کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحریف های عاشورا در کلام استاد مطهری
۱۲:۳۸, ۲۲/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۱۲:۴۵ توسط Jim.m.)
شماره ارسال: #1
آواتار
در دنیای امروز کسی نیست که شهید مطهری را نشناسد، این استاد بزرگ و روحانی روشنفکر و روشن ضمیر یکی از مهمترین مهره های انقلاب اسلامی ایران به شمار می رفت که وظیفه هدایت فکری جامعه را به عهده داشت.
از این عالم بزرگ کتب متعددی موجود است که یکی از آنها درباره وقایع عاشورا و تحریفاتی است که در طول این مدت اتفاق افتاده است.
واقعه کربلا که یک حادثه عظیم است ابعاد گسترده ای دارد و عشق شوق انگیز مردم به این ابی عبدالله باعث شده تا تمام زوایای این حادثه به درستی تحلیل نشود.
اگرچه هدف از قیام ابی عبدالله علیه السلام تقریبا مهم ترین و کلیدی ترین مساله در واقعه عاشورا است ولی زوایای متعددی وجود دارد که هرکدام به نوبه خود از جایگاه والایی در هدایت و جهت دهی افکار عمومی نقش بسزایی دارد.


از این رو هرگونه تحریف در این باره می تواند بسیار خطرناک باشد، لذا اگر شما کاربر عزیز، مجالس سخنرانی و یا مداحی را به عهده دارید حتما به این نکات مهم دقت بفرمایید.


اکنون به گوشه ای از بیانات این استاد گرانقدر و شهید اشاره می کنیم. نهضت عاشورایی امام حسین (علیه السلام)، با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر و با هدف برقراری عدل و عدالت ودر نهایت برای نجات اسلام و مبارزه با طغیان بود.


آن همه گریه بر سیدالشهدا و عزاداری برای سید مظلومان نیز، برای
زنده نگهداشتن این مکتب جهاد و شهادت و حفظ ارزش ها بوده است.
متاسفانه در طول تاریخ، تحریف هایی چه در انگیزه ها و اهداف، چه در چهره های حماسه ساز و چه در برنامه های مربوط به عاشورا انجام شد که این تحریف ها برخی به محتوا، برخی به شکل و برخی به افراد برمی گردد.
کتاب هایی که به عنوان مقتل نوشته شده و روضه هایی که برای عاشورا گفته و خوانده شده، گاهی چون باانگیزه گریاندن مستمعان بوده، آمیخته به مطالب ضعیف، غیرمستند و احیانا دروغ شده است. علاقه ای که به چهره های عاشورایی وجود دارد، سبب شده در حوادث آن حماسه، غلوها و مبالغه هایی نقل شود که غیرعقلی و باورنکردنی است. آمار و ارقام کشته ها و برخی حوادثی که به ظاهر غم انگیز و سوزناک بوده، بر اصل واقعه افزوده شده است.
انگیزه آن حماسه، گاهی تا حد کشته شدن برای شفاعت! تنزل یافت، نوع برخوردهای امام حسین (علیه السلام)، زینب و امام سجاد (علیه السلام) و کودکان و اهل بیت، گاهی به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانی چون یزید و عمر سعد و ابن زیاد و شمر درآمد و خواسته بزرگ امام در این میدان حماسه، که رد بیعت با حکومت جور بود، به درخواست جرعه ای آب برای لب عطشان خویش یا گلوی خشک علی اصغر درآمد.
استاد مطهری در خصوص این تحریفات معتقد است:
«برای مصیبت امام حسین (علیه السلام) و اهل بیتش (سلام الله علیها) به خاطر آن همه زجرهای روحی و جسمی و ضربات شمشیرها نباید گریست، بلکه باید به خاطر مظلومیت و دروغ پردازی هایی گریست که مقام حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را متنزل می کند.»


