کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقدی بر فیلم فرار از زندان بر طبق شواهد فراماسونری
۵:۰۲, ۲۳/مهر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مهر/۸۹ ۹:۱۵ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: prisonbreak_fd.JPG]

در ابتدا باید بگم این نقد متفاوت تر از نقدهای دیگر سایتهااست و شاید تنها نقد موجود از این سریال در نت باشد...برای اثبات این گفته تنها کافیست جمله ی " نقد و بررسی سریال فرار از زندان" را در گوگل جستجو کنید، مسلما در اکثر موارد چیزی به جز تعریف داستان فیلم پیدا نمیکنید...همچنین به کسانی که تاحالا موفق به دیدن این سریال نشده اند پیشنهاد میکنم حتما این سریال را ببینند...واقعا نقدی خواندنی و فوق العاده است...

همانطور که میدانید داستان فیلم مربوط به دو برادر است که یکی از آنها(لینکلن باروز) به دلیل قتل برادر معاون رییس جمهور که البته تهمت و صحنه سازی بوده است به اعدام محکوم شده و برادر کوچکتر او(مایکل اسکوفیلد) با یک دزدیه ساختگی به همان زندانی که برادرش یعنی "لینکلن" در آنجاست برده میشود ...

و اما نقد سریال:

این دو برادر در زندانی هستند که از قضا نام رییس زندان "پاپ" است و ما در اینجا متوجه میشویم که این زندان یک زندان معمولی نیست و در واقع زندان دینی است.پس هرکسی که به دینی اعتقاد دارد در واقع در زندان به سر میبرد و باید از این زندان فرار کند و رها شود و به گفته ی این فیلم تنها کسی که میتواند مردم را از این زندان نجات دهد "مایکل اسکوفیلد" است که در واقع "نماد مکتب فراماسون" است.چرا میگوییم مایکل نماد فراماسون است؟ کلمه ی ماسون یعنی بنّا و فراماسون یعنی بنّای آزاد...

و در این فیلم "مایکل" به طور اتفاقی مهندس سازه است که میخواهد برادرش را که فردی مذهبیست را نجات دهد و آزاد کند.نام برادر او لینکلن است که بازهم به طور اتفاقی هم نام رییس جمهور سابق و مردمی آمریکاست که عکس این شخص یعنی "ابراهام لینکلن" را امروزه روی پولهای کشور آمریکا میبینیم.در واقع "لینکلن باروز" نماد مردم آمریکاست که اتفاقا انسانهای مذهبی هستن و تنها راه نجات آنها از نابودی، قرار گرفتن در مسیر فراماسونها و اطاعت بی چون و چرا از آنهاست.مثلا در جایی ازاین سریال در فصل چهارم میبینیم که وقتی لینکلن از برادرش جدا میشود تا مرز نابود شدن پیش میرود و بازهم این مایکل است که او را از مرگ حتمی نجات میدهد.

[تصویر: prison%20break%20s1%204%204.jpg]

خوب حال به بررسیه دیگر شخصیتهای این سریال میپردازیم:

تئودور بگول:یک انسان مرتبه ی پایین جامعه ی آمریکاست است که از معدود فراری های گناه کار این سریال است.

راز زنده ماندن و بقای "بگول" بلد بودن "معامله" است که با استفاده از آن میتواند بدون اسکوفیلد به آزادی ادامه دهد و خود را نجات بدهد که البته این آزادی موقتیست و تنها کسی از فراریها که دوباره به زندان برمیگردد بگول است.

بلیک(معاون رییس زندان):معاون پاپ که اتفاقا ازدواج نکرده و بر خلاف پاپ که انسانی خوش قلب است ،بسیار سختگیر است که در واقع نماد "کشیش هاست" و مانع بزرگ فرار اسکوفیلد و دوستانش از زندان است(زندان دینی) و در اکثر لحظات انسانی بازنده و آشفته است که در فصل چهارم با آمدن در مسیر مایکل و فدا کردن خود در راه او به آرامش میرسد و لحظه ای که او را در تابوت میبینیم،احساس میکنیم لبخند میزند و از اینکه به راه مایکل(مکتب فراماسون) آمده و در این راه کشته شده احساس رضایت دارد.

سوکره:هم سلولی و دوست با وفای مایکل که نقش یک "مکزیکی خوب" را بر عهده دارد وچندین بار هم جان مایکل را نجات میدهد.او هم در ابتدا فردی مذهبی است ولی با آمدن در راه مایکل از مذهب دور میشود و اوهم در آخر نجات میابد.

