کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 12 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دل نوشت های بیداری
۱۹:۱۱, ۱۹/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۱ ۱:۲۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
از سخنان ملاصدرای شیرازی
خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک می شود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده می شود
و بقدر ایمان تو کارگشا می شود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می شود
و به قدر دل امیدواران گرم می شود[b][/i]

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسر ماندگان را همسر می شود
عقیمان را فرزند می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می خورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید
که در خدایی خدا یافت نمی شود؟
که به شیطان پناه می برید؟
که در عشق یافت نمی شود
که به نفرت پناه می برید؟
که در حقیقت یافت نمی شود
که به دروغ پناه می برید؟
که در سلامت یافت نمی شود
که به خلاف پناه می برید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، Hadith ، Admirer ، سدرة المنتهی ، محمود ، رهیافته ، Agha sayyed ، میلاد.م ، مسافر ، meshkat ، MESSENGER ، منتظر کوچولو ، Seyed Mohsen ، محب الزهرا ، MAHDI59 ، Reza14 ، مگان ، roohi_issa ، shakiba ، محیصا ، Mohammad Trust ، aghah ، paradise ، مبينا ، MohammadMeraj ، أین المنتظر ، MohammadSadra ، خادمة الزهرا ، hesam110 ، خیبر110 ، zohur ، Abasaleh ، ترنم ، حسن.س. ، بیداری اندیشه ، G.F.B ، فرید ، آزرم‌شاه ، fazel ، mohammad74 ، yamin ، asier ، SARV ، N.Mahdavian ، آرین (الهه.ع) ، یا صاحب الزمان ، حلما ، تازه مسلمان ، یا ثارالله ، خاک ، K-1 ، Islam ، ترنم وحیدی ، نسیم ، emadm ، shafagh_mah ، mrfarzadj ، fatemehsadat ، mahdy_mir ، فدک زهرا ، گل مرداب ، black ، مجید121 ، باهتول ، سرباز سید علی ، بیداری12 ، یوسف خان ، رمیصاء ، m.hossein ، حوریه سادات ، رمز شب ، Moh3eN-QalaM ، شهرام ، Farzaneh ، علی ابوتراب ، تواب الذنوب ، taleb ، bahareh ، seyed313 ، حقیر ، یاوران مهدی ، vahrakan ، fatemeh ، ويانا مبين نژاد ، سرباز منتظر ، REZA245932 ، عماره ، مفقود الاثر ، شهیدطیبه واعظی ، Tolou ، مهسا110 ، MANI110 ، ساقی ، fiftynine ، حسن عزتي ، soshiant ، آفتاب ، میم.حسین.الف

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۴۲, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #21
آواتار
به نام خدا

دیشب توی رخت خواب بودم علی ۱۱۰ تماس گرفت . یه سوپ خوشمزه ای داشت میخورد زنگ زده بود تعارف کنه !

یه مقدار حرف زدیم بعد گفت وحید میدونی فقط یه نفر توی گردان ثبت نام کرده . گفتم نه ! ولی چی هست حالا شرایط ؟!

گفت ۴۰ صبح دعای عهد . گفتم خوب جوونیا خوندم یه دوره .

گفت: حق الناس گردنت نباشه . دیدم زیاد گردنه .

گفت : حق مالی دیگه نباشه حد اقل . دیدم اونم هست . برم تصفیه . یه ساله میخوام برم . اومدیم افتادی مردی . اون دنیا چی جواب میدی ؟!!

گفت : ....

گفتم : ٫٫٫

به به . همیشه فکر میکردم دیگه جزو ۳۱۳ نفرم!

این رو هم الان خوندم . دیدم بابا وضع خراب تر از این حرفاس!!!

دیشب به شوخی به علی گفتم گمونم اگر مولا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف بیارن یه گردان بخوان فقط استاد استاد و ۳٫ ٫۴ تا شاگردش میتونند عضو بشوند .

