کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مستند داستان آفرینش جهان
۱۸:۵۷, ۱۸/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۹:۱۲ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
آواتار


بسم الله الرحمن الرحیم


با سلام خدمت تمامی دوستان و بزرگواران این انجمن
ببخشید به خودم اجازه دادم این تایپیک رو بزنم و این اولین تاپیکه اگه کمی یا کاستی هست لطفا مدیران بزرگوار اصلاح کنند.

مستند داستان آفرنیش جهان مستندی است بر اساس کتاب های اندیشمند بزرگ مرتضی رضوی این مستند برای اساس قرآن و احادیث میباشد.

بزرگواران وقتی این مستند رو دیدم بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و به تمامی دوستان توصیه میکنم حتما حتما این مستند زیبا رو ببینید که ارزش بسیار بالای دارد و بین دوستان و آشنایان نیز ترویج کنید. (در صورت امکان توصیه میکنم حتما با کیفیت بالا ببینید)

این مجموعه ابتدا در 5 قسمت ارائه شد و با توجه به استقبال فراوان تحت عنوان فصل دوم 5 قسمت دیگر هم تولید شد.


1- قسمت اول
[تصویر: download.jpg]
و خداوند اراده فرمود تا جهانی بیافریند. پس بی درنگ گوی کوچک سبز درخشان مبداء آفرینش شد. چیزی کوچک و ریز به اندازه یک نخود، شاید کمی بزرگتر! ...
لینک :
2- قسمت دوم
[تصویر: King_2010_3_1280x1024_15_.jpg]
وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ و آسمان را به قدرت خود بر افراشتیم و ما آن را می گسترانیم. اما چه چیزی موجب این حرکت های جهان هستی و گسترش شگفت انگیز آن می گردد؟
3- قسمت سوم
[تصویر: 430205_1_b_1_.jpg]
و خداوند سپس آهنگ آفرینش آسمان ها را کرد، پس تکمیل نمود آنها را هفت آسمان ...
4- قسمت چهارم
[تصویر: 20121213052535900.jpg]
وَیَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمَانِیَةٌ - و حمل می کند حکومت پروردگارت را آن روز بر بالای آنان (برزخیان) هشت آسمان...
5- قسمت پنجم
[تصویر: Doroogh-GhanunAvalModernism.jpg]
محاسبه عمر جهان و کائنات، محاسبه و تخمین عمر هفت آسمان، و تبیین اساسی ترین اصول در کیهان شناسی اسلامی
6- قسمت ششم
[تصویر: 6.jpg]
سیاره زمین در حدود شش میلیارد سال پیش، از برخورد صخره های عظیم سنگ های آسمانی شکل گرفت. امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه ۹۰ نهج البلاغه، راجع به تکوین و تکون سیاره زمین از حالت مذابین سخن می فرمایند، حالتی گداخته و مذاب از کره زمین که انفجار بزرگ را تداعی
...
7- قسمت هفتم
[تصویر: 7.jpg]
پیدایش حیات از نظر علمی یک محال روشن است! و آنچه در واقعیت می بینیم این است که این محال به وقوع پیوسته است. علم و دانش تا جایی که «علت» وجود دارد، «معلول» را می شناسد. «امر» پروردگار، منطقه صفر بدون علت و «کن فیکون» اراده ایجاد بی درنگ خداوند است. پدیده ای که «از» در آن راه ندارد، از دایره شناخت علم خارج است. و حیات و روح «از» چیزی خلق نگردیده است
8- قسمت هشتم
[تصویر: 8.jpg]
تا زمانی فرا رسید که جاندارانی شبیه به انسان آغاز به راه رفتن با دو پا نمودند. احتمالاً این بشرها از شمپانزه ها و گوریل ها و بقیه جانداران اولیه منشعب و جهش یافته اند. در منابع اسلامی از این بشرها و انسانواره های قبل از آدم بنام بن، سن، جن، ناس، جان، حن و نسناس یاد شده است. در منابع غربی نیز از این بشرهای اولیه تحت عناوین انسان جاوه، پکن،...
9- قسمت نهم
از انقراض آخرین نوع بشر در حدود ۲۰۰ هزار سال می گذشت تا اینکه خداوند آدم را رویانید با ماهیتِ گیاهی از زمین... آفرینش آدم همانند پیدایش حیات اولیه از محیطی گل آلود و « حَمَإٍ مَسْنُون»آغاز می شود. تفاوت این انسان با بشرهای ماقبل در این است که آنها «حیوان برتر» بودند، ولی آدم یک انسان است با مراحل رشدی مجزا و با استعدادهای درونی و روانی منحصر بفرد...
10- قسمت دهم
[تصویر: 10.jpg]
آیا الفاظ کابالا، کبالا، قابالا، قباله که در زبان های مختلف و با لهجه های مختلف آمده غیر از لهجه های گوناگون از واژۀ «قابیل» چیز دیگری است؟ قابیل اولین بنیان گذار جریان پیروی از ابلیس است، و ابلیس اولین ستاد مدیریتش را با او تشکیل داده است. قدرت و سلطۀ کابالا سه رکن دارد: حکومت، کاهنان، سنا. تماس ابلیس با کاهنان به طور پیوسته و همیشۀ تاریخ، بوده...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، mohammadhadi ، rezamohammadi ، ضحی ، آفتاب ، aaaaa ، حضرت عشق ، Ali#59 ، m.hossein ، cena ، السا ، Night_World ، دوره جوانی ، vahrakan ، mortozpasha ، Muhammad-Ali ، mazvir ، alipc9000

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۰, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #21

(۳۰/مهر/۹۳ ۲۰:۵۴)حسن.س. نوشته است:  
معذرت می خواهم اما به نظرم تا به حال چنین مهملاتی کمتر دیده شده!!! امیدوارم من اشتباه کرده باشم و الا باید جواب این تطبیق های بی اساس مستند داده شود...شاید واقعا من درست نفهمیدم اما اگر عقل من درست درک کرده باشد و چشم و گوشم درست دیده باشدConfused این مستند در تضاد عجیبی با روایات شریف و حتی آیات قرآن است...از این رو ادامه سخنانم را با احتیاط می گویم تا جسارتی نشود ولی به نظرم وظیفه است که از حقیقت برخی معارف ساده عبور نكنيم و آن ها فدای مطابقت با یافته های غربی ننماییم... قضاوت با شما.....
قطعا شما اشتباه می فرمایید ...
اگر قرار باشد روی همان تفاسیر تعصب و در همان متون باقی بمانیم که چه نیاز به این همه کتب جدید... چه نیاز به این همه بحث و تحلیل... و اصلا چه نیاز به این گفتگو!!!
قرار نیست تمام آیات قرآن که تبیان کل شییء هست به مواعظ و پند و اندرز تفسیر شود حتی آیات کیهان شناسی... یا بر اساس نه فلک ارسطو و مهملات هیاءت بطلمیوسی که متاسفانه هنوز هم برخی بر پایه آن اظهار نظر سطحی می نمایند ...
2300 سال زمان درازی است تا برخی از خواب زمستانی برخیزند!!! همه آیات کیهان شناسی در تفاسیر موجود بر مبنای نه فلک ارسطو و هیات بطلمیوسی تفسیر و یا آیات کیهان شناسی به مواعظ و اشارات و سمبل های اخلاقی و تربیتی تفسیر شده است...
شما تصور می کنید کسی که بالغ بر 50 جلد کتاب تفسیری و تحلیلی در کارنامه خود دارد این تفاسیر را ندیده است؟!!
تفاسیر موجود در جای خود محترم... فهم و تفسیر آیات نه در عهده من است و نه جنابعالی بهتر است این مباحث به عهده بزرگان و اهل خبره باشد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۴, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۲۳:۲۷ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #22
آواتار
(۱۶/آبان/۹۳ ۲۱:۵۰)صفویان نوشته است:  قطعا شما اشتباه می فرمایید ...
اگر قرار باشد روی همان تفاسیر تعصب و در همان متون باقی بمانیم که چه نیاز به این همه کتب جدید... چه نیاز به این همه بحث و تحلیل... و اصلا چه نیاز به این گفتگو!!!
قرار نیست تمام آیات قرآن که تبیان کل شییء هست به مواعظ و پند و اندرز تفسیر شود حتی آیات کیهان شناسی... یا بر اساس نه فلک ارسطو و مهملات هیاءت بطلمیوسی که متاسفانه هنوز هم برخی بر پایه آن اظهار نظر سطحی می نمایند ...
2300 سال زمان درازی است تا برخی از خواب زمستانی برخیزند!!! همه آیات کیهان شناسی در تفاسیر موجود بر مبنای نه فلک ارسطو و هیات بطلمیوسی تفسیر و یا آیات کیهان شناسی به مواعظ و اشارات و سمبل های اخلاقی و تربیتی تفسیر شده است...
شما تصور می کنید کسی که بالغ بر 50 جلد کتاب تفسیری و تحلیلی در کارنامه خود دارد این تفاسیر را ندیده است؟!!
تفاسیر موجود در جای خود محترم... فهم و تفسیر آیات نه در عهده من است و نه جنابعالی بهتر است این مباحث به عهده بزرگان و اهل خبره باشد...

اینکه بدون دلیل كسی را متهم به اشتباه قطعی بنمایید احتمالا از ضعف استدلال شما سرچشمه می گیرد. نمی دانم از کجای حرف های من هیات بطلمیوس پیدا نمودی؟ بنده کی از ارسطو و بطلمیوس سخن گفتم؟ غیر از روایت و آیه استدلال دیگری از من دیدی؟

قرار نیست هر کس عمامه ای سرش گذاشت هر برداشتی از دین را بگوید و بقیه هم خفه شوند. شما متعصبی یا من که یک نفر را به اسم آیت الله را می گذارید جزوه بزرگان (چه درست چه غلط) و بعد نمی گذاری حتی به ایشان اشکال وارد کنیم؟ حرف مستدل از بی سواد هم که باشد باید با استدلال جوابش را داد نه اینکه به بعدها و دیگران حواله نمود. با استدلال درباره ی اشتباهات هر فردی سخن گفتن کمک به اوست و البته جایگاه شخصی افراد قطعا محترم است. آنقدر عمامه به سر می شناسم که با نظراتشان دین را مسخره ی عام و خاص نمودند که از گفتن کلمه ی بزرگ برای هر کسی شرم می کنم. کلیت علماء و روحانیون برای من نور چشم هستند اما تعصبات یک عده ای ربطی به دین ندارد. آقای رضوی برای خیلی ها عالمی صادق و کوشا است که همین را از خیلی چیزها والاتر می دانم اما آیات و روایات برای من اهمیت بیشتری دارد. شما هم که ان شاء الله آسمان و ریسمان را به هم نمی بافی؟ برداشت من این است که حرف ایشان نه از مقوله علم تجربی است و نه از مقوله یک کار اجتهادی مدون و بنده حق دارم با استدلال برداشت خودم را عرض کنم و هیچ کس هم حق ندارد جلوی بنده را بگیرد مگر اینکه استدلال اقامه شده از او محکم تر باشد؛در کامنت قبلی چندین مورد از نظریات ایشان که مخالف با نص آیات و روایات بود را عرض نمودم. آنچه به نظر می آید این است که ایشان فقط تعدادی از رویاتی که به گمانشان مطابق برداشت های علم مدرن است را کنار هم قرار داده است. اینکه ایشان این روایات که عرض کردم را دیده است یا خیر به من ربطی ندارد. این مهم است که ایشان حتی از برخی آیات واضحه قرآن هم کناره گرفته است. ما در تاریخ شیعه کم نداشتیم که روایات را دیده اند اما مخالف آن نظر داده اند.