وی در ادامه می گوید: در برخی از این تحریفات اشاره شده که لیلا مادر علی اکبر (علیه السلام) نذر کرده که اگر فرزندم سالم بماند از کربلا تا مدینه ریحان خواهم کاشت، بعدها علما با سند این مطلب را رد کردند. اولا حضرت در کربلا حضور نداشته، ثانیا منطقه فیمابین کربلا و مدینه برای کشت ریحان بلاامکان است، ثالثا مسافت بین آن دو شهر سیصد فرسنگ است.
در جای دیگر نیز گفته اند، امام حسین (علیه السلام) در کربلا سیصدهزار نفر را کشته است، اگر فرض شود هر ثانیه یک نفر را بکشد برای این تعداد هشتادوسه ساعت و بیست دقیقه وقت لازم است. بعد دیدند این تعداد کشته با طول روز جور درنمی آید، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است!
همین طور درباره حضرت ابوالفضل (علیه السلام) گفته اند که بیست پنج هزار نفر را کشت! که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می خواهد.

شفقنا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: boghz ، Aryha ، محمد حسین ، 135
۱۴:۳۱, ۲۲/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۱۴:۳۶ توسط boghz.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم ممنونم از برادرم که با این مطلبشون باعث شدن برم و بخش اول حماسه حسینی رو بخونم بینظیر بود از همه برادر ها وخواهر هام که نخوندنش میخوام یه ربع وقت بزارن و این مطلب خیلی ارزشمند رو بخونن
تحریفات معنوی حادثه کربلا


اگه وقت ندارید فقط از صفحه ی 65 به بعد روبخونید

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha ، محمد حسین ، Jim.m
۱۴:۳۴, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
این درسته که معتقدند حضرت رقیه و ( شاید ) علی اصغر وجود خارجی نداشتند؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۹, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام چرا هیچ وقت مطلبی درباره همسر امام حسین نیست چرا کسی درباره شبهات این موضوع چیزی نمیگه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۳, ۲۲/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۱۵:۵۸ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #5
آواتار
[b]نظر مراجع تقليد درباره حضرت رقيه (سلام الله علیها)
نظر حضرت آيت‌الله شيخ «حسين‌ مظاهري»
همين جا که به عنوان مرقد حضرت رقيه عليها ‌السّلام مشهور است، مرقد اوست و تشکيک کردن يک ظلم است آن هم ظلم به بچه مظلوم امام حسين عليه ‌السّلام و همين شهرت راجع به مرقد مطهر حضرت زينب سلام‌ الله‌ عليها نيز هست و تشکيک در آن ظلم به حضرت زينب سلام‌ الله ‌عليها است و ظلم به حضرت زينب گناهش خيلي بزرگ است و ما در اين گونه موارد نظير سيادت اشخاص و قبور بزرگان چيزي جز شهرت نداريم و اين شهرت در نظر همه فقها حجت بوده و هست.

نظر حضرت آيت‌الله سيد «صادق روحاني»
اولا راجع به حضرت رقيه سلام الله عليها اخيرا کتابي نوشته شده است و خيلي خوب اثبات نموده به اين که حضرت رقيه 3 ساله در خرابه شام از دنيا رفته و قبرش هم در آنجاست و معجزات زيادي هم نقل شده است و ثانيا قاعده اي در فقه است بنام تسامح در ادله سنن، مقتضي آن قاعده اين است که آنچه راجع به اين دختر 3 ساله گفته اند شما هم نقل کنيد و به زيارت او برويد همه اش بر طبق موازين شرع است، من خودم چند سال قبل براي معالجه به لندن رفتم در برگشت، لبنان از هواپيما پياده شدم و چند روز در آنجا ماندم که بروم سوريه براي زيارت آن خانم و الان هم از آن عمل خرسندم.

نظر حضرت آيت‌الله سيد «محمدعلي‌ علوي گرگاني»
وجود حضرت رقيه سلام الله عليها از مسلّمات تاريخي است و اگر شبهه اي هم هست در اصل وجود ايشان نيست و بعضي از شبهات در نام مبارک او وجود دارد ولي اين مسئله که دختري از امام حسين عليه السلام در شام مدفون است، هيچ گونه شک و شبهه اي در آن وجود ندارد و توصيه ما به کساني که اين شبهات را نسبت به معتقدات ديني مردم وارد مي کنند آن است که بدانند هيچ گونه نفعي نخواهند برد و فقط آخرت خود را خراب کرده اند و خود را مورد غضب امام حسين عليه السلام قرار داده اند و لذا خوب است که با اين گونه مسائل خود را درگير ننمايند.