دوستان خدا وکیلی بیاید برای هم دعا کنیم که خدایا ما که ادم نیستیم نتونستیم بشیم و نمیتونیم بشیم

خودت عنایتی بفرما . با این حساب معلوم نیست ٫٫٫٫Confused

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، rastin ، بیداری اندیشه ، fazel ، SARV ، taleb ، أین المنتظر ، میثاق ، N.Mahdavian ، میلاد.م ، فاطمه خانم ، yamin ، hajiali.m ، مسافر ، Farzaneh ، ترنم ، MohammadMeraj ، مجید املشی ، خادمة الزهرا ، حسن عزتي ، عماره ، MANI110 ، ساقی
۶:۵۸, ۲۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
به نام خدا

چرا نماز به عربی باشه؟

چرا در فلان دعا 3 تا صلواته نه 4 تا ؟ اگر من 5 تا بفرستم بهتر نیست؟!

چرا باید به تبعیت (یعنی به دلیل اینکه معصوم ع ) فرموده اند . عملی رو انجام داد ؟!

چرا باید فقط اعمالی رو انجام داد که ایشون فرموده اند ؟!


فقط به یه دلیل ساده .

به نظر شما چرا باید هر قفلی رو با کلید مخصوصی باز کرد ؟
کلید رو چه کسی به شما میده ؟

عالم رو با همه قفلهای مادی و معنویش چه کسی ساخته ؟
کلیدش رو چی؟!!

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، حسن.س. ، میثاق ، N.Mahdavian ، meshkat ، میلاد.م ، فاطمه خانم ، مجید املشی ، Havbb 110 ، yamin ، دل خسته ، Farzaneh ، شیدا ، ترنم ، حسنیه ، خادمة الزهرا ، MohammadMeraj ، rajaby ، رمز شب ، عماره ، بیداری اندیشه ، ساقی
۱۴:۴۱, ۲۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۱ ۱۶:۰۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #23
آواتار
با سلام
گاهی سوالاتی در ذهن پیش میآید که منظر جواب است چه آن سوال از سوی شیطان باشد

کسانی که به مقام ولایت اشنا هستند هیچ شک و شبه ای در این امور ندارند ولی برای جاهلانی چون من ...

ابتدا جمله ای جگر سوز رو براتون میگم نقل به مضمون از نهج البلاغه

در جمل وقتی مولا علی (علیه السلام) امام حسن (علیه السلام) رو فرستاد جلو تا بیرق فتنه رو پی کنه .

چنان شجاعتی از خودشون نشون دادند و به قلب سپاه زدند که مولا علی (علیه السلام) میفرماید

بگویید این فرزند بیاید که اگر کشته شود من تحملش را ندارم یا جگرم کنده میشود . و طاقت تحملش را ندارم

خیلی دلم سوخت بعد از این که این جمله رو شنیدم


اما به نظر حقیر در تمام بحث هایی که در مورد دلیل صلح حسنی (علیه السلام) و قیام حسینی (علیه السلام) و مقایسه اونها انجام میشه این نکته هست که اصلا هیچ فرقی با هم ندارند

بزارید یک مرور خلاصه داشته باشینم

امام حسن(علیه السلام) بعد از این که دید اگر وارد جنگ شود با خیانت فرماندهان و لشکر 8000 نفریش در مقابل 60 000 نفر لشکر معاویه شانسی ندارد (که فرمودند شیعیان واقعی ایشان 60 نفر بوده)
جنگ را ترک کرد و بدون بیعت با معایه قراری با او نهاد که بعد از به درک واصل شدن معاویه خود ایشان و اگر نبودند امام حسین (علیه السلام) خلیفه شود و ....

امام حسین (علیه السلام) هم به فرموده خویش برای جنگ خروج نکرد و کعبه ررا ترک کرد تا حرمتش نشکند و به مدینیه نرفت...
و زمانی که گفتند یا بیعت یا جنگ
فرمود من بیعت نمیکنم ولی اجازه دهید به جای دیگری بروم و تا انجا که میشد راه سومی را برای جلوگیری از جنگ پیشنهاد داد ...




در هر دو مورد بیعتی در کار نبود
اگر امام حسن را نیز میخواستند به بیعت مجبور کنند حتما همان کار امام حسین (علیه السلام) انجام میشد و اگر به امام حسین(علیه السلام) اجازه میدادند که خود انتخاب کند جنگ نکرده و بدون بیعت ترک مخاصمه میفرمودند .


بنابرین هیچ تفاوتی بین این 2 امر نیست و ان بزرگواران هر 2 یک کار را انجام فرمودند .


التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، Negahi digar ، Havbb 110 ، rastin ، R3Z4 ، Agha sayyed ، mohammad reza ، بیداری اندیشه ، ANTI satan ، خادمة الزهرا ، در جستجوی سختی ، mahdyshr ، عماره ، ساقی ، ترنم
۱۷:۱۶, ۲۳/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۱ ۱۷:۲۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #24
آواتار
گاهی وقت ها مشکلات و بلاها به توحید میرسوندت
وقتی به هر چیزی چنگ میندازی و جواب نمیگیری . میفهمی کسی بجز خدا در این عالم موثر نیست و کسی بجز خدا نداری
اونوقته که قلبا متوجهش میشی
(و این یعنی دوسم داره )

ان شا الله یاد بگیریم ارتباطمون با خدا تابع نعمت و بلا نباشه و همیشه حضورش رو حس کنیم .

شاید هم یه روزی عنایتی شد و فهمیدیم به جز اون هیچ چیزی نیست . حتی خودمون !

یا علی (علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، حسن عزتي ، SAViOR ، sarallah ، N.Mahdavian ، meshkat ، yamin ، Agha sayyed ، جویای حقیقت ، مسافر ، Farzaneh ، Hadith ، فاطمه خانم ، شیدا ، ترنم ، میلاد.م ، حسنیه ، خادمة الزهرا ، MAHDI59 ، ويانا مبين نژاد ، ساقی
۰:۰۷, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
نمردیم و یه ادم با ایمان واقعی هم دیدیم !

ادم های زیادی دیده بودم متشرع و با ایمان . اما کسی رو ندیده بود که قلبش خدایی باشه . یعنی الان فهمیدم اونچه که دیده بودم ظاهر بوده!

ادم های با ایمان که ربطی با ولی خدا دارند خیلی عجیبن!
اول که خیلی درک و فهمشون بالاست
دوم وقتی بخوان و باهاشون حرف بزنی غم از دلت میره بیرون
کافیه ببینیشون و حتی تلفنی صداشون رو بشنوی نور ایمان میاد تو قلبت و خود به خود از گناه دور میشی و شوق ایمان و عبادت توی دلت زنده میشه
و بد جوری هم بهشون علاقه مند میشی!
انصافا مومن که اینقدر توی ایات و روایات ازش تعریف میشه . تعریف هم داره Heart
یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید!

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ويانا مبين نژاد ، Havbb 110 ، فاطمه خانم ، شیدا ، میلاد.م ، Farzaneh ، meshkat ، خیبر110 ، خادمة الزهرا ، حسن عزتي ، yamin ، fatemeh ، N.Mahdavian ، بیداری اندیشه ، MAHDI59 ، ساقی ، ترنم ، عماره
۱۴:۲۵, ۲۲/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #26
آواتار
گاهی فکر میکنم چقدر شبیه مرغ عشقیم که توی خونه دارم !
دیروز دونش در حال تموم شدن بود . به نظرم هی میرفت نگاه میکرد و میدید اخ دونه داره تموم میشه و نگران بود ! اصلا هم نمیدونست یکی هست که کاملا مواظبشه و کلی هم دونه براش ذخیره کرده
نگرانیش فقط به ضرر خودشه . هر وقت لازم باشه دونه و اب و ... براش میرسه
فقط قفس خودش رو میبینه

شده حکایت من و نگرانی های روزمره ام و روزی که میرسه و خدایی که نمیبینم و ....

اصلا فکر نمیکنم همینجوری که تا حالا ادارم کرده به بهترین نحو بقیشم اداره میکنه

تو جیک جیکت رو بکن چکار داری خدا چطوری میخواد خدایی کنه
زندگی راحت میشه با این دونستن

کاش قلبمون هم خاضع بشه
دعا کنین عزیران

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، Farzaneh ، Havbb 110 ، fatemeh ، N.Mahdavian ، بیداری اندیشه ، MAHDI59 ، حسن عزتي ، Tolou ، ويانا مبين نژاد ، ساقی ، دل خسته ، ضحی ، mahdyshr ، sarallah ، شیدا ، خیبر110 ، یاوران مهدی ، ترنم ، عماره ، مجید املشی ، MANI110
۰:۲۵, ۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
یک اوقاتی هست که ادم از خدا خجالت میکشه .

یک کارایی میکنی که مستحق عذاب میشی . میگی الان عذاب برام نازل بشه حقمه . اما میبینی نه . باز هم خداوند است و محبت هاش . باز هم خدای مهربان ماست و مهروبونیهاش .

اینجاست که ادم میبینه کارش شده گند زدن و محیت دیدن . حسابی خجالت می کشه ....Confused
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی ، فرشته مهربون ، مجید املشی ، دل خسته ، ضحی ، Farzaneh ، سید ابراهیم ، sarallah ، ويانا مبين نژاد ، بیداری اندیشه ، Havbb 110 ، heaven ، MAHDI59 ، شیدا ، ترنم ، عماره ، MANI110
۱:۳۲, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار

Havbb 110

برام پیام داده که :


سلام
حدود یک هفته س سر انتخاب واحد دانشگاه درگیرم ، یه مشکلی داشت که الحمدلله بعد از بیش از یک هفته درگیر بودن امروز عصر تقریبا رفع شد...


توی پله های دانشگاه نشسته بودم پشت در دفتر منشی رئیس دانشگاه که دومین جلسه ی متوالی امروزش تموم بشه بیاد بیرون... منشیش میگفت ظهر تموم میشه!
نیم ساعتی نشسته بودم داشتم کتاب میخوندم با گوشیم یهو دیدم با سرعت اومد بیرون و رفت منم دویدم دنبالش و یه امضا میخواستم بگیرم گرفتم...
قضیه مال پنجشنبه اون هفته س...


اون چیزی که داشتم توی گوشیم میخوندم چی بود؟ دعایی از امام سجاد در باب گره گشایی و رفع گرفتاری و...


وحید جان باورت نمیشه نه تنها مشکل دانشگاه حل شد به صورت خیلی سریع و باور نکردنی ، بلکه توی خودسازی و بعد معنوی بسیار بسیار بسیار تاثیر گذاشت روم ، اصلا غیر قابل وصف... متاسفانه نمیتونم بگم دقیقا چه اتفاقی در این زمینه افتاده ولی همینقدر بدون که خیلی بزرگ بوده و چند جانبه!!
توی ورزشم هم تاثیر گذاشت توی یه هفته ی گذشته دوتا رکورد رو توی باشگاه شکستم...


مطمئنا اگه توی زمینه ی دیگه ای هم مشغول تلاش بودم توی اون زمینه هم گشایش میشد برام!


من تاپیک دل نوشته ندارم که بنویسم توش ، ولی اگه داشتم حتما مینوشتم

پ ن : وحید۱۱۰
نقل قول:البته یادمون باشه خدا اگر دعای ما رو مستجاب نمبکنه یا گیر داره
یا امتحانه
یا میخواد بهش توجه کنیم و بفهمیم که همه کاره اونه
یا صلاح نیست
اگر در راه خدا گام بزاریم همه چی خوب پیش میره . کلا زندگی لذت بخش میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، فاطمه خانم ، ساقی ، میلاد.م ، Farzaneh ، heaven ، MAHDI59 ، ويانا مبين نژاد ، شیدا ، ضحی ، ترنم ، رمز شب ، عماره ، بیداری اندیشه ، السا
۲۳:۳۳, ۲۰/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۱ ۳:۱۴ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #29
آواتار
به نام خدا
دوستان گرامی با توجه به اینکه امکان ایجاد تاپیک شخصی برای دیگر دوستان نبود . بنابرین ممکنه این تاپیک احساس بی عدالتی رو در کسی ایجاد کنه

بر همین اساس ادامه تاپیک رو در وبلاگ
http://delnevesht110.mihanblog.com/
پیگیری میکنم

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ويانا مبين نژاد ، Havbb 110 ، ساقی ، فاطمه خانم ، Farzaneh ، میلاد.م ، حسن عزتي ، Hadith ، ضحی ، ترنم ، رمز شب ، عماره ، بیداری اندیشه
۲:۰۵, ۱۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #30
آواتار
دوستان قرار شد اگر خاطره ای دارین که در اون متوجه خدا شدین یا به حقیقتی الهی پی بردین بنویسین!

ما منتظریم . دوستانی که نامه میدادند میگفتند ما هم حرف داریم برای گفتن خوب بیان جلو دیگه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، عماره ، شیدا ، Havbb 110 ، fazel ، بیداری اندیشه ، ساقی ، ترنم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا