|
مثلا امشب شب عزاداری اول شخص امکان عالم هستا!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
۲۱:۱۷, ۲۱/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۲۱:۲۵ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام با عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام حسن مجتبی (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) این تاپیک برای عرض تسلیت و در جهت فضیلتهای پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میباشد عاشقان تاپیک رو لطفا بالا نگه دارند خلق و خوی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)چگونه بود؟ امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمود: كه مردی یهودی از رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ چند دینار طلبكار بود، روزی تقاضای پرداخت طلب خود را نمود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمود: فعلاً ندارم. گفت از شما جدا نمی شوم تا بپردازید. فرمود من هم در اینجا با تو می نشینم. به اندازه ای نشست كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و نماز صبح روز بعد را همانجا خواند، اصحاب، یهودی را تهدید كردند، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ رو به آنها كرد و فرمود: این چه كاری است می كنید؟ عرض كردند یك یهودی شما را بازداشت كند؟ فرمود:در آستانه رحلت پیامبرعظیم الشان اسلام شفقنا تلاش می کند تا اندکی از زوایای شخصیتی آن حضرت را معرفی کند: «إنّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٌ»[1] پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ لباس و كفش خود را می دوخت، گوسفندان خود را می دوشید، با بردگان هم غذا می شد، برزمین می نشست، بدون اینكه خجالت بكشد مایحتاج خانه اش را از بازار تهیه می كرد، و برای اهل خانه می برد، با ثروتمند و فقیر یكسان مصافحه می كرد و دست خود را نمی كشید تا طرف دست خود را بكشد. به هر كسی می رسید سلام می كرد. چه توانگر و چه درویش، چه كوچك و چه بزرگ و اگر به مهمانی و خوردن چیزی دعوت می شد آن را كوچك نمی شمرد، هر چند خرمائی پوسیده باشد. «وَ كانَ خَفیف الْمَؤونَهِ كَریمُ الطّبیعَهِ، جَمیلُ الْمُعاشِرهِ، طَلْقُ الْوَجْهِ بَسّاماً مِنْ غَیْرِ ضِحْكٍ، مَحْزُوناً مِنْ غَیْرِ عَبُوسٍ، مُتَواضِعاً مِنْ غَیْرِ مَذلَّهٍ، جَواداً مِنْ غَیْرِ سَرْفٍ، رَقیقُ الْقَلْب، رَحیماً بِكُلِّ مُسْلِمٍ». مخارج زندگی آن حضرت سبك، دارای طبع بزرگ و خوش معاشر، و خوش رو بود. بدون اینكه بخندد همیشه تبسمی بر لب داشت و بدون اینكه چهره اش درهم كشیده باشد، اندوهگین به نظر می رسید. بدون اینكه از خود ذلتی نشان دهد همواره متواضع بود. بدون اینكه اسراف بورزد سخی بود، دل نازك و با همه مسلمانان مهربان بود.[2] امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمود: «یُقَسِّمُ لَحظاتِهِ بَیْن أصحابِهِ فَیَنْظُرُ اِلی ذا، وَ یَنْظُرُ اِلی ذا بالسَّویَّهِ قالَ: وَ لَمْ یَبْسِطْ رَسُولُ اللهِ رِجْلَیْهِ بَیْنَ أصْحابِهِ».[3] پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بین أصحاب خود بطور مساوی چشم می دوخت و به آنان یكنواخت نظر می افكند و فرمود: هرگز پای خود را بین أصحاب دراز نكرد. «كانَ رَسُولُ اللهِ إذا حَدَثَ بِحَدیثٍ تَبسَّمَ فی حَدیثِه»[4] «لَقَدْ كانَ النَبیَّ صلَّی اللهُ عَلیْهِ وَ آلِهِ یُداعِبُ الرَّجُلُ یُریدُ بِهِ أنْ یَسِرَّهُ»[5] هنگام سخن گفتن لبخند می زد و با مردم شوخی می كرد و منظورش از این كار مسرور ساختن آنها بود. جوانی نزد آن حضرت شرفیاب شد و گفت می شود كه به من اجازه بدهی تا زنا كنم. اصحاب بانگ بر وی زدند پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمود: جوان بیا نزدیك من بنشین، جوان در كنار آن حضرت نشست، آنگاه فرمود: هیچ دوست می داری كه كسی با مادر و خواهر و یا دختر تو ویا با محارم تو زنا كند؟ عرض كرد رضا ندهم فرمود: همه بندگان خدا چنین باشند. آنگاه دست مبارك بر سینه او فرود آورد و گفت: «َاللّهُمَّ اغّفِر ذَنْبَهُ وَ طَهِّرْ قَلْبَهُ وَ حَصِّنْ فَرْجَه» خدایا از گناهش در گذر، دلش را پاكیزه كن و او را از شهوترانی حفظ فرما. آن جوان را دیگر با هیچ زن بیگانه ندیدند و برای همیشه در عفت و پاكی باقی ماند.[6] یك روز حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ با عده ای در مسجد نشسته، به صحبت مشغول بودند. خانمی از انصار وارد شد، از پشت سر نزدیك گردیده لباس آن حضرت را بطور پنهانی گرفت، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ گمان كرد با او كاری دارد از جا برخاست بعد از برخاستن آن زن چیزی نگفت آنجناب نیز با او حرفی نزد، در جای خود نشست. برای مرتبه دوم لباس ایشان را گرفت ولی چیزی نگفت و همچنین تا مرتبه چهارم پیغمبر برخاست آن زن از پشت سر مقداری پارچه لباس حضرت را پاره كرده رفت. مردم اعتراض كردند كه این چه كاری بود كردی: چهار بار پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را از جا بلند كردی و چیزی نگفتی، خواسته تو چه بود؟ گفت در خانه ما مریضی است مرا فرستاده اند كه تكه ای از لباس آن حضرت جدا كنم بعنوان تبرك همراه او بنمایند تا شفا یابد![7] مردی از امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درخواست كرد اخلاق پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را برایش بشمارد فرمود: تو نعمتهای دنیا را بشمار تا من نیز اخلاق آن جناب را برایت بشمارم، عرض كرد چگونه ممكن است نعمتهای دنیا را احصاء كرد با این كه خداوند در قرآن می فرماید: «وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللهِ لا تَحْصُوها» اگر بشمارید نعمتهای خدا را نمی توانید بپایان رسانید. امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند تمام نعم دنیا را قلیل و كم می داند در این آیه كه می فرماید:«قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ» بگو متاع دنیا اندك است و اخلاق پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را در این آیه عظیم شمرده و چنانچه می فرماید:«اَنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٌ» ترا خوئی بسیار بزرگ است. اینك تو چیزی كه قلیل است نمی توانی بشماری، من چگونه چیزی كه عظیم و بزرگ است شمارش كنم! ولی همینقدر بدان تمام پیامبران مظهر یكی از اخلاق پسندیده بودند چون نوبت به آن جناب رسید تمام اخلاق پسندیده را جمع كرد از اینرو فرمود:«اِنِّی بُعِثْتُ لِأتَمّمَ مَكارِمَ الْاَخلاقِ» من برانگیخته شدم تا اخلاق نیكو را تمام كنم.[8] مرد عربی از رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ تقاضای كمك مالی كرد. حضرت به اندازه كفایت به او بخشید فرمود: احسان بتو كردم؟ گفت نه بلكه كار خوبی هم نكردی. اطرافیان خشمناك شده از جای حركت كردند تا او را كیفر دهند. حضرت اشاره كرد خودداری كنید. آنگاه وارد منزل شد مقدار دیگری به او بخشید بعد فرمود اینك احسان كردم. گفت آری خداوند پاداش نیكوئی به شما عنایت كند. سپس به آن مرد عرب فرمود تو در پیش اصحابم سخنی گفتی كه باعث كدورت آنها شد اكنون اگر صلاح می دانی همین حرف را پیش آنها بزن تا رنجیدگی برطرف شود. فردا صبح هنگامی كه اصحاب حضور داشتند خدمت پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ رسید. فرمود: دیروز این مرد حرفی زد، پس از آنكه بعطایش اضافه كردم می گفت: از من راضی شده رو به او كرده فرمود: همینطور است؟ عرض كرد آری خداوند در فامیل و خانواده به شما خیر عنایت كند. آنگاه حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ رو به اصحاب كرد فرمود مثل من و مثل این مرد مانند كسی است كه شترش رم كرده و در حال فرار باشد مردم به دنبال آن شتر بروند هر چه بیشتر ازدحام كنند آن حیوان فرارش زیادتر می شود. صاحب شتر فریاد می كند مرا با شترم واگذارید من بهتر او را رام می كنم و راه رام كردنش را خوبتر می دانم آنگاه خودش پیش می رود گرد و غبار از پیكر او می زداید تا آرام شود كم كم او را خوابانده جهاز بر او می گذارد و سوار می شود. من هم اگر شما را آزاد می گذاشتم وقتی این مرد آن حرف را زد او را می كشتید بیچاره به آتش جهنم می سوخت.[9] امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمود: كه مردی یهودی از رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ چند دینار طلبكار بود، روزی تقاضای پرداخت طلب خود را نمود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمود: فعلاً ندارم. گفت از شما جدا نمی شوم تا بپردازید. فرمود من هم در اینجا با تو می نشینم. به اندازه ای نشست كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و نماز صبح روز بعد را همانجا خواند، اصحاب، یهودی را تهدید كردند، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ رو به آنها كرد و فرمود: این چه كاری است می كنید؟ عرض كردند یك یهودی شما را بازداشت كند؟ فرمود: «لَمْ یَبْعَثَنی رَبِّی عَزَّوَجَلَّ بِأَن اَظْلَم مُعاهِداً وَ لا غَیْرُهُ» خداوند مرا مبعوث نكرده تا به كسانی كه معاهده مذهبی با من دارند یا غیر آنها ستم روا دارم. صبحگاه روز بعد تا بر آمدن آفتاب نشست. در این هنگام یهودی گفت:« اَشهد ان لا إله الاّ الله و أشهد اَنّ محمداً رسوله» نیمی از اموال خود را در راه خدا دادم. بعد گفت ای رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ به خدا سوگند این كاری كه نسبت به شما كردم نه از نظر جسارت بود خواستم ببینم اوصاف شما مطابقت می كند با آنچه را كه در تورات به ما وعده داده اند زیرا در آنجا خوانده ام كه: «مُحَمّدِ بْنِ عَبْدُالله مْولِدِ مَكَّه وَ مُهاجِرِه بِطیِّبَهٍ، وَ لَیْسَ بِفَظٍّ وَلا غَلیظٍ وَلا سَخّابٍ، وَلا مُتزّیَن بِالْفُحشِ وَ لا قَولِ الخِناءِ». محمد بن عبدالله در مكه متولد می شود و به مدینه هجرت می كند درشتخوان و بداخلاق نیست. با صدای بلند سخن نمی گوید ناسزاگو و بد زبان نمی باشد اینك گواهی می دهم به یگانگی خدا و پیامبری شما، تمام ثروت من در اختیارتان هر چه خداوند دستور داده درباره آن عمل كنید در پایان داستان، مولا امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ می فرماید مرد یهودی ثروت زیادی داشت، اما پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ شبها در زیر عبای خود می خوابید و بالشی از پوست داشت كه داخل آن لیف خرما بود. یك شب روكش آن جناب را دو برابر كردند. صبحگاه فرمود: رختخواب شب گذاشته ام مرا از نماز (نافله) بازداشت دستور داد همان یك عبا را بیندازید.