نظر حضرت آيت الله سيد «صادق شيرازي»
حضرت رقيه عليها السلام دختر آقا امام حسين عليه السلام بوده واقعاً و کتاب هاي متعددي مانند "ينابيع المودة" در صفحه ي 346 و "احقاق الحق" جلد 11 صفحه 633 بودن حضرت رقيه فرزند امام حسين عليه السلام را در کربلا نقل کرده اند و قصه آن علاوه بر سندهاي تاريخي و کتب مقاتل، سند واقعي و خارجي نيز در دمشق شام دارد، آن بارگاه با عظمت در پايتخت سابق امويان مانند آفتاب فروزان مي درخشد، در حالي که قبر معاويه زباله داني بيش نيست و از قبر يزيد هم اثري نيست و طبق نقل کتاب "الذريعة" جلد 22 صفحه 390 حدود 100 سال از اين واقعه نگذشته که دختر کليددار حرم حضرت رقيه عليها السلام حضرت را در خواب مي بيند و او را از آمدن آب نزد قبر خود مطلع مي سازد، خواب سه شب پشت سرهم تکرار مي شود، کليددار ـ با خبر دادن به دولت وقت و ضمن تشريفات رسمي ـ کارگر مي آورد و قبر را خراب مي کنند، و وقتي به قبر مي رسند آثار آب پديدار مي شود آنگاه مي بيند اين دختر سه ساله تر و تازه گويي خوابيده است، کليددار که سيد هم بوده جسد مبارک حضرت رقيه را بر روي دست مي گيرد تا سه شبانه روز، و فقط براي کارهاي ضروري و نماز او را به ديگري مي سپارد، تا قبر آماده مي شود، و حضرت را به جاي خود بر مي گرداند، و معجزات بسيار ديگر که در تاريخ به ثبت رسيده‌ است.

نظر حضرت آيت‌ الله‌ شيخ «خليل مبشّر کاشاني»
قال الله تبارک و تعالي: «يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون» .. هيچ گونه شک و شبهه اي درباره وجود مقدس حضرت رقيه بنت الحسين عليهما السلام وجود ندارد و شواهد تاريخي نشان مي دهد که آن مظلومه بر اثر تحمل رنج ها و مصائبي که در مسير شام و آن چه در خرابه شام اتفاق افتاد، در صغر سن از دنيا رفته و در دمشق مدفون شد، تنها مطلب مورد بحث اين است که نام مبارک او رقيه بوده يا زينب يا اسم ديگري داشته، سپس به اسم رقيه مشهور شده؟ و اما اشتهار اسم او به نام رقيه به اين جهت است که در مدفن اين وجود مقدس و نوراني، در دمشق، نام رقيه بنت اميرالمومنين عليهما السلام نوشته شده که بديهي است انتساب به "جد اعلي"، متداول و معمول بوده است پس تشکيک در اصل وجود مقدس آن حضرت جرم و ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوارش، بلکه ظلم به اهل بيت عليهم السلام است و شبهه پراکنان بدانند که نور خدا هرگز خاموش نخواهد شد، بلکه پيوسته بر تزايد و تجليات بيشتر است.

نظر حضرت آيت‌ الله‌ شيخ «ميرزا جواد تبريزي»
مزار کنونى حضرت رقيه بنت الحسين عليهماالسلام در شام، از اول مشهور بوده، گويا حضرت امام حسين عليه السلام نشانى را از خود در شام به يادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پيدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت عليهم السلام و حوادث آن بپردازند، اين دختر خردسال گواه بزرگى است بر اينکه در ضمن اسيران حتى دختران خردسال نيز بوده اند، ما ملتزم به اين هستيم که بر دفن حضرت رقيه عليهاالسلام در اين مکان شهرت قائم است، حضرت عليهاالسلام در اين مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زيارتش شتافتيم، و بايد احترام او را پاس داشت.