آبروتزی:یکی از زندانی ها واز کسانی که به همراه مایکل از زندان فرار میکند و همچنین شخصیتی دوست داشتنی است.

او که یک گناهکار و رییس باند مافیایی است و به جرم قتل به زندان افتاده در قسمتی از فصل یک متحول میشود و به دین روی میاورد،به طوری که حتی به اسم خدا میکشد و تمام کارها را برای خدا میکند.نکته ی جالب اینجاست که او اولین فراری ایست که کشته میشود و مرگ پایان کار اوست.

کلرمن:یک قاتل به تمام معنا که کارمند سرویس مخفی است و همچنین به نوعی عاشق معاون رییس جمهور است و به خاطر او به راحتی آدم میکشد و همه کار میکند تا لینک و مایکل را دستگیر کند و زمانی که معاون و دوستانش به او خیانت میکنند او به کمک مایکل میرود و در آخر هم اوست که با کمک افرادی از سازمان ملل موجبات آزادی کامل مایکل و دوستانش را فراهم میکند.

ماهون:یک مامور بسیار باهوش که با مهارت و زیرکی نقشه های مایکل را متوجه میشود اما مایکل هر بار از دست او فرار میکند.او فردی آشفته ومعتاد است که از داشتن نقشه عاجز است و اگر مایکل را به دو بخش "هوش" و "داشتن نقشه" تقسیم کنیم(مایکل همیشه راه یا نقشه ای برای حل مشکلات دارد) او نیمه ی باهوش و "پاتوشیک" نیمه ی "دارای نقشه ی" مایکل است.او هم در فصل 3 به سمت مایکل میرود و کمکهای زیادی هم به او میکند.

سارا:سارا نماد سرزمین و عقیده ی امریکاست که توسط فرهنگ و تفکر فراماسون تصرف شده و در آخر نیز از این عقیده بچه دار میشود.

نقدی مختصر بر فصلها:

فصل 1:این فصل همانگونه که گفتم بیشتر ترویج فراماسون و دین گریزی بود.

در بخشی مایکل و سوکره به زیر زندان رفته اند و مایکل برای شکستن دیوار از عکس شیطان و انداختن تصویر عکس بوسیله ی نور روی دیوار استفاده میکند و در واقع شیطان به آنها برای فرار از زندان کمک میکند.

فصل 2:

در جایی از این فصل مایکل که از دست ماهون به ستوه آمده و از لو رفتن نقشه هایش خسته شده به کلیسا پناه میبرد و به کشیش میگوید که برای اولین بار است که اعتراف میکند و از کشیش کمک میخواهد.این کار او هیچ پیامد و فایده ای برای او ندارد و باز هم ماهون به نقشه ی او پی میبرد و او به این نتیجه میرسد که کسی بهتر از خودش نمیتواند کمکش کند.

فصل3:این فصل فصلی سیاسی است.

در ابتدای این فصل باید توضیح اندکی راجع به "زن در ادبیات نمایشی" داد.زن در ادبیات نمایشی به معنای "سرزمین و عقیده" است و وقتی کسی از آمریکا(لینکلن) به زنی از پاناما علاقه مند میشود در واقع خواستار تصرف سرزمین و عقیده ی پاناماست.

در این فصل پاناما نماد کشورهای عقب افتاده است و زندان سونا،همان زندان مذهبیست که مردم این سرزمینها در آن اسیرند.

تنها پانامایی که همراه مایکل از این زندان فرار میکند،جوانیست که عاشق آمریکایی هاست و مایکل برای این جوان بیگناه آزادی را به ارمغان میآورد و هدیه میدهد.

"بگول" که یک فرد مرتبه ی پایین و ضد قهرمان در آمریکاست، در پاناما به یک ناجی و قهرمان تبدیل میشود که تمام زندانی ها را از زندان آزاد میکند.

یک راحبه که نماد دین و همچنین سرزمین و عقیده ی پاناماست آغوش خود را به روی بگول(در واقع آمریکا)میگشاید و به تصرف شدن پاناما توسط آمریکا ابراز علاقه میکند.

فصل 4:

این فصل هم فصلی سیاسی وهم فلسفی است.مثلا در جایی از این فصل کشورهای دیگر بدست آوردن علم و تکنو لوژی را تنها برای جنگ میخواهند.