[10] باز هم شمه ای از خلق و خوی آن حضرت: شیر گوسفندان را خود می دوشید، چون خادمش در آسیاب كردن خسته می شد به او كمك می كرد، آب وضوی شبش را خودش تهیه می كرد، در پیاده روی كسی بر او سبقت نداشت، موقع نشستن تكیه نمی كرد، در كارها به اهل خانه كمك می نمود و با دست خود گوشت خرد می كرد، چون برسر سفره غذا حاضر می شد مانند بندگان می نشست و هرگز در اثر پرخوردن آروغ نزد. هدیه را می پذیرفت ولو جرعه ای از شیر باشد، ولی غذائی كه بعنوان صدقه بود از آن میل نمی كرد. به چهره هیچكس خیره نمی شد، خشمش برای خدا بود و هرگز برای خویشتن غضب نمی كرد، گاهی از شدت گرسنگی بر شكم سنگ می بست. دو لباس با هم به تن نمی كرد، بیشتر لباسهای آنحضرت سفید بود، روی شبكلاه عمامه می پوشید، یك لباس مخصوص روز جمعه داشت، عبائی داشت كه چون می خواست در جائی بنشیند آن را دو تا كرده و بزیر حضرت می انداختند، انگشتری نقره در انگشت كوچك دست راستش می كرد. گاهی بدون پوشیدن عبا و عمامه وبدون كفش پیاده راه می رفت، تشییع جنازه می كرد و در دورترین نقاط شهر از بیماران عیادت می فرمود. با فقراء می نشست و با آنان هم غذا می شد و با دست خود به آنان غذا می داد و به كسانی كه در اخلاق با فضیلت بودند احترام می گذاشت و با اشخاص ابرومند الفت می گرفت و به آنان نیكی می كرد به احدی از مردم جفا نمی كرد. پوزش عذرخواهان را می پذیرفت. در غیر اوقاتی كه قرآن بر او نازل می شد، و یا موعظه می كرد، از مردم تبسمش بیشتر بود و گاهی كه خنده می كرد بدون قهقهه بود. هرگز به كسی فحش نداد، و هیچوقت زن یا خادمی را لعن نكرد، هرگاه در حضور آن حضرت كسی ملامت می شد می فرمود به او كاری نداشته باشید. در مقابل بدی دیگران بدی نمی كرد، بلكه گناه آنان را ندیده می گرفت و از آنان می گذشت هر كسی می رسید ابتدا، به او سلام می كرد و بعد با او مصافحه می نمود. رسول خدا نمی نشست و بلند نمی شد مگر بیاد خدا و چنانكه مشغول نماز بود و كسی در كنارش می نشست نماز خود را تخفیف می داد و تمام می كرد و بسوی او بر می گشت و می فرمود: آیا حاجتی داری؟ نشستن رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ اكثر اوقات چنین بود، ساقهای پا را بلند می كرد و دو دست خود را از جلو بر آن حلقه می زد و در موقع ورود به یك مجلس در نزدیك ترین جائی كه خالی بود می نشست و بیشتر اوقات رو به قبله می نشست. هر كس بر وی داخل می شد از او احترام می كرد چنانكه گاهی لباس خود را زیر او پهن می كرد و یا او را بر تشك خود می نشانید. حال رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ در رضا و غضب یكسان بود و جز حق بر زبان چیزی نمی راند.[11] از فال بد زدن بدش می آمد و دوست داشت همیشه از خوبیها گفتگو شود. اگر كسی پیش آن حضرت سخن دروغی می گفت. آنجناب لبخندی می زد و می فرمود: سخنی است كه وی می گوید. هنگامی كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ صحبت می كرد و یا از چیزی سؤال می شد سه مرتبه تكرار می فرمود تا اینكه حرف طرف كاملاً روشن شود و دیگران نیز متوجه فرمایش حضرتش گردند.[12] وقتی یكی از مسلمانان به آنحضرت سلام می كرد و می گفت سلام علیك در جوابش می فرمود: و علیك السلام و رحمهالله و چون می گفت السّلام عَلیكَ و رحمهُ اللهِ می فرمود: و علیكَ السَّلام و رَحمَهُ اللهِ وَ بركاتُه و به این كیفیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) در پاسخ سلام خود اضافه می نمود.[13] همینكه به مردی نگاه می كرد و از وی خوشش می آمد، می فرمود: آیا شغلی دارد؟ اگر می گفتند، بیكار است می فرمود: از چشم من ساقط شد. عرض می شد، یا رسول الله برای چه از چشم شما افتاد می فرمود: زیرا مؤمن وقتی بیكار بود دین خود را اسباب معشیت قرار می دهد![14] رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ موی خود را شانه می زد و اغلب با آب صاف می كرد و می فرمود: آب برای خوشبو كردن مؤمن كافی است. می فرمود: زدن موی شارب بطوری كه لب آشكار شود از سنت است. مجوس ریش خود را تراشیده و سبیل را رها كرده زیاد می كنند و ما سبیل خود را می زنیم و محاسن خویش را می گذاریم. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمود: رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ ظرف مخصوص عطر داشتند، پس از هر وضو بلافاصله آن را بدست گرفته خود را معطر و خوشبو می ساخت، در نتیجه چون از خانه بیرون می آمد بوی عطر در محل عبور آن بزرگوار منتشر می شد.[15] اگر عطری برای آن حضرت تعارف می آوردند خود را به آن معطر می ساخت و می فرمود: بویش پاكیزه و حمل كردنش آسان است و بیش از آن مقداری كه برای خوراك خرج می كرد، به عطر پول می داد.[16] شفقنا [1] . قلم - 4 [2] . سنن النبی(صلی الله علیه و آله) 48-41 [3] سنن النبی(صلی الله علیه و آله) 48-41 [4] سنن النبی(صلی الله علیه و آله) 48-41 [5] سنن النبی(صلی الله علیه و آله) 48-41 [6] .بحار، ج16 ص267. [7] . بحار، ج16 ص264. [8] . وقایع الایام، ج3 ص 25. [9] . سفینه البحارج1 ص 416. [10] . بحار ج 16 ص 16 [11] . مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 145. [12] . مكارم الاخلاق ج1 ص 19. [13] . مستدرك الوسائل ج2 ص 70. [14] مستدرك ج2 ص 415. [15] . كافی ج6 ص515. [16] . كافی ج6 ص515. سيد كاظم ارفع - سيره عملي اهل بيت(علیه السلام)، ج1، ص19 صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام چرا سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حجت است؟ خداوند متعال در قرآن کریم در آیات مختلف بارها از خاتم پیامبران سخن به میان میآورد و درباره سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید: آنچه که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای شما آورده، بگیرید و آنچه را که از آن نهی کرده از آن خودداری کنید. به گزارش مشرق، بارها شنیدهایم که سیره و منش پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای یک انسان مسلمان حجت است و میتواند به آن تأسی کند، منظور از «سیره پیامبر» تمام اعمال، حرکات، سکنات، گفتهها و اوصاف نفسانی ایشان است که چون از طریق وحی انجام میگیرد، از این رو سنت و سیره آن حضرت حجت است، در نتیجه اطاعت از سنت و سیره اطاعت از خداوند است. خداوند متعال نیز در قرآن کریم میفرماید: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ»(1)، کسی که از پیامبر اطاعت کند، همانا اطاعت خداوند را کرده است، پس بنابراین این دو از هم جدا نخواهند بود، زیرا تمام آنچه را میگوید و انجام میدهد از ناحیه خداوند است و هرگز از روی هوی و هوس نیست، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»(2)، هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید، آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است، «إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحى»(3)، تنها از آنچه به من وحی میشود پیروی میکنم. و چون پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای همگان اسوه حسنه است، «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»(4)، پس باید آنچه که رسول خدا برای مردم آورده بگیرند و اجرا کنند و آنچه که از او نهی کرده از آن خودداری کنند. «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(5)، آنچه که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای شما آورده بگیرید و آنچه را که از آن نهی کرده از آن خودداری کنید، این آیه سند روشنی برای حجت بودن سنت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.(6) *سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در قرآن در مورد سیره پیامبر در قرآن بحث گستردهای است، ولی به طور اختصار به بعضی از آنها اشاره میکنیم. -دلسوزی نسبت به امت پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن قدر به مردم دلسوز بود و در صدد هدایت آنها بود که قرآن آن را این گونه بیان میفرماید: «فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً»، (7)شاید جان خود را به دنبال آنان، آن گاه که به رسالت تو ایمان نیاوردند از دست بدهی. این نشان از سعی و تلاش پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسلام در هدایت امت دارد تا جایی که خود را در پرتگاه هلاکت و نابودی قرار میدهد تا مردم را هدایت کند. خداوند در جایی دیگر میفرماید: «وَلا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلا تَکُنْ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ»،(8) بر گستاخی کافران غم مخور، از مکر و حیله آنان بر خود فشار مده. -تطهیر امت اسلامی یکی از کارهای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این است که مطهر امت اسلامی است، چون خود پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پاک و مطهر است، لذا امت خویش را پاک میکند: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»(9)، از اموال آنها صدقهای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزهشان سازی برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامش است. زکات در این آیه به عنوان نمونه است بلکه تمام دستورات اسلامی پاک کننده است و کسی که دستورات اسلام را انجام بدهد به طهارت میرسد، در آیه فوق به پیامبر خطاب میکند و این جمله «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ» وصف صدقه نیست، زیرا ضمیر «ها» به صدقه بر میگردد، پس ضمیر «هم» در تطهیرهم و تزکیهم به صدقه بر نمیگردد، با این توصیف معنای آیه این میشود که ای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)!با گرفتن صدقه از اموال مردم، خود مردم را تطهیر و تزکیه میکنی.(10) -رأفت و رحمت پیامبر نسبت به امت رحمت و رأفت از صفات خداوند است، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مظهر این صفات الهی است وقتی که پیامبر از مردم زکات میگیرد، خداوند به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید: «وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»، (11)ای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای آنها دعا کن، زیرا تو برای آنها آرامشی. به همین جهت خود پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید: «حیوتی خیرة لکم ولی نی خیر لکم»، (12) زندگی من برای شما خیر است مرگ من هم برای شما خیر است. -صبر و پایداری خداوند مسئولیت سنگینی بر عهده پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داد و فرمود: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً»،(13) ما گفتار سنگینی را به تو وحی میکنیم، این گفتار سنگین همان رسالت جهانی اوست، انجام این رسالت جز با پایداری و صبر ممکن نیست، لذا خداوند در آیات متعددی پیامبر را دعوت به صبر میکند: «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»،(14) برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش. «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ»،(15) بنابراین همان گونه که فرمان یافتهای استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمدهاند، پس از این استفاده میشود این سیره پیامبر که همان صبر و استقامت است، وظیفه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به تنهایی نیست، بلکه تمام کسانی که از شرک به سوی ایمان باز گشتهاند باید استقامت کنند. -خلق عظیم «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»،(16) تو بر خلقی بزرگ هستی، یکی از ویژگیهای برجسته پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در قرآن به عنوان خلق عظیم است، «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»،(17) در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آنها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند. قرآن در جایی دیگر رمز نفوذ در مردم و قیام به وظایف رهبری را این گونه بیان میفرماید: «وَلا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»،(18) هرگز بدی و نیکی یکسان نیست، بدی را با نیکی دفع کن تا دشمنان سرسخت مانند دوستان گرم و صمیمی شوند. -گذشت و عفو یکی از خصایص رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گذشت و عفو بود، هر چه انسانیت انسان قویتر شود، گذشت او بیشتر خواهد شد و چون پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رحمة للعالمین است و از طرفی هم خدا میدانست که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اهل چنین خصلتی است، لذا او را امر به عفو و گذشت کرد و فرمود: «فاعف عنهم»، پس از آنها در گذر، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن قدر اهل گذشت بود که حتی از وحشی که قاتل عمویش حمزه بود گذشت کرد، زیرا وقتی که وحشی مسلمان شد، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از او سؤال کرد: تو وحشی هستی؟ گفت: بله، فرمود: عمویم حمزه را چگونه کشتی؟ او جریان را برای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گریه کرد و او را بخشید. -مشورت کردن مشورت کردن با مردم یک نوع احترام به رأی آنها است، اگر شخصی با کسی مشورت کند، در حقیقت با این کارش به او میفهماند که تو دارای معرفت و عقل و درایت هستی که من با تو مشورت میکنم و اگر انسانی همچون پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنین کاری را انجام دهد، باعث افتخار آن طرف میشود، لذا خداوند به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید: با مردم مشورت کن، «وَشاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»، به این گونه بود که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جنگ بدر با اصحابش مشورت کرد. -عبادت وقتی که آیه «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً»، ای جامه به خود پیچیده، شب را جز کمی به پا خیز، بر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل تمام شب را به عبادت میپرداخت تا این که پاهایش متورم شد، لذا خداوند فرمود: «مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت افتی و همچنین خداوند به پیامبرش فرمود: «فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»، آنچه که برای شما میسر است، قرآن بخوانید، معلوم میشود که خداوند به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور میدهد که به خودش آسان بگیرد. با اینکه نماز شب که برای دیگران مستحب است، اما بر پیامبر واجب است، «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ»، مقداری از شب را برخیز و نماز بخوان که آن خاص تو است. *پینوشتها: 1- سوره نساء، آیه 218. 2-سوره نجم، آیه 2 و 3. 3-سوره انعام، آیه 50. 4-سوره احزاب، آیه 21. 5-سوره حشر، آیه 7. 6-تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، (قم، دارالکتب الاسلامیه، چاپ 12، 1374)، جلد 23، صفحه 507. 7-سوره کهف، آیه 6. 8-سوره نمل، آیه 70. 9-سوره توبه، آیه 103. 10- تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، (بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ 2، 1391 هـ)، جلد 9، صفحه 377. 11- سوره توبه، آیه 103. 12-ناسخ التواریخ (زندگانی پیامبر)، محمد تقی سپهر، (تهران، انتشارات اساطیر، چ 1، 1381)، جلد 4، صفحه 1813. 13-سوره مزمل، آیه 5 14-سوره مدثر، آیه 7. 15-سوره هود، آیه 112 16-سوره قلم، آیه 40. 17-سوره آلعمران، آیه 159. 18-سوره فصلت، آیه 34 ـ35 *منبع: فارس صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام امام صادق(علیه السلام) فرمودند: من خوش ندارم کسي بميرد در حالي که هنوز برخي از آداب پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به جا نياورده است. به گزارش مشرق، امروز بیست و هشتم صفر مصادف است با رحلت جانسوز پیامبر گرامی اسلام،به همین مناسبت گوشه ای از خصلت های بیشمار و والای این اسوه اخلاق را که هر کدام از آنها می تواند سرمشق زندگی ما باشد در زیر آورده ایم:1-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت. -2در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید. 3-نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود. 4-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و ... کسی در سلام بر ایشان سبقت نگرفت. 5-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست ایشان بیرون نمی کشید. 6-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است. 7-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه ی چشم نظر نمی کرد. 8-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد. 9-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو. 10-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود. 11-هرگاه با کسی هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد. 12-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمیگشت و رو به او می نشست. 13-با هرکه می نشست تا او اراده ی برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست. 14-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا. 15-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن. 16-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد. 17-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد. 18-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود. 19-اگر در محضر ایشان چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت. 20-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد. 21-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد. 22-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد. 23-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید. 24-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود. 25-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟» 26-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد. 27-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت. 28-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک جرعه شیر بود. 29-بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد. 30-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد. 31-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد. 32-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند. 33-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد. 34-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد. 35-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند. 36-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد. 37-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد. 38-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود. 39-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت. 40-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد. 41-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود. 42-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد. 43-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد. 44-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود. 45-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است 46-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد. 47-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود. 48-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی داد. 49-اگر در حال نماز بود و کسی پیش ایشان می امد نمازش را کوتاه می کرد. 50-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد. 51-عزیزترین افراد نزد ایشان کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید. 52-احدی از محضر ایشان نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.» 53-هرگاه کسی از ایشان حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد. 54-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد. 55-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود. 56-غریبان را خیلی مراعات می نمود. 57-با نیکی به شروران دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد. 58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت . 59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد. 60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد . 61-مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد. 62-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت. 63-بردباریش همواره بر خشمش سبقت می گرفت. 64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد. 65-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی ایشان را نمی شناخت 66-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود. 67-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود. 68-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت. 69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد . 70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت. 71-بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد. 72-بر روی زمین می خوابید. 73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد. 74-با دست خودش شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست. 75-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد. 76-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد. 77-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود. 78-چون جامه ی نو می پوشید جامه ی قبلی خود را به فقیری می بخشید. 79-جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود. 80-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد. 81-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست. 82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود. 83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد. 84-نور چشم ایشان در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در نماز می یافت. 85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت. 86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد. 87-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد. 88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت. 89-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود. 90-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود. 91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه دیرتر دست می کشید. 92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد. 93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد. 94-در غذا هرگز آروغ نزد. 95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد. 96-بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می کشید. 97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله. 98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود. 99-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست. 100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد. صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله |
|||
|
|
۲۱:۲۵, ۲۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ای امت رسول، قیامت بپا کنید لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید در ماتم پیمبر و تنهایی علی باید برای حضرت زهرا دعا کنید . . .
|
|||
|
|
۲۱:۲۶, ۲۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام گوشه ای از خصائل والای پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تصاویر/ قبرستان بقیع در گذر تاریخ ![]() ![]() صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله |
|||
|
|
۱۷:۵۹, ۱۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۱ ۱۰:۱۹ توسط سلامت.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
با سلام
وخسته نباشید بسیار عالی بود فقط خواستم مطلبی را یادآورشوم در عنوان مطلب تان نوشته اید( مثلا امشب شب عزاداری اول شخص امکان عالم هستا!!!!!!!!!!!!!!!!) به نظر میرسد درستش این باشد(مثلا امشب شب عزاداری اول شخص عالم امکان هستا !!!!!!!!!!!!!!!!) با تشکر |
|||
|
|
۱:۵۲, ۱۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی : یا محمد لولاک لما خلقت الافلاک ای محمد اگر تو نبودی هیچ موجودی نمی افریدم ![]() سلام و درود بر همه کاربران بزرگوار ! که از برای سر سخت ترین روز عالم هستی به سوگ و ماتم نشسته اند . این روزها امتی داغ پدر میبیند که ملکوت اسمان و زمین در سوگش نشسته اند .... سلام بر رسول خدا ... سلام بر ان پاک مردی که سرور کائنات است .... سلام بر ان یگانه مخلوقی که هیچ موجودی از ازل تا ابد به شرافتش نرسد و درک مقام عظمت او را نکند .... سلام بر یگانه عبور کننده از حجاب های نور ... سلام بر ان کسی که حجت بر همه عوالم هستی است ... سلام بر یگانه حبیب خدای جهان افرین ... سلام بر ان کسی که عرش خدا و حریم کبریا منزل اوست ... سلام بر یگانه مردی که همه پیامبران الهی شاگرد مکتب توحید اویند ... سلام بر یگانه مردی که به نگاهش عالمی دگرگون شود ... سلام بر یگانه مردی که ملائکه اسمان و زمین به گرد گوهر مطهرش در طواف اند .... سلام بر ان مرد یگانه که خداوند یکتا و ملائکه بر او صلوات می فرستند .... سلام بر محمد مصطفی سرور کائنات عالم و خاتم پیامبران و حبیب اله جهان افرین قال رسول الله صلی الله علیه و اله و السلم = انا سيد ولد آدم يوم القيامه و لا فخرء و بيدي لواء الحمد و لا فخر و ماَمن نبي يومئذ ، آدم فمن سواء الا تحت لوائي و انا اول شافع و اول مشفع و لا فخر ( عوالی اللائی ) من بي آنکه تفاخر کنم ، در روز قيامت سرور فرزندان آدم هستم و مقام سپاسگزاري در دست من است و در آن روز پيغمبري نيست ، از آدم گرفته تا ديگران ، که زير سايه رحمت من نباشد . من نخستين شفاعتگر و نخستين کسي هستم که شفاعتش مورد قبول واقع مي شود علی علیه السلام فرمود : ما بَرأ اللّهُ نَسَمَةً خَیْراً مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله[sup] [/sup]و انا عبدی من عبید محمد = خداوند مخلوقی برتر از محمد صلی الله علیه و آله نیافریده است و من بنده ای از بندگان کوچک محمد هستم ( اصول کافی جلد یک باب الکون و المکان ) ![]() احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندرین یک میم غرق است یقیناً میم احمد میم مستی است که سرمست از جمالش چشم هستی است ز احمد هر دو عالم آبرو یافت دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت اگر احمد نبود آدم کجا بود خدا را آیه ای محکم کجا بود چه می پرسند کاین احمد کدام است که ذکرش لذّت شرب مدام است همان احمد که آوازش بهار است دلیل خلقت لیل و نهار است همان احمد که فرزند خلیل است قیام بت شکن ها را دلیل است همان احمد که ستّارالعیوب است دلیل راه و علّام الغیوب است همان احمد که جامش جام وحی است به دستش ذوالفقار امر و نهی است همان احمد که ختم الانبیا شد جناب کنت و کنزاً مخفیا شد همان اول که اینجا آخر آمد همان باطن که بر ما ظاهر آمد همان احمد که سرمستان سرمد بخوانندش ابوالقاسم محمــــــد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) محمد میم و حاء و میم و دال است تدارک بخش عدل و اعتدال است محمد رحمة للعالمین است کرامت بخش صد روح الامین است سالروز رحلت منجی عالم بشریت از افق تاریکی . سرور فرزندان بشر حبیب خداوند جهان افرین رحمه للعالمین حضرت ابا القاسم محمد مصطفی بر همه عاشقان درگاه الهی و بر جهان اسلام و بشریت تسلیت باد و سالروز شهادت سبط الاکبر النبی ابا محمد حسن بن علی علیهما السلام و امام الرئوف اباالحسن علی بن موسی الرضا علیه الاف التحیه و الثنا بر عموم جهان تشیع تسلیت و تعزیت باد
|
|||
|
|
۲:۳۸, ۱۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
آخر «ماه صفر»، اول ماتم شده است [b]آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال! خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده استآخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی» آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود» لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده استمیهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت میزبان غم او «عیسی مریم» شده است از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول زهر در ساغر انگور فراهم شده است راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا» کمر چرخ به تعظیم شما خم شده استپایتخت دل صاحب نظران است اینجا «مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است گرچه بسیار خطا دیده ای از ما، اما سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟ گرچه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس! باز پیوند من و عشق تو محکم شده استتاکسی بنده ی سلطان خراسان نشود غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| امشب با الله اکبر هایمان ..... | yektasepas | 14 | 4,566 |
۲۲/بهمن/۹۶ ۰:۱۳ آخرین ارسال: فنا |
|





امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمود: كه مردی یهودی از رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ چند دینار طلبكار بود، روزی تقاضای پرداخت طلب خود را نمود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمود: فعلاً ندارم. گفت از شما جدا نمی شوم تا بپردازید. فرمود من هم در اینجا با تو می نشینم. به اندازه ای نشست كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و نماز صبح روز بعد را همانجا خواند، اصحاب، یهودی را تهدید كردند، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ رو به آنها كرد و فرمود: این چه كاری است می كنید؟ عرض كردند یك یهودی شما را بازداشت كند؟ فرمود:
به گزارش مشرق، امروز بیست و هشتم صفر مصادف است با رحلت جانسوز پیامبر گرامی اسلام،به همین مناسبت گوشه ای از خصلت های بیشمار و والای این اسوه اخلاق را که هر کدام از آنها می تواند سرمشق زندگی ما باشد در زیر آورده ایم:



![[تصویر: resized_259133_834.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news_albums/185057/1406/resized/resized_259133_834.jpg)
![[تصویر: resized_259123_635.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news_albums/185057/1406/resized/resized_259123_635.jpg)


![[تصویر: 2012-10-08_12.47.54_18082005(003).jpg]](http://daneshjoo.epage.ir/images/daneshjoo/gallery/83a00b5a9f00582ae12ce72612ea28de/FullPic/2012-10-08_12.47.54_18082005(003).jpg)
![[تصویر: 4mohammed-prophet.jpg]](http://m.ruvr.ru/data/2012/12/19/1279887869/4mohammed-prophet.jpg)