|
فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!!
|
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۳۳, ۲۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
(۲۳/خرداد/۹۵ ۱۲:۳۴)yahya63 نوشته است: سلامسلام علت این که انشارش متوقف شده رو حتی سایت الوعدالصادق که اولین منتشر کننده مقالات جناب خادم الام هست ابراز نکرده ،بالطبع هنوز برای ما هم مبهمه |
|||
|
|
۱۱:۰۳, ۲۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
|
۱۱:۵۷, ۲۵/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
(۲۵/خرداد/۹۵ ۱۱:۰۳)yahya63 نوشته است: هیچ راه ارتباطی با جناب خادم الامام نیست؟تا اونجایی که بنده اطلاع دارم ،تنها راهش اینه که از طریق سایت الوعد الصادق بتونی پیغامت رو بهش برسونی اینجا کلیک کن |
|||
|
۲۰:۰۴, ۲۰/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۵ ۲۱:۲۵ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
|
فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! -آیا فسیل های مکشوفه آیینه ی مناسبی از موجودات ادوار گذشته هستند؟- بخش پنجم (قسمت سوم )
د) نقایص دیگری نیز وجود دارند که اختلالات اسکلتی واضحی در موجود زنده به وجود می آورند. برای مثال « چند انگشتی (پلی داکتیلی) : Polydactyly(27) و به هم پیوستن انگشتان (سین داکتیلی) : Syndactyly(28) نمونه هایی از این گونه نقایص می باشند که اختلالات واضح اسکلتی ایجاد می نمایند. تصاویر زیر، نمونه هایی از این وضعیت ها را نشان می دهد: ![]() ![]() تصاویر و گرافی های مربوط به بیماران مبتلا به وضعیت(به هم پیوستن انگشتان (سین داکتیلی). تصویر پایین سمت چپ، یک بیمار مبتلا به (به هم پیوستن انگشتان ،سین داکتیلی) : Syndactyly و چند انگشتی (پلی داکتیلی) : Polydactyly را به صورت همزمان نشان می دهد. ![]() چند انگشتی (پلی داکتیلی) : Polydactyly علاوه بر انسان ها، در جانوران دیگر از جمله گربه ها و اسب ها نیز ملاحظه می گردد. علی رغم تفاوت های فاحش ظاهری، تمامی مبتلایان به بیماری های فوق، جدا از ( گونه) ی اصلی، قرار نمی گیرند. ه) علاوه بر مثال های ذکر شده، اختلالات اسکلتی جدی در استخوان های جمجمه وجود دارند که از بدو تولد بروز می یابند و موجب ناهنجاری های واضح در استخوان کاسه ی سر می گردند. حالاتی همچون ( سر قایقی (اسکافو سفالی) : Scaphocephaly)(29) یا به عبارت دیگر (دولیکو سفالی : Dolichocephaly)(30) (سرمورب،پلاژیوسفالی:Plagiocephaly):(31)(سرمثلثی،تریگونوسفالی: Trigonocephaly)(32)(سر پهن ،براکی سفالیBrachycephaly):(33) سر کوچک (میکرو سفالیMicrocephaly) (34) و(هیدروسفالیHydrocephaly)(35)مثال هایی از این ناهنجاری های اسکلتی جمجمه می باشند: [/b] ![]() [b]ناهنجاری(سر مثلثی ،تریگونو سفالی: Trigonocephaly)در چند نوزاد. ![]() ناهنجاری ( سر مورب ،پلاژیو سفالی : Plagiocephaly)در چند نوزاد. ![]() ناهنجاری(سر پهن ،براکی سفالی : Brachycephaly) در چند نوزاد. ![]()
شکل شماتیک مقایسه ی ناهنجاری های ( سر مورب ،پلاژیو سفالی : Plagiocephaly)و ( سر پهن ،براکی سفالی : Brachycephaly) در 3 فرم خفیف، متوسط و شدید. ![]() ناهنجاری(سر قایقی ،اسکافو سفالی : Scaphocephaly) یا به عبارت دیگر (دولیکوسفالی : Dolichocephay) در چند نوزاد. ![]() ناهنجاری ( سر کوچک،میکرو سفالی: Microcephaly) در چند نوزاد. ![]()