همچنین در این فصل لینکلن از مایکل جدا میشود و تا مرز نابودی پیش میرود و این مایکل است که جان او را نجات میدهد.

در آخر فیلم مایکل میمیرد و سارا به خاطر علاقه اش به مایکل نام فرزندشان را هم "مایکل" میگذارد و اینگونه است که راه و مکتب مایکل زنده می ماند.

[تصویر: 89251-prison-break.jpg]

چند جمله ی شاخص در این فیلم بارها تکرار شد که به برخی اشاره میکنیم:

-"هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نیست": برای از بین بردن اعتماد بیننده به همه به غیر از مایکل(فراماسونها)

-"به من ایمان داشته باش": این جمله رو بارها از مایکل شنیدیم و در واقع اعتماد بدون چون و چر

------------------------------------------------------------

[تصویر: 10249.jpg]

این هم لینک دانلود نقد بسیار جذاب و متفاوت تر سریال فرار از زندان توسط دکتر محبوب حسن عباسی...که با حجم کم برای شما دوستان قرار داده ایم تا همه توانند دانلود کنند...

[url=http://dl.hamrahemontazer.ir/Sounds/Sokhan/abasi/Prison-Break-Abbasi-Series-(http://www.hamrahemontazer.com).mp3]لینک مستقیم[/url] 11مگابایت لینک غیرمستقیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، Ramin_Ghn ، مسافر ، ايليا ، Aejem ، ANTI satan ، shakiba ، alasor ، آرین (الهه.ع) ، najmeh ، Seyed Mohsen ، yektaparast ، Maysam-1st ، یاســین ، Hossein251 ، رضا میزانی ، ztb ، تفکر ، امیرحسن ، 72Unknown ، فانوس *7* ، saloomeh ، بچه شیعه ، mohamad ، آیدا77 ، meisam317

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۱۴, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
از نقد شما این جور بداشت میشه که فرض میکنیم فرار از زندان یه فیلم ماسونیه. حالا بریم بگردیم دنبال شواهدش
نه اینکه از شواهد به ماسونی بودن رسیده باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ztb ، baran Bahari ، pcyord
۱۵:۵۱, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
من به عنوان کسی که فیلم فرار از زندان رو دیدم و به شدت هم طرفدار این فیلم هستم تمام چیزی که از این فیلم یاد گرفتم شجاعت صبر وفاداری فداکاری و نظیر این ها بود و مایکل شخصیت قابل تحسینیه و به نظرم تا آخر فیلم یه قهرمان باقی می مونه بر خلاف فیلم لاست که ماسون بودن اون به شکل وحشتناکی پیداست فیلم فرار از زندان بسیار عالیه...
اگر شما منبع موثقی دارید که به شما میگه این فیلم در اصل هدفی مثل شستشوی زهن داره لطفا به من اطلاع بدید و اگر تمام چیزی که برای کوبوندن این فیلم دارید همین نمادگرایی های بی سر و تهه که واقعا مرسی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: pcyord ، فدايي ولايت
۱۵:۵۴, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #13

اگه توجه کرده باشید آخرشم کی مایکل و دار و دسته اش را ضمانت کرد همون سناتوری که توی سیا کار می کرد که در آخرای فیلم به وفور شاهد این بودیم که اولین تصویری که در سکانس ها از اون می گرفتن از انگشتر طلای ماسونیش بود و به نحوی آخرش ماسون ها به کمکشون اومدند و در آخر هم اون هارددیسک از یه تشکیلات ماسونی به تشکیلات ماسونی دیگری انتقال پیدا کرد و در کل بازم همه کاره ماسون ها بودند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ztb
۱:۳۴, ۲۳/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۰ ۱:۵۴ توسط revenger.)
شماره ارسال: #14