شما اگر قصد دفاع از ایشان را دارید بفرما جلو با هم بحث می کنیم. بنده آیات و روایات می آورم که با خط به خط متون کتاب مربوطه ایشان و مستند مطروحه در تضاد است. فعلا تفسیر و برداشت را می گذارم کنار. فقط از آیات و روایات استدلال می نمایم. قضاوت هم با خوانندگان. شما حتما می دانی نص روایات یا آیات یعنی چه؛ عرض کردم سخن ایشان با نص آیات و روایات در تضاد است. حالا اگر حرفی داری بسم الله و الا اینجا جای تعصب بازی نیست که بخواهیم بحث ها را به کس دیگری بسپاریم (کلی عرض کردم). اینجا اقامه ی استدلال سخن می گوید. آمده ایم که با هم بحث منطقی نموده و ان شاء الله قول احسن بگوییم و شما هم لازم نیست برای بنده تعیین تکلیف کنید که به چه چیزی بپردازم یا خیر مگر به استدلال واضحه و قول کامله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، محمدهادی ، مصباح ، m.hossein
۲۳:۰۰, ۱۷/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۳ ۲۳:۲۷ توسط صفویان.)
شماره ارسال: #23

(۱۶/آبان/۹۳ ۲۱:۰۳)Anti gods نوشته است:  مستند نسبتا خوبی بود...نه خیلی فوق العاده بود نه خیلی ضعیف...متوسط بود...از نظر محتوایی خیلی میشه راجع به نظریاتی که در این مستند ارائه شد بحث کرد...ولی یه اشکال بزرگ نحوه ساخت این مستند داره که به نظرم بدجور تو ذوق میزنه...واونم تکرار بیش از حد بعضی جملات و همچنین کند بودن ریتم مستنده که به خصوص تو 5قسمت اول بدجور تو ذوق میزنه ...
من هم با شما موافق هستم که پنج قسمت اول که به موضوع جهان شناسی می پردازد دارای ریتمی کند و بعضا تکراری است اما تصور می کنم علت تکرار برخی صحنه ها از جمله هفت آسمان به خاطر تداعی ذهنیت بهتر برای بیننده است. من بعد از دیدن چند بار هنوز هم تصویر کاملی از هفت آسمان ندارم... که با مراجعه به متن کتاب تازه کمی دریافتم چون یه جورایی با زمین و آسمان خودمان تداخل پیدا می کنه... خود آسمان و زمین که بار ها در قرآن ذکر شده طبق متن کتاب به معانی متعدد هست و باید تشخیص داد که در آیات متعدد منظور قرآن از زمین و آسمان کدام است و به چه معناست... به هر صورت این مستند از ابتدای کائنات خوب شروع می کند و تا امروز استمرار می یابد و چیزی رو جا نمی ذاره...
پنج قسمت بعدی از این نقیصه کمتر برخورداره و به نظرم در قسمت آخر کامل میشه.

(۱۶/آبان/۹۳ ۲۲:۴۴)حسن.س. نوشته است:  
اینکه بدون دلیل كسی را متهم به اشتباه قطعی بنمایید ...
شما هنوز بحث را شروع نکرده در همان ابتدا ادبیات یک بحث علمی و اخلاقی را رعایت نفرمودید...{
به نظرم تا به حال چنین مهملاتی کمتر دیده شده...

پس به دل نگیرید!
Blush
من تخصصی در این زمینه ندارم منتها تفسیر آیات قرآن منوط به احادیث ائمه هست و فهم احادیث ائمه هم لازمه اش داشتن تخصص و مطالعات در زمینه علم رجال، علم اصول و ... هست. تفسر قرآن ترجمه تحت الفظی آیات نیست... متشابهات در قرآن کرسی خدا و عرش خدا و دست خدا و ساق خدا و نور خدا و ... و حتی این همه آسمان و زمین که در قرآن آمده و باید تفسیری در خور و معنای به جا و درستی شود...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، حسن.س. ، amrtat71
۲۳:۴۶, ۱۷/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۳ ۲۳:۵۴ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۱۷/آبان/۹۳ ۲۳:۰۰)صفویان نوشته است:  شما هنوز بحث را شروع نکرده در همان ابتدا ادبیات یک بحث علمی و اخلاقی را رعایت نفرمودید...{
به نظرم تا به حال چنین مهملاتی کمتر دیده شده...

پس به دل نگیرید!
Blush
من تخصصی در این زمینه ندارم منتها تفسیر آیات قرآن منوط به احادیث ائمه هست و فهم احادیث ائمه هم لازمه اش داشتن تخصص و مطالعات در زمینه علم رجال، علم اصول و ... هست. تفسر قرآن ترجمه تحت الفظی آیات نیست... متشابهات در قرآن کرسی خدا و عرش خدا و دست خدا و ساق خدا و نور خدا و ... و حتی این همه آسمان و زمین که در قرآن آمده و باید تفسیری در خور و معنای به جا و درستی شود...

به نظر دلی نمانده که به دل بگیرم! این تخصص هام که فرمودید نسبی است و فقط در عمل و بحث احتمالا مشخص می شود چه کسی احادیث را از حیث دلالت و رجال و درایه و غیره بهتر می شناسد و آیات را بیان می کند. اینکه خداوند می گوید در دو روز زمین را آفریدم و دو روز آسمان ها را به همان اندازه واضح است که سخن جناب رضوی در هفت مرحله آفرینش آسمان ها مبهم. اصلا ایشان اگر حدیثی در آن کتاب برای این ادعایشان دارند شما نشان دهید تا بعد برسیم به تفسیر و اصول و رجال. متوجه حرف من هستید؟؛ نص واضحه بر ادعای ایشان اصلا نیست تا حالا برسیم به تفسیر و صحتش و غیره.

آنجا بنده با کسی بحث نمی کردم و عرض کردم به نظر می رسد اینگونه باشد و بعد برای نظرم دلیل آوردم و تاکید کردم که امیدوارم اشتباه کرده باشم. خوب پس اگر تخصص ندارید ان شاء الله منتظر می مانم کسی که متخصص است بیاید و سخن بگوییم. اشکالات بنده هم به قوت خود در این تاپیک می ماند تا بقیه هم تامل نمایند. نحن ابناء الدليل نميل حيث يميل....بنده از دوستان اهل قم جویا شدم در آنجا هم اساتید دل خوشی از ضعف سخنان آقای رضوی ندارند؛ به هر حال کسانی از ایشان گله نمودند که بنده در تخصص آن ها شک نداشتم. با این حال خودم هم خیلی از کتب ایشان را ورق به ورق خواندم و با آیات و روایات مقایسه نمودم تا تنها حرف ها را نشنیده باشم و الا نقد نمی کردم. به نظرم در علوم مدرن و سنتی آنقدر درس خواندم که بفهمم فرق درک صحیح از متون دینی و تطبیق آن ها با علم مدرن با تحمیل خیالات بر نصوص چه است....در هر صورت خدا شما را خیر دهد....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، اولولالباب ، محمدهادی
۲۳:۱۷, ۱۸/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۴۸ توسط صفویان.)
شماره ارسال: #25

مقاله ای از سایت خانه نجوم در اینجا نقل می کنم امید که برای بینندگان مستند داستان آفرینش مفید افتد:
جنگ زرگری هاوکینگ و توروک
در طی مقالات متعدد اعلام کرده ام که برخی از دانشمندان غربی، اصول کیهان شناسی مرا (که توسط اینجانب از تبیینات قرآن و اهل بیت علیهم السلام استخراج شده و بصورت جزوه های تدریسی و نیز بصورت کتاب «تبیین جهان و انسان» [/b]منتشر شده و به چند دانشگاه غربی ارسال شده بود) سرقت کرده و به نام خودشان ثبت می کنند.
اسناد و مدارک این موضوع را طی چند مقاله در سایت «بینش نو
http://www.binesheno.com
» آورده ام، و در یکی از آن مقالات گفته ام که آقایان دست بردار نیستند گام به گام، یک به یک اصول مذکور را سرقت می کنند و به این کار نکوهیدۀ شان ادامه خواهند داد.
اینک شاهد دیگر دربارۀ اصل دیگر، از راه رسید؛ آقای توروک در یک جنگ زرگری با هاوکینگ، اصل دیگر از این اصول را سرقت کرده و اعلام کرده است که: بیگ بنگ های متعدد بر جهان کیهانی گذشته است.
ابتدا متن خبر را از «سایت عصر ایران»- که در «سایت فرارو 4/1/1393» نیز آمده- ببینید، آنگاه به توضیحات اینجانب توجه فرمائید:

متن خبر:
سایت خبری عصر ایران،
کد خبر:
۳۲۷۶۱۸
تاریخ انتشار:
فروردين ۱۳۹۳ - ۱۹:۴۴
استیون هاوکینگ : شرط را من بردم:
در حالیکه ردیابی امواج گرانشی آغاز پیدایش جهان هیجان بسیاری در جامعه علمی ایجاد کرده پروفسور استیون هاوکینگ فیزیکدان و کیهان شناس این کشف را دلیلی بر صحت نظریه تلاطم کوآنتومی خود می داند.
به گزارش ایرنا از پایگاه خبری بی بی سی ، پروفسور استیون هاوکینگ استاد 72 ساله دانشگاه کمبریج و نویسنده کتاب تاریخچه زمان در این خصوص می گوید : در سال 1981 آلن گات این نظریه را مطرح کرد که جهان در ابتدای شکل گیری ، گسترش بسیار سریع و تصاعدی داشته است. این نظریه تورم کیهانی نامیده می شود.
تورم کیهانی توضیح می دهد چرا عالم هستی تقریبا در همه جا و در تمام جهات یکسان است. اما جهان نمی تواند دقیقا در همه جا یکسان باشد و گرنه کهکشان و ستاره ها شکل نمی گرفتند.

هاوکینگ ادامه می دهد : در ماه مه 1982، من در مقاله ای این نظریه را مطرح کردم که از لحظه شکل گیری جهان تلاطم های
(Fluctuation)
کوانتومی وجود داشته که بی نظمی را کاهش داده است. این مقاله توجه دانشمندان دیگری را که در همین حوزه کار می کردند جلب کرد. بنابراین من آنها را برای نشستی به کمبریج دعوت کردم.
وی اظهار می دارد: دراین جلسه ما تصویری از نظریه تورم کیهانی در ابتدای پیدایش جهان را که اکنون پذیرفته شده ، ترسیم کردیم ، البته این نظریه 10 سال بعد بر اساس مشاهدات تایید شد.
در واقع تورم کیهانی امواج گرانشی را ایجاد می کند که چین هایی در ساختار فضا- زمان هستند.
شرط بندی های علمی پروفسور هاوکینگ در تمام عمر علمی اش با دانشمندان مختلف بر سر مسائل علمی شهره است . آخرین بار او دو سال پیش صد پوند به گوردون کین استاد دانشگاه میشیگان به دلیل کشف ذره هیگز- بوزون باخت.
هاوکینگ می گوید : دانشمندان هاروارد اعلام کرده اند امواج گرانشی مربوط به آغاز پیدایش جهان را ردیابی کرده اند. این یافته نظریه تورم کیهانی را ثابت می کند و همچنین به این معنا است که من شرطی را که با نیل توراک بسته بودم بردم.
نیل توراک 55 ساله مدیر موسسه پریمتر در فیزیک نظری کانادا که مدتی با استیون هاوکینگ همکار بوده قبول ندارد که شرط را باخته است.ان دو با هم نظریه با نام هاوکینگ- توراک دارند.