ناهنجاری ( هیدروسفالی : Hydrocephaly) در اشراف زاده ی ایتالیایی فوت شده در قرن 16 میلادی، موسوم به (دن فیلیپینو مدیسی : Don Filippino de Medici).(دن فیلیپینو ) که در سن 5 سالگی فوت کرده است، بسیار شانس آورد که به واسطه ی اشراف زادگی اش و به دلیل این که شرح حال دقیق و شرح دقیق بیماری وی (اعم از تظاهرات عصبی، تشنج های مکرر و کما) در کتب تاریخی خاندان مدیسی ثبت شده است، از سوی دانشمندان امروز به عنوان یک بیمار مبتلا به ( هیدروسفالی : Hydrocephaly لقب گرفته است؛ به هر حال به نظر می رسد که اگر جنازه ی وی در گورستان مجلل خانوادگی و با تشریفات خاص دفن نمی شد و در بیابان یا جنگل پیدا می شد، احتمالاً تکامل شناسان از جمجمه ی وی سوء استفاده نموده و وی را به عنوان یک هومینید (انسان سا) و گونه ای مجزا از انسان، به خورد مجلات و نشریات می دادند! ![]() ناهنجاری (هیدروسفالی : Hydrocephaly در گاو، سگ و گربه). ناهنجاری های اسکلتی جمجمه، صرفاً مختص انسان نیستند. با توجه به مثال های فوق، می توان دریافت که علی رغم تفاوت های فاحش ظاهری، تمامی مبتلایان به بیماری های فوق، جدا از ( گونه ی اصلی )، قرار نمی گیرند. ه) اما تفاوت های ظاهری ناشی از نقایص ژنتیکی، یا سایر بیماری ها، می تواند به صورت بسیار خیره کننده ای، چشمگیر باشد! برای مثال افراد مبتلا به نقایصی همچون (هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly) (36)و نوع شدید آن یعنی « سیکلوپیا : Cyclopia) (37) دچار اختلالات شدید ظاهری، اسکلتی، عصبی و احشایی هستند. تصاویر زیر، نمونه های مختلفی از(هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly) را در انسان و حیوانات نشان می دهد: ![]() کودکان مبتلا به درجات مختلف(هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly). نوزادان تک چشمی سمت چپ، مبتلا به(سیکلوپیا : Cyclopia) می باشند. ![]() کودکان مبتلا به درجات مختلف( هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly). نوزادانتک چشمی، مبتلا به ( سیکلوپیا : Cyclopia) می باشند. ![]() چهره ی چند خوک مبتلا به (هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly). تغییر چهره در این خوک ها به حدی شدید است که این خوک ها بیشتر به میمون شبیه شده اند. ![]() چهره ی چند گربه ی مبتلا به نوع شدید(هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly) یعنی(سیکلوپیا : Cyclopia). تغییر چهره ی شدید این حیوانات را ملاحظه می فرمایید. ![]() [b]چهره ی یک بچه کوسه ی مبتلا به نوع شدید( هولوپروزنسفالی : Holoprosencephaly) یعنی (سیکلوپیا : Cyclopia). تغییر چهره ی شدید این حیوان را ملاحظه می فرمایید. (تصویر سمت چپ، همین یک بچه کوسه ی مبتلا به( سیکلوپیا : Cyclopia) را در کنار برادران و خواهران نرمال و طبیعی اش نشان می دهد.) همانگونه که ملاحظه فرمودید، وضعیت هایی همچون( هولوپروزنسفالی: Holoprosencephaly می تواند اختلالات ساختاری و عملکردی جدی در موجودات مختلف ایجاد کند و تفاوت های واضحی در بدن جانوران مختلف ایجاد نماید، اما این اختلافات فاحش باعث تبدیل شدن این جانوران به « گونه » ی جدید، نمی گردد. با توجه به مثال های فوق، در می یابیم که تفاوت در وضعیت ظاهری دو جاندار، لزوماً به معنای وجود جانداران مذکور در دو گروه مختلف نیست، بلکه بروز بیماری های مختلف، می تواند تفاوت های جدی ظاهری در جاندار ایجاد کند، بدون این که آن جاندار را در گونه ای دیگر قرار دهد. 4 - بجز بیماری ها که در قسمت قبلی به آن پرداختیم، عوامل دیگری نیز وجود دارند که موجب ایجاد تفاوت های بین فردی می شوند. یکی از این عوامل مسئله ی جنسیت و سن جاندار می باشد؛ به نحوی که اسکلت و ظاهر یک جاندار نر بالغ، با اسکلت و ظاهر یک جاندار ماده ی بالغ و نیز اسکلت جانداران جوان همان ( گونه ) ممکن است تفاوت داشته باشد (38). ![]() در اکثر جانوران، تفاوت های بارز جسمانی و اسکلتی بین جنس نر و ماده و نیز بین جانور بالغ و نابالغ وجود دارد. این تفاوت ها را در شیرها ملاحظه می فرمایید. ![]() در اکثر جانوران، تفاوت های بارز جسمانی و اسکلتی بین جنس نر و ماده و نیز بین جانور بالغ و نابالغ وجود دارد. این تفاوت ها را در ماکیان اهلی ملاحظه می فرمایید.
