کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقش معاويه در قتل سيّدالشهداء (عليه السلام)
۱۴:۰۲, ۲۴/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۱ ۱۴:۰۳ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام

آجرك الله يا بقيه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف)في مصيبتك جدك

دوستان جهت مطالعه به لينك زير مراجعه فرماييد .

http://www.eteghadat.com/forum/topic-t4230.html

موفق باشيد
يا اميرالمومنين عليه السلام روحي فداك




نقش معاويه در شهادت سيّدالشهداء عليه السلام


ولايت و جانشينى يزيد


نقش معاويه در شهادت سيدالشهداء سلام اللّه عليه از دو جهت بررسى مى شود:

جهت اوّل: اثبات ولايت يزيد و جانشينى او براى معاويه;

بدون شك ولايت و جانشينى يزيد توسط خود معاويه صورت گرفته است. بنا بر اين، از جهت شرعى، عرفى و قانونى همه كردارها

و اعمال يزيد را به راحتى مى توان به معاويه نسبت داد.

اين مطلب، همان حقيقتى است كه ما از سخنان آن گروه متعصّب استفاده میکنيم;

گروهى كه سعى داشتند معاويه را از گزند طعن و لعن دور نگه دارند تا به غير او از صحابه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله

كه معاويه را بر سر كار آوردند، سرايت نكند.


جهت دوم: با استنباط از مسائل تاريخى و تحقيق و جست و جوى دقيق در همه امورى كه به نوعى با اين موضوع در ارتباط است،

روشن شد كه نقشه قتل و شهادت حضرت سيدالشهداء عليه السلام در عراق توسّط خود معاويه بوده است.

او تمام مقدّمات و برنامه اين جنايت تاريخى را فراهم و طرح ريزى كرده و يزيد آن برنامه و طرح را به اجرا گذاشته است.

البته در بخش ديگر به گونه مفصل، به نقش يزيد در حادثه عاشورا خواهيم پرداخت.

با روى كرد به اين مقدمه به دست مى آيد كه مسئله جانشينى يزيد و اثبات ولايت عهدى او از كارهاى بسيار مشكلى بوده كه معاويه

با زحمت و سياست فراوانى موفّق به انجام آن شده; چرا كه در مقابل اين برنامه، موانعى وجود داشته است.

مانع اوّل: بزرگانى در آن زمان بوده اند كه با وجود آنان، معاويه به خودش جرأت نمى داده كه اين فكر را اظهار كند

تا چه رسد به اين كه عملى سازد;


مانع دوم: در آن زمان افرادى خود را براى رسيدن به خلافت آماده كرده بودند و ادّعاى رياست داشتند.

خيلى روشن است كه اين دسته نيز با طرح ولى عهدى يزيد مخالفت مى كرده اند.

معاويه براى رسيدن به هدف شوم خود و برداشتن موانع چند راه را در پيش گرفت. وى برخى را با مسموم كردن از ميان برداشت،

عده ديگرى را با پول خريد و بعضى را با تبعيد كردن از مقابل خود كنار زد تا راه جانشينى فرزندش هموار شود.

براى نمونه مواردى را بررسى مى كنيم:


1 . امام حسن مجتبى(علیه السلام) ... مانع بزرگى براى جانشينى يزيد

علماى اهل سنّت مى نويسند: معاويه در همان زمان حيات امام حسن مجتبى عليه السلام، به فكر جانشينى يزيد افتاد.1

وجود امام حسن مجتبى عليه السلام از دو جهت براى عملى شدن طرح معاويه، مانع بزرگى بود:

جهت اوّل: شخصيت اجتماعى و موقعيت آن حضرت و برادرشان سيّدالشهداء عليه السلام در مدينه كه از جايگاه بلندى برخوردار بودند;

جهت دوم: قرارداد ميان امام مجتبى عليه السلام و معاويه كه بنا بر بندهاى آن، معاويه بعد از خودش كسى را به جانشينى نبايد مى گمارد

و بعد از او، خلافت به امام مجتبى عليه السلام و اگر آن حضرت در دار دنيا نبودند، به امام حسين عليه السلاممى رسيد.

اين مطلب پذيرفته بوده و عالمان بزرگ اهل سنّت در كتاب هاى خود نوشته اند و دانشمندان ما نيز به اين بند از قرارداد تصريح كرده اند.

ابن حجر عسقلانى با سندى محكم و قوى اين مطلب را روايت مى كند و مى گويد: امام حسن عليه السلام فرمود:
همانا كه من با معاويه شرط كردم كه خلافت بعد از او به من برگردد.
آن حضرت در حضور معاويه فرمودند كه من از معاويه قول گرفته ام و قرار گذاشته ايم كه خلافت بعد از او به من برگردد.

ابن حجر عسقلانى با سند خود در جاى ديگر روايت مى كند:
لمّا قتل عليٌ صار حسن بن علي عليهما السلام في أهل العراق ومعاوية في أهل الشام...;
زمانى كه على عليه السلام به شهادت رسيد، بزرگ اهل عراق امام مجتبى عليه السلام بودند و بزرگ مردم شام معاويه بود.

