|
روضـه پـهـلو شـکسته . .(ویژه ایام فاطمیه92)
|
|
۲۰:۲۴, ۱۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۲ ۱۵:۳۸ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا وَ سِرِّالمُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَد ما اَحاطَ بِه عِلمُک . . . ![]() اینجا خیمه گاه فاطمه (سلام الله علیها) است . . جان عالمی به فدای مولایمان امیرالمومنین و درد ها و رنج هایش . . كار تنش زياد ولي وقت من كم است يك شب براي شست و شوي اين بدن كم است مسمار را خودم زده بودم به تخته ها بايد بميرم آه ، پشيمان شدن كم است گيرم حسين دق نكند اينچنين ولي گريه بدون داد براي حسن كم است آئينه آمدي و ترك خورده ميروي يعني براي بردن تو چهار زن كم است پيراهن حسين كه كارش تمام شد پس جاي غُصّه نيست اگر يك كفن كم است بالت ، پرت ، تنت ، همه ي پيكرت خدا اين زخمها زياد ولي وقت من كم است استاد لطیفیان نقل قول: در برپایی یاد مادر سادات (سلام الله علیها) ، و الگو برداری از زندگی ایشون در برنامه های زندگی مون طوری گام برداریم که در قیامت زمانی که منادی ندا سرداد این الفاطمیون ؟؟؟ با افتخار بگوییم : اَنـــا فــاطِـــمی . . ان شا الله یکی از بهترین راه های ارتباط برقرار کردن با اهل بیت،آشنایی باسیره آنها و دانستن مصائب و وقایع و چگونگی شهادت این بزرگوارانه. کتابی که معرفی میکنم یکی از بهترین کتاب هایی است که پیوند قلبی ما مریدان و متوسلین به مادرمان حضرت زهرا(سلام الله علیها) را محکم کرده و به شرح وقایع شهادت حضرت می پردازه. ![]() گزارش لحظه به لحظه از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها کتاب فوق 112 صفحه رقعی بوده و انتشارات دلیل ما قیمتش هم 2200 تومان مقداری کمتر از پفک چی توز موتوری 3000 تومانی !!!! اما با خوندنش به اندازه ی یه محرم و صفر می توان اشک ریخت . . یا علی (علیه السلام) مدد است. |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۲۶, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
مردک پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد سیلی محکم او چشم مرا تار نمود مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد لگدی خورد به پهلوم و نفس بند آمد مادر اما لگدی محکم و سنگین تر خورد حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد قصه ی کوچه عجیب است (مهاجر) اما وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد [/b]محمدبنواری
|
|||
|
|
۲:۲۵, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم خدا را شکر، خدا را شکر، امروز حال مادر بهتر است ... ان شا الله مادر جون زودتر خوب میشی! دوباره با هم میریم بیرون شهر، کنار مزار عمو جان حمزه و باز هم از رشادت های عمو و بابا تو جنگ بدر و احد برایم تعریف خواهی کرد ... عمو جان، عمو، ای کاش اینجا بودی، تا مثل گذشته ها که کسی جرات نگاه چپ به رسول خدا نداشت، امروز هم کسی جرات نمی کرد نگاه کینه توزش را به دختر رسول الله بدوزد ...
مصلحت دین خدا، مدت هاست دست های بابا را بسته ... عمو جان، تا به حال بابا را اینگونه ندیده بودم، از بعد سوختن درب خانه، انگار پرو بال بابا هم سوخته ... گاهی وقت ها به دور از نگاه مادر، یک گوشه می شیند و زانو هایش را بغل می کند و خیره می شود به درب خانه... خدا را شکر عموجان،! بابا همراه ما در کوچه نبود ... وگرنه!؟ ... وگرنه!؟ ... ای کاش عمو جان قدّم بلند تر بود ... بلند بلند ... هرچی رو پنجه های پاهایم فشار آوردم ، قدم به صورت مادر نرسید ... دست ملعون از بالا سرم رد شد شرمنده ام مادر ... شرمنده ... اما قول می دهم مادر جان شرمندگیم را تا ابد از نگاه پدر، در سینه ام پنهان کنم، همانطور که تو می خواهی، مطمئن باش مادر مطمئن باش همانطور خواهم بود که تو می خواهی یکی انگار داره دل رو، به یک جای غریبی می کشونه اونکه با چادر خاکی، گناهای همه را می پوشونه انگاری دست خودم نیست، انگاری داره دلم باز بهونه چشم گریون، مثل بارون، می چکد اشک های من دونه دونه ... و ما نیز مادر جان قول میدهیم همانطوری باشیم که تو می خواهی ... به خاک های چادرت قسم ، یک نگاهمان کن ... مادر جان |
|||
|
|
۱۰:۳۶, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي
لعنت بر قاتلين مادر اسناد شهادت صدیقه طاهره در منابع نامی اهل سنت [/font]ابن قتیبه دینوری ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبۀ دینوری (معروف به ابن قُتَیبَة) در گذشتهی سال 276 هجری، در کتاب خود بنام "الامامة والسیاسة"جلد اول صفحهی 12، چاپ سوم، 2جلد در یک مجلّد، تحت عنوان"کیفَ کانَت بیعة علی أبی طالب کرَّمَ الله وجهه" (علی کرم الله وجهه چگونه بیعت کرد) با ذکر سند از عبدالله بن عبدالرحمن انصاری روایت کرده که گفت: [font=Tahoma]"همانا روزی ابوبکر از عدهای که از بیعت با او سرپیچی کرده و نزد علی علیه السلام جمع شده بودند، سراغ گرفت. پس عمر را به دنبال آنها -که در خانه علی جمع شده بودند- فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداری نمودند، در این هنگام عمر دستور داد که "هیزم حاضر کنید" و خطاب به اهل خانه گفت: «قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست باید خارج شوید و الا خانه را با اهلش به آتش بکشم» شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض، آیا میدانی در این خانه فاطمه است؟! عمر گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد. |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۲۲/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۲ ۱۶:۱۶ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
![]() گفته بود: «انا مدینه العلم، و علیٌّ بابها» نشنیدم که بگوید: «و فاطمةُ شهیدةُ هذا الباب» سید محمد رضی |
|||
|
|
۱۶:۱۰, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
عمررضاکحاله [/font]عمر رضا کحاله از علمای معاصر اهل سنت، در کتاب خود بنام «اعلام النساء» چاپ پنجم بیروت سال 1404- قسمت حرف«فاء» فاطمة بنت محمد صلی الله علیه وآله با ذکر سند میگوید:تا آنکه ابو بکر از عدهای که از بیعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علی بن ابی طالب علیه السلام جمع شده بودند- مانند عباس و زبیر و سعد بن عبادة- سراغ گرفت، و آنها در خانهی فاطمه علیهاالسلام از بیعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر، عمر بن الخطاب را بسوی آنان فرستاد. عمر روانهی منزل فاطمه علیهاالسلام شده و فریاد کشید و آنان را به خارج از خانه جهت بیعت فراخواند. آنان از بیرون آمدن خودداری کردند، در این هنگام عمر هیزم طلبیده و گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست یا از خانه خارج میشوید و یا آنکه خانه را با اهلش به آتش میکشم.شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض (کنیهی عمر)، در این خانه فاطمه علیها السلام است! [i] [font=Tahoma]عمر گفت: اگر چه فاطمه در این خانه باشد، آن را به آتش میکشم![/b]
|
|||
|
|
۱۹:۵۸, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
و حسین صورت خود را کف پای مادر
بفشارد و بگرید و علی هم بیند دل او درد آمد کودکانش را او همه دلداری داد بردنش در دل شب بی نشان خاک کنند تا که حتی اثری از قبرش باقی از خود نگذارد برای اینکه : نشود هیچ کسی قصد جسارت بکند و چنین گشت سر انجام همان مادر و طفل که غروبی باهم راهی ِ کوچه ی تنگی گشتند بی نشان مادر شد خونجگر کودک او مادرش رفت ولی کودک ماند .....................!! مادرش رفت ولی کودک ماند .....................!!
|
|||
|
|
۲۱:۱۹, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟ زهرای من حلالیت از من برای چه؟ وقت نفس نفس زدنت پیش پای من لاله نریز این همه گلشن برای چه؟ دارم به جمله ی پدرت فکر می کنم وقتی که هست فاطمه جوشن برای چه؟ باشد نخند… از تو توقع نداشتم این دل شکسته هست شکستن برای چه؟ زهرا کشان کشان دم در آمدی چرا؟ گفتم نیا که … آمدی اصلاً برای چه؟ ما را برای همسفری آفریده اند بی من تلاش بهر پریدن برای چه؟ اَسما که بود دور و برت ، فضه هم که بود تابوت خویش خواستی از من برای چه؟ هنگام دور گردن این پیرهن که شد جان حسین این همه شیون برای چه؟
|
|||
|
|
۲۱:۳۵, ۲۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي لعنت بر قاتلين مادرپهلو شكسته سلام الله عليها اسناد شهادت حضرت از منابع نامی اهل سنت : عبدالفتاح عبدالمقصود از علمای و دانشمندان معاصر اهل سنت درکتاب السقیفه و الخلافه چاپ قاهره ص14 می گوید: عمربن الخطاب به منزل علی آمده درحالی که درمنزل طلحه و زبیر و عده ای از بزرگان مهاجرین جمع بودند و گفت : بخدا قسم یا برای بیعت (با ابوبکر) از خانه خاج می شوید و یا آنکه خانه را بر شما آتش می کشم؟ همچنین نقل شده که : ابو بکر ،عمر را با عده ای بسوی خانه علی فرستاد ، عمر با اصحابش با آتش بطرف خانه آنها حرکت کرده تا آنجا را به آتش بکشیند چرا که آنان از بیعت با ابابکر خود داری کرده بودند دراین میان شخصی به عمر گفتآیا میدانی در این خانه فاطمه است؟ [b] لکن عمر گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد .[/i]
|
|||
|
|
۰:۲۳, ۲۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا وَ سِرِّالمُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَد ما اَحاطَ بِه عِلمُک یک مشت خاک روی تو یک مشت بر سرم باور نمیکنم که تویی در برابرم دیوانه کرده است مرا عطر وبوی تو پیچیده در تمامی من ای معطرم خیرالنساء ودفن غریبانه ؟ وای من مظلومه ای شبیه علی ماه بی حرم بارفتن تو زلزله ای در تنم نشست با اینکه من هنوز همان مرد خیبرم هربار در جواب چطور است حالتان؟ بیمار وزردوتبزده گفتی که بهترم خون گریه از سراسر من میچکد ولی باسیل اشک راه به جایی نمیبرم شاید اگر که روضه بخوانم سبک شوم اما نه باز راه به جایی نمیبرم دل کندن از تو سخت ترین کار عالم است یک مشت خاک روی تو یک مشت بر سرم علی اصغر ذاکری سرمایه دین من است محبت زهرا من دین خویش را به دو دنیا ندهم گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یه ذره از محبت زهرا ندهم التماس دعا
|
|||
|
|
۲:۲۱, ۲۳/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/فروردین/۹۲ ۲:۲۵ توسط SARA 2020.)
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
با توام “در” با تو ، تا “دیوار”ها هم بشنوند عشق یاسین است این یاسی که پرپر می کنی … ![]() |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| این فاطمیون ؟ (ویژه ایام فاطمیه 94) | جویای حقیقت | 21 | 7,146 |
۲/اسفند/۹۴ ۲۰:۴۴ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| ویژه نامه ایام الله دهه فجر *بهمن ماه92* | شیدا | 88 | 27,912 |
۲۳/بهمن/۹۲ ۰:۲۳ آخرین ارسال: شیدا |
|






![[تصویر: Fatemieh.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7677629137/Fatemieh.jpg)
![[تصویر: 1303299474_gozareshe-hzrat-zahra.jpg]](http://dalilema.com/uploads/posts/2011-04/1303299474_gozareshe-hzrat-zahra.jpg)





![[تصویر: %DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1.png]](http://s2.picofile.com/file/7722163759/%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1.png)
![[تصویر: hazrate-fatemeh7-300x187.jpg]](http://dl.piy.ir/uploads/hazrate-fatemeh7-300x187.jpg)