|
به مناسبت 14 رمضان سالروز شهادت مختار ثقفی
|
|
۲:۱۴, ۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اسفند/۹۲ ۱۵:۲۱ توسط SAViOR.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چهاردهم ماه رمضان سالروز شهادت مختار ابو عبید ثقفی منقم شهدای کربلا را به محضر قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان ارواحنا فدا و تمامی شیعیان و پیروان راستین اهل البیت تسلیت عرض مینمایم.
![]() «مختار ثقفی» که بود، چرا قیام کرد و چگونه شهید شد
حدود 230 سال پیش، آیتالله بحرالعلوم در جستوجو برای یافتن بقایای مسجد کوفه، قبری را نزدیکی دارالاماره یافت که سنگ آن منقوش به نام «مختار ثقفی» منتقم خون شهیدان مظلوم کربلا بود. در چهاردهم رمضان المبارک سال 67 هجری «مختار بن أبی عبیدة الثقفی» به شهادت رسید. در آن زمان شیعه بهمعنای امروزی مطرح نبود تا بتوان در مورد شیعه بودن یا نبودن مختار صحبت کرد درباره اینکه آیا مختار شیعه بوده یا نه، باید گفت که در آن زمان شیعهای که ما امروز آن را مطرح میکنیم، خیلی ملموس نبود. در حقیقت بعد از امام صادق(علیه السلام) و ائمه متأخر، تفکر شیعه بسط یافته است. ما حتی شیعه 6 امامی و 7 امامی داریم و تا زمان امام رضا(علیه السلام)، شیعه انشقاقاتی پیدا میکند. به همین دلیل شیعه در آن زمان، افرادی بودند که طرفدار اهل بیت(علیه السلام) و حکومت آنان بودند و این خیلی روشن نیست که بگوییم که آنها شیعه دوازده امامی بودند. نه درباره مختار و نه درباره خیلیهای دیگر. حتی در مورد آنها که در کربلا حضور داشتند، نمیتوانیم بگوییم ـ مانند آنچه که ما از شیعه میفهمیم ـ شیعه بودند یا نه. مختار در آن زمان بیشتر به مثابه اینکه محب اهل بیت(علیه السلام) و طرفدار آنان بود، شیعه محسوب میشود. او از محبین اهل بیت(علیه السلام) و از طرفداران خط اهل بیت(علیه السلام) بود و در آن شکی نیست و به خاطر این طرفداری به زندان رفت؛ اما امام سجاد(علیه السلام) از اینکه قتله امام حسین(علیه السلام) به دست مختار کشته شدند، دلش شاد و خوشحال شد و این به طور قطع است. تقریباً تنها جایی که اهل بیت(علیه السلام) بعد از واقعه عاشورا یک حالت جشن کوچک، همراه با پخش میوه برگزار کردند، زمانی بود که مختار، سر عبیداللهبن زیاد ـ شاید هم همراه با سر عمر سعد ـ را برای امام سجاد(علیه السلام)، فرستاد، امام(علیه السلام) خیلی خوشحال شد و نقل است که مختار را دعا کرد و فرمود؛ «جزى الله المختار خیرا» و در مدینه بین شیعیان و یا مردم اطراف خود میوه پخش کردند و جشنمانندی را برگزار کردند و گفتند که من از خدا میخواستم تا چنین روزی اتفاق بیفتد. بهدلیل خفقان حاکم، امکان تأیید رسمی قیام مختار از سوی امام سجاد(علیه السلام) وجود نداشت شکی نیست که اصل عمل مختار در راستای سرکوب قتله امام حسین(علیه السلام) مورد تأیید بوده است؛ اما اینکه بگوییم که امام سجاد(علیه السلام) تا چه حد این قیام را تأیید کرد، باید گفت که اگر ما حتی در ظاهر تأییدیهای هم نداشتیم، نمیتوانستیم بگوییم که ائمه یا امام سجاد(علیه السلام) مخالف کار مختار بودند؛ مگر اینکه ادله مخالف پیدا شود. ولی صرف عدم تأیید دلیل مخالفت نیست؛ زیرا به خاطر اینکه ائمه(علیه السلام) در محدودیت بسیار زیاد بودند. آن زمان در جامعه اسلامی چند جناح پدیدار شده بود. یکی؛ «عبداللهبن زبیر» که حجاز در دست او بود. دیگری؛ شام بود که باقیمانده بنیامیه آنجا بودند و بعد از مختار ظهور کرد. در حقیقت مختار، کوفه را از دست فرماندار ابنزبیر درآورد. بنابراین اصطکاک شدیدی بین مختار و ابنزبیر وجود داشت و امام سجاد(علیه السلام) در مدینه، تحت حاکمیت شدید ابنزبیر حضور داشت. مانده بنیامیه آنجا بودند و بعد از مختار ظهور کرد. در حقیقت مختار، کوفه را از دست فرماندار ابنزبیر درآورد. بنابراین اصطکاک شدیدی بین مختار و ابنزبیر وجود داشت و امام سجاد(علیه السلام) در مدینه، تحت حاکمیت شدید ابنزبیر حضور داشت. تأیید علنی و رسمی امام سجاد(علیه السلام) از مختار به معنی مقابله با ابنزبیر بود که چند خصوصیت بارز داشت: یکی اینکه به شدت مخالف اهل بیت(علیه السلام) بود. وقتی که او حاکم بود و نماز جمعه را میخواند، به هیچ عنوان اسم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را نمیآورد. وقتی علت را جویا شدند، گفت که اهل بیت(علیه السلام) پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خوشحال میشوند و یا اینکه از آن استفاده میکنند و من اسم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به زبان نمیآورم و حتی طبق حدیثی که از امام علی(علیه السلام) بیان شده، عبداللهبنزبیر باعث شد تا زبیر با آن همه سابقه در اسلام منحرف شود. ویژگی دیگر ابنزبیر خشونت بود. ماجرایی معروف است که محمدبن حنفیه و ابنعباس و گروهی از بنیهاشم را کنار زمزم جمع کرد و گفت که یا باید با من بیعت کنید یا شما را با آتش میسوزانم! هیزم هم برای این کار جمعآوری کرده بود که مختار نیرو فرستاد و آنها را آزاد کرد. نمیتوان در مورد موجه بودن یا نبودن قیام مختار اظهارنظر قطعی کرد بنابراین از یک سو امام سجاد(علیه السلام) به شدت تحت فشار و در مدینه محدود بود و اگر هم میخواست، برای ایشان امکان تأیید رسمی ـ با توجه به اینکه اهل بیت(علیه السلام) در کربلا ضربه سهمگینی متحمل شده بودند ـ مشکل بود و گرفتار امور خطرناک شدن، چندان صلاح نبود. علاوه بر اینکه قیام مختار در «کوفه» یعنی در نقطهای صورت گرفت که مردم آن مطمئن نبودند. همانطور که سرانجام در قضیه کربلا کوتاه آمدند و امام را تنها گذاشتند. مختار قیامش در کوفه بود. نسبت به شام و حجاز مناطق کمتری در اختیار داشت و قیام وی نیز تا آخر تثبیت نشد و سرانجام کشته شد. پس قیام خیلی تثبیت شدهای نبود که امام سجاد(علیه السلام) ـ ولو اینکه بخواهد ـ برای آن هزینه کند و این هزینه به صلاح هم باشد، پس حتی اگر ما تأییدی نداشتیم، در حقیقت نمیتوانیم بگوییم مورد تأیید نیست؛ اما اینکه بگوییم درصد این تأیید چقدر است، خیلی نمیتوان در تاریخ اظهارنظر قطعی کرد. دو دسته روایات مؤید و مخالف مختار وجود دارد چون هم روایات مؤید مختار و هم روایاتی در مقابلش است. هرچند روایات مؤید بیشتر است و تلقی علمای شیعه این بوده که مختار را شخصیت مثبتی بدانند؛ به خاطر اینکه کار بسیار بزرگی کرده بود، مثل آیتالله خویی که وقتی در کتاب رجال، در باره مختار بحث میکند، روایاتی را که مختار را تأیید میکنند ترجیح میدهد که اتفاقاً در یکی از روایات آمده که امام سجاد(علیه السلام) این وظیفه را به محمدبن حنفیه سپردند و به او فرمود که وی در رابطه با مختار عمل کند. همچنین آیتالله خویی این موضوع را که مختار مؤسس فرقه «کیسانیه» است رد میکند؛ اما به هر حال ما حتی در انقلاب اسلامی خودمان نیز که به رهبری فقیه عادل شکل گرفت، هم در اول انقلاب و هم اکنون، نمیتوانیم بگوییم که هیچ تخلفی نکردهایم و هیچ تخلفی صورت نگرفته و قاعدتاً در قیام مختار هم تخلفاتی صورت گرفته است؛ اما نباید فراموش کنیم که این مباحث مطروحه در خصوص نحوه انتقام مختار را نمیتوان باور کرد. مختار بهکمک ایرانیها علیه اشراف کوفه قیام کرد نمیتوان روایات نحوه انتقام مختار را پذیرفت، چون معمولاً در مورد این ماجراها به قول ما ایرانیها «یک کلاغ، چهل کلاغ» میشود. یک جریان حاد صورت گرفت و مختار علیه اشراف قیام کرد و با همراهی ایرانیان به اشراف کوفه و اشراف عرب ضربههای سختی وارد کرد و این زمینه بسیاری از حرف و حدیثها را ایجاد میکند؛ ولو اینکه بخشی از آن میتواند واقعی باشد؛ ولی ماحصل این است که مختار، برخی از اعمالش از جمله به جزا رساندن قتله امام حسین(علیه السلام) خیلی خوب بوده و این مقدار و اصلش مورد تأیید اهل بیت(علیه السلام) و بنیهاشم بوده و دل آنها را شاد کرده بود به طوری که بعد از چند سال ناراحتی، اهل بیت(علیه السلام) برای اولین بار شاد شدند. اما اینکه مختار هم کارهایش و فعالیتهایش مخلصانه بوده، چند درصدش از روی قدرتطلبی بود و چقدر نقص در کارش بوده به نظرم هیچ مورخی نمیتواند دراینباره اظهارنظر قطعی داشته باشد. «ابراهیم» فرزند مالک اشتر نقطه اتکای لشگر مختار بود مختار دو بار در قصرش در کوفه محاصره شد. یک بار زمانی که تازه روی کار آمده بود و مصلحت نمیدید که با اشراف کوفه و قتله امام حسین(علیه السلام) در بیفتد. پیش از او توابین به سمت شام حرکت کردند و در نبرد با سپاه شام به فرماندهی عبداللهبن زیاد شکست خورده و عمده آنها کشته شدند. مختار هم ابتدا مصلحت ندید که در کوفه با قتله که خیلی از آنها از اشراف و سرشناسان بودند، برخورد کند. بنابراین سپاهی را به فرماندهی ابراهیمبن مالک - که فرزند مالک اشتر نخعی، بسیار شجاع و نقطه قوت مختار بود ـ مجهز کرد و به سمت شام فرستاد. اشراف کوفه که میدانستند مختار بالاخره با آنها درگیر خواهد شد، از فرصت خالی شدن کوفه از سپاه مختار، استفاده و دارالاماره کوفه را محاصره کردند تا مختار را دستگیر کنند و به قتل برسانند. مختار در همان زمان به ابراهیمبن مالک پیغام میدهد و محاصرهکنندگان را معطل میکند و قبل از اینکه آنها بتوانند به مختار دسترسی پیدا کنند، ابراهیمبن مالک بازمیگردد. بعد از آنکه مشخص میشود که قتله به فکر توطئه هستند و اگر مختار سراغشان نرود، آنها به سراغ مختار خواهند رفت؛ کشتن قتله آغاز میشود. «عبیداللهبن زیاد» دقیقاً در ششمین سالروز واقعه عاشورا کشته شد بعد از سرکوبی قتله، دوباره سپاه مختار به فرماندهی ابراهیمبن مالک در حوالی شام در منطقه نهر خازر، با سپاه شام به فرماندهی عبیداللهبن زیاد درگیر و پیروز میشود و جالب است که عبیداللهبن زیاد در سال 67 هجری و روز عاشورا کشته میشود. یعنی درست 6 سال بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) در همان روز به دست خود ابراهیمبن مالک کشته میشود که بعد سرش را برای مختار میفرستد و مختار هم آن را برای امام سجاد(علیه السلام) ارسال میکند که ایشان و بنیهاشم خوشحال میشوند. بسیاری از سران سپاه شام که در جنایات عاشورا در غارت و مسایل دیگر نقش داشتند، همه در این جنگ کشته میشوند. بعد که این اتفاق میافتد، ابراهیم در همان مناطق میماند و به کوفه بازنمیگردد. مختار بههمراه 5 هزار نفر از یارانش در دارالاماره کوفه کشته میشود ظاهراً بین مختار و ابراهیم اختلافی وجود داشت که ابراهیم حاضر به بازگشت به کوفه نمیشود و در همان مناطقی که تسخیر کرده بود ـ موصل و اطراف آن ـ باقی ماند. اشراف بار دیگر به فکر میروند که به نحوی شر مختار را از سر خود رفع کنند و از مصعب که برادر عبداللهبن زبیر و حاکم بصره بود، درخواست میکنند که با مختار بجنگد و این بار مصعب با مختار میجنگد و مختار را شکست میدهد. مختار به دارالاماره پناهنده و برای بار دوم در دارالاماره محاصره میشود. حدود 5 هزار نفر از سپاهیانش، خودشان را تسلیم میکنند که همه توسط مصعب گردن زده میشوند و خود مختار نیز در نبرد کشته میشود. همانطور که گفته شد؛ آن زمان 3 جناح بود (زبیریان، امویان و کوفیان مخالف مختار) که یک جناح به وسیله ابنزبیر از بین رفت و پس از چندی سپاه عبدالملک به فرماندهی حجاج میآید و بساط ابنزبیر را برمیچیند و ابنزبیر در مکه کشته میشود و دوباره شام به کل سرزمینهای اسلامی حاکم میشود. |
|||
|
|
۱۲:۲۳, ۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
قیام و شخصیت مختار ثقفی از دیدگاه ائمه اطهار و بزرگان
![]() با مراجعه به منابع روائی معتبر و دیدگاههای علمای بزرگ اسلام، دانشمندان علم رجال و دیگر نویسندگانی كه در ستایش مختار كتابها نوشتهاند، این گونه بدست میآید كه نه تنها امام سجاد ـ علیه السّلام ـ و بقیه امامان ـ علیهم السّلام ـ از كار مختار راضی بودند. بلكه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ كار ایشان را تأیید فرموده و شیعیان و دوستداران اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را در حمایت و یاری كردن مختار ترغیب و تشویق فرمودهاند كه به هر كدام از آنها جداگانه اشاره خواهد شد.
الف) شخصیت مختار از دیدگاه ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ : 1. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید:«به زودی فرزندم حسین كشته خواهد شد ولی دیری نخواهد پائید كه جوانی از قبیلة (ثقیف) قیام خواهد كرد و از این ستمكاران، انتقام خواهد گرفت، به طوری كه تعداد كشتههای آنان به سیصد و هشتاد و سه هزار نفر خواهد رسید.»[1] 2. امام حسین ـ علیه السّلام ـ برای لشكر كوفه و شام، خطبهای خواند. حضرت در ذیل خطبه مردم كوفه و شام را چنین فرمود:«... پرودگارا، آن جوانمرد ثقفی را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف ندارد، به جای هر قتلی، كشتنی و به جای هر ضربتی، ضربتی، و انتقام مرا و دوستان و خاندان و شیعیانم را از اینان بگیرد.»[2] 3. هنگامی كه مختار، سر بریدة ابن زیاد و عمر سعد (لعنة الله علیهما) را به نزد امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرستاد؛ حضرتش به سجده افتاد و در سجده شكر، خدا را این گونه سپاس گفت، «حمد و ستایش خدای را كه انتقامم را از دشمنانم گرفت و خدای به مختار، پاداش و جزای خیر عنایت فرماید.»[3] ب) شخصیت مختار از دیدگاه علماء، دانشمندان بزرگ اسلام: 1. حضرت آیة الله خوئی (رحمة الله علیه) دربارة شخصیت مختار میفرمایند:«اخبار و روایاتی كه دربارة مختار رسیده است بر دو قسم میباشد: الف ـ اخباری كه در مدح و ستایش مختار میباشد. ب ـ اخباری كه در مذمت و نكوهش ایشان میباشد. اما اخبار مدح و ستایش قوی و برتر است.» پس در ادامه بیان میكنند:«در حُسن حال مختار همین بس كه او با كشتن قاتلان امام حسین ـ علیه السّلام ـ دل اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را شاد كرد و این خود خدمتی بزرگ به ساحت مقدس خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ است كه استحقاق پاداشی از جانب آن بزرگواران دارد.» ایشان آن گاه پس از نقل روایتی میفرمایند:«از ظاهر بعضی از روایات به دست میآیدكه قیام مختار با اذن و اجازه خاص امام سجاد ـ علیه السّلام ـ بوده است.»[4] 2. سخنان علامه مامقانی (رحمة الله علیه): «... خلاصه تمام آن چه ذكر شده این است كه این فرد (مختار) مذهبش امامی و معتقد به امامت ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بوده و قیام و حكومت او با اجازه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ صورت گرفته است. 3. علامه امینی (رحمة الله علیه): در كتاب پربار «الغدیر» از مختار با این كلمات یاد میكند:«مرد هدایت، قیام كننده، مجاهد، قهرمان، سلحشور» سپس علامه امینی در ادامه با تجلیل از مقام و شخصیت مختار بیان میكنند:«هر كس با دیده بصیرت و تحقیق بر تاریخ، حدیث و علم رجال بنگرد درمییابد كه مختار از پیشگامان دینداری، هدایت، اخلاص بود و نهضت مقدس او تنها برای برپائی عدالت و ریشه كن كردن ملحدان و ظلم امویان و با اجازه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ بوده است. [5] 4. مورخ معاصر شریف القرشی (رحمة الله علیه) درباره شخصیت مختار مینویسد:«مختار یكی از شخصیتهای برجسته شیعه است او شمشیری از شمشیرهای خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بود و قلبش بیش از همه بر ظلمی كه بر اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ گذشت میتپید. ولی در راه جهاد مقدس خود سعی و كوشش فراوان داشت تا قدرت را در دست بگیرد اما نه برای جاهطلبی و ریاست بلكه برای خون خواهی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و انتقام از قاتلین او ... روش سیاسی او اجرای عدالت اجتماعی در زمان حكومتش بر اساس حكومت عادلانه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ بود مختار از زهد و تقوای فراوانی برخوردار بود و به مبانی دینی سخت پایبند بود. مورخان دربارة ایام كوتاه حكومتش گفتهاند كه وی بیشتر روزها را روزة شكر میگذارد و این شكرانة نعمتی بود كه خداوند به او عطا كرده بود كه توانست انتقام خون امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اهل بیت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ را بگیرد و بر نابودی پلیدان و ناپاكان از صحنة تاریخ توفیق یابد. [6] محمد حنفیه فرزند والامقام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ مهمترین نقش را در قیام مختار داشت او در حقیقت رهبری ظاهری قیام و فرماندهی آنان را به عهده داشت. مختار با مشورت او و اجازه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ قیامش را اعلام كرد. مختار در كوفه رسماً خود را نماینده اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ به فرماندهی محمد حنفیه معرفی نمود و هنگامی كه جمعی از سران شیعه كوفه برای تحقیق در كار مختار نزد محمد حنفیه آمدند و سؤال كردند كه آیا او از طرف شما نمایندگی دارد محمد حنفیه آنان را نزد امام سجاد ـ علیه السّلام ـ برد و گفت:برخیزید تا نزد امام من و شما یعنی پیش امام سجاد ـ علیه السّلام ـ برویم و هنگامی كه قضیه قیام و خونخواهی امام حسین ـ علیه السّلام ـ و شهدای كربلا مطرح شده امام سجاد ـ علیه السّلام ـ خطاب به محمد حنفیه فرمودند: «ای عمو، اگر بردة زنگی برای ما اهل بیت تعصب به خرج دهد (و قیام كند) بر مردم واجب است كه او را یاری دهند. ای عمو هر چه در این كار صلاح دیدی انجام ده من تو را مسئول این كار قرار دادم. سپس آنان از محضر امام ـ علیه السّلام ـ برخاستند و خوشحال با خود میگفتند: امام ـ علیه السّلام ـ و محمد حنفیه در قیام به ما اذن دادند .[7] خود مختار در ملاقاتش با سران شیعه در كوفه، هدف و قیام خود را چنین بیان میكند:«همانا (محمد حنفیه) فرزند علی ـ علیه السّلام ـ وصی و جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مرا به عنوان امین و وزیر و فرمانده به سوی شما فرستاده و به من دستور داده است تا كسانی كه در ریختن خون حسین ـ علیه السّلام ـ را حلال دانستند به قتل برسانم...»[8] در جای دیگر عدهای از شیعیان از امام سجاد ـ علیه السّلام ـ و محمد حنفیه سؤال میكنند مختار ادعا میكند كه از طرف شما (امام سجاد ـ علیه السّلام ـ و محمد حنفیه) به خونخواهی قیام كرده آیا این صحت دارد؟ (امام سجاد ـ علیه السّلام ـ و محمد حنفیه در پاسخ آنان اظهار داشتند كه ما خواهان این كاریم و بر مردم واجب است او را یاری دهند.[9] بر این اساس علامه مامقانی (رحمة الله علیه) با صراحت میفرمایند:«محققاً حكومت و قیام مختار با اجازه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ بوده است.»[10] آیت الله خوئی (رحمة الله علیه) نیز میفرمایند:«از ظاهر روایات برمیآید كه قیام مختار به اذن امام سجاد ـ علیه السّلام ـ بوده است.»[11] شیخ ابو علی رجالی بزرگ در منتهی المقال نوشته است:«علت این كه در قیام مختار كمتر از امام سجاد ـ علیه السّلام ـ مطرح شده است حفظ جان ایشان بوده است .»[12] پس به این نتیجه میرسیم كه با اطمینان میشود گفت كه قیام مختار به رهبری محمد حنفیه و به اذن و رضای امام معصوم حضرت امام سجاد ـ علیه السّلام ـ بوده است . مختارپس از پیروزی مدتی نیزحکومت کردوحکومت اوبرحکومت تمام بنی امیه وبنی عباس ترجیح دارد. مختارصرفابرای حکومت قیام نکرد،اگربرای آن بود چه لزومی داشت که باکشتن آنها برای حکومت خود دشمن تراشی کندوبه تشکیل اپوزوسیون درداخل حکومت خود که مورد تهدیدبودبهانه درست کند.ازاین روانتقام ازاهداف اولیه ی مختار درقیام بود. مختارهیچ نسبتی با عبیدالله ندارد. جهت مطالعه بیشتر به كتب زیر مراجعه شود: 1. ماهیت قیام مختار رضوی اردكانی 2. جنبشهای شیعی محمد تقی مدرسی [1] . حدیقة الشیعه، مقدس اردبیلی، نشر انصاریان، قم، سال 1377، ص504، چاپ اسلامیه. [2] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج45، ص10، چاپ بیروت، مؤسسه الوفاء، سال 1403 هجری قمری، چاپ سوم. [3] . كشی، رجال كشی، جمع آوری محمد بن الحسن بن علی الطوسی، دانشگاه مشهد، مكان نشر مشهد، ص127،چاپ جدید، ح203. [4] . سید ابوالقاسم خوئی(رحمة الله علیه)، معجم رجال الحدیث، چاپ سوم، قم مدینة العلم 1403ق، ج18، از ص99 تا ص 102. [5] . الغدیر، عبدالحسین امینی، ج2، ص343، دارالكتب الاسلامیه، تهران، چاپ 6، تاریخ 1374 هجری شمسی. [6] . حیاة الامام الحسین ـ علیه السّلام ـ باقر شریف قریشی، مدرسة الایروانی قم، 1974 م، ج3، ص453 و ص455. [7] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج45، ص364 و ص365، مؤسسه الوفاء بیروت سال 1403 هجری قمری، چاپ سوم. [8] . تاریخ طبری، محمد جریر، اساطیر، تهران 1362 ش، ج5، ص580. [9] . بحار الانوار، ج45، ص365، مؤسسه الوفاء، بیروت، سال 1403 هجری قمری، چاپ سوم. [10] . تنقیح المقال، عبدالله مامقانی (رحمة الله علیه)، ج3، ص206، مؤسسه اهل البیت لاحیاء التراث، قم، 1381 ش. [11] . ابوالقاسم خوئی، معجم الرجال الحدیث، ج18، ص101، چاپ سوم ، قم ، مدینة العلم، 1403 هجری قمری. [12] . منتهی المقال،.محمد بن اسماعیل، ج6، ص243، مؤسسه اهل البیت، قم، 1416، هجری قمری. |
|||
|
|
۱۴:۲۴, ۲۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۲ ۱۹:۲۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خدا رحمت کنه جناب مختار رو
قبرش حالت مظلومانه ای داشت وقتی دیدم با اینکه جمعیت زیادی به سمت ضریحش هجوم می اوردند یاد این افتادم که چقدر تنها شد جالبه یه نفر میگفت مختار نباید مختار انتقام میگرفت چون انتقام رو باید امام زمان میگرفتن!!!! کلا هر موقع یک نفر از مستکبران انتقام میگیره از سمت همان افراد تخریب میشه در تاریخ معاصر هم مورد داشتیم که اسم نمیبرم ========= تکمیلی: کار مختار اسمش اون انتقامی که امام زمان خواهند گرفت نبود ولی لازم بود دستش درد نکنه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سالروز شهادت رئیسعلی دلواری (مبارزه با استعمار انگلیس) | حضرت عشق | 0 | 932 |
۱۲/شهریور/۹۳ ۱۲:۱۷ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| حرکت دسته عزاداری به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) ، بنیان | Fatemeee | 1 | 1,396 |
۱۰/شهریور/۹۲ ۱۵:۱۳ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| به مناسبت سالروز رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی(رحمة الله علیه) | شیدا | 0 | 1,313 |
۱۲/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۹ آخرین ارسال: شیدا |
|





![[تصویر: 12579252339010277855.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/12579252339010277855.jpg)



![[تصویر: 16374034988055926764.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/16374034988055926764.jpg)