نیل توراک در نظریه ادواری

برای پیدایش جهان جایی برای امواج گرانشی در آغاز جهان قائل نیست.
نیل توراک می گوید: در سال 2001 من در یک سخنرانی نظریه ادواری را مطرح کردم ، بر اساس این نظریه فقط یک انفجار بزرگ (بیگ بنگ) وجود ندارد بلکه بیگ بنگ ها پشت سر هم تکرار می شوند ، بنابراین جهان مرتب منبسط و منقبض می شود.
در پایان صحبت های من، استیون هاوکینگ به شیوه همیشگی اش گفت شرط می بندم ماهواره پلانک وجود امواج گرانشی را ثابت خواهد کرد و این نظریه تو را باطل می کند.
ماهواره پلانک سال پیش یافته هایش را منتشر کرد و در آن اثری از موج گرانشی نبود بنابراین تا به حال شرط را من برده بودم.
اما دیروز اعلام شد داشمندانی بر اساس نتایج آزمایش دیگری ، تصور می کنند امواج گرانشی آغاز پیدایش جهان را ردیابی کرده اند.
این امواج به نظریه تورم کیهانی ربط دارند به همین دلیل هم استیون احساس می کند شرط را برده است.
پرفسور توراک گفت: این آزمایشی چشمگیر بوده چون نشان می دهد ما در آستانه گشودن دریچه ای تازه به بیگ بنگ هستیم و اینکه چه اتفاقی در این انفجار بزرگ افتاده است.
امواج گرانشی پیدایش جهان را پرتویاب بایسپ 2 که در قطب جنوب نصب شده ردیابی کرد.
نیل توراک ادامه می دهد: اما نتایج این آزمایش برای من قانع کننده نیست چون آنها چیزی را که می گویند دیده اند ، به وضوح ندیده اند.
آنها دقیقا توضیح نمی دهند که چرا به چنین یقینی در این باره رسیده اند بنابراین این کارآزمایی باید تایید شود.
پروفسور توراک قبول دارد که بسیاری از دانشمندان برجسته با نظر او موافق نیستند اما معتقد است گالیله هم در چنین شرایطی قرار داشت.
پایان خبر
و اکنون به توضیحات بنده توجه فرمائید:
1- یک سخن کلّی و اصلی: هیچ بنی بشری نمی تواند انکار کند که بنده اولین کسی بودم که در سال 1369 هجری شمسی هم در کلاس درس دانشکده و هم در متن جزوه های تدریسی و سپس در متن کتاب «تبیین جهان و انسان»، اعلام کرده ام که بیگ بنگ های متعدد بر جهان کیهانی گذشته است، و تعداد آنها را دقیقاً مشخص کرده ام که شش بیگ بنگ بوده است.
2- در همان زمان توضیح داده ام که غربی ها فقط از بیگ بنگ اخیر اطلاعاتی به دست آورده اند و از موارد پنجگانۀ سابق بر آن، اطلاعی ندارند.
3- اساساً بحث و تحقیق از آن موارد پنجگانه از قلمرو علم بشری خارج است؛ فراتر از دسترس فیزیک- فیزیک عمومی، فیزیک فضائی، فیزیک ذرّه شناسی، فیزیک نور شناسی- است. این واقعیتی است که هر محقق و متخصص کیهان شناسی و فیزیک، آن را می داند.
4- من می گویم: این اصل و اصول دیگر از این قبیل را از بیان خدا و اهل بیت (علیهم السلام) استخراج کرده ام. آقایان غربی ها مدرک و سند و دلیل عملی شان چیست؟ چرا به جای استدلال و ارائۀ مدرک علمی به «جنگ زرگری» و با سوء استفاده از هنر تئاتر، سخن می گویند؟ این چه گرفتاری است که بر سرعلم می آورند عرصۀ علم و اندیشه را لوث می کنند-؟
5- وقتی که آقای توروک در مصاحبه با ساندی تایمز- 22 فوریه 1998- اعلام کرد که با همکاری هاوکینگ کشف کرده اند که جهان بزرگ می شود و در آغاز به بزرگی یک نخود بوده، و عین عبارت کتاب «تبیین جهان و انسان» را به زبان آورد. بنده اعلام کردم که این سرقت است. اکنون مصداق دو مَثَل فارسی در این خبر سایت عصر ایران از زبان خود توروک، تحقق یافت:
الف:
مَثَل «دم خروس»: یک تناقض بیّن در میان آن مصاحبه و این سخن که در عصر ایران آمده، وجود دارد؛ در آن مصاحبه می گوید: جهان خیلی کوچک مثلاً به بزرگی یک نخود بوده و همواره بزرگ می شود. و در اینجا سخن از «انبساط» و «انقباض» می گوید. چیزی که پس از انبساط منقبض گردد، دیگر معنائی برای «بزرگ شدن یک نخود و رسیدن آن به این کهکشان های عظیم که تعدادشان به میلیاردها می رسد» نمی ماند. آیا در بیگ بنگ های متعدد، هر بار جهان منبسط شده و سپس به بزرگی یک نخود برگشته است؟! علاوه بر فکر و اندیشه هر دانشمند، آیا یک فرد عاقل عامی چنین سخنی را می پذیرد؟ این چگونه سخن گفتن از موضع علم است؟
صرفنظر از عرصۀ علم، آیا در تاریخ فکری بشر تناقض بزرگتر از این دیده شده؟

ب:
مَثَل: دروغگو حافظه ندارد: معلوم است که توروک آن مصاحبۀ خود را فراموش کرده است، که دروغگو فراموشکار می شود. بل مانند سارقی که ماهیت شیئ سرقت کرده اش را نمی داند الماس پر ارج را با تکه شیشۀ بی ارزش عوضی گرفته است.
6- همچنین: وقتی که آقای هاوکینگ اعلام کرد که یک مرکزی در جهان هست که دائماً ماده و انرژی از آن پدید می آید- یعنی بر حجم مواد و انرژی جهان افزوده می شود- و نام آن را «میدان هیچ» گذاشت و این اصل بزرگ و بس اساسی را سرقت کرد، درمانده بود که این فوران ماده و انرژی های نو پدید را که بر پیکر جهان افزوده می شوند و جهان را بزرگ و بزرگتر می کنند، با چه نامی بنامد، لذا به ترکیب دو واژۀ «میدان» و «هیچ» پناه آورد.
مقصود از «میدان» چیست؟ و مراد از «هیچ» چیست؟ آیا آن میدان درعین حال که میدان است و وجود دارد، هیچ و عدم است؟ این تناقض، افتضاح آمیزتر از تناقض آقای توروک است.
ممکن است گفته شود: مراد او از «هیچ»، «غیر فیزیکی بودن آن میدان» است. در اینصورت این موضوع غیر فیزیکی چه ربطی به رشتۀ علمی و کار فکری هاوکینگ دارد؟ او که گاهی خدا را انکار می کند و گاهی به آن معتقد می شود و به تذبذب خود ادامه می دهد، چگونه اظهارات علمی خود را به «هیچ» منتسب می کند؟!
من از بیان قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) می گویم: خداوند آن مادّۀ اولیه جهان را که خیلی کوچک هم بود با «امر= کن فیکون» ایجاد کرد و همان امر در مرکز جهان به کار خود ادامه می دهد و دائماً مواد و انرژی ایجاد کرده و جهان را بزرگ و بزرگتر می کند. سخن هاوکینگ چیست؟ و چه توجیه علمی دارد؟
هاوکینگ نیز مانند توروک، حرف هائی می زند و در مقام استادی (مثلاً) اصل هائی را اعلام می کند که هیچکدام نه تنها ربطی به دیگری ندارد، بل متضاد و متناقض با همدیگر هستند.
اگر جهان از آن «میدان هیچ» تغذیه می شود و گسترش می یابد، پس چرا آقایان «قانون گسترش جهان» را انبساطی می دانند؟ انبساط و انقباض در پدیده های جهان هست اما گسترش جهان ماهیت انبساطی ندارد بل واقعاً بر حجم مواد و انرژی جهان افزوده می گردد.
اگر توروک تعدد بیگ بنگ ها را کشف کرده و این نو آوری از خود اوست و سرقت نیست، پس چرا هنوز از «انبساط» سخن می گوید؟ و هنوز هم به دامن «انقباض» چسبیده است؟
گسترش جهان در اثر انبساط نیست بل جهان مانند یک هندوانه می خورد و تغذیه می شود و بزرگ می گردد و این گسترش و بزرگ شدن تا ابد ادامه دارد و با گذشت هر 18،250،000،000 سال (با سال های زمینی ما) یکبار دچار انفجار و بیگ بنگ می گردد. و از آخرین بیگ بنگ «­13،687،000،000 سال» گذشته است[1]

و همچنین هاوکینگ با وجود اینکه (مثلاً) میدان هیچ را کشف کرده و معتقد است که آن میدان مواد و انرژی هائی را نو به نو و دائماً تولید می کند، چرا اعلام نمی کند که مسئلۀ گسترش جهان ماهیت انبساط و انقباض ندارد-؟
سرقت ابتکارات علمی با همۀ سرقت های دیگر فرق دارد؛ تقریباً همیشه افشاء و روشن شده اند و اگر تاریخ از هر واقعیتی چشم پوشیده و عبور کند از این واقعیت ویژه صرفنظر نخواهد کرد، چنانکه گزارشات اینگونه سرقت ها حتی بصورت مقاله ها و کتاب ها نیز آمده است. ممکن است برخی مطالب علمی سرقت شود و هرگز افشاء نشود، اما ابتکارات و کشفیات بزرگ علمی- نظر به اینکه سارق اطلاع کافی از ماهیت آن ندارد، خود به خود افشاء می گردد.

6- تورّم کیهانی:
این واژۀ «تورّم» که هاوکینگ به تصویر آن- که یک تصویر ذهنی نادرست است و واقعیت خارجی ندارد- افتخار می­کند، مبنائی است که توهّم انبساط از آن ناشی می شود؛ برخی غربیان معتقد بوده و هستند که جهان فشرده و متورّم بوده و در اثر انبساط گسترش می یابد. و سرانجام دوباره منقبض خواهد شد.
شگفت است؛ هاوکینگ پس از آنکه سخن از «میدان هیچ» گفته و به ایجاد ماده و انرژی جدید در آن میدان معتقد شده، باز سخن از «تورم» می گوید!
لازم است برای عزیزانی که تخصص یا اطلاعات بالاتری در این مسائل ندارند، اندکی دربارۀ «تورم» توضیح دهم:

الف:
در جهان هیچ خلائی وجود ندارد؛ همه جای آن پر است از مواد و انرژی؛ کرات، منظومه ها و کهکشان ها در اقیانوس عظیمی از انرژی غوطه ور و شناورند. و بقول قرآن «
كُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُونَ[2]

هر کدام در مداری شناورند. خلاء «عدم» است و معنائی ندارد که «عدم» وجود داشته باشد.