باسلام
مدتهاست که این بحث ادامه نداره و من بعد دیدن این پستها دلم سوخت از بی رحمی برخی دوستان چون این سریال حقیقتا زیباترین اثری بود که در تمام عمرم دیده ام.
با خوندن مطالب متوجه شدم اکثر دوستان این سریال رو ندیدند و یا مطالب رو از جایی کپی پیست کردند یا از سخنرانی استاد عباسی نقد نوشتند(البته برخی هم از متونشون مشخص بود دیدند)
دوستان عزیز بدون ارائه حتی 1 مدرک قابل قبول گفته اند مایکل فراماسون بوده درحالی که حقیر که این فیلم را کامل دیدم با تمام بدبینی هایی که به خرج دادم هیچ سندی از فراماسون بودنش پیدا نکردم
بهترین دلیلی که دیدم این بود که پل کلرمن که مایکل و دوستانش رو نجات داد فراماسون بوده چون جاسوس بوده و انگشتر دستشه که این فرض هم باطله چون:
هرچند کلرمن عضوی از cia بوده ولی اگر به یاد داشته باشید درجایی مسیرش را عوض میکند و به خاطر تمام جرمهایش قصد به خودکشی میزند که گلوله شلیک نمیشود و از انجا میفهمد که باید با آنچه که از آن حمایت میکرده مبارزه کند
ماجرای انگشتر هم فقط در قسمتهای آخر دیده شده بود که هیچ اثر فراماسونری روی انگشتر دیده نمی شد.

دوستان من قصد دفاع از این فیلم رو ندارم و سریال رو خاکستری می بینم.
نقاط تاریک فیلم بحثهایی همچون تک والدین بودن برخی کاراکترها و خیانتها مخصوصا خیانت مادر مایکل به او و... میباشند
درمقابل نقاط روشنی مثل تاکید بر خانواده(که در امریکا در حال نابودی است) ویا داشتن اعتماد بنفس و مبارزه و فرار از جامعه ای خائن و... نیز از نقاط مثبت بوده
اگر این سریال در شبکه fox تولید نمیشد بدون شک میگفتم کار مخالفین آمریکاست چون در آن یک سازمان مخفی(فراماسونری) همه کاره کشور است و رئیس جمهور مثل عروسکی خیمه شب بازی در دستان آنهاست و هدفشان بدست آوردن انرژی بی پایان است که در راستای قدرت شکل میگیرد
هم چنین به جای ماسون دانستن مایکل ژنرالی که رئیس سازمان بود را ماسون میدانستم چون حقیقتا شباهتهای فراوانی به انها داشت و...
ولی از انجایی که این سریال ساخته شبکه fox هست حقیر این سریال را همچون سوپاپ تخلیه فرهنگی امریکا میدانم که یکی از مهم ترین هدفش ارزش بخشیدن به خانواده بود که در امریکا به شدت درحال فروپاشی است
نمونه اش فداکاری مایکل برای برادرش و جان دادنش برای نجات همسرش
علاقه شدید ماهون و سوکره به خانواده
علاقه بلیک و تئودور بگول به مادرشان
وحتی در وحشی ترین شخصیت داستان یعنی گرچن مرگان علاقه شدیدش به دخترش به وضوح نمایان است

از زیبایی های دیگر فیلم فرار از زندان بود که به مبارزه تبدیل شد
یعنی بهترین راه فرار حمله به تعقیب کننده است که این مهمترین پیام فیلم بود که درنوع خودش ستودنی است
من تاثیر ان بر جامعه امریکا را نمیدانم ولی از نظر من میتواند یکی از مهم ترین راههای مبارزه با شیطان باشد که همیشه در تعقیب ماست برای اینکه ما را در بند خود بکشد
برای مثال اگر فردی بخواهد با بی خیالی از گناهان خود فرار کند مطمئنا به چنان قساوت قلبی دچار میشود که پس از مدتی فرق گناه و ثواب را تشخیص ندهد ولی کسی که محکم برای مبارزه ایستادگی کند محکوم به پیروزی است
همانطور که درفیلم لینکلن در نامه ای از پدرش نوشته ای از هومر را میخواند که میگفت: "تنها راه ممکن مبارزه است"
حقیقتا آنها هم به جای فرار و فرو رفتن در باتلاق شیطان بزرگ ایستادگی کردند و دشمنان خود را نابود کردند هرچند که دیدید در 2قسمت آخر جامعه آمریکا چه بلایی بر سر اسکافیلد اورد که این هم نشان دهنده این بود که هنوز این جامعه فاسد است ولی مهم نتیجه نبود بلکه نبرد مهم بود.

نکته دیگر مسئله بازگشت و شاید به نوعی توبه بود که درمورد کاراکترهای لینکلن باروز و پل کلرمن و الکس ماهون و براد بلیک اتفاق افتاد
لینکلن دست از خلافهایش کشید و مهمترین چیزش شد فرزندش
پل کلرمن قاتل حرفه ای که پس از اینکه تصمیم گرفت خودکشی کند و گلوله شلیک نشد تلاش فراوانی جهت نابودی سازمان کرد
الکس ماهون که فردی خوب بود ولی به خاطر بی عدالتی جامعه امریکا مضنونی را کشت و از عذاب وجدانش خانواده اش را ترک کرد و به یک قاتل تبدیل شد و معتادم شد که درفصل 3 ودر زندان سونا دچار تحولاتی میشود که اعتیادش و خونخواری را ترک میکند و برای خانواد دلتنگ میشود
براد بلیک هم که زندان بان بود انچنان تغییر میکند که در لوله اب لس انجلس از خود گذشتگی میکند...

نکته مهم دیگر زیر سوال بردن حکومت به اصطلاح ازاد امریکا بود که تمام تصمیماش به دست عده ای خاص که همگی قاتل بودند صورت میگرفت که دلیلش هم پیش بینی وضع موجود امریکا بوده که روزی مردم برعلیه حکومت امریکا شورش کنند که درفیلم نمایش داده شد همه امریکایی ها هم بد نیستند...

وده ها نکته دیگر که ساعتها وقت برای تایپ کردن انها لازم است...

نتیجه گیری کلی این است که فیلم اثری حقیقتا ارزشمند بود که تمام کارگردانان ایرانی توانایی ساخت یک فصل ان هم ندارند پس چه بهتر است با دوبله کردن چنین اثاری +نظارت فرهنگی از این اثار بهره ببریم و مردم را از ماهواره ها دور کنیم چون اگر ما این اقدام را نکنیم مطمئنا جوان ما همان فیلم را به صورت زبان اصلی دریافت میکند و بدون سانسور...
ضمنا دوستان لطفا عینک بدبینی را از چشمهایتان بردارید زیرا هرچند امریکا شیطان بزرگ هست ولی هستند افرادی که با تصویر احمدی روشن ها در خیابانهای امریکا برعلیه کشورشان شعار میدهند همانطور که مایکلها با مسئولین کشورشان جنگیدند

درپایان بازهم تاکید میکنم فرار از زندان حقیقتا اثری ارزشمند بود که شخصیت اصلی ان یک امریکایی بود نه مثل گاوچران ها بلکه یک امریکایی اصولگرا که جانش را برای خانواده اش و هدفش داد که این دیدگاه واقعا ستودنی است که کپی برداری زیبایی از تفکر ما بود.

موفق باشیدWink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، Admirer ، آرین (الهه.ع) ، اکبر.ع ، ztb ، baran Bahari ، pcyord ، M912
۱۵:۲۴, ۲۴/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۰ ۱۵:۳۲ توسط revenger.)
شماره ارسال: #15

فرار از زندان و نفی داروینیسم


باسلام
در اکثر نقدهای این سریال منتقدین این سریال را مبلغ داروینیسم اجتماعی دانسته اند درحالی که یکی از پیامهای اصلی این فیلم نفی تفکر داروینیسم اجتماعی می باشد
برای اثبات این مورد باید نمادهای داروینیسم و نفی آن را بررسی کنیم

نماد داروینیسم: تئودور بگول

همانطور که در فیلم دیدید تی بگ کاراکتر منفور فیلم که علاوه بر انحرافات جنسی و بی رحمی یک سیاست مدار به تمام معناست که نماد "تنازع بقا" در فیلم است زیرا همه را قربانی میکند و به هر حقارتی تن میدهد برای نجات و بقای خودش
مصداق این عمل وی را میتوان به راحتی در تمام فصول سریال مشاهده کرد مخصوصا فصل 3 و 4 که در فصل 3 او برای بقای خویش تن به ذلت میدهد و میشود نوکر رئیس زندان سونا و تک تک همراهان وی را حذف میکند و در انتها خود رئیس لچرو رو نیز میکشد و با تقسیم پولها بین زندانی ها قدرت را در دست میگیرد و نهایتا با شورشی خودش را از زندان نجات میدهد.
یا در فصل 4 به ژنرال خدمت میکند و با خوش خدمتی و قتل افراد سعی در بقای خویش در سازمان دارد
که تا پایان فیلم هم با همین روند ادامه میدهد ولی جالب اینجاست این ترفند وی جوابی معکوس دارد و تنها کسی که به زندان بازمی گردد و کاراکتر شکست خورده فیلم محسوب میشود همین تئودور بگول است
یعنی نماد تنازع بقای فیلم در پایان نتیجه ای جز شکست و خواری ندارد