دفن اين طفل خردسال (حضرت رقيه عليهاالسلام) در شام گواه بزرگ و نشان قوى از اسارت خاندان طهارت، و ستم روا داشته بر ايشان دارد، آن ستمى که تمام پيامبران از آدم تا خاتم بر آن گريستند، تا آنجا که خدا عزاى امام حسين عليه السلام را بر آدم خواند، از اين رو احترام اين مکان لازم است، به سخنان فاسد گوش فرا ندهيد، و به سخنان باطلى که مى گويند: رقيه عليهاالسلام طفلى خردسال بيش نبود، گوش فرا ندهيد، مگر على اصغر عليه السلام کودک خردسال نيست که در روز قيامت شاهدى خواهد بود، و موجب آمرزش گنهکاران شيعه خواهد شد ان شاء الله تعالى.

بنابراين بر همه واجب است احترام اين مکان (محل دفن حضرت رقيه عليهاالسلام) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بيهوده اى که از گمراهى شياطين است، گوش فرا ندهند و اعتنايى نکنند. ما با زيارت دختر امام حسين عليه السلام (رقيه عليها السلام) به خداوند متعال تقرب مى جوييم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند.

پاسخ حضرت آيت‌الله ‌شيخ «ناصر مکارم شيرازي»

بسمه‌تعالي -
شکي نيست که دختر کوچکي از امام حسين‌(علیه السلام) در شام از دنيا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلي منسوب به همان دختر است، اما اين که نام آن دختر رقيه بوده يا نام ديگري داشته در بين دانشمندان اسلامي اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف اين است که نامش رقيه است.
هميشه موفق باشيد.

پاسخ حضرت آيت‌الله شيخ «حسين نوري همداني»

بسمه‌تعالي
در کتاب‌هايي چون کامل بهائي و نفس‌المهموم و کتاب‌هاي معتبر ديگر دختر خردسالي که برخي نام او را رقيه ناميده‌اند و در شام به شهادت مي‌رسد، براي امام حسين‌(علیه السلام) ذکر کرده‌اند و اگر کسي براي آن حضرت نذر کند، بايد آن را ادا نمايد و
مضجع موجود در
دمشق متعلق به آن حضرت است.

تاريخ نيز مي‌گويد: حضرت سيد‌الشهدا‌(علیه السلام) دختري به نام رقيه داشتند که در سن سه سالگي در خرابه شام به شهادت رسيد(منتخب‌التواريخ ص299) مادر حضرت رقيه مطابق اکثر نقل ها «ام اسحاق» نام دارد که فضايل و مناقب بسياري را براي آن بانو بر مي‌شمارند. (ترجمه ارشاد ج2 ص197)

حضرت رقيه در ماه شعبان چشم به جهان گشود، سن مبارک آن حضرت هنگام شهادت سه سال بود. عبدالوهاب بن احمد شامفي مصري مشهور به شعراني (م 973 ق) در کتاب المنن باب دهم نقل مي‌کند، نزديک مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدي وجود دارد که به مرقد حضرت رقيه‌(سلام الله علیها)، دختر امام حسين‌(علیه السلام) معروف است و بر روي سنگي واقع در درگاه آن مرقد نوشته شده است «اين خانه، مکاني است که به ورود آل پيامبر‌(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و دختر امام حسين‌(علیه السلام) حضرت رقيه شرافت يافته است.

مورخ خبير عمادالدين حسن‌بن علي ‌بن محمد طبري، هم عصر خواجه‌ نصيرالدين طوسي در کتاب کامل بهايي مي‌نويسد دخترک سه چهار ساله‌اي که خاندان امام حسين‌(علیه السلام) در خرابه شام شب هنگام، خواب پدر را ديد و بهانه پدر نمود به يزيد گفت: سر پدر را برايش ببرند، سر مقدس را آورده و در کنار دختر قرار دادند، آن دختر از غم پدر فريادي برآورد و جان داد.

نام حضرت رقيه علاوه بر کتب مشهوري چون لهوف و... در قصيده سوزناک سيف بن عميره، صحابي بزرگ امام صادق‌(علیه السلام) آمده و علماي بزرگي همچون شيخ طوسي، نجاشي، علامه حلي و... به آن تصريح کرد‌ه‌اند از (ستاره درخشان شام)

بررسی دیدگاههادرباب وجود حضرت رقیه(سلام الله علیها) در کربلا
تذکر: گاهی درمورد وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) شبهات و تردیدهایی مطرح می شود که نام ایشان در اکثر کتب نیامده و یا نامهای مشترک و مشابهی در آنها به چشم می خورد که با توجه به آن نمی توان به طور حتم بر وجود دختری به این نام اطمینان داشت.