ب:
جهان در حال گسترش است، و بقول قرآن «وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ»[3]

: و آسمان را با دستان قدرت خود بنا کردیم و ما آن را گسترش می دهیم. غربی ها به این گسترش پی بردند، آنگاه با این پرسش روبه رو شدند: عامل و منشأ این گسترش پر سرعت چیست؟ و چون پاسخ درستی نیافتند به «تورم» پناه بردند و گفتند: گسترش نتیجۀ انبساط تورم است.
ادعای تورم برای شان آسان و باصطلاح دم دستی و در حدّ معلومات عوام بود، زیرا می دیدند هر چیزی که منفجر می شود فضای بیشتری را اشغال می کند.
ج: نظام کیهانی امروزی از یک انفجار ناشی شده که قرآن آن را «نفخه»- نفخۀ جهانی- و «نباء عظیم» می نامد. غربیان به این اصل نیز پی برده و نام آن انفجار را «بیگ بنگ» گذاشتند.
توجه به «گسترش» از طرفی، و توجه به «انفجار» از طرف دیگر، آنان را به این فرضیّه (بلی: فرضیۀ محض، نه باور مستدل و مسلّم علمی) رسانید که جهان در اصل متورم بوده و با آن انفجار منبسط شده و
می شود.
اما بنده با تکیه بر بیانات قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) توضیح دادم که منشأ گسترش جهان تورم نیست، بل جهان می خورد و بزرگ می شود؛ همیشه از مرکز جهان مواد و انرژی های جدید ایجاد می شود. و با یک مثال ساده این موضوع را توضیح دادم؛ همانطور که هندوانه از زمین می خورد و بزرگ می شود و گسترش می یابد، جهان نیز از مرکز خود مواد و انرژی های جدید را دریافت می کند و بزرگ می شود.
هندوانه را وقتی که به بزرگی (مثلاً) یک تخم مرغ است، بشکافید می بینید تخمه های درون آن به همدیگر چسبیده و چیزی در میان شان نیست، بتدریج تغذیه کرده و تخمه ها از همدیگر فاصله گرفته و فواصل آنها را «گوشتۀ هندوانه» پر می کند. پس تورمی در کار نیست تا انبساطی در کار باشد. همانطور که بزرگ شدن هندوانه نه در اثر تورم است و نه ماهیت انبساطی دارد.

د: انقباض:
انبساط، یک گسترش (باصطلاح) بادکنکی است و تا وقتی می تواند ادامه داشته باشد که آن تورم تمام شود. و لذا غربیان به «انقباض» معتقد شدند که این نیز صرفاً یکفرضیّه است مبتنی بر «فرضیّۀ تورم»، نه یک نظر علمی مستدل و ثابت شده. و چون فرضیّۀ اول غلط است فرضیۀ دوم نیز غلط است. جهان می خورد و بزرگ می شود و این روند تا ابد ادامه دارد. و چیزی بنام «انقباض مجدد جهان» توهم محض است.
اکنون من باید چگونگی این «خوردن و بزرگ شدن» را توضیح دهم که در جزوه ها و مقالات و کتاب «تبیین جهان و انسان»[/b] شرح داده ام. و خلاصۀ آن چنین است: جهان و آنچه در آن است، زمانمند است، پس بی تردید آغازی دارد، و پرسش این است: این جهان چگونه و از کجا و از چه چیز به وجود آمده؟ ارسطو می گوید: جهان از وجود خود خدا صادر شده است.
افرادی مانند هاوکینگ، هم به غلط بودن نظریه ارسطو واقف هستند، و هم زایش ماده از وجود بسیط خدا را نمی پذیرند و هم برخی از آنان اساساً خدا را در این مباحث دخالت نمی دهند. و در پاسخ این پرسش غیر از «نمی دانم» جوابی ندارند. و در عرصۀ دانش کیهان شناسی بیش از «بیگ بنگ» جلوتر نمی روند و نمی رفتند.
پاسخ بنده (با استخراج از قرآن و احادیث) چنین بود؛ آن مادۀ اولیۀ جهان نه از چیزی صادر شده و نه از چیز دیگر خلق شده، بل «ایجاد» شده است؛ خداوند با اَمر «کن فیکون» آن را ایجاد کرده است و این اَمر، کار مداوم خود را می کند و همیشه از مرکز جهان مواد جدید و انرژی های جدید ایجاد می شود. هاوکینگ این اصل را سرقت کرده و آن را «میدان- هیچ» نامیده و به نام خود اعلام کرده است. اما بطور کاملاً ناشیانه هنوز هم به انبساط و انقباض معتقد است مانند دوست و همکارش نیل توروک.
اگر جهان از آن میدان هیچ، تغذیه می کند، پس چه جائی برای انبساط است تا جائی برای انقباض مجدد باشد-؟-؟-؟! وانگهی عامل این تورم چه بوده است؟ چرا جهان متورّم شده بود؟
جهان در این روند دائمی گسترش، گاهگاهی دچار «تلاقی نیرو و انرژی مثبت جهانی، با نیروی جهانی منفی» و در اثر آن انفجار جهانی می گردد و منشأ و عامل اصلی بیگ بنگ ها تورم نیست.
وانگهی بر فرض قبول عاملیّت تورم، علت و عامل خود این تورم چیست؟ چرا جهان متورّم شده بود؟ چه توجیه علمی برای این تورم ویژۀ جهانی دارند؟

هـ:
غربیان در مباحث کیهان شناسی فراتر از بیگ بنگ اخیر که نظام امروزی جهان را شکل داده،
نمی رفتند. اینک آقای توروک اصل «تعدد بیگ بنگ ها» را اعلام می کند بدون هر گونه توضیح علمی. این نیز سرقت دیگر است که بنده آن را از قرآن و حدیث استخراج کرده و اعلام کرده بودم. اما توروک نیز مانند هاوکنیگ ناشیانه نمی فهمد که باور به «تعدد بیگ بنگ» با تورم و انبساط و انقباض، سازگار نیست و کاملاً با آنها تناقض دارد.
علت این تناقض گوئی آنان این است که نمی توانند در «روند اَبدی تغذیۀ جهان و گسترش در اثر آن تغذیه» جائی برای انفجار بیگ بنگی جهان، پیدا کنند.
با بیان دیگر: آنان پس از سرقت، در این موضوع درمانده اند: آیا گسترش جهان در اثر انفجار بیگ بنگ است؟ یا در اثر همان تغذیه؟ ولذا هر دو را با هم مخلوط می کنند. اما توجه ندارند که انفجارهای بیگ بنگی، تحولات «موردی» و «مقطعی» هستند، و این تحولات در مقاطعی از زمان در روند مداوم گسترش جهان رخ می دهند، یعنی حادثه هائی عظیم هستند که در فاصلۀ هر 18،250،000،000 سال رخ می دهند.
اینجاست که هم «دم خروس» پیدا است و هم «ناشی گری دزد ناشی».
و: مجهول اساسی: غربیان هنوز نمی دانند که آیا جهان محدود است یا بی نهایت؟-؟ در برابر این پرسش خود را به ناشنوائی می زنند؛ از طرفی می دانند که «موجود فیزیکی نمی تواند نامحدود باشد. و از طرف دیگر اگر به محدودیت جهان معتقد باشند باید بگویند آن سوی این حدود چیست؟ پرسشی که موریس مترلینگ آن را یک قرن پیش فراز کرده است[4]

کسانی که در ماهیت جهان این چنین مانده اند، چگونه می توانند در اصول اساسی ماهیت درونی آن ابراز نظر علمی کنند؟ آنان فقط می توانند در اصول ردیف دوم سخن بگویند، اصول ردیف اول از تخصص شان و از دسترس شان خارج است و اگر وارد این عرصه شوند ناچارند (بقول خودشان) در مباحث علمی مانند اهالی کازینو تاس اندازی کنند که گروه هاوکینگ واقعاً به جای توضیحات علمی تاس می اندازند و شرط بندی می کنند.
در برخی از نوشته ها توضیح داده ام که: همۀ این دست و پا زدنِ گروهی از دانشمندان غربی و تناقض گوئی های شان فقط به این خاطر است که: نباید علوم قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) شناخته شود. و آنان از جانب نظام کابالیستی ماموریت دارند به هر نحوی که شده اسلام را مانند «مسیحیتِ تحریف شده» یک دین غیر علمی جلوه دهند. یعنی این سرقت ها «ماهیت فردی» ندارد بل جنگی است بر علیه اسلام که این بُعد از اسلام ستیزی شان، بدست این گروه عملی می گردد. این یک فعالیت سیاسی است نه علمی.
اما هزگز موفق نخواهند شد، زیرا این اصول مبتنی بر: اعتقاد به وجود خدا. و دخالت دادن خواست الهی در این عرصۀ علمی. و این نیز امکان ندارد مگر با پذیرفتن قرآن و اهل بیت، زیرا در ادیان و مذاهب دیگر خبری از اینگونه مطالب علمی نیست. پس یا باید این اعتقادها را داشته باشند و یا همچنان در تناقضات گرفتار خواهند ماند.
من نمی گویم باید آقایان این اعتقادات را داشته باشند، می گویم اکنون که چنین اعتقاداتی ندارید، این اصول را که از منبع قرآن و حدیث استخراج شده مصادره نکنید، زیرا این اصول قابل مصادره نیست و بقول حافظ شیرازی- که بنده عقایدش را نمی پذیرم اما هنرش را می ستایم- که می گوید:
ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری

در مقالۀ «اساسی ترین اصول در کیهان شناسی» شرح داده ام که پانزده اصل را از قرآن و حدیث استخراج کرده و اعلام کرده ام که دست هیچ دانشمند فیزیک و دست هیچ دانشمند کیهان شناسی به آنها نرسیده، و خط و مرز خودم را با همۀ دانشمندان این علوم روشن کرده ام. و جای ابهامی باقی نگذاشته ام. و چون هیچ امکاناتی برای دفاع ندارم؛ نه به دولتی تکیه دارم و نه به رسانه های شنیداری و دیداری، گفته ام: دستکم اولین کسی هستم که این اصول را اعلام کرده ام. پس وجدان علمی اقتضا می کند که دیگران پا به روی این واقعیت نگذارند. اما گوئی «توقع وجدان» از برخی افراد توقع بی جا است که هست.
در آن مقاله این اصل را نیز توضیح داده ام که: آنچه جهان را مدیریت می کند جاذبه (قانون نیوتن) نیست، بل قانون دافعه است که جهان را اداره می کند. ظاهراً مصادرۀ این اصل برای شان غیر ممکن است، یا در این روند تدریجی مصادره، به برنامه های بعدی موکول شده است.
آقایان هنوز می خواهند اصول اساسی کیهان شناسی را مطابق قانون نیوتن (جاذبه) و گرانش، توضیح دهند، با اینکه برخی از دانشمندان بزرگ نارسائی (و غلط بودن) آن را گوشزد کرده اند، و بنده روشن کرده ام آنچه جهان را مدیریت می کند جاذبه نیست بل دافعه است و منشأ این نیروی عظیم دافعه همان جوشش مواد و انرژی های جدید از مرکز جهان است. هاوکینگ این اصل را مصادره کرده و نام آن را «میدان هیچ» گذاشته است اما درنیافته که با پذیرش این اصل دیگر جائی برای قانون نیوتون نمی ماند. شرح بیشتر در کتاب «قرآن و نظام رشته ای جهان» و در مقالۀ «اساسی ترین اصول در کیهان شناسی».
بارزترین و ابتدائی ترین و روشنترین غلط در قانون نیوتن این است که: منشأ این نیروی عظیم جاذبه چیست؟[/b] این جاذبه از چه چیز و از کجا ناشی می شود؟
آقای نیل توروک خودش را به گالیله تشبیه می کند، در حالی که گالیله هرگز تاس اندازی نکرده است. و ابزار دست سیاستمداران نبود.
مرتضی رضوی
1393،1،15 هـ ش.
1434،6،4 هـ ق.

[1]شرح بیشتر در کتاب «تبیین جهان و انسان».- این رقم را نیز غربیان سرقت کرده و اینک همگی به آن معتقد شده اند، ظاهراً اولین کسی که این اصل را مصادره کرد، ت، پادمانابان، در کمبریج در کتاب «پس از نخستین سه دقیقه» است.
[2]آیۀ 33 سورۀ انبیاء- و آیه 40 سورۀ یس.
[3]آیۀ 47 سورۀ ذاریات.
[4]در «تبیین جهان و انسان» به این پرسش پاسخ داده ام.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amrtat71 ، arman mohseny
۱۵:۲۵, ۱۹/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۳ ۱۵:۳۵ توسط صفویان.)
شماره ارسال: #26

(۱۷/آبان/۹۳ ۲۳:۴۶)حسن.س. نوشته است:  
اینکه خداوند می گوید در دو روز زمین را آفریدم و دو روز آسمان ها را به همان اندازه واضح است ...
به نظرم با مراجعه به متن مستند داستان آفرینش و کتاب باید روشن شود که مراد از دو روزی که شما گفتید چیست؟ آیا زمین و آسمان اول؟ آیا مراد آسمان زمین و آسمان دوم و ... تا زمین و آسمان هفتم.... شاید هم منظور از دو روز آفرینش زمین و آسمان خودمان باشد...که خود در درون آسمان هفتم ذره ای بسیار بسیار کوچک است...

(۱۷/آبان/۹۳ ۲۳:۴۶)حسن.س. نوشته است:  
به هر حال کسانی از ایشان گله نمودند که بنده در تخصص آن ها شک نداشتم. با این حال خودم هم خیلی از کتب ایشان را ورق به ورق خواندم و با آیات و روایات مقایسه نمودم تا تنها حرف ها را نشنیده باشم و الا نقد نمی کردم. به نظرم در علوم مدرن و سنتی آنقدر درس خواندم که بفهمم فرق درک صحیح از متون دینی و تطبیق آن ها با علم مدرن با تحمیل خیالات بر نصوص چه است....در هر صورت خدا شما را خیر دهد....
تحمیل تخیلات و تصورات و اسرائیلیات بر تفاسیر را احتمالا ندیده اید ... ضمنا دوستان شما در قم انشاالله آدم های بزرگی هستند منتها حرف آن ها برای شما حجت هست نه برای همه، پس لطفا تجویز همگانی نکنید... نظر آن ها برای شما حسن آقای محترم، محترم. همین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Muhammad-Ali
۲۲:۰۰, ۱۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #27

(۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۱۷)صفویان نوشته است:  
مقاله ای از سایت خانه نجوم در اینجا نقل می کنم امید که برای بینندگان مستند داستان آفرینش مفید افتد:
جنگ زرگری هاوکینگ و توروک
در طی مقالات متعدد اعلام کرده ام که برخی از دانشمندان غربی، اصول کیهان شناسی مرا (که توسط اینجانب از تبیینات قرآن و اهل بیت علیهم السلام استخراج شده و بصورت جزوه های تدریسی و نیز بصورت کتاب «تبیین جهان و انسان» [/b]منتشر شده و به چند دانشگاه غربی ارسال شده بود) سرقت کرده و به نام خودشان ثبت می کنند.
اسناد و مدارک این موضوع را طی چند مقاله در سایت «بینش نو
http://www.binesheno.com
» آورده ام، و در یکی از آن مقالات گفته ام که آقایان دست بردار نیستند گام به گام، یک به یک اصول مذکور را سرقت می کنند و به این کار نکوهیدۀ شان ادامه خواهند داد.
اینک شاهد دیگر دربارۀ اصل دیگر، از راه رسید؛ آقای توروک در یک جنگ زرگری با هاوکینگ، اصل دیگر از این اصول را سرقت کرده و اعلام کرده است که: بیگ بنگ های متعدد بر جهان کیهانی گذشته است.
ابتدا متن خبر را از «سایت عصر ایران»- که در «سایت فرارو 4/1/1393» نیز آمده- ببینید، آنگاه به توضیحات اینجانب توجه فرمائید:

متن خبر:
سایت خبری عصر ایران،
کد خبر:
۳۲۷۶۱۸
تاریخ انتشار:
فروردين ۱۳۹۳ - ۱۹:۴۴
استیون هاوکینگ : شرط را من بردم:
در حالیکه ردیابی امواج گرانشی آغاز پیدایش جهان هیجان بسیاری در جامعه علمی ایجاد کرده پروفسور استیون هاوکینگ فیزیکدان و کیهان شناس این کشف را دلیلی بر صحت نظریه تلاطم کوآنتومی خود می داند.
به گزارش ایرنا از پایگاه خبری بی بی سی ، پروفسور استیون هاوکینگ استاد 72 ساله دانشگاه کمبریج و نویسنده کتاب تاریخچه زمان در این خصوص می گوید : در سال 1981 آلن گات این نظریه را مطرح کرد که جهان در ابتدای شکل گیری ، گسترش بسیار سریع و تصاعدی داشته است. این نظریه تورم کیهانی نامیده می شود.
تورم کیهانی توضیح می دهد چرا عالم هستی تقریبا در همه جا و در تمام جهات یکسان است. اما جهان نمی تواند دقیقا در همه جا یکسان باشد و گرنه کهکشان و ستاره ها شکل نمی گرفتند.

هاوکینگ ادامه می دهد : در ماه مه 1982، من در مقاله ای این نظریه را مطرح کردم که از لحظه شکل گیری جهان تلاطم های
(Fluctuation)
کوانتومی وجود داشته که بی نظمی را کاهش داده است. این مقاله توجه دانشمندان دیگری را که در همین حوزه کار می کردند جلب کرد. بنابراین من آنها را برای نشستی به کمبریج دعوت کردم.
وی اظهار می دارد: دراین جلسه ما تصویری از نظریه تورم کیهانی در ابتدای پیدایش جهان را که اکنون پذیرفته شده ، ترسیم کردیم ، البته این نظریه 10 سال بعد بر اساس مشاهدات تایید شد.
در واقع تورم کیهانی امواج گرانشی را ایجاد می کند که چین هایی در ساختار فضا- زمان هستند.
شرط بندی های علمی پروفسور هاوکینگ در تمام عمر علمی اش با دانشمندان مختلف بر سر مسائل علمی شهره است . آخرین بار او دو سال پیش صد پوند به گوردون کین استاد دانشگاه میشیگان به دلیل کشف ذره هیگز- بوزون باخت.
هاوکینگ می گوید : دانشمندان هاروارد اعلام کرده اند امواج گرانشی مربوط به آغاز پیدایش جهان را ردیابی کرده اند. این یافته نظریه تورم کیهانی را ثابت می کند و همچنین به این معنا است که من شرطی را که با نیل توراک بسته بودم بردم.
نیل توراک 55 ساله مدیر موسسه پریمتر در فیزیک نظری کانادا که مدتی با استیون هاوکینگ همکار بوده قبول ندارد که شرط را باخته است.ان دو با هم نظریه با نام هاوکینگ- توراک دارند.

نیل توراک در نظریه ادواری

برای پیدایش جهان جایی برای امواج گرانشی در آغاز جهان قائل نیست.
نیل توراک می گوید: در سال 2001 من در یک سخنرانی نظریه ادواری را مطرح کردم ، بر اساس این نظریه فقط یک انفجار بزرگ (بیگ بنگ) وجود ندارد بلکه بیگ بنگ ها پشت سر هم تکرار می شوند ، بنابراین جهان مرتب منبسط و منقبض می شود.
در پایان صحبت های من، استیون هاوکینگ به شیوه همیشگی اش گفت شرط می بندم ماهواره پلانک وجود امواج گرانشی را ثابت خواهد کرد و این نظریه تو را باطل می کند.
ماهواره پلانک سال پیش یافته هایش را منتشر کرد و در آن اثری از موج گرانشی نبود بنابراین تا به حال شرط را من برده بودم.
اما دیروز اعلام شد داشمندانی بر اساس نتایج آزمایش دیگری ، تصور می کنند امواج گرانشی آغاز پیدایش جهان را ردیابی کرده اند.
این امواج به نظریه تورم کیهانی ربط دارند به همین دلیل هم استیون احساس می کند شرط را برده است.
پرفسور توراک گفت: این آزمایشی چشمگیر بوده چون نشان می دهد ما در آستانه گشودن دریچه ای تازه به بیگ بنگ هستیم و اینکه چه اتفاقی در این انفجار بزرگ افتاده است.
امواج گرانشی پیدایش جهان را پرتویاب بایسپ 2 که در قطب جنوب نصب شده ردیابی کرد.
نیل توراک ادامه می دهد: اما نتایج این آزمایش برای من قانع کننده نیست چون آنها چیزی را که می گویند دیده اند ، به وضوح ندیده اند.
آنها دقیقا توضیح نمی دهند که چرا به چنین یقینی در این باره رسیده اند بنابراین این کارآزمایی باید تایید شود.
پروفسور توراک قبول دارد که بسیاری از دانشمندان برجسته با نظر او موافق نیستند اما معتقد است گالیله هم در چنین شرایطی قرار داشت.
پایان خبر
و اکنون به توضیحات بنده توجه فرمائید:
1- یک سخن کلّی و اصلی: هیچ بنی بشری نمی تواند انکار کند که بنده اولین کسی بودم که در سال 1369 هجری شمسی هم در کلاس درس دانشکده و هم در متن جزوه های تدریسی و سپس در متن کتاب «تبیین جهان و انسان»، اعلام کرده ام که بیگ بنگ های متعدد بر جهان کیهانی گذشته است، و تعداد آنها را دقیقاً مشخص کرده ام که شش بیگ بنگ بوده است.
2- در همان زمان توضیح داده ام که غربی ها فقط از بیگ بنگ اخیر اطلاعاتی به دست آورده اند و از موارد پنجگانۀ سابق بر آن، اطلاعی ندارند.
3- اساساً بحث و تحقیق از آن موارد پنجگانه از قلمرو علم بشری خارج است؛ فراتر از دسترس فیزیک- فیزیک عمومی، فیزیک فضائی، فیزیک ذرّه شناسی، فیزیک نور شناسی- است. این واقعیتی است که هر محقق و متخصص کیهان شناسی و فیزیک، آن را می داند.
4- من می گویم: این اصل و اصول دیگر از این قبیل را از بیان خدا و اهل بیت (علیهم السلام) استخراج کرده ام. آقایان غربی ها مدرک و سند و دلیل عملی شان چیست؟ چرا به جای استدلال و ارائۀ مدرک علمی به «جنگ زرگری» و با سوء استفاده از هنر تئاتر، سخن می گویند؟ این چه گرفتاری است که بر سرعلم می آورند عرصۀ علم و اندیشه را لوث می کنند-؟
5- وقتی که آقای توروک در مصاحبه با ساندی تایمز- 22 فوریه 1998- اعلام کرد که با همکاری هاوکینگ کشف کرده اند که جهان بزرگ می شود و در آغاز به بزرگی یک نخود بوده، و عین عبارت کتاب «تبیین جهان و انسان» را به زبان آورد. بنده اعلام کردم که این سرقت است. اکنون مصداق دو مَثَل فارسی در این خبر سایت عصر ایران از زبان خود توروک، تحقق یافت:
الف:
مَثَل «دم خروس»: یک تناقض بیّن در میان آن مصاحبه و این سخن که در عصر ایران آمده، وجود دارد؛ در آن مصاحبه می گوید: جهان خیلی کوچک مثلاً به بزرگی یک نخود بوده و همواره بزرگ می شود. و در اینجا سخن از «انبساط» و «انقباض» می گوید. چیزی که پس از انبساط منقبض گردد، دیگر معنائی برای «بزرگ شدن یک نخود و رسیدن آن به این کهکشان های عظیم که تعدادشان به میلیاردها می رسد» نمی ماند. آیا در بیگ بنگ های متعدد، هر بار جهان منبسط شده و سپس به بزرگی یک نخود برگشته است؟! علاوه بر فکر و اندیشه هر دانشمند، آیا یک فرد عاقل عامی چنین سخنی را می پذیرد؟ این چگونه سخن گفتن از موضع علم است؟
صرفنظر از عرصۀ علم، آیا در تاریخ فکری بشر تناقض بزرگتر از این دیده شده؟

ب:
مَثَل: دروغگو حافظه ندارد: معلوم است که توروک آن مصاحبۀ خود را فراموش کرده است، که دروغگو فراموشکار می شود. بل مانند سارقی که ماهیت شیئ سرقت کرده اش را نمی داند الماس پر ارج را با تکه شیشۀ بی ارزش عوضی گرفته است.
6- همچنین: وقتی که آقای هاوکینگ اعلام کرد که یک مرکزی در جهان هست که دائماً ماده و انرژی از آن پدید می آید- یعنی بر حجم مواد و انرژی جهان افزوده می شود- و نام آن را «میدان هیچ» گذاشت و این اصل بزرگ و بس اساسی را سرقت کرد، درمانده بود که این فوران ماده و انرژی های نو پدید را که بر پیکر جهان افزوده می شوند و جهان را بزرگ و بزرگتر می کنند، با چه نامی بنامد، لذا به ترکیب دو واژۀ «میدان» و «هیچ» پناه آورد.
مقصود از «میدان» چیست؟ و مراد از «هیچ» چیست؟ آیا آن میدان درعین حال که میدان است و وجود دارد، هیچ و عدم است؟ این تناقض، افتضاح آمیزتر از تناقض آقای توروک است.
ممکن است گفته شود: مراد او از «هیچ»، «غیر فیزیکی بودن آن میدان» است. در اینصورت این موضوع غیر فیزیکی چه ربطی به رشتۀ علمی و کار فکری هاوکینگ دارد؟ او که گاهی خدا را انکار می کند و گاهی به آن معتقد می شود و به تذبذب خود ادامه می دهد، چگونه اظهارات علمی خود را به «هیچ» منتسب می کند؟!
من از بیان قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) می گویم: خداوند آن مادّۀ اولیه جهان را که خیلی کوچک هم بود با «امر= کن فیکون» ایجاد کرد و همان امر در مرکز جهان به کار خود ادامه می دهد و دائماً مواد و انرژی ایجاد کرده و جهان را بزرگ و بزرگتر می کند. سخن هاوکینگ چیست؟ و چه توجیه علمی دارد؟
هاوکینگ نیز مانند توروک، حرف هائی می زند و در مقام استادی (مثلاً) اصل هائی را اعلام می کند که هیچکدام نه تنها ربطی به دیگری ندارد، بل متضاد و متناقض با همدیگر هستند.
اگر جهان از آن «میدان هیچ» تغذیه می شود و گسترش می یابد، پس چرا آقایان «قانون گسترش جهان» را انبساطی می دانند؟ انبساط و انقباض در پدیده های جهان هست اما گسترش جهان ماهیت انبساطی ندارد بل واقعاً بر حجم مواد و انرژی جهان افزوده می گردد.
اگر توروک تعدد بیگ بنگ ها را کشف کرده و این نو آوری از خود اوست و سرقت نیست، پس چرا هنوز از «انبساط» سخن می گوید؟ و هنوز هم به دامن «انقباض» چسبیده است؟
گسترش جهان در اثر انبساط نیست بل جهان مانند یک هندوانه می خورد و تغذیه می شود و بزرگ می گردد و این گسترش و بزرگ شدن تا ابد ادامه دارد و با گذشت هر 18،250،000،000 سال (با سال های زمینی ما) یکبار دچار انفجار و بیگ بنگ می گردد. و از آخرین بیگ بنگ «­13،687،000،000 سال» گذشته است[1]

و همچنین هاوکینگ با وجود اینکه (مثلاً) میدان هیچ را کشف کرده و معتقد است که آن میدان مواد و انرژی هائی را نو به نو و دائماً تولید می کند، چرا اعلام نمی کند که مسئلۀ گسترش جهان ماهیت انبساط و انقباض ندارد-؟
سرقت ابتکارات علمی با همۀ سرقت های دیگر فرق دارد؛ تقریباً همیشه افشاء و روشن شده اند و اگر تاریخ از هر واقعیتی چشم پوشیده و عبور کند از این واقعیت ویژه صرفنظر نخواهد کرد، چنانکه گزارشات اینگونه سرقت ها حتی بصورت مقاله ها و کتاب ها نیز آمده است. ممکن است برخی مطالب علمی سرقت شود و هرگز افشاء نشود، اما ابتکارات و کشفیات بزرگ علمی- نظر به اینکه سارق اطلاع کافی از ماهیت آن ندارد، خود به خود افشاء می گردد.

6- تورّم کیهانی:
این واژۀ «تورّم» که هاوکینگ به تصویر آن- که یک تصویر ذهنی نادرست است و واقعیت خارجی ندارد- افتخار می­کند، مبنائی است که توهّم انبساط از آن ناشی می شود؛ برخی غربیان معتقد بوده و هستند که جهان فشرده و متورّم بوده و در اثر انبساط گسترش می یابد. و سرانجام دوباره منقبض خواهد شد.
شگفت است؛ هاوکینگ پس از آنکه سخن از «میدان هیچ» گفته و به ایجاد ماده و انرژی جدید در آن میدان معتقد شده، باز سخن از «تورم» می گوید!
لازم است برای عزیزانی که تخصص یا اطلاعات بالاتری در این مسائل ندارند، اندکی دربارۀ «تورم» توضیح دهم:

الف:
در جهان هیچ خلائی وجود ندارد؛ همه جای آن پر است از مواد و انرژی؛ کرات، منظومه ها و کهکشان ها در اقیانوس عظیمی از انرژی غوطه ور و شناورند. و بقول قرآن «
كُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُونَ[2]

هر کدام در مداری شناورند. خلاء «عدم» است و معنائی ندارد که «عدم» وجود داشته باشد.

ب:
جهان در حال گسترش است، و بقول قرآن «وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ»[3]

: و آسمان را با دستان قدرت خود بنا کردیم و ما آن را گسترش می دهیم. غربی ها به این گسترش پی بردند، آنگاه با این پرسش روبه رو شدند: عامل و منشأ این گسترش پر سرعت چیست؟ و چون پاسخ درستی نیافتند به «تورم» پناه بردند و گفتند: گسترش نتیجۀ انبساط تورم است.
ادعای تورم برای شان آسان و باصطلاح دم دستی و در حدّ معلومات عوام بود، زیرا می دیدند هر چیزی که منفجر می شود فضای بیشتری را اشغال می کند.
ج: نظام کیهانی امروزی از یک انفجار ناشی شده که قرآن آن را «نفخه»- نفخۀ جهانی- و «نباء عظیم» می نامد. غربیان به این اصل نیز پی برده و نام آن انفجار را «بیگ بنگ» گذاشتند.
توجه به «گسترش» از طرفی، و توجه به «انفجار» از طرف دیگر، آنان را به این فرضیّه (بلی: فرضیۀ محض، نه باور مستدل و مسلّم علمی) رسانید که جهان در اصل متورم بوده و با آن انفجار منبسط شده و
می شود.
اما بنده با تکیه بر بیانات قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) توضیح دادم که منشأ گسترش جهان تورم نیست، بل جهان می خورد و بزرگ می شود؛ همیشه از مرکز جهان مواد و انرژی های جدید ایجاد می شود. و با یک مثال ساده این موضوع را توضیح دادم؛ همانطور که هندوانه از زمین می خورد و بزرگ می شود و گسترش می یابد، جهان نیز از مرکز خود مواد و انرژی های جدید را دریافت می کند و بزرگ می شود.
هندوانه را وقتی که به بزرگی (مثلاً) یک تخم مرغ است، بشکافید می بینید تخمه های درون آن به همدیگر چسبیده و چیزی در میان شان نیست، بتدریج تغذیه کرده و تخمه ها از همدیگر فاصله گرفته و فواصل آنها را «گوشتۀ هندوانه» پر می کند. پس تورمی در کار نیست تا انبساطی در کار باشد. همانطور که بزرگ شدن هندوانه نه در اثر تورم است و نه ماهیت انبساطی دارد.

د: انقباض:
انبساط، یک گسترش (باصطلاح) بادکنکی است و تا وقتی می تواند ادامه داشته باشد که آن تورم تمام شود. و لذا غربیان به «انقباض» معتقد شدند که این نیز صرفاً یکفرضیّه است مبتنی بر «فرضیّۀ تورم»، نه یک نظر علمی مستدل و ثابت شده. و چون فرضیّۀ اول غلط است فرضیۀ دوم نیز غلط است. جهان می خورد و بزرگ می شود و این روند تا ابد ادامه دارد. و چیزی بنام «انقباض مجدد جهان» توهم محض است.
اکنون من باید چگونگی این «خوردن و بزرگ شدن» را توضیح دهم که در جزوه ها و مقالات و کتاب «تبیین جهان و انسان»[/b] شرح داده ام. و خلاصۀ آن چنین است: جهان و آنچه در آن است، زمانمند است، پس بی تردید آغازی دارد، و پرسش این است: این جهان چگونه و از کجا و از چه چیز به وجود آمده؟ ارسطو می گوید: جهان از وجود خود خدا صادر شده است.
افرادی مانند هاوکینگ، هم به غلط بودن نظریه ارسطو واقف هستند، و هم زایش ماده از وجود بسیط خدا را نمی پذیرند و هم برخی از آنان اساساً خدا را در این مباحث دخالت نمی دهند. و در پاسخ این پرسش غیر از «نمی دانم» جوابی ندارند. و در عرصۀ دانش کیهان شناسی بیش از «بیگ بنگ» جلوتر نمی روند و نمی رفتند.
پاسخ بنده (با استخراج از قرآن و احادیث) چنین بود؛ آن مادۀ اولیۀ جهان نه از چیزی صادر شده و نه از چیز دیگر خلق شده، بل «ایجاد» شده است؛ خداوند با اَمر «کن فیکون» آن را ایجاد کرده است و این اَمر، کار مداوم خود را می کند و همیشه از مرکز جهان مواد جدید و انرژی های جدید ایجاد می شود. هاوکینگ این اصل را سرقت کرده و آن را «میدان- هیچ» نامیده و به نام خود اعلام کرده است. اما بطور کاملاً ناشیانه هنوز هم به انبساط و انقباض معتقد است مانند دوست و همکارش نیل توروک.
اگر جهان از آن میدان هیچ، تغذیه می کند، پس چه جائی برای انبساط است تا جائی برای انقباض مجدد باشد-؟-؟-؟! وانگهی عامل این تورم چه بوده است؟ چرا جهان متورّم شده بود؟
جهان در این روند دائمی گسترش، گاهگاهی دچار «تلاقی نیرو و انرژی مثبت جهانی، با نیروی جهانی منفی» و در اثر آن انفجار جهانی می گردد و منشأ و عامل اصلی بیگ بنگ ها تورم نیست.
وانگهی بر فرض قبول عاملیّت تورم، علت و عامل خود این تورم چیست؟ چرا جهان متورّم شده بود؟ چه توجیه علمی برای این تورم ویژۀ جهانی دارند؟