نماد نفی داروینیسم: الکساندر ماهون

در سوی مقابل الکساندر ماهون شخصیتی است که در مرز این تفکر قرار دارد یعنی تا ابتدای فصل 4 طبق قواعد داروین جلو میرود و برای بقای موقعیت خویش و خانواده اش همه را حذف میکند تا به زندان سونا میرسد در انجا نیز برای نجات و بقای خویش پیش دشمنش یعنی مایکل میرود و این روند ادامه پیدا میکند تا جایی که سازمان فرزند وی را به قتل میرساند که دوباره نتیجه مرگبار داروینیسم اجتماعی را به نمایش میگذارد
اینجاست که الکس از تنازع بقا رها میشود تمام تلاشش را میکند برای نابودی سازمان نه بقای خویش.
شاهکار کارگردان در بیان تغییر الکس جایی است که پلیس وی را دستگیر میکند و همه میگویند الکس برای بیرون آمدن از زندان همه چیز را اعتراف میکند ولی وی با مایکل تماس گرفته و می گوید: "قاتل فرزندم به زودی من را پیدا میکند ولی من هیچ چیز به او نمی گویم حتی به قیمت از دست دادن جانم ولی ازت خواهش دارم قاتل پسرم رو پیدا کن و اونو به سزای عملش برسون"
و...
در ادامه می بینیم سازمان تهدید میکند درصورت نیاوردن سیلا همسر الکس را بکشد که باز هم کارگردان جوری نشان میدهد که الکس قصد خیانت به مایکل را دارد برای بقای همسرش که بعد از چند دقیقه مشخص میشود وی برای کمک به مایکل نه تنها از همسرش بلکه از خودش نیز گذشت و به همراه بمبی سر قرار رفته
در قسمت انتهایی باز این قضایا تکرار میشود یعنی پلیس فدرال برای پس دادن شغل الکس از وی میخواهند تا اطلاعات نجات سارا را در اختیار انها قرار دهد که ابتدا الکس می پذیرد ولی با دادن اطلاعات غلط باز هم کمک به دوستش را بر بقای شغلش مقدم می بیند و با همین کار باعث نجات سارا میشود.
و در انتهای فیلم می بینیم وی از تولد همسرش گذشته و به پاناما آمده برای سالگرد مایکل اسکوفیلد.
همه اینها نشان میدهد زمانی که وی برای بقای خویش هر جنایتی را انجام میداده نتیجه ای جز اعتیاد و عذاب وجدان و زندان و قتل فرزندش نگرفت درحالی که پس از نفی این پدیده به همه چیز دست پیدا کرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، ztb ، fereydun ، baran Bahari
۲۳:۲۶, ۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
سلام
چیزی که توی این سریال و بعضی دیگه هست اینه که حاکمان امریکا هیچ کارن و نمی خوان بدی کنن یا مجبورشون می کنن یا اجازه نمی دن کارشونو بکنن یعنی همش میخوان بگن دستهای پنهان درکاره . دیگه اینکه مایکل قراره شکست ناپذیر باشه و یجور منجیه حالا از هر راهی که شده . پلیسا هم قراره وظیفشونو انجام بدن بازم از هر راهی که شده . البته نقطه ضعفم زیاد داشت مثلا لازم نبود همه جزییات رو روی بدنش خالکوبی کنه بعضیاشو میتونس توی ذهنش بسپره که اینطوری پلیس هم به راحتی نمیتونس تعقیبش کنه و کشش بیشتری پیدا می کرد . یعنی از یه طرف مایکلو باهوش می خواستن نشون بدن از یه طرف خیلی راحت به پلیس سرنخ میداد و هی کشش میدادن . ولی من متوجه نشدم چرا مادر مایکل اینقدر از لینکولن بدش میومد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۸, ۵/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۰ ۰:۱۹ توسط AllahoAkbar.)
شماره ارسال: #17
آواتار
من خودم از کسایی ام که این فیلمو ، نه یه بار بلکه سه بار دیده ام.
ولی متاسفانه این دیدن برمیگرده به قبل از اینکه
چیزی در مورده فراماسونو اینجور چیزا بدونم.
الانم که شما این بحث در میون گذاشتید به احترامه شما برگشتمو یه نگاهی به قسمتای ذکر شده کردم.
ولی واقعیت نتونستم زیاد رو فراماسونری بودن این فیلم حساب کنم.
به اینم دقت کنید که اگه بیایمو برعکس همه چیزایی که شما گفتید فکر کنیم.
میشه برعکس حرفتون یعنی مایکل میشه یه منجی و یا یه شخصی که اومده با فراماسون و اینجور چیزا مقابله کنه.
مثلا اونجا که گفتید دیوار به کمک عکس شیطون نابود میشه رو بیایم اینجوری فکر کنیم که برای رهایی از ستم باید شیطون رو از بین ببریم.
{مثلا اگه خدا نکرده جای عکس شیطون یه عکس فرشته یا یه اسم الهی بود شما اونموقع نمیومدین حرف منو بزنید؟
نمیدونم شاید شما راست میگید ولی بهتره بیشتر در مورد این موضوع تحقیق بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۵, ۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #18
آواتار
من گفتگو بچه ها رو به طور کامل نخوندم اما شروع بحث رو کاملا خوندم و با اینکه نمیخوام رد کنم این نقد رو ، ولی به نظرم یه مقدار موقالته شده و اگه به این شیوه باشه آدم میتونه هر چیزی رو به هرچیزی پیوند بزنه !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۹, ۱۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
من سریال رو کامل دیدم.واقعا سریال خوبیه.با توجه به مطالبی که گفته شده، نمیشه نتیجه گرفت فیلم ماسونیه!
اما سریالش واقعا سریاله ها، نه مثل سریالای ما که یه ریال هم نمی ارزه!تعداد سریالای بدردبخور و کم آب (آب کمتر توش بسته) که تولید کردیم شاید ده تا نشه!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۴۷, ۲۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
به نام او
راجع به نقد فصل اول:سوکره با دیدن عکس شیطان روی دیوار ار سوراخ کردن جا میزنه.مایکل میگه تو به خدا اعتقاد داری؟سوکره میگه میدونی که دارم.مایکل میگه پس از چیزی نترس.
برداشت من اینکه شیطان رو خراب و نابود کن,راه آزادی برات باز میشه.چون مایکل هم با نابود کردن دیواری که عکس شیطان روش بود و با اعتقاد به خدا به آزادی رسید.
راجع به خودش هم برداشت من یک شخصیت کاملا مثبت و فداکار که هوش و استعداد خدادادیش رو فقط و فقط در راه خیر به کار میگیره.در بعضی از قسمت ها میتونست با بله گفتن و در نظر گرفتن منافع خودش راه آسون رو انتخاب کنه ولی ایستاد و تا آخر برای آرمانهاش و عزیزانش جنگید. برعکس همه تا آخر سریال دستش به خون کسی که آلوده نمیشه هیچ مدام باعث نجات میشه.
لینکلن هم در زمان جداییش از مایکل واسه این دچار مشکل میشد که عقل و درایته مایکل رو نداشت.
سریال هم داره بی عدالتی ها و دروغ گویی ها و نابسامانی دولت امریکا رو نشون میده.
حتما راجع به گشت ارشاد هم با چنین دیدی از طرف منتقدین مواجه بودیم که اکران نشد!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: t.kam67 ، فدايي ولايت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Heart [ بخش اول ] نقدی در فیلم هابیت: نبرد 5 ارتش just4fun 12 9,411 ۳۰/تیر/۹۶ ۲۱:۴۱
آخرین ارسال: maz
  نقد و رمزگشایی فصل پنجم سریال Prison Break (فرار از زندان) Esmaeel 1 8,257 ۲۵/فروردین/۹۶ ۲۱:۳۸
آخرین ارسال: Esmaeel
Video بررسی نماد های فراماسونری در فیلم Sherlock Holmes 2 Detector 10 10,601 ۱۴/آبان/۹۳ ۱۵:۳۱
آخرین ارسال: A.E
  نمادهای فراماسونری و ایلومناتی در فیلم های هالیوود (Mind Control) بیداری اندیشه 28 31,223 ۲۶/خرداد/۹۲ ۸:۲۰
آخرین ارسال: t.kam67
Video شواهد ماسونی بودن انیمشن ” The Ant Bully “ Amir 6 7,310 ۴/خرداد/۹۱ ۱:۲۹
آخرین ارسال: seiied
  نقد انیمیشن فرار مرغی-Chicken Run shafagh_mah 4 6,304 ۱۷/شهریور/۹۰ ۱۱:۵۶
آخرین ارسال: Mitsonary

پرش در بین بخشها:


بالا