کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات زیارتی
۱۳:۴۴, ۱۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
سال نو، سال مهدی طلبان ، مبارک

دیدم تو سال جدید برخی عزیزان توفثق سفرهای زیارتی نصیبشان شد. با خود گفتم چه خوب است تا عزیزان خاطرات زیبایشان را برای یکدیگر نقل کنند ،چه مربوط به امسال و چه سالهای قبل .
قطعا این خاطرات هم برای آنانی که به این مکانهای زیارتی سفر کرده اند تجدید خاطره خواهد شد و هم برای آنانی که هنوز توفیق نصیبشان نشده اشتیاق مضاعف در پی خواهد داشت.
این خاطرات از سفر حج و عتبات و سوریه تا زیارت مشهد و قم و جمکران و ری و ... را شامل میشود.
انشاالله دوستان در بیان خاطراتشان این تاپیک را پر محتوا نمایند.
ارسالات میتوانند هم رنگ و بوی معنوی داشته باشند و هم رنگ و بوی طنز ، یعنی یه اتفاق خیلی با مزه و قشنگ .
منتظر ارسالاتتان هستم.

ربّنا ! حوّل حالنا الی احسن الحال

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، یا ثارالله ، یاران مهدی ، paradise ، yamin ، أین المنتظر ، مسافر ، Ramin_Ghn ، SARV ، nafas ، saloomeh ، Tolou ، نسیم ، Havbb 110 ، azade ، taleb ، Mohammad Trust ، ats ، در جستجوی حق ، مصباح ، ترنم ، مجید املشی ، Farzaneh ، مجنون الحسین ، لبخند خدا ، یا امام رضا ، help me ، Bahar ، soshiant ، Night_World ، m.hossein ، SAViOR

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۳۱, ۲۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #31
آواتار
بسم الله
سلام علیکم

قسمت دوم، مسجد الحرام؛
روز آخر مدینه عجیب حزن انگیز بود . وداع با مسجد و محراب و منبر؛ وداع با کوچه و بقیع و مادر . غربت مدینه دل را بدرد می اورد و اگر نبود شوق دیدار یار ،شوق طواف و شوق احرام ، هیچگونه نمیشد تا دل کند از این شهر .

در هتل احرام بستیم و به سمت مسجد شجره حرکت کردیم تا لبیک گویان مُحرم شویم. مسجدی که در انبوهی از درختان قرار گرفته بود و از هر شهر و کشوری در انجا سپید پوشِ مُحرم شده می دیدی .
در فضای مسجد طنین لبیک بلند بود :

لبیک ، اللهم لبیک ، لبیک لا شریک لبیک ..


بعد نماز مغرب و عشاء به سمت مکه حرکت کردیم . ولوله ای در دلم بود . نیمه های شب به مکه رسیدیم . از دور یک نقطه بطور عجیبی روشنی داشت .غیر چراغهای نصب شده که آنجا را روشن کرده بود نورانیتی خاص از ان نقطه بنظر می آمد . نورانیتی الهی و معنوی ، نوری خدایی ...

به هتل رسیدیم و برای انکه خنکای شب را از دست ندهیم سریع آماده عزیمت به مسجد الحرام شدیم . وقتی به محوطه خارجی مسجد رسیدیم قرار مدارها گذاشته شد و دوباره احکام طواف و چگونگی ان مرور شد . یواش یواش و لبیک گویان به سمت مسجد حرکت کردیم . به رواقها که رسیدیم قرار شد چشمها را ببنیدم تا ورودی صحن و انجا چشم باز کنیم .
سرها پایین ،
چشمها بسته ،
آرام از پله ها پایین بیایید ،
حال چشم ها را بازکنید ...

[تصویر: DSC_7412A.jpg]

به زمین افتادم و سجده شکر بجا آوردم،
باید گریه کنم !!!
باید بخندم از خوشحالی این دیدار !!
چه باید میکردم ، نمیدانستم ...

طواف انجام شد ، لبیک با تمام وجود ،دعای مکارم الاخلاق ، دعاهای صحیفه ، مناجات حضرت امیر (علیه السلام) و ...
هنوز در بهت این خانه متحیر به گردش میگردم .
حتی بعد مسعی و سعی بین صفا و مروه هم از حیرتم کاسته نشده است .
نمیدانستم بر روی زمینم یا در آسمانها .
هرچه که بود لذت بخش بود ،غیر قابل وصف ...

بعد انجام اعمال و با بالا آمدن خورشید تابان به هتل بازگشتیم ،هرچند بدون همراهی دل ،که دل جا ماند در آن خانه عشق .

چندیدن و چند بار در آن ایام طواف کردیم و چرخیدیم و چرخیدیم به دور خانه دوست و هربار شیرینی خاص خود را داشت .
خواندن نماز در حجر اسماعیل ،لمس کردن حجرالاسود و نماز و نماز و نماز .
اما دو چیز کاملا برایم متفاوت بود ،
هر بار در بین رکن و مقام قرار میگرفتم ذکر

اللهم عجل لولیک


از لبانم کندگی نداشت و وقتی به رکن یمانی میرسیدم نسیمی خوش به همراه بویی مطبوع به مشامم میرسید و فضای دلم را خدایی تر میکرد .

تا قبل آن فکر میکردم که مدینه و بقیع غریبند ، ولی در زیارت دوره دیدم که حمزه سیدالشهداء(سلام الله علیه) وشهدای جنگ احد ،

[تصویر: Photo209A.jpg]

قبرستان ابوطالب و مزار بانوی دو عالم خدیجه کبری (سلام الله علیها) ،غریبتر از بقیع اند .

[تصویر: DSC_7422A.jpg]

در خانه امن خدا وقتی ناخدایان کلید داری میکندد و حاکمند بیشتر از این نمیتوان انتظار داشت ،
ولی ما منتظریم ؛
منتظر به پایان رسیدن فصل سرما ،
که استخوانهایمان را سرمای ظلم و بیداد خشکانده و
آسمان دلهایمان را گناه و عصیان تیره و تار کرده و
فرمانبری از نفس ، ما را یتیم نموده ..


پروردگارا! تو را به خانه امن و کعبه عزیزت ،
تو را به بقیع و کوچه و رسول و حبیبت ،
چشمانمان را ،دلهایمان را روشن نما به
جمال مولایمان و صاحبمان مهدی (صلوات الله علیه).

موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Night_World ، شیدا ، مصباح ، Farzaneh ، mohamad ، مجنون العباس ، السا ، Aryha ، یا زهرا ، SAViOR ، مجید املشی ، ترنم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اطلاع رسانی اعضایی که عازم سفر زیارتی هستند علی 110 299 137,979 ۲۲/تیر/۹۶ ۲۲:۴۳
آخرین ارسال: سرباز منتظر

پرش در بین بخشها:


بالا