علاوه بر وجود تفاوت های بین جنس نر و ماده و افراد بالغ و نابالغ گونه های جانوری، در درون یک جنس نیز، تفاوت های مهم و چشمگیری وجود دارد که بعضاً پیامدهای مهمی نیز دارد. برای مثال در انسان ها و در جنس زن، وضعیت استخوان های لگنی، از تنوع چشمگیری برخوردار است که این تنوع زیاد، در کتب پزشکی و به خصوص کتب فوق تخصصی زنان و زایمان، به دلیل پیامدهایی که بر زایمان طبیعی می گذارد، به خوبی مورد بحث و کنکاش قرار گرفته است.(39) لگن زنان بر اساس وضعیت قرار گیری استخوان های لگنی، انحنای استخوان های لگنی، وضعیت استخوان های خاجی و دنبالچه ای و سایر عوامل، به چهار فرم اصلی و چند نوع فرعی تقسیم می گردد. نکته ی مهم این که شکل و فرم استخوان های لگنی زنان، نقش مهمی در فرآیند زایمان طبیعی زنان دارد.(39)ابتدا به اشکال متفاوت استخوان های لگنی زنان می پردازیم(39) استخوان های لگنی زنان، به چهار فرم عمده تقسیم می شود: 1- فرم زنانه (گاینکوئید ،ژنیکوئید : Gynecoid)2 - فرم مردانه (آندروئید : Android) 3- فرم پلاتی پوئید (پلاتی پلوئید : Platypelloid) 4 - فرم آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid).البته فرم های فرعی متعددی نیز وجود دارند که از ترکیب چهار فرم فوق، پدید می آیند. ![]() [b]چهار فرم عمده ی لگن زنان: 1- فرم زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid) 2- فرم مردانه (آندروئید : Android 3- فرم پلاتی پوئید (پلاتی پلوئید : Platypelloid) 4 - فرم آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid). توجه فرمایید که زنان به طور طبیعی ممکن است دارای لگنی به هر یک از فرم های فوق باشند، اما بهترین فرم لگن برای زایمان طبیعی، فرم لگن زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid) می باشد. ![]() چهار فرم عمده ی لگن زنان: 1- فرم زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid) 2- فرم مردانه (آندروئید : Android) 3 - فرم پلاتی پوئید (پلاتی پلوئید : Platypelloid) 4 - فرم آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid. فرم های ترکیبی فرعی حاصل از ترکیب چهار فرم اصلی را نیز ملاحظه می فرمایید. توجه فرمایید که زنان به طور طبیعی ممکن است دارای لگنی به هر یک از فرم های فوق باشند، اما بهترین فرم لگن برای زایمان طبیعی، فرم لگن زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid) می باشد. گرچه هر یک از زنان، به طور طبیعی ممکن است فرم لگنی به صورت هر یک از فرم های اصلی و فرعی فوق داشته باشند، اما سهولت انجام زایمان طبیعی، به فرم لگن مادر، بسیار وابسته است؛ به طوری که در شرایط یکسان از نظر وزن و جثه ی جنین، زنان دارای فرم لگنی زنانه (گاینکوئید ,ژنیکوئید) : Gynecoid)زایمان بسیار راحت تری نسبت به زنان دارای فرم لگنی مردانه (آندروئید : Android) و فرم آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid)دارند و چه بسا ممکن است زنان دارای لگن های مردانه (آندروئید : Android) و فرم آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid) نتوانند زایمان طبیعی را به خوبی انجام داده و پزشکان معالج مجبور به انجام سزارین شوند تا از وارد شدن آسیب به مادر و نوزاد ممانعت به عمل آورند.(39) ![]() با توجه به این که در عمده ی زایمان های طبیعی، سر نوزاد اولین بخش خارج شونده از رحم و فضای لگنی است، از بین انواع فرم های لگنی زنان، فرم لگن (گاینکوئید (ژنیکوئید : Gynecoid) بیشترین فضا را برای سر نوزاد فراهم می نمایند و اجازه می دهند تا سر نوزاد به خوبی از لگن عبور کرده و زایمان طبیعی به سهولت انجام شود؛ بنابراین بهترین نوع لگن زنان برای انجام زایمان طبیعی، فرم لگن (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid) می باشد که این مسئله یک واقعیت مسلم در کتب تخصصی مربوط به زنان و زایمان می باشد. بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، فرم لگن زنان به صورت طبیعی می تواند به هر یک از فرم های چهار گانه ی اصلی فوق، یا سایر فرم های ترکیبی دوازده گانه ی اشاره شده باشد و این فرم های مختلف در زنان هر کشور و هر نژادی ملاحظه می گردد و این تنوع در گونه ی انسان، کاملاً طبیعی می باشد. یعنی زنی که فرم لگن وی به صورت مردانه (آندروئید : Android) و فرم آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid) باشد، باز هم کماکان یک زن از گونه ی انسان بوده و مرد یا از گونه ی میمون ها و عنترها (میمون های بدن دم) نمی باشد! بلکه وی انسانی طبیعی از جنس زن است که برخی از استخوان های بدن وی شبیه مرد ها یا عنترها است و بجز در مورد زایمان طبیعی، تفاوت عمده ای در وی نسبت به بقیه ی زنان ایجاد نمی کند و چه بسا که همین گونه زنان نیز توانسته اند زایمان های طبیعی موفقی به دفعات زیاد داشته باشند. اما علی رغم مسلم بودن این اصل علمی، متاسفانه ملاحظه می کنیم که تکامل شناسان در کتب خود، به این تفاوت های بین فردی توجه نمی نمایند و توالی های فسیلی خود را بدون توجه به این تفاوت ها می سازند! برای مثال در تصاویر زیر ملاحظه می فرمایید که از بین انواع فرم لگن های انسان، تنها لگن زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid)را قرار داده و به مقایسه ی آن با لگن شامپانزه و یک به اصطلاح انسان سا (هومینید)از گونه ی( جنوبی کپی عفاری : Australopithecus afarensis)موسوم به ( لوسی : Lucy ) (که در ابتدای مقاله نیز به آن اشاره شد)، اقدام نموده اند. ![]() مقایسه ی گزینشی لگن زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید : [b]Gynecoid) انسان با لگن شامپانزه و لگن یک به اصطلاح (هومینید) از گونه ی(جنوبی کپی عفاری : Australopithecus afarensis)موسوم به (لوسی : Lucy) از سوی تکامل شناسان (تصویر سمت راست)! تکامل شناسان با این اقدام عوامفریبانه و بدون اشاره به این که لگن طبیعی انسان می تواند به 3 فرم اصلی دیگر و 12 فرم فرعی دیگر باشد (تصویر سمت چپ) که از بین این انواع حتی گونه ی آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid) نیز وجود دارد، به صورت گزینشی به مقایسه ی لگن های مذکور پرداخته اند. ![]() مقایسه ی گزینشی لگن زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید: Gynecoid) انسان با لگن شامپانزه و لگن یک به اصطلاح (هومینید) از گونه ی (جنوبی کپی عفاری : Australopithecus afarensis)موسوم به ( لوسی : Lucy ) از سوی تکامل شناسان (تصویر سمت راست)! تکامل شناسان با این اقدام عوامفریبانه و بدون اشاره به این که لگن طبیعی انسان می تواند به 3 فرم اصلی دیگر و 12 فرم فرعی دیگر باشد (تصویر سمت چپ) که از بین این انواع حتی گونه ی آنتروپوئید (آنتروپوئید : Anthropid[/b]) نیز وجود دارد، به صورت گزینشی به مقایسه ی لگن های مذکور پرداخته اند. البته آن ها با این عوامفریبی عمدی، سعی می کنند تا به مخاطب بقبولانند که فرم لگن، از اجداد مشترک انسان ها و میمون ها (البته به زعم خودشان!) تغییر کرده است! حال آن که آن ها نمی گویند که چرا تنوع موجود در فرم های لگن انسان ها را نادیده نمی گیرند؟! البته این تنوع همان گونه که ذکر گردید، به صورت طبیعی و بدون وجود بیماری خاصی در جنس مونث گونه ی انسان پدید می آید؛ حال اگر بیماری هایی که موجب تغییرات استخوانی و اسکلتی در انسان می شوند (همچون بیماری پاژه ی استخوان)(22)را نیز در نظر بگیریم، تنوع استخوان های لگنی انسان، چند برابر خواهد شد! بنابراین سو استفاده ی تکامل شناسان از فرم لگن زنانه (گاینکوئید (ژنیکوئید) : Gynecoid) گونه ی انسان از بین 16 فرم اصلی و فرعی لگن انسانی، و مقایسه ی تنها این نوع لگن با لگن سایر گونه ها همچون شامپانزه ها، نوعی عوامفریبی زیرکانه می باشد!از سوی دیگر، تنوع اشاره شده در استخوان های لگنی، تنها یک مثال کوچک از تنوع وسیع اسکلتی و استخوانی در انسان های سالم می باشد؛ حال آن که در بقیه ی مناطق اسکلت و استخوانبندی بدن انسان، باز هم چنین تنوع وسیعی به چشم می خورد. برای مثال تصویر زیر، جمجمه ی انسان های مختلف از نژاد ها، جنس ها و سنین متفاوت را به نمایش می گذارد(40) ![]() 6 جمجمه متعلق به انسان های سالم از نژاد های مختلف که در قرون اخیر فوت کرده اند: بالا چپ متعلق به فرد اهل پرو فوت شده در قرن 15، بالا وسط متعلق به فرد میانسال بنگالی، بالا راست متعلق به مرد ساکن جزایر سلیمان (ملانزی) متوفی به سال 1893 میلادی، تصویر پایین چپ متعلق به مرد جوان آلمانی، تصویر پایین وسط متعلق