امام مجتبى عليه السلام به همراه لشكرى از كوفه به قصد جنگ با معاويه حركت كردند. معاويه نيز به همراهى اهل شام به ميدان جنگ رهسپار شد. بعد از رويارويى دو لشكر و آن وقايع ... ، كار به صلح كشيد و صلح نامه اى در آن ميان به امضاى دو طرف رسيد كه يكى از مفادش اين بود:
على أن يجعل العهد للحسن من بعده;2
بعد از معاويه كسى جز حسن خليفه نباشد.

يزيد هيچ گاه به دليل موقعيّت و شخصيت بالاى اجتماعى امام حسن عليه السلام به آن مرتبه نبوده;

هم چنين بنا بر عهدنامه معاويه و آن حضرت، طرح جانشينى يزيد عملى نبود.

حافظ ابن عبدالبر قُرطبى مى گويد:
لا خلاف بين العلماء، أنّ الحسن إنّما سلَّم الخلافة لمعاوية حياته لا غير، ثمّ تكون له من بعده، وعلى ذلك إنعقد بينهما ما انعقد في ذلك;3
علما اتفاق دارند بر اين كه امام حسن مجتبى عليه السلام حكومت را فقط به معاويه واگذار كرده و اين كه بعد از او دوباره به خودش برگردد و طبق اين پيمان و قرارداد فيمابينشان منعقد شد.

دقّت كنيد! قرار بر اين بوده كه معاويه كسى را براى پس از خودش منصوب نكند و خلافت به امام مجتبى عليه السلام برگردد.

با توجّه به اين مطالب، معاويه چه چاره اى داشته تا بتواند فرزندش يزيد را جانشين خود كند؟

هيچ راهى مگر اين كه امام مجتبى عليه السلام را از پيش رو بردارد و آن حضرت را شهيد كند.

احنف بن قيس، از برجسته ترين شخصيت هاى زمان معاويه است. وى در چنين وضعيتى به معاويه مى گويد:

... إنّ أهل الحجاز وأهل العراق لا يرضون بهذا ولا يبايعون ليزيد ما كان الحسن حيّاً;4
تا زمانى كه حسن بن على زنده است، مردم حجاز و عراق به جانشينى يزيدرضايت نخواهند داد و تن به بيعت با او نمى دهند.

نه فقط اهل عراق، بلكه اهل شام را نيز با وجود حسن بن على عليهما السلام نمى توانست به بيعت با يزيد راضى كند; چرا كه آنان يزيد را مى شناختند.

معاويه هيچ راهى در مقابل خود نمى ديد، مگر اين كه آن حضرت را با زهر جعده مسموم كند. زمخشرى مى گويد:

جعل معاوية لجعدة بنت أشعث إمرأة الحسن مائة ألف حتّى سمته;5
معاويه صد هزار درهم براى جعده همسر حسن بن على قرار داد براى اين كه او را مسموم كند.

مسعودى نيز در اين باره مى افزايد:

إنّ امرأته جعدة بنت الأشعث بن قيس الكندي سقته السمّ وقد كان معاوية دسَّ إليها إنّك إن احتلت في قتل الحسن وجَّهْت إليك بمائة ألف درهم وزوّجتك من يزيد...;6

همسر امام مجتبى عليه السلام جعده، دختر اشعث بن قيس بود. جعده آن حضرت را مسموم نمود و اين كار با نيرنگ معاويه صورت گرفت.
او به جعده وعده داد كه اگر اين كار را انجام دهد صد هزار درهم به علاوه همسرى با يزيد، مزد و اجرت اين عمل خواهد بود.
آن گاه كه جعده اين كار را عملى ساخت و امام مجتبى عليه السلام را مسموم كرد، معاويه صد هزار درهم را براى او فرستاد،
ولى درباره همسرى با يزيد به او گفت: مى ترسم كارى كه با حسن كردى، با فرزندم يزيد انجام دهى.

داستان شهادت امام مجتبى عليه السلام با سمّى كه معاويه آماده كرده بود، از قضايايى است كه علماى اهل سنّت به صورت متواتر نقل كرده اند.

هر چند تعصّب و عناد باعث مى شود كه ابن خلدون بگويد:
هرگز معاويه اين جنايت را به واسطه همسر امام حسن عليه السلام يعنى جعده بنت اشعث انجام نداده است. معاويه چنين نمى كند(!)
اين حرف ها از داستان هايى است كه شيعيان ساخته اند.7

آرى، جاى هيچ شك و شبهه اى نيست كه قاتل امام مجتبى عليه السلام خود معاويه بوده است

و تاريخ نگاران اهل سنّت اضافه مى افزايند: وقتى خبر شهادت آن حضرت به معاويه رسيد:

أظهر فرحاً وسروراً حتّى سجد وسجد من كان معه;8

معاويه چنان از اين خبر شاد شد و خوش حالى كرد كه به سجده افتاد و اطرافيان او نيز به سجده افتادند(!)

پس با اين طرح و نقشه معاويه، نخستين و بزرگ ترين مانع در اجراى طرح جانشينى يزيد از ميان برداشته شد.



1 . الامامة والسياسه: 1 / 191 ـ 194.
2 . فتح البارى: 13 / 55، ور.ك: سير اعلام النبلاء: 3 / 264، تاريخ مدينة دمشق: 13 / 261، الاستيعاب: 1 / 386، تهذيب التهذيب: 2 / 259، البداية والنهايه: 8 / 41، الاصابة فى معرفة الصحابه: 2 / 12، تاريخ الخلفاء: 194 و... .
3 . الاستيعاب: 1 / 387.
4 . الامامة والسياسه: 1 / 191.
5 . ربيع الابرار: 4 / 208، باب 81 .
6 . مروج الذهب: 1 / 713 و 714.
7 . تاريخ ابن خلدون: 4 / 1139.
8 . الامامة والسياسه: 1 / 196.




2. سعد بن ابى وقّاص; مانع ديگر

سعد بن ابى وقاص يكى ديگر از موانع بود. او گرچه با امير مؤمنان على عليه السلام رابطه خوبى نداشت،

با اين حال براى شخص معاويه نيز احترامى قائل نبود، تا چه رسد به يزيد.

به عبارت ديگر، بى اعتنايى سعد به معاويه به دليل علاقه مندى سعد به امير مؤمنان على عليه السلام نبوده است و رفتار سعد درباره معاويه «حبّاً لعلي» عليه السلام نبوده،

بلكه «بغضاً لمعاوية» بوده است.

اهل سنّت سعد بن ابى وقاص را از «عشره مبشّره»1 مى دانند.

هم چنين او از شش نفرى است كه عمر بن خطاب بعد از خود براى شوراى تعيين كننده خليفه، معرفى نموده بود و سعد در آن جلسه از امير مؤمنان على عليه السلام هوادارى نكرده است.

با اين حال، وقتى معاويه وارد مدينه شد و شخصيت هاى آن زمان به ديدن او رفتند، سعد نيز به ملاقات معاويه رفت.

معاويه به احترام سعد برخاست و او را در كنار خود نشاند و مشغول گفت و گو شدند تا جايى كه معاويه به او گفت: تو چرا ابوتراب (على بن ابى طالب عليه السلام) را لعن نمى كنى؟

سعد در پاسخ معاويه گفت: من از پيامبر درباره على بن ابى طالب عليه السلام فضايلى شنيده ام كه تا آن ها در ذهن من است، هرگز چنين نمى كنم(!)

معاويه از پاسخ سعد بن ابى وقاص عصبانى شد و مجلس را با ناراحتى ترك كرد.2

معاويه با وجود چنين شخصى نمى توانست به آسانى برنامه خود را عملى كند.

پس به ناچار سعد بن ابى وقّاص را از ميان راه خود برداشت و همان طور كه امام حسن عليه السلام را مسموم كرد، او را نيز به وسيله سم به قتل رسانيد.3





1 . منظور از «عشره مبشّره»، ده نفرى هستند كه اهل سنّت از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله روايتى را مبنى بر بهشتى بودن اين افراد نقل مى كنند. البته جعلى بودن اين حديث در جاى خود به اثبات رسيده است.
2 . صحيح مسلم، باب فضايل و مناقب امير مؤمنان على عليه السلام.
3 . مقاتل الطالبيين: 80 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 16 / 49.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، mahdy30na
۱۴:۱۲, ۲۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
هر حاکم جوری اگر می بود ، چه معاویه و چه یزید ، مطمئنا آقا اباعبدالله علیه السلام رو به شهادت می رسوندند ، چنانکه این ماجرا تقریبا برای تمام ائمه علیهم السلام اتفاق افتاده ، علت عدم قتل ایشان به وسیله معاویه علیه اللعنة هم مطمئنا تنها مرگ اون ملعون بوده ، و الا هر طور شده این شیطان زمینه سازی رو می کرد و خود وارد عمل می شد ، منتها با خباثت بیشتری این کار رو می کرد ،و خداوند متعال نمی خواست خون ایشان هم همانند برادر بزگوارشان در خفا و به دور از دیگیری ریخته بشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سه حديث فوق‌العاده درباره حضرت مسيح عليه السلام راوی110 0 1,034 ۴/دی/۹۶ ۱۱:۵۷
آخرین ارسال: راوی110
  ويژه ولادت علي ابن موسي الرضا عليه السلام علمدار133 10 4,972 ۱۳/مرداد/۹۶ ۰:۰۰
آخرین ارسال: علی املشی
  شهادت امام موسی كاظم عليه السلام aboutorab 13 8,122 ۱۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۲:۱۳
آخرین ارسال: mahdy30na
  شهادت حضرت امام علي النقي (هادي)عليه السلام aboutorab 4 2,969 ۲۲/فروردین/۹۵ ۱۲:۳۸
آخرین ارسال: mahdy30na
  شهادت امام علي النقي عليه‌السلام تسلیت باد علمدار133 2 1,854 ۲۵/اردیبهشت/۹۲ ۶:۳۰
آخرین ارسال: aboutorab

پرش در بین بخشها:


بالا