نمی گذاشت که فرقت دو تا شود
فرصت نبود دختر تو قد علم کند

علی اکبر لطیفیان

هر کس بِکَند چاه برای شـــــــــیعه
تا روز ابد خودش تَهِ آن چاه است
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
در مذهب حق علی ولی الله است

[تصویر: salavat1.gif]
[font=Arial]ضمن عرض تبریک ولادت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم
یا رسول الله صلی الله علیه واله وسلم ، آقاجان من چکار کنم دست خودم نیست . نمی تونم در میلادت از برادر و وصی و امام مظلوم ، تنها امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام نگویم . یقین دارم که شما هم جای من بودید از علی علیه السلبام می فرمودید . یا علی علیه السلام


تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی
آسمان که برپا شد ، کهکشان نوشت علی
کهکشان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی
این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی
بیکرانه‌ها پر شد ، لامکان نوشت علی
با هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی
با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علی
و سپس هر آنچه داشت ، در توان نوشت علی
روی صورت انسان ، روی جان نوشت علی
با غبار او روی ، چشممان نوشت علی
آنقدر نوشت از او ، تا جهان پر از او شد
تا که دست حق رو شد ، ذکر عاشقان هو شد
پس دو مرتبه روی ، صورتم نوشت علی
دوست داشت پس روی ، قسمتم نوشت علی
در رگم که جاری شد ، غیرتم نوشت علی
پا شدم زمین خوردم ، همتم نوشت علی
تا کمی ضعیف شدم ، قوتم نوشت علی
آمدم ذلیل شوم ، عزتم نوشت علی
پس خدا خودش روی ، قیمتم نوشت علی
روی بیرق سبزِ ، هیئتم نوشت علی
آنقدر نوشت علی ، روی سرنوشت من
تا فقط علی باشد ،‌ خانه بهشت من
روز اول خلقت ، با علی حساب شدم
در قنوت او بودم ، تا که مستجاب شدم
زیر پای او ماندم ، تا غبار ناب شدم
بر سرم چنان تابید ، تا که آفتاب شدم
آنقدر که او تابید ، از خجالت آب شدم
در غدیر چشمانش ،‌ من هم انتخاب شدم
آنقدر نگاهم کرد ، تا که من خراب شدم
زیر جوشش چشمش ، ماندم و شراب شدم
مِی شدم پیاله شدم ، مست بوتراب شدم
هی علی علی گفتم ، در علی مذاب شدم
می‌نویسم از عشقم ، می‌نویسم از دردم
غیر دور چشمانش ، هیچ جا نمی‌گردم
کعبه پلک زد آری ، صبح نور پیدا شد
کعبه در طوافش رفت ، تا درِ حرم وا شد
قبله از سر جایش ، پیش پای او پا شد
زیر پای او زمزم ، چشمه چشمه دریا شد
کعبه از نفس افتاد ، نوبت مسیحا شد
او شفا گرفت و بعد ،‌ تازه دور موسا شد
پا برهنه راه افتاد ،‌ تا دلش مصفا شد
هر کسی که او را دید ، بدتر از زلیخا شد
یوسفانه مجنون شد ، یوسفانه لیلا شد
هر کسی که دورش گشت،نور چشم زهرا شد
ما کجا و این کعبه ، اینکه کعبه زهراست
ما محب دریاییم ، جای ما فقط دریاست
توی محفل ذکرش ، درّ ناب می‌ریزند
پای هر علی گفتن ، هی ثواب می‌ریزند
روی ما فرشته‌ها ، هی گلاب می‌ریزند
توی جام خالیّ ، ما شراب می‌ریزند
روی چشممان خاک ، بوتراب می‌ریزند
در شب سیاه ما ،‌آفتاب می‌ریزند
روی ما دعاهای ، مستجاب می‌ریزند
در حساب فردامان ، بی حساب می‌ریزند
کبریا که می‌بخشد ، این همه به عشق او
چون علی به ما آموخت ، لااله الا هو
ساکنان بالاها ، زیر گنبدش هستند
خیل انبیا جزو ، نور بی حدش هستند
فاطمه ، نبی تنها ، این دو هم قدش هستند
مرتضی و زهرا هم ، عشق احمدش هستند
روز و شب همیشه در ، رفت و آمدش هستند
شیعیان نمک دارند ، تا زبانزدش هستند
کربلا و سامرا ، صحن مرقدش هستند
و قم و خراسان هم ، خاک مشهدش هستند
ما که درّ و مروارید ، توی این صدف داریم
ما بهشت خود را از ، تربت نجف داریم
وقتی از دل یک سنگ ، خوب موشکافی شد
سنگ یا علی میگفت ، آنقدر که صافی شد
آنقدر که چون دُر شد ، چون عقیق شافی شد
شعر آفرینش هم ،‌ با علی قوافی شد
این کتاب خلقت هم ، با علی صحافی شد
عشق هم بدون او ، قصه‌ای خرافی شد
هر کجا کم آوردیم ، با علی تلافی شد
اینکه دور او گشتیم ، وای عجب طوافی شد
کعبه بی علی پوچ است ، کعبه بی علی سنگ است
کعبه در مدار خود ، با علی هماهنگ است
دست کعبه را اما بر سرش نمی‌بندند
راه را بر یاسِ ، پرپرش نمی‌بندند
تازیانه بر روی ، همسرش نمی‌بندند
شعله‌های آتش را ، بر درش نمی‌بندند
ریسمان به دستان ، دخترش نمی‌بندند
کربلا که آب بر ، اصغرش نمی‌بندند
آه کربلا گفتم ، آسمان به خود لرزید
کوفه باز هم اشک ، دختر علی را دید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، help me ، 135
۱۹:۴۳, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
[تصویر: hazrate20mohamad.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، help me
۹:۴۶, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام
وحدت حول محور ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام بر همه مسلمین جهان مبارک باد
اسعدالله ایامکم

«یا علی» گفته عشق در آغاز، تا که این‌قدر ماندگار شده
هر کسی با ابوتراب نرفت، به هوا رفته و غبار شده

کعبه برخاست احترام کند، لب گشوده‌ست تا سلام کند
او هم از سینه چاکی‌ش پیداست که به عشق نجف دچار شده
کاش می‌‌شد که در سکوتی ژرف به تماشا نشینمت اما
چه کنم با لغات مستی که در صف ذهن من قطار شده
عشقِ مالک، امیرِ عماری، طعم شیرینِ درد تماری
آن یکی زیر سایه‌ات سردار، این یکی پیر سر به دار شده
نظرت ذره را ابوذر کرد، عشق را اعتبار قنبر کرد
کوه زر شد دل ابوذرِ تو، قنبرت شاه تاجدار شده
عَمرو! پیکار با حریفان، نه، پهلوان! کشتن ضعیفان، نه
مردن آنهم به دست‌های علی ست که برای تو افتخار شده
لرزه بر قامت زمین انداخت، پای تا در رکاب زین انداخت
دشت لرزید، همه فهمیدند، میر بر مرکبش سوار شده
هر کسی سر به عاشقی نسپرد، مرده است و دوباره خواهد مرد
هر کسی عشق در دلش خشکید، قسمتش تیغ آبدار شده
همه را بی‌قرار کرده علی، با دو تیغش دو کار کرده علی
دشمنش سهم ذوالفقار شده، دوست با ابرویش شکار شده
یا دلم می‌شود علی آباد، یا خرابات، هر چه بادا باد!
مست، جان را به جام می‌بازد، عاشقان! نوبت قمار شده
زر بگیرند کاش دستش را آن‌که این‌قدر خوب سنگم زد
ابروی راستم شکست آری! در عوض شکل ذوالفقار شده
بوی عطر علی‌ست می‌آید، این جوانمرد کیست می‌آید؟
شال سبزش به عاشقان فهماند: نو بپوشند، نوبهار شده
قاسم صرافان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، help me
۱۰:۱۲, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
[تصویر: 83486046111652283066.jpg]

وحدت از دیدگاه ذهن من
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، 135 ، help me
۱۱:۰۳, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
سلام
وحدت حول محور ولایت اول مظلوم عالم حضرت امیرالمومنین علی بن ابطالب علیه السلام بر همه مسلمین جهان مبارک باد
یا رسول الله میلادت مبارک
پدر جان ! بارها فرمودی: « که علی جان من است»
هم به جان علی و جان شما صلوات
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
یا مظهر العجائب

باز مرا سوی لبِ خُم کشید
قصه ی دریا به تلاطم کشید
آمد و طوفان من آغاز شد
باز دری رو به دلم باز شد
ساقی افلاک! سلامٌ علیک!
ای پدر خاک! سلامٌ علیک!
وای اگر باز جوابم دهی
شعر بخوانم، تو شرابم دهی
دست تو را عشق که بالا گرفت
دست تو نه دست خدا را گرفت
بر نکش از چهره تو کامل نقاب
تا نپرستند تو را بوتراب!
روح امین پیش تو پر باز کرد
با تو محمد سخن آغاز کرد
نوح شده غرق تو ای ناخدا
کشتی او را برسان تا خدا
قطره تو را دیده و دریا شده
«خاک ضعیف از تو توانا شده»
بَه! بِه تو و تیغ بلاجوی تو
شیری و شیران همه آهوی تو
بر سر ذوق آمده پروردگار
بس که می آید به تو این ذوالفقار
کار هزار آیت اعظم کنی
گوشه ی ابرو تو اگر خم کنی
ای خط توصیف تو بی خاتمه
جلوه ی ظاهر شده ی فاطمه
اول و آخر سر یک موی تو
ظاهر و باطن تو و بانوی تو
کشتی خلقت به هدف می رسد
تا که به ایوان نجف می رسد
(قاسم صرافان)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، help me
۱۱:۴۸, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #9



هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست


ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم
باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست


خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست


گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا
بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست


بخت جوان یار ما دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست


از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت
ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست


بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست
شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست


در دل ما درنگر هر دم شق قمر
کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست


خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست


بلک به دریا دریم جمله در او حاضریم
ور نه ز دریای دل موج پیاپی چراست


آمد موج الست کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست


مولانا

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، السا
۱۱:۵۲, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
يا رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
چشم تا وا می‌کنی چشم و چراغش می‌شوی
مثل گل می‌خندی و شب بوی باغش می‌شوی
شکل «عبدالله»ی و تسکین داغش می‌شوی
می رسی از راه و پایان فراقش می‌شوی
غصه‌اش را محو در چشم سیاهت می‌کند
خوش بحال «آمنه» وقتی نگاهت می‌کند
با «حلیمه» می‌روی ، تا کوه تعظیمت کند
وسعتش را ـ با سلامی ـ دشت تسلیمت کند
هر چه گل دارد زمین یکباره تقدیمت کند
ضرب در نورت کند بر عشق تقسیمت کند
خانه را با عطر زلفت تا معطر می‌کنی
دایه ها را هم ز مادر مهربان تر می‌کنی
دیده نورت را که در مهتاب بی حد می‌شود
آسمانِ خانه‌اش پر رفت و آمد می‌شود
مست از آیین ابراهیم هم رد می‌شود
با تو «عبدالمطلب» عبدالمحمد می‌شود
گشت ساغر تا به دستان بنی‌هاشم رسید
وقت تقسیم محبت شد، «ابوالقاسم» رسید
یا محمد! عطر نامت مشرق و مغرب گرفت
وقت نقاشی قلم را عشق از راهب گرفت
ناز ِلبخندت قرار از سینه‌ی یثرب گرفت
خواب را خال تو از چشم «ابوطالب» گرفت
رخصتی فرما فرود آید پریشان بر زمین
تا چهل سالت شود می‌میرد این روح الامین
دین و دل را خوبرویان با سلامی می‌برند
عاشقان را با سر زلفی به دامی می‌برند
یوسفی اینبار تا بازار شامی می‌برند
بوی پیراهن از آنجا تا مشامی می‌برند
بی‌قرارت شد «خدیجه» قلب او بی‌طاقت است
تاجر خوش ذوق فهمیده‌ست: عشقت ثروت است
نیم سیب از آن او و نیم دیگر مال تو
داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو
از گلستان خدا یاس معطر مال تو
ای یتیم مکه از امروز مادر مال تو
بوسه تا بر گونه‌ات اُم ابیها می‌زند
روح تو در چشمهایش دل به دریا می‌زند
دل به دریا می‌زنی ای نوح کشتیبان ما
تا هوای این دو دریا می‌بری توفان ما
ای در آغوشت گرفته لؤلؤ و مرجان ما
ای نهاده روی دوشت روح ما ریحان ما
روی این دوشت حسین و روی آن دوشت حسن
قاب قوسینی چنین می‌خواست «او ادنی» شدن
خوشتر از داوود می‌خوانی، زبور آورده‌ای؟
یا کتاب عشق را از کوه نور آورده‌ای؟
جای آتش، باده از وادی طور آورده‌ای
کعبه و بطحا و بتها را به شور آورده‌ای
گوشه چشمی تا منات و لات و عُزا بشکنند
اخم کن تا برج‌های کاخ کسرا بشکنند
ای فدای قد و بالای تو اسماعیل‌ها
بال تو بالاتر از پرهای جبرائیل‌ها
ما عرفناکت زده آتش در این تمثیل‌ها
بُرده‌ای یاسین دل از تورات‌ها، انجیل‌ها
بی عصا مانده‌ست، طاها ! دست موسی را بگیر
از کلیسای صلیبی حق عیسی را بگیر
باز عطر تازه‌ات تا این حوالی می‌رسد
منجی دلهای پُر، دستان خالی می‌رسد
گفته بودی «میم» و «حاء» و «میم» و «دال»ی می‌رسد
نیستی اینجا ببینی با چه حالی می‌رسد
خال تو، سیمای حیدر، نور زهرا دارد او
جای تو خالی! حسین است و تماشا دارد او
[align=RIGHT DIR=LTR](قاسم صرافان)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) boghz 46 16,909 ۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸
آخرین ارسال: ماحی
  نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ (ویژه نامه سالروز تخریب بقیع) حضرت عشق 11 7,188 ۲۲/تیر/۹۵ ۲۳:۳۳
آخرین ارسال: میثم2
  ⁂فرصت عاشقی⁂ (ویژه نامه ولادت سه نور ولایت) Bahar 60 26,860 ۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۵
آخرین ارسال: mahdy30na
  ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام آفتاب 6 4,354 ۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳
آخرین ارسال: mahdy30na
Heart هـیهـات منـا الـذلـه ... "ویژه نامه مـحــرم الحرام 1437" عبدالرحمن 83 20,250 ۲۸/اسفند/۹۴ ۹:۵۲
آخرین ارسال: sagheb
Question ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر mahdy30na 13 6,109 ۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷
آخرین ارسال: ماحی
  ◆۩◆۩◆ ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام ◆۩◆۩◆ mahdy30na 24 8,136 ۳۰/شهریور/۹۴ ۲:۵۰
آخرین ارسال: نورالسادات

پرش در بین بخشها:


بالا