هـ:
غربیان در مباحث کیهان شناسی فراتر از بیگ بنگ اخیر که نظام امروزی جهان را شکل داده،
نمی رفتند. اینک آقای توروک اصل «تعدد بیگ بنگ ها» را اعلام می کند بدون هر گونه توضیح علمی. این نیز سرقت دیگر است که بنده آن را از قرآن و حدیث استخراج کرده و اعلام کرده بودم. اما توروک نیز مانند هاوکنیگ ناشیانه نمی فهمد که باور به «تعدد بیگ بنگ» با تورم و انبساط و انقباض، سازگار نیست و کاملاً با آنها تناقض دارد.
علت این تناقض گوئی آنان این است که نمی توانند در «روند اَبدی تغذیۀ جهان و گسترش در اثر آن تغذیه» جائی برای انفجار بیگ بنگی جهان، پیدا کنند.
با بیان دیگر: آنان پس از سرقت، در این موضوع درمانده اند: آیا گسترش جهان در اثر انفجار بیگ بنگ است؟ یا در اثر همان تغذیه؟ ولذا هر دو را با هم مخلوط می کنند. اما توجه ندارند که انفجارهای بیگ بنگی، تحولات «موردی» و «مقطعی» هستند، و این تحولات در مقاطعی از زمان در روند مداوم گسترش جهان رخ می دهند، یعنی حادثه هائی عظیم هستند که در فاصلۀ هر 18،250،000،000 سال رخ می دهند.
اینجاست که هم «دم خروس» پیدا است و هم «ناشی گری دزد ناشی».
و: مجهول اساسی: غربیان هنوز نمی دانند که آیا جهان محدود است یا بی نهایت؟-؟ در برابر این پرسش خود را به ناشنوائی می زنند؛ از طرفی می دانند که «موجود فیزیکی نمی تواند نامحدود باشد. و از طرف دیگر اگر به محدودیت جهان معتقد باشند باید بگویند آن سوی این حدود چیست؟ پرسشی که موریس مترلینگ آن را یک قرن پیش فراز کرده است[4]

کسانی که در ماهیت جهان این چنین مانده اند، چگونه می توانند در اصول اساسی ماهیت درونی آن ابراز نظر علمی کنند؟ آنان فقط می توانند در اصول ردیف دوم سخن بگویند، اصول ردیف اول از تخصص شان و از دسترس شان خارج است و اگر وارد این عرصه شوند ناچارند (بقول خودشان) در مباحث علمی مانند اهالی کازینو تاس اندازی کنند که گروه هاوکینگ واقعاً به جای توضیحات علمی تاس می اندازند و شرط بندی می کنند.
در برخی از نوشته ها توضیح داده ام که: همۀ این دست و پا زدنِ گروهی از دانشمندان غربی و تناقض گوئی های شان فقط به این خاطر است که: نباید علوم قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) شناخته شود. و آنان از جانب نظام کابالیستی ماموریت دارند به هر نحوی که شده اسلام را مانند «مسیحیتِ تحریف شده» یک دین غیر علمی جلوه دهند. یعنی این سرقت ها «ماهیت فردی» ندارد بل جنگی است بر علیه اسلام که این بُعد از اسلام ستیزی شان، بدست این گروه عملی می گردد. این یک فعالیت سیاسی است نه علمی.
اما هزگز موفق نخواهند شد، زیرا این اصول مبتنی بر: اعتقاد به وجود خدا. و دخالت دادن خواست الهی در این عرصۀ علمی. و این نیز امکان ندارد مگر با پذیرفتن قرآن و اهل بیت، زیرا در ادیان و مذاهب دیگر خبری از اینگونه مطالب علمی نیست. پس یا باید این اعتقادها را داشته باشند و یا همچنان در تناقضات گرفتار خواهند ماند.
من نمی گویم باید آقایان این اعتقادات را داشته باشند، می گویم اکنون که چنین اعتقاداتی ندارید، این اصول را که از منبع قرآن و حدیث استخراج شده مصادره نکنید، زیرا این اصول قابل مصادره نیست و بقول حافظ شیرازی- که بنده عقایدش را نمی پذیرم اما هنرش را می ستایم- که می گوید:
ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری

در مقالۀ «اساسی ترین اصول در کیهان شناسی» شرح داده ام که پانزده اصل را از قرآن و حدیث استخراج کرده و اعلام کرده ام که دست هیچ دانشمند فیزیک و دست هیچ دانشمند کیهان شناسی به آنها نرسیده، و خط و مرز خودم را با همۀ دانشمندان این علوم روشن کرده ام. و جای ابهامی باقی نگذاشته ام. و چون هیچ امکاناتی برای دفاع ندارم؛ نه به دولتی تکیه دارم و نه به رسانه های شنیداری و دیداری، گفته ام: دستکم اولین کسی هستم که این اصول را اعلام کرده ام. پس وجدان علمی اقتضا می کند که دیگران پا به روی این واقعیت نگذارند. اما گوئی «توقع وجدان» از برخی افراد توقع بی جا است که هست.
در آن مقاله این اصل را نیز توضیح داده ام که: آنچه جهان را مدیریت می کند جاذبه (قانون نیوتن) نیست، بل قانون دافعه است که جهان را اداره می کند. ظاهراً مصادرۀ این اصل برای شان غیر ممکن است، یا در این روند تدریجی مصادره، به برنامه های بعدی موکول شده است.
آقایان هنوز می خواهند اصول اساسی کیهان شناسی را مطابق قانون نیوتن (جاذبه) و گرانش، توضیح دهند، با اینکه برخی از دانشمندان بزرگ نارسائی (و غلط بودن) آن را گوشزد کرده اند، و بنده روشن کرده ام آنچه جهان را مدیریت می کند جاذبه نیست بل دافعه است و منشأ این نیروی عظیم دافعه همان جوشش مواد و انرژی های جدید از مرکز جهان است. هاوکینگ این اصل را مصادره کرده و نام آن را «میدان هیچ» گذاشته است اما درنیافته که با پذیرش این اصل دیگر جائی برای قانون نیوتون نمی ماند. شرح بیشتر در کتاب «قرآن و نظام رشته ای جهان» و در مقالۀ «اساسی ترین اصول در کیهان شناسی».
بارزترین و ابتدائی ترین و روشنترین غلط در قانون نیوتن این است که: منشأ این نیروی عظیم جاذبه چیست؟[/b] این جاذبه از چه چیز و از کجا ناشی می شود؟
آقای نیل توروک خودش را به گالیله تشبیه می کند، در حالی که گالیله هرگز تاس اندازی نکرده است. و ابزار دست سیاستمداران نبود.
مرتضی رضوی
1393،1،15 هـ ش.
1434،6،4 هـ ق.

[1]شرح بیشتر در کتاب «تبیین جهان و انسان».- این رقم را نیز غربیان سرقت کرده و اینک همگی به آن معتقد شده اند، ظاهراً اولین کسی که این اصل را مصادره کرد، ت، پادمانابان، در کمبریج در کتاب «پس از نخستین سه دقیقه» است.
[2]آیۀ 33 سورۀ انبیاء- و آیه 40 سورۀ یس.
[3]آیۀ 47 سورۀ ذاریات.
[4]در «تبیین جهان و انسان» به این پرسش پاسخ داده ام.

جالبه. کسی که این حرفا رو زده تعاریف بدوی بیشتر کلمه ها تو علم فیزیک رو هم بلد نبوده. ایشون صرفا دچار اثر dunning-kruger شدن که با کمی راهنمایی این حالت برطرف می شه. البته اون قدرا بد نیست که کسی چنین حرفی بزنه. این که چنین حرفایی طرفدار پیدا کنه بیشتر جای تاسفه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۲, ۲۰/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۳ ۱:۲۹ توسط صفویان.)
شماره ارسال: #28

(۱۹/آبان/۹۳ ۲۲:۰۰)namekarbary نوشته است:  جالبه. کسی که این حرفا رو زده تعاریف بدوی بیشتر کلمه ها تو علم فیزیک رو هم بلد نبوده. ایشون صرفا دچار اثر dunning-kruger شدن که با کمی راهنمایی این حالت برطرف می شه. البته اون قدرا بد نیست که کسی چنین حرفی بزنه. این که چنین حرفایی طرفدار پیدا کنه بیشتر جای تاسفه.
لطفا شما بفرمایید اگر جهان امروزی زائیده یک جهان قبلی است ( که هست) آن جهان قبلی زائیده کدام جهان است و آن دیگری زائیده کدام جهان مسبوق بر خود است. و. . . ؟؟؟ !!!
شما و آن پروفسور فیزیک شما چگونه با عینک فیزیک و حتی فیزیک نظری با محاسبات و معادلات ریاضی و رصد تجربی به این مسئله پاسخ خواهید گفت؟
چه پاسخ درخوری برای حل این مشکل و چه راهکاری برای خروج از این بن بست ارائه می فرمایید؟؟
یا باید کل صورت مسئله را پاک نمود تا دیگر جای هیچ مناقشه ای نباشد و یا این که باید یک رخنه گریزی به سوی حقیقت یافت. و یا اینکه عقل را در این دایره سرگردان دانست و به دنبال جفنگیات هیات مندرس و پوسیده بطلمیوس رفت که قرنها است به تلی از آوار مبدل گردیده است .
بحث روی مسائل فیزیکی نیست چیزی فراتر از فیزیک، فیزیک نظری هست، بحث روی زمانی است که زمانی هم نبود، حرف درباره روزی است که روزی هم نبود! بحث روی مسائلی و اصول اساسی است، روی هفت آسمان است که زمین ما در میان منظومه شمسی و منظومه شمسی روی کهکشان راه شیری و کهکشان راه شیری با میلیاردها کهکشان دیگر در آسمان هفتم تا برسید به آسمان اول... چیزی است فراتر از حتی تصور انسان، حتی پای ارقام نجومی هم از دامنه آن کوتاه است چه برسد به رصد و کاوشگر هابل و مابل و ... بحث روی ایجاد است، روی میدان "هیچ" است و این میدان هیچ چه ربطی به فیزیک دارد؟؟
شكوه و عظمت خداوند در همين نكته نهفته است كه از كوچكترين چيز ، چيزي به عظمت و هيبت كائنات را خلق نموده است طبق مستند داستان آفرینش آن هسته اوليه كه به اندازه يك نخود بوده خلق نگرديده بلكه ايجاد و از مقوله كن فيكن مي باشد خداوند امر كرد: بشو . و آنگاه شد
حتي مقوله خلق بعد از مرحله ايجاد هست يعني خلق و پديد آمدن چيزي از چيزي بعد از ايجاد اين هسته اوليه است كه به منصحه ظهور مي رسد
آنچه من از مستند داستان آفرینش استنباط می نمایم: ماده اولیه یا همان هسته کوچک اولیه ایجاد گردیده است نه خلق. و فیزیک نظری می تواند در عرصه مخلوقات اظهار نظر نماید و نه مسبوق بر آن گوی کوچک اولیه ایجاد و انشا گردیده نه خلق. چون جریان مستمر خلق و پدید آمدن چیزی از چیزی دیگر دقیقا پس از ایجاد آن هسته کوچک اولیه است. حتی مقولات کمی و زمانی و مکانی همگی پس از ایجاد آن گوی کوچک است. ایجاد یعنی کن فیکن. و خداوند امر فرمود: بشو ، و آنگاه شد. کیفیت و چگونگی ایجاد آن هسته اولیه برای ما مکشوف نیست. و جز خداوند کسی برآن آگاه نیست. چراکه عقل انسان نیز از جمله مخلوقات است و عقل قادر به درک مسبوق بر خلق خود نیست. می توان به صورتی دیگر بیان داشت: تمامی مقولات کیفی و کمی و هرنوع سوالی محدود به زمانی است که چیزی خلق شده باشد. زمانی و مکانی پدید آمده باشد. در حالی که آن گوی اولیه ایجاد گردیده و پس از آن می بینیم که جریان خلق به راه می افتد و زمان و مکان نیز معنی و مفهوم می یابدخوب این توضیح دادم تا مشخص شود حد اقل ایجاد آن هسته کوچک اولیه از عرصه حتی عقل بشری خارج است چه برسد به فیزیک نظری دوستان باید توجه داشته باشند که باید ایران و ایرانی را باور کنند. خصوصا ما که معتقد به اعجاز قران و این که قرآن از منبع وحی است. تمامی این منابع در کتاب قرآن و احادیث ما هست. منتها این مستند با توسل به همان آیات غبار و رسوبات تفسیر اخلاقی و موعظه ای از قرآن را کنار می زند و یک تحلیل و تبیین علمی ارائه می دهد. پیش از ایشان معمولا این آیات بیین قرآن یا به اخلاقیات و یا به مواعظ تفسیر شده است
اکنون اگر یک ایرانی با توسل به آیات قرآن که کلام خداوند است به این یافته های شگرف برسد عیبی دارد؟ به جای این که بنشینیم و اندیشه کنیم که این محاسبات آیا درست است یا خیر بی گدار متهم کنیم؟ این چه خود کم بینی است که ما را سخت در خویش محصور ساخته است؟
جالب این است که هم برخی از به اصطلاح متدینین بر این مستند می تازند و هم برخی از سکورلارهای غربگرا... و البته کم نبودند که از این مستند تمجید و تقدیر هم کردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۲۱, ۱۴/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۳ ۳:۲۳ توسط صفویان.)
شماره ارسال: #29

هاوکینگ قبلا مرگ فیزیک و چندی پیش نیز خبر مرگ فلسفه ها را اعلام نمود اما زمزمه پایان فیزیک پیش از این در روزهای اوج فیزیک نیوتنی شنیده شده بود. در همان زمان ناتوانی در تبیین مدار اورانوس به تدوین مکانیک لاگرانژی انجامید و دوباره در اوج غرور مکانیک لاگرانژی در قرن نوزدهم، آزمایش مایکلسون- مورلی و آزمایش پرتو کاتودیک دوباره رویای پایان فیزیک را نقش بر آب کرد و با آمدن نسبیت و کوانتوم، فیزیک نیوتنی ای که قرار بود پایان فیزیک باشد، در ابعاد اتمی و سرعت های بالا بی اعتبارشد. در هر حال اینکه بشر روزی خواهد توانست بر طبیعت غلبه کند یا نه و آیا روزی خواهد آمد که پاسخ همه رازهای طبیعت را داشته باشد چیزی است که باید زمان و آینده درباره اش قضاوت کند.

و اکنون شما دوست گرامی می بینید که فیزیک هم چندان که باید مورد اعتماد نیست... اما اینجا اصلا موضوع روی اعتماد و عدم اعتماد نیست بلکه موضوع این است که اعلام مرگ فیزیک یک نظریه غیر فیزیکی است!!!!!
و حالا هاوکینگ پس ار خبر پایان فیزیک، خبر مرگ فلسفه را می دهد و ادعا نموده که فلسفه مرده است و از آنجا که مرگ فلسفه را مانند فیزیک به آینده حواله ننموده این ادعا قابل بحث و پی گیری است. چرا که اعلام مرگ فلسفه ها یک نظریه کاملا فلسفی است!!!!
در همین صفحه در ارتباط با نظریه هاوکینگ در خصوص مرگ فلسفه ها مطلبی ارائه شد که اگر کمی آن را تورق می فرمودید مسئله کمی برایتان روشن می شد:
در اینجا مباحث از حوزه صرف فیزیک خارج می شود و در عرصه هستی شناسی جریان می یابد. این گونه مباحث شاید در ابتدایی ترین سطوح به آموزه های ابتدایی فیزیک نیاز باشد اما در استمرار و امتداد آن کارایی ندارد. آموزه های فیزیکی در حد یک فرد عادی و عامی هم برای ورود به این مباحث کفایت می کند... مفاهیمی همچون حرکت، تغییر و زمان و انرژی و ماده و جرم و ... حتی عرصه بسیط و گسترده این مباحث چندان در افقی از دور دست ها جریان می یابد که حتی کاورشگر هابل و مابل و رصد های نجومی به گردش هم نمی رسد!!! چه برسد این که بخواهیم این نوع مباحث هستی شناختی را از روزنه محدب عدسی تلسکوپ بنگریم.
و صد البته این بدان معنا نیست که از واقعیت عینی و جهان خارج فیزیکی خارج شویم و دوباره به سیر قهقرایی فرو رویم و در لاطاعلات فلسفه ارسطویی و از نوع توهمات انتزاعی صدرایی فرو رویم.
همان فلسفه ای که چشم انداز و جهان بینی اش تا نوک بینی اش است، و متاسفانه هنوز هم برخی تحت عنوان کیهان شناسی در خزعبلات هیات بطلمیوسی و نه فلک ارسطو با نام فلسفه اسلامی به خورد دانشجویان و طلاب حوزه های علمیه می دهند.
در ثانی اگر رشته هاوکینگ فیزیک هست به چه مجوزی وارد مباحث کلی و فلسفی می شود و ادعا می نماید فلسفه ها مرده است؟؟؟؟!!!!
دوست گرامی باید بدانید که هاوکینگ در ابتدای مباحث جهان نشاسی از حوزه فیزیک سخن می گوید اما وقتی کمی این حوزه گسترش یافت و از بالای جهان هستی به هستی نگاه کرد، و در راستای چنین نگرش کلی اظهار نظری نمود این نظریه هستی شناختی است نه جهان شناسی... وقتی می گوید زمانی بود که زمانی نبود، وقتی که می گوید کائنات از میدان هیچ بوجود آمده است، یعنی چه؟؟؟
شما بفرمایید کدام قانون فیزیکی چنین نتیجه ای را می دهد ؟؟؟ کدام محاسبه و تخمین ریاضی ایشان را راهبر به چنین نظریه ای نموده است؟؟؟
اگر نمی دانستید بدانید که این اظهار نظر ها و فرضیه ها و تجویزها اساسا ربطی به فیزیک به معنایی که شما می فهمید ندارد.
همانطور که هاوکینگ فیزیکدان و پژوهشگر فیزیک می تواند چنین نظریاتی که ربطی به فیزیک ندارد بدهد، پس یک نفر غیر فیزیک دان هم می تواند در راستای مباحث کلی فیزیک نظریات هستی شناختی هم ارائه دهد.
اگر نمی دانستید بدانید که اندیشمندان بزرگی همچون انیشتین هم در عین اینکه یک فیزیک دان بود به اظهار نظر های هستی شناختی پرداخته است و هر اندیشمند علوم تجربی که رفته رفته فراتر رفته در نهایت سر از مباحث کلی و جهانشمول در آورده است. این را نیز بدانید که علوم هرگز از هم بریده نیستند یکی از جزئیات و فیزیک به مباحث کلی سیر می کند و دیگری از مباحث کلی وارد مسائل جزیی و رصد تجربی می رسد. هر چند که از جزئیات به کلیات سیر درستی است.به عبارت درست تر ابتدا از زمین شروع و بعد به آسمان پرداخت... یک مثل معروف میگه: کار زمین ساختیم به آسمان پرداختیم؟؟!!

اقتباس جناب استفان هاوکینگ و نیل ترک و دیگر آکادمی های غربی از نظریات صریح این کتاب مسلم است چرا که تاریخ چاپ و انتشار کتاب تبیین جهان و انسان در سال 1372 بوده است.
یعنی 21 سال پیش این کتاب منتشر و چهار نسخه از آن نیز به آکسفورد و دانشگاه کرنل و دیگر آکادمی های غربی ارسال گردیده و رسید آن نیز دریافت گردیده است.
نویسنده در مقدمه کتاب خود می نویسد : قبل از چاپ این کتاب مطالب آن در سالهای 1354 ، یعنی 40 سال پیش در محافل علمی از سوی نویسنده تدریس گردیده است.
و این در حالی است که استفان هاوکینگ در سال 1376 یعنی پس از سه سال از دریافت کتاب مذکور شتابزده به ارائه رقمی در باره عمر جهان پس از بیگ بنگ می پردازد
که دقیقا با رقم کتاب مذکور یکسان است. حتی ایشان نه تنها به ارائه رقم موجود بلکه با بیان عین عبارت کتاب که آن هسته کوچک اولیه به اندازه یک نخود بوده است، اقدام می نماید.

یکی از اصول اساسی و کلیدی که در کتاب تبیین جهان و انسان آمده و در مستند زیبای داستان آفرینش جهاننیز به آن اشاره شده است، قانون دافعه است که کاملا برخلاف نظریه مشهور قانون جاذبه نیوتون است!
اکنون با آمدن نسبیت و کوانتوم، فیزیک نیوتنی ای که قرار بود پایان فیزیک باشد، در ابعاد اتمی و سرعت های بالا بی اعتبارشده است. اکنون با بی اعتبار شدن قانون جاذبه نیوتون به دنبال یک جایگزین هستند که این خلاء و این حلقه مفقوده را پر نماید.

پیش بینی من این است که زمانی نخواهد گذشت که این نظریه نیز از طرف آنها مصادره خواهد شد!!!
دور نیست تا جناب استیفان هاوکینگ نماینده و تریبون جهان غرب از فراز سکوی کیهان شناسی و کرسی فیزیک اعلام نماید که آنچه باعث گسترش شگفت انگیز جهان کائنات می گردد نه قانون جاذبه که قانون دافعه است.


مفهوم "میدان هیچ" که کائنات از آن آغاز گردیده دقیقا به معنای همان "ایجاد" است که بارها و بارها در کتاب به شرح و بحث آن پرداخته شده است.
به تازگی نیز به وجود بیگ بنگ های متعدد اشاره می نمایند که این نیز از جمله مباحث کلیدی در کتاب مذکور است که تحت عنوان "بیگ بنگ های شش گانه" نباء عظیم و یا مهبانگ از آن سخن رفته است.
البته دوستان توجه داشته باشند که عرصه این مباحث از حوزه صرفا فیزیک و رصد تجربی خارج است و در گستره هستی شناسی جریان می یابد.
چرا که مباحثی همچون "میدان هیچ" و مرگ فیزیک و پایان کیهان شناسی و مرگ فلسفه ها چیزی نیست که بتوان آن را در لابلای فیزیک آکادمیک جستجو نمود!!!

البته متاسفانه هیچ مرکز علمی و معنوی در ایران وجود ندارد تا متصدی دفاع از نظریات علمی باشد،
من به نوبه خود از شرکت و همراهی دوستان در این بحث سپاس گذارم، انتظار می رود کمی نیز در انتشار و دفاع معنوی از این یافته های علمی در مراکز علمی بکوشیم
و نگذاریم برای همیشه غربی ها میراث گران بهای ما را به یغما برند و به نام خود سرقت نمایند.
آنها یافته های طبی ابن سینا، ذکریای رازی، جابر ابن حیان ، ابن بطوطه و . . .سرقت و هنوز هم ادامه دارد...
موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مستند "گاو خشمگین"، یک داستان واقعی از وال استریت mohamed92 1 2,242 ۵/آبان/۹۳ ۰:۰۷
آخرین ارسال: cena

پرش در بین بخشها:


بالا