در پاسخ باید متذکر شد که عدم ذکر نام «رقیه» در برخی منابع تاریخی نمی تواند دلیل بر خرافه بودن این شخصیت باشد؛ چرا که وجود نامهای اشتهاری(کنیه و لقب) در کنار نام اصلی افراد از رسومات رایج عرب است و همان گونه که عده ای معتقدند، حضرت رقیه(سلام الله علیها) همان فاطمه صغری است که نامش در بسیاری از تواریخ ذکر شده است.

علاوه بر اینکه بر نام «رقیه» در کتاب شریف لهوف سید بن طاووس و نیز سایر کتب تصریح شده است.

مرحوم شیخ علی فلسفی در کتاب « حضرت رقیه (سلام الله علیها)» می گوید در بیش از بیست کتاب، نام ایشان را رقیه دیده است.

1 - حائری صاحب کتاب معالی السبطین
در کتاب معالی السبطین حائری آمده است : « کانت للحسین(علیه السلام) بنت صغیره ....تسمی رقیه و کان لها ثلاث سنین»(9).

تعبیر« تسمی رقیه» نشان دهنده این مطلب است که «رقیه» نام اصلی ایشان نبوده بلکه به این اسم معروف بوده است.

2 - ابن ابی مخنف
ابن ابی مخنف نیز در مقتل الحسین درباره وداع حسین بن علی(علیه السلام) می نویسد : « ثم نادی یا ام کلثوم و یا زینب و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا صفیه...»(10).

3 - شیخ بهایی ره
شیخ عباس قمی در نفس المهموم و منتهی الامال، ماجرای شهادت حضرت رقیه (علیهاالسلام) را از آن کتای کامل شیخ بهایی نقل می‏کند. هم چنین بسیاری از عالمان بزرگوار مطالب این کتاب را مورد تأیید، و به آن استناد کرده‏اند.

4 - سید بن طاووس ره
وی می‏نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه‏السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست.

امام (علیه‏السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید [و خویشتن دار باشید].» بنابر نقل ایشان، نام حضرت رقیه (علیهاالسلام) بارها بر زبان امام حسین (علیه‏السلام) جاری شده است.


5 - طریحی در کتاب منتخب
وی سن حضرت رقیه (علیهاالسلام) را سه سال بیان نموده است. پس از او، فاضل دربندی (وفات: 1286 ه.ق) که آثاری هم چون اسرار الشهادة و خزائن دارد، مطالبی را از منتخب طریحی نقل کرده است.

بعدها سید محمد علی شاه عبدالعظیمی (وفات: 1334 ه .ق) در کتاب شریف الایقاد، مطالبی را از آن کتاب بیان کرده است. البته دیدگاه اول که از علامه حایری (وفات 1384 ه .ق) نقل شد از کتاب معالی السبطین از کتاب منتخب طریحی بهره برده است.


در کتاب احقاق الحق نیز آمده است:« ثم نادی یا ام کلثوم یا سکینه یا رقیه یا عاتکه یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام...»(11)

مؤید تاریخی بر وجود رقیه(سلام الله علیها)
سه شاهد قوی بر اثبات وجود ایشان در تاریخ ذکر شده است.
(1) ابتدا گفتگویی که بین امام و اهل حرم در آخرین لحظات نبرد حضرت سیدالشهدا (علیه‏السلام) هنگام مواجهه با شمر، رخ می‏دهد. امام رو به خیام کرده و فرمودند: «اَلا یا زِینَب، یا سُکَینَة! یا وَلَدی! مَن ذَا یَکُونُ لَکُم بَعدِی؟ اَلا یا رُقَیَّه وَ یا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِیعَةُ رَبِّی، اَلیَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ»؛ ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می‏ماند؟ ای رقیه و ای ام‏کلثوم! شما امانت‏های خدا بودید نزد من، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است.(12)