به مرد میانسال اهل کنگو و تصویر پایین راست متعلق به یک مرد میانسال اسکیمو می باشد. به تفاوت های زیاد در اجزای مختلف جمجمه ها توجه فرمایید! بدین ترتیب و با توجه به مطالب فوق، در می یابیم که در بین جانداران یک گونه نیز تفاوت های فاحشی ظاهری و اسکلتی به چشم می خورد و این تفاوت ها لزوماً به معنای حضور در یک گونه ی دیگر نیست. 5 - اما آخرین مسئله ای که در بخش مقدماتی مقاله باید به آن اشاره شود، این مسئله است که جانورانی با عنوان(دو رگه (هیبرید : Hybrid)وجود دارند که حاصل جفت گیری دو گونه ی مجزا بوده و خودشان نیز عمدتاً (نه همیشه) نازا می باشند. از مهم ترین این حیوانات می توان به( قاطر : Mule)(41)اشاره کرد که حاصل آمیزش(اسب )و (الاغ)می باشد و بجز چند مورد استثناء، نازا می باشد. حیوانات دیگری همچون(شیببر : Liger) (42)و(ببشیر : Tigon)(43) نیز که اولی حاصل آمیزش شیر نر با ببر ماده و دومی حاصل آمیزش ببر نر با شیر ماده می باشند، از جمله حیوانات هیبرید (دو رگه) می باشند که برخی از آن ها توانایی باروری نیز دارند. بسیاری از زیست شناسان، حیوانات(هیبرید، دو رگه)را یک گونه ی مجزا نمی دانند؛ چرا که عمده ی هیبرید ها بجز چند استثنای خاص، نابارور می باشند(44). ![]() حاصل آمیزش اسب (سمت چپ) و الاغ (وسط)، جانور هیبرید (دورگه ی) قاطر (سمت راست) می باشد. ![]() حاصل آمیزش شیر نر (سمت راست) و ببر ماده (سمت چپ)، شیببر (لایگر : Liger)(پایین) می باشد. اصولاً لایگر ها نسبت به هر دو والد خود جثه ی درشت تری دارند. (به دلیل عدم تعادل ژنی) ![]() حاصل آمیزش ببر نر (سمت راست) و شیر ماده (سمت چپ)، ببشیر (تایگون : Tigon) (پایین) می باشد. جثه ی تایگون ها در حد ببرها می باشد. نکته ی مهم این که اندازه و جثه ی تعداد زیادی از حیوانات(هیبرید ،دو رگه) بزرگتر از هر دو والد و در برخی از موارد، بین جثه ی دو والد می باشد(42،43،44)ضمن این که همان گونه که اشاره کردیم، عمده ی حیوانات دو رگه، نازا می باشند. به همین دلایل و دلایل دیگر، اکثر زیست شناسان، حیوانات هیبرید (دو رگه) را یک(گونه)به شمار نمی آورند. بدین ترتیب وجود حیوانات هیبرید (دو رگه) نیز یکی از مواردی هستند که بدون ایجاد یک گونه ی جدید بارور، تفاوت های اسکلتی و استخوانی جدی ایجاد می نمایند. ادامه دارد ... 27 - http://emedicine.medscape.com/article/1113584-overview http://emedicine.medscape.com/article/1260255-overvie و http://en.wikipedia.org/wiki/Polydactyly و http://en.wikipedia.org/wiki/Hrithik_Roshan و http://www.vetstreet.com/our-pet-experts...extra-toes و http://en.wikipedia.org/wiki/Polydactyl_cat و Carstanjen B, Abitbol M, Desbois C. Bilateral Polydactyly in a foal. J. Vet. Sci. 2007, 8 (2) : 201-3 28 - http://emedicine.medscape.com/article/1244420-overview و http://en.wikipedia.org/wiki/Syndactyly 29 - http://www.pediatricsconsultant360.com/a...phocephaly و http://www.pediatricsconsultant360.com/c...nd-therapy و http://en.wikipedia.org/wiki/Scaphocephaly 30 - http://en.wikipedia.org/wiki/Scaphocephaly و http://www.pediatricsconsultant360.com/a...phocephaly 31 - http://www.pediatricsconsultant360.com/c...nd-therapy و http://en.wikipedia.org/wiki/Plagiocephaly 32 - http://www.pediatricsconsultant360.com/c...nd-therapy و http://en.wikipedia.org/wiki/Trigonocephaly 33 - http://en.wikipedia.org/wiki/Brachycephaly و http://www.cranialtech.com/index.php?opt...Itemid=133 34 - http://www.mayoclinic.com/health/microcephaly/DS01169 و http://www.medicinenet.com/microcephaly/article.htm و http://en.wikipedia.org/wiki/Microcephaly 35 - http://emedicine.medscape.com/article/1135286-overview و http://www.pethydro.org/symptoms.html و http://www.answers.com/topic/hydrocephalus-1 و http://en.wikipedia.org/wiki/Hydrocephalus و http://www.paleopatologia.it/articoli/at...ecordID=77 36 - http://emedicine.medscape.com/article/2060996-overview و http://10e.devbio.com/article.php?ch=21&id=256 37 - http://www.medterms.com/script/main/art....ekey=15530 و http://en.wikipedia.org/wiki/Holoprosencephaly و Hum Mol Genet 6:1647- 1656. Wilkie, A. O., and G. M. Morriss-Kay. 2001. Genetics of craniofacial development and malformation. Nat Rev Genet 2:458-468. و http://www.telegraph.co.uk/news/newstopi...China.html و http://www.ripleys.com/weird/daily-dose-...-the-shark و http://www.messybeast.com/freak-face.htm 38 - Hum Reprod 12:2057–2060. Wells JC. 2007. Sexual dimorphism of body composition. Best Pract Res. Clin Endocrinol Metab 21:415–430. و http://en.wikipedia.org/wiki/Sexual_dimorphism 39 - López-Zeno, J, Glob. libr. women's med., (ISSN: 1756-2228) 2008; DOI 10.3843/GLOWM.10126 و http://www.glowm.com/section_view/headin...r/item/126 و http://medical-dictionary.thefreediction...oid+pelvis 40 - Darwinism Refuted (E-Book), Harun Yahya, Goodword Books Publishing, 2002, (Page 178) 41 - http://www.answers.com/topic/mule و http://en.wikipedia.org/wiki/Mule 42 - http://www.answers.com/topic/liger و http://en.wikipedia.org/wiki/Liger 43 - http://www.answers.com/topic/tigon و http://en.wikipedia.org/wiki/Tigon 44 - http://www.answers.com/topic/hybrid و http://en.wikipedia.org/wiki/Hybrid_%28biology%29 45 - http://www.sciencemag.org/site/feature/m...eat/darwin و http://www.nature.com/news/specials/darwin/index.html و http://www.newscientist.com/special/darwin-200 و http://www.scientificamerican.com/report.cfm?id=darwin 46 - http://www.cis-ca.org/jol/vol4-no2/nasr-f-prn.pdf و http://www.questia.com/library/journal/1...al-origins و http://en.wikipedia.org/wiki/Hossein_Nasr 47 - http://en.wikipedia.org/wiki/Young_Earth_creationism وhttp://www.answers.com/topic/young-earth-creationism |
|||
|
|
۲۱:۱۲, ۱۸/دی/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۵ ۲۱:۱۳ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
[quote='vahrakan' pid='319704' dateline='1419848727']
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان همانطور که از موضوع این مبحث متوجه شدید، مبحث مورد نظر مربوط به بحث داروینیسم و تکامل است و در این مجموعه مقالات جناب خادم الامام با استناد به تحقیقات و مستندات موجود در این زمینه به افشاگریهای زیادی دست زده اند و با استناد به علوم جدید و مباحث قرانی به رد این فرضیه باطل پرداخته اند . در ذیل این مطلب،نظر شما را به خواندن و اندیشیدن در این مورد جلب می کنم. ![]() فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! -بخش اول فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش دوم فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش سوم فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش چهارم فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! -بخش پنجم (مقدمه) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت اول) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت دوم) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت سوم) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت چهارم ) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت پنجم) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت ششم) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت هفتم) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - بخش پنجم (قسمت هشتم) فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش پایانی اضافه شد) |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: baner-takamol-11.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/1393/baner-takamol-11.jpg)




![[تصویر: 0001%20%2827%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/5QoQBRRKsq/large/0001%20%2827%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2828%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/p1lmslEZ3p/large/0001%20%2828%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2829%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/TtQXlQPQt7/large/0001%20%2829%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2830%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/wfqrB4SYu2/large/0001%20%2830%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2831%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/sGLfWajTn4/large/0001%20%2831%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2832%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/HI8i0nXJ1A/large/0001%20%2832%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2833%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/ouSeuG96YV/large/0001%20%2833%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2834%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/DUhj7f8RFd/large/0001%20%2834%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2835%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/FubmFcwyQC/large/0001%20%2835%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2836%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/UcODEvWsjQ/large/0001%20%2836%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2837%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/eZC2Aiuuap/large/0001%20%2837%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2838%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/35lv94wAlg/large/0001%20%2838%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2839%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/wlDd1G82Fp/large/0001%20%2839%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2840%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/EHkZV52G2E/large/0001%20%2840%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2841%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/hprfp3IN1J/large/0001%20%2841%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2842%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/Vxf3YnWY3q/large/0001%20%2842%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2843%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/cX7zvolSVd/large/0001%20%2843%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2844%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/IOaWXg3R9G/large/0001%20%2844%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2845%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/7pJF9Q3eHb/large/0001%20%2845%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2846%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/bxwtnXxyl3/large/0001%20%2846%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2847%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/iq5gHNltSH/large/0001%20%2847%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2848%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/wlaPMdeyfG/large/0001%20%2848%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2849%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/2K2PA7Z0HV/large/0001%20%2849%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2850%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/OKN7flGPAp/large/0001%20%2850%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2851%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/coSckPOx4P/large/0001%20%2851%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2852%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/ctcJDIWYOe/large/0001%20%2852%29.jpg)
![[تصویر: 0001%20%2853%29.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/biWtWMaNmC/large/0001%20%2853%29.jpg)