(2) هم چنین در سخنی که امام برای آرام کردن خواهر، همسر و فرزندانش به آنان می‏فرماید، آمده است: «یا اُختَاه، یا اُم کُلثُوم وَ اَنتِ یا زَینَب وَ اَنتِ یا رُقَیّه وَ اَنتِ یا فاطِمَه و اَنتِ یا رُباب! اُنظُرنَ اِذا أنَا قُتِلتُ فَلا تَشقَقنَ عَلَیَّ جَیباً وَ لا تَخمُشنَ عَلَیَّ وَجهاً وَ لا تَقُلنَ عَلیَّ هِجراً»؛ خواهرم ،ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید.(13)

(3) سیف بن عمیره از اصحاب امام صادق علیه السلام در شعری دوبار نام حضرت رقیه را آورده:
وعبیدکم سیف فتی ابن عمیرة عبد لعبد عبید حیدر قنبر
و سکینة عنها السکینة فارقت لما ابتدیت بفرقة و تغیر
و رقیة رق الحسود لضعفها و غدا لیعذرها الذی لم یعذر
و لام کلثوم یجد جدیدها لثم عقیب دموعها لم یکرر
لم انسها و سکینة و رقیة یبکینه تبحسّر و تزخّر
یدعون امهم البتولة فاطما دعوی الحزین الوالة المتحیر
یا امنا هذا الحسین مجدلا ملقی عفیرا مثل بدر مزهر
فی تربها متعفرا و مضخما جثمانة بنجیع دم احمر

این شخص و شعرش در کتب رجالی معتبر آمده اند که به چند نمونه اشاره می کنیم:
شیخ فخرالدین طریحی در المنتخب (متوفی: ۱۰۸۵ ه. ق)
علامه حلی در خلاصة الاقوال
ابن داود در رجالش
شیخ طوسی در فهرست
شیخ طوسی در رجالش
نجاشی در رجالش
پانوشتها :
9) معالی السبطین : 2 / 161، 170.
10) مقتل الحسین : 84.
11) احقاق الحق: 11/633.
12) موسوعة کلمات الامام الحسین (علیه‏السلام)،جمعی از نویسندگان،ص 511.
13) اللهوف علی قتلی الطفوف، سید بن طاووس،ص 141؛ اعلام الوری، ص 236.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمد حسین ، Jim.m
۱۶:۱۰, ۲۲/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۱۶:۱۹ توسط boghz.)
شماره ارسال: #6
آواتار
از حماسه حسینی شهید مطهری منبع سایت شهید آوینی

5 - اما تحريفاتی كه لفظا يا معنی در حادثه عاشورا شده است :
تحريفات لفظی : الف - داستان شير و قصه كه متأسفانه در " كافی " نيز آمده است .
ب - داستان عروسی قاسم كه ظاهرا خيلی مستحدث است و از زمان قاجاريه‏
تجاوز نمی كند . ( از زمان ملا حسين كاشفی است . )
ج - داستان فاطمه صغری در مدينه و خبر بردن مرغ به او .
د - داستان دختر يهودی كه افليج بود و قطره‏ای از خون ابا عبدالله به‏
وسيله يك مرغ به بدنش چكيد و بهبود يافت .
ه - حضور ليلی در كربلا و امر حضرت به او كه برو در يك خيمه جداگانه‏
موی خود را پريشان كن ، و شعر :
نذر علی لئن عادوا و ان رجعوالازرعن طريق الطف ريحاناو اشعاری از اين قبيل :
ليلی زغم اكبر . . .خيز ای بابا از اين صحرا رويمنك به سوی خيمه ليلا رويمو - داستان طفلی از ابی عبدالله كه در شام از دنيا رفت و بهانه پدر
می‏گرفت و سر پدر را آوردند و همانجا وفات كرد . ( رجوع شود به " نفس‏
المهموم " .

ز - آمدن اسرا به كربلا در اربعين و اينكه به دوراهی عراق و مدينه‏
رسيدند ، از " نعمان بن بشير " خواستند كه آنها را به كربلا ببرد ، و
اينكه آنچه در اربعين حقيقت دارد زيارت جابر است و عطيه عوفی . اما
عبور شهدا از كربلا و ملاقات امام سجاد با جابر افسانه است .
ح - هشتصد هزار نفر بودن لشكر عمر سعد بلكه يك ميليون و ششصد هزار نفر
، هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا ، به يك حمله ده هزار نفر را كشتن ، تا برسد به اينكه نيزه هاشم مرقال هجده‏
گز و نيزه قاتل قاسم هجده گز و نيزه سنان شصت گز بود .
ط - روضه‏هايی كه در آنها اظهار تذلل پيش دشمن است ، از قبيل التماس‏
كردن برای آب .
ی - داستان طفلی كه در حين اسارت گردنش را بسته بودند و سوار می‏كشيد
تا طفل خفه شد .

از حماسه حسینی جلد اول :

نوشته‏اند اباعبدالله ( علیه السلام ) در حملات خود ، نقطه‏ای را
انتخاب كرده بود كه نزديك خيام حرم باشد . به دو منظور : يكی اينكه‏
می‏دانست دشمنان چقدر نامرد و غير انسانند و اين مقدار حميت ندارند كه‏
لااقل بگويند ما با حسين ( علیه السلام ) طرف هستيم ، پس متعرض خيمه‏ها نشويم .
می‏خواست تا جان در بدن دارد ، تا رگ گردنش می‏جنبد ، كسی متعرض خيام‏
حرمش نشود . حمله می‏كرد ، از جلو او فرار می‏كردند ، ولی زياد تعقيب‏
نمی‏كرد ، برمی‏گشت تا خيام حرمش مورد تعرض قرار نگيرد . منظور ديگر
اينكه می‏خواست تا زنده است اهل‏بيتش بدانند كه او زنده است . لذا
نقطه‏ای را مركز قرار داده بود كه صدايش به آنها می‏رسيد . وقتی كه بر
می‏گشت و در آن نقطه می‏ايستاد ، فرياد می‏كرد : « لا حول و لا قوش الا بالله‏
العلی العظيم ، » فرياد حسين عليه‏السلام كه بلند می‏شد اهل بيت
سكونت‏خاطری پيدا می‏كردند . می‏گفتند آقا هنوز زنده است . امام ( ع ) به‏
اهل بيت فرموده بود تا من زنده هستم از خيمه‏ها بيرون نيائيد ( اين حرفها
را باور نكنيد كه اهل‏بيت دائما بيرون می‏دويدند . ابدا . دستور آقا بود
كه تا من زنده هستم شما در خيمه‏ها باشيد ) ، حرف سستی از دهانتان بيرون نيايد كه‏
اجر شما زايل شود ، مطمئن باشيد كه عاقبت شما خير است ، نجات پيدا
می‏كنيد ، خداوند دشمنان شما را بزودی عذاب خواهد كرد . آنها اجازه‏
نداشتند كه بيرون بيايند و بيرون هم نمی‏آمدند . غيرت حسين‏بن‏علی (
عليهماالسلام ) اجازه نمی‏داد ، غيرت و عفت خود آنها نيز اجازه نمی‏داد كه‏
بيرون بيايند . لذا صدای امام ( ع ) را كه می‏شنيدند : « لا حول ولاقوش الا
بالله العلی العظيم » اطمينان خاطری پيدا می‏كردند . چون امام ( ع ) بعد
از وداع كردن يك يا دو بار ديگر نيز آمده بودند و خبر گرفته بودند اين‏
بود كه اهل بيت امام ( ع ) هنوز انتظار آمدن ايشان را داشتند . در آن‏
زمان اسبهای عربی را برای ميدان جنگ تربيت می‏كردند ، چون اسب حيوان‏
تربيت پذيری است . وقتی كه صاحب آن كشته می‏شد ، عكس‏العملهای خاصی از
خود نشان می‏داد . اهل بيت اباعبدالله ( ع ) در داخل خيمه هستند ،
منتظرند تا شايد صدای امام ( ع ) را بشنوند و يا يك بار ديگر جمال آقا
را زيارت كنند ، يك مرتبه صدای همهمه اسب اباعبدالله ( ع ) بلند شد ،
به در خيمه آمدند ، خيال كردند آقا آمده است ، يك وقت ديدند اسب آمده‏
در حالی كه زين آن واژگون است . اينجا بود كه اولاد و خاندان اباعبدالله‏
( ع ) فرياد واحسيناه ، ! وا محمدا ! را بلند كردند و دور اسب را گرفتند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Jim.m
۱۶:۲۰, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
(۲۲/آبان/۹۲ ۱۴:۴۹)kamyar نوشته است:  سلام چرا هیچ وقت مطلبی درباره همسر امام حسین نیست چرا کسی درباره شبهات این موضوع چیزی نمیگه

مورخان در مورد همسران امام نوشته‌اند: حضرت چند همسر داشت ،بدین شرح:
1ـ لیلی دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا،
2ـ شهر‌بانو(شاه زنان) دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(علیه السلام)،
3ـ رباب دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع،
4ـ ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.
5- قضاعه ، که از او فرزندی به نام جعفر داشت.(1)
اوّلی از قبیلة ثقیف (طایفه ای در طائف)، دومی ایرانی، سومی از قبیله کلبیه و چهارمی از تیم بود.(2)
در مورد این که شهربانو جزء همسران امام بوده، اختلاف است.(3)
در مورد این که همسران در کربلا بودند، یا نه، برخی از مورخان نوشته اند: تنها رباب در کربلا حضور داشت. او به همراه دیگر زنان و فرزندان به کوفه و سپس به شام به عنوان اسیر برده شد و بعداً به همراه کاروان به مدینه بازگشتند.
وی پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) وقتی به مدینه آمد، بزرگان مدینه از او خواستگاری و درخواست ازدواج کردند اما در پاسخ آنان فرمود: «بعد از آن که افتخار وصلت با خاندان پیامبر نصیبم شد، با فرد دیگری وصلت نخواهم کرد». در مدینه یک سال عزاداری کرد و در این مدت روزها زیر سقفی نمی‌رفت و مدام در مظلومیت حسین(علیه السلام) می‌گریست تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.(4)
در مورد شهربانو افسانه های نقل شده که صحت ندارد . از جمله این که پس از عاشورا از دست دشمن فرار کرد و چون دشمن در تعقیب او بود ، در بین راه به کوه معروف بی بی شهربانو رسید و کوه شکافته شد و او را در خود جای داد. کسانی که نام یکی از همسران امام را شهربانو و دختر یزدگرد ثبت کرده اند ، اذعان دارند پس ازتولد امام سجاد با فاصله اندکی از دنیا رفت.(5)
پی نوشت‌ها:
1- ارشاد مفید،ج2 ،ص135؛ اعیان الشیعه ،ج2 ،ص389.
2- سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 389.
3-استاد مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، ص131-132
4- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 88؛ ابن جوزی، المنتظم، ج 6، ص 9.
5- زندگانی علی بن الحسین، سید جعفر شهیدی، ص 11.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمد حسین ، Patriot ، Jim.m
۱۸:۳۳, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۲/آبان/۹۲ ۱۴:۳۴)ballista نوشته است:  این درسته که معتقدند حضرت رقیه و ( شاید ) علی اصغر وجود خارجی نداشتند؟

کجا میگن اینو؟؟؟!!!

عجب!! Dodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۶, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
(۲۲/آبان/۹۲ ۱۸:۳۳)Jim.m نوشته است:  کجا میگن اینو؟؟؟!!!

عجب!! Dodgy


جدیدا مد شده که همه چیز رو زیر سوال ببرن .
از شبکه های تلویزیونی تا وبسایتها و .... .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۲۱, ۲۲/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۱۹:۲۲ توسط boghz.)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۲۲/آبان/۹۲ ۱۹:۱۶)mahdy30na نوشته است:  جدیدا مد شده که همه چیز رو زیر سوال ببرن .
از شبکه های تلویزیونی تا وبسایتها و .... .



ببخشید ولی شما توجه نکردید به حرفام شهید مطهری هم گفتن که دختری از امام حسین علیه السلام در شام به اون شکل شهید نشده اند ...
وحتی اون قسمت رو هم نوشتم که تا زمانیکه امام شهید شدند اهل بیتشونو حضرت زینب اینا از خیمه بیرون نیامدند(در رد بعضی از نقل های بالاتون)
بالاخره ما تکلیفمونچیه ؟ حرفای شهید مطهری یا برخی از مراجع؟
البته لازم به ذکره که تا اینجا من ندیدم شهید مطهری مستقیما بگن دختری به نام رقیه وجود نداشت !اما داستانیکه درمورد ایشون هست رو رد کردن !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا