|
پیامک های مناسبتی
|
|
۱۱:۳۱, ۲۲/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۰ ۱۱:۵۵ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
گفتم نزدیک دهه اول فاطمیه هستیم و حداقل پیامک برای خانم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) کم نیست و از یک طرف اینکه پیامک برای ما بقی ائمه و امامان هم در زمان خودشون کم نیست حال چه ولادت ها و چه شهادت ها میشه گفت که همیشه در این مبحث مطالب جدید ارسال میشه ممنون سلام اولین پست هم خودم میزنم تار و پود مصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک لاله بود، آن هم بسوخت از فاطمه اکتفا به نامش نکنید/ نشناخته توصیف مقامش نکنید هر کس که در او محبت زهرا نیست/ علامه اگر هست سلامش نکنید |
|||
|
| آغاز صفحه 20 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۸, ۲۳/تیر/۹۲
شماره ارسال: #191
|
|||
|
|||
|
آمد رمضان هست دعا را اثری دارد دل من شور و نوای ديگری ای داور بخشنده به ما كن نظری |
|||
|
|
۰:۵۷, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #192
|
|||
|
|||
|
سلام
با مال خویش یاور دین خدا شدی / در روز سخت همنفس مصطفی شدی ای که کفن برای تو از عرش آمده / مادر بزرگ بی کفن کربلا شدی السلام علیک یا خدیجه الکبری السلام علیک یا مادر |
|||
|
|
۱۰:۵۹, ۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #193
|
|||
|
|||
|
ما را به دعا کاش فراموش نسازند رندان سحر خیز که صاحب نفسانند التماس دعا در شبهای قدر |
|||
|
|
۳:۱۲, ۱۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #194
|
|||
|
|||
|
پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟ / این سرزمین غم زده در چشمم آشناست
این سرزمین که بوی نی و نیزه می دهد / این سرزمین تشنه که آبستن بلاست گفتند: عقر بابل و طف ... شاطی الفرات / گفتند: قاضریه و گفتند: نینواست دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح / آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست! طوفان وزید از وسط دشت ناگهان / افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست زخمی تر از مسیح در آن روشنای خون / روی صلیب دید سر از پیکرش جداست طوفان وزید ... قافله را برد با خودش / شمشیر بود و حنجره و ... دید در مناست باران تیر بود که می آمد از کمان / بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست |
|||
|
|
۱:۰۹, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #195
|
|||
|
|||
|
مشک را که پر آب کرد،از خوشحالی
حتی حواسش نبود دستانش نیستند... بعد ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت.... که باز فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش... فقط وقتی حسین امد بالای سرش می خواست دست به سینه ، سلام دهد که تازه فهمید دستانش نیستند...!! صلی الله علی الباکین علی الحسین علیه السلام |
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۲۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #196
|
|||
|
|||
|
هروقت سیلی خوردی بگو :یازهرا
هروقت دستت روبستند بگو :یاعلی هروقت بی یاورشدی بگو :یاحسن هروقت تشنه شدی بگو :یاحسین هروقت شرمنده شدی بگو :یاعباس هروقت سیلی خوردی، دستت روبستند، بی یاورشدی، تشنه شدی، شرمنده شدی بگو :امان از دل زینب |
|||
|
|
۱:۲۵, ۲۵/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۲ ۱:۲۵ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #197
|
|||
|
|||
|
بـس کـن رباب زخــم گلــو را نشـان مـده / قنداقه نیست دست خودت را تکان مده
دیگر ز یادت این غم سنگین نمی رود / آب خوش از گلــوی تو پائین نمی رود بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود / این گــریه ها برای تو اصغــر نمی شود |
|||
|
|
۲:۴۳, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #198
|
|||
|
|||
|
رقیه الحسین سلام الله علیها
از ترقی میاد ... کارش ترقی دادن دوستان حسین علیه السلام هست |
|||
|
|
۱۱:۲۰, ۱۳/آذر/۹۲
شماره ارسال: #199
|
|||
|
|||
|
ﭼﻘﺪر ﺧﻨﺪه دار است ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳــﺎﻋﺖ ﺧﻠﻮت ﮐﺮدن ﺑﺎ ﺧﺪا ﻃﻮﻻﻧﯽ و ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎﺳﺖ
وﻟﯽ 90 دﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎزی ﯾﮏ ﺗﯿﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎل ﻣﺜﻞ ﺑﺎد ﻣﯽ ﮔﺬرد! |
|||
|
|
۱۷:۵۴, ۲۵/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اسفند/۹۲ ۲۱:۲۹ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #200
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت ایام فاطمیه که مقارن شده با ایام تحویل سال تصمیم گرفتم در این تایپک پیام هایی که مربوط به ایام میشه را در یک پست جمع آوری کنم تا دوستان راحت تر از آن استفاده نمایم . [/font] و برای دیگر دوستان خود ارسال نمایند باشد که بتوانیم ذره ای ازاقیانوس غربت مادر کم نماییم با تشکر از همه دوستانی در اون تایپک ارسال داشتند در ضمن تقدیر و تشکر ویژه از برادر عزیم جناب نهج الحسین که واقعاً ارسالهای عالی داشته اجرش با خود مادر سیلی خورده و پهلو شکسته هر که نامی را نهاده روی این سال جدید بهر ما دیوانگان امسال سال «فاطمه»ست هر کسی برنامه ای دارد در این آغاز سال من که تعطیلات نوروزم برای «فاطمه»ست در دو عالم جلال ما زهراستــ رمز تغییر حال ما زهراستـــ عید با فاطمیه می آید ذکر تحویل سال ما زهراستــ امسال نوبهار شروعش به ماتم است زیرا كه قلب عالم امکان پر از غم است باید که پاس حرمت زهرا نگاه داشت سالی که فاطمیه و نوروز توأم است امسال شروع سال ما با زهراستـــ یا مقلبــ القلوبــ دنیا زهراستـــ در لحظه ی تحویل، سر سفره ی عید ذکر دل بی قرار ما یا زهراستــــ دلم را آذین شال سیاه فاطمه می بندم ... سرم را سربند یا فاطمه می بندم ... خوبی ، بدی و هر آنچه هست و نیست ... دلم را به خاک روی چادر فاطمه می بندم امسال نوبهار شروعش به ماتم است زیرا كه قلب عالم امکان پر از غم است باید که پاس حرمت زهرا نگاه داشت سالی که فاطمیه و نوروز توأم است آری صدای آه گاهی گوشه دار است آثار قلبی سوخته از روزگار است بایدمیان شعله ها سینه سپر کرد در این دیاری که چنین قحطی یار است خاک دو عالم بر سر اهل مدینه زهرا به امداد علی مرکب سوار است هر کس که می خواهد بداند فاطمه کیست؟؟؟ خون در ودیوار نقش اقتدار است باید به خون غلطید در حفظ ولایت ورنه ولایت محوری تنها شعار است داغ دو دست بسته سنگین تر ز سیلی ست باور کنید این مرد صاحب ذوالفقار است نفرین به آن مسمار و هرکس که لگد زد بنگر چگونه مادر ما بی قرار است سادات خون گریند تا روز قیامت زین گفته ام سری نهفته آشکار است تا فضه آمد دید بار شیشه افتاد فریاد زد نامرد بی بی ..... است تاریخ هم مانده چه پاسخ گوید این حرف آخر چرا زهرای اطهر بی مزار است رنــگ ســالِ امســال ، گـویی نیـلـی اســت ، همـرنــگ ِ چهــره مــادر... و عطــرِ سالِ امســال، عطــر ِ یـاسِ پـــرپــر... در سال جدید شعار ما یا زهراست
عیدی به تمام شیعیان با مولاست نوروز شد و بهار زیبا آمد سبزینه ای بر قامت دنیا آمد بر سفره ی هفت سین، کنار قرآن گلبانگ دعا به روی لبها آمد هر حال که حُسن است طلب بنمودیم ذکر فرج حضرت مولا آمد دستان علی مدد کند ایران را سالی که قرین به نام زهرا آمد در سرش خیره سری فکر خیانت دارد دست سنگین کسی میل جنایت دارد یک نفر نیست بگوید مزن این قدر لگد پشت در حضرت زهراست خجالت دارد همه جز چند نفر بنده شیطان شده اند میخ در هم به علی قصد خیانت دارد دود از چادر زهرا به ثریا رفته آسمان باز از این خاک شکایت دارد فاطمه سوخت ولی باز دم از حیدر زد شیعه شیر خدا غیرت و همت دارد این که این گونه تن فاطمه را لرزانده عقده از واقعه عید ولایت دارد سوخت در تا که به قنفذ برسد سهمیه ای چه قدر خانه خورشید کرامت دارد سلام ما به فاطمه سلام ما به پهلوی شکسته ات سلام ما به بازوی کبود تو سلام ما به قبر بی چراغ تو زهراست یادگاری نور خدای من خورشید صبح و ظهر و غروب سرای من پرواز می کنیم از این خانه تا خدا من با دعای فاطمه او با دعای من ما نور واحدیم، نه فرقی نمی کند من جای او بتابم و یا او به جای من مست تجلیات خداوندی همیم من با خدای اویم و او با خدای من یک طور حرف می زند انگار بوده است در ابتدای خلقت و در ابتدای من دنیا! تمام آن چه که داری برای تو یک تار موی خاکی زهرا برای من کاری که کرد فاطمه کار امام بود زهراست پس علیّ من و مرتضی من ما یک سپر برای جهازش فروختیم چیزی نبود تا که بمیرد به پای من هر شب دلم به گفتن یک فاطمه خوش است از من مگیر دل خوشی ام را خدای من علی اکبر لطیفیان نه هوای تازه و نه لباس نو می خوام هفت سین من تویی من فقط تو رو می خوام دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمی خواد کاش یکی ما دوتا رو با هم آشتی می داد شب عیدی آسمون وقتی که میباره بیش تر از شبای پیش عطر قرآن داره ببین امشب قلبم مث آیینه روشنه آیینه ی زلال من دیدن عید منه سال نو یعنی تو وقتی از در تو میای نذر کردم امشب سفره چیدم که بیای شب عیدی اسمون وقتی که میباره بیشتر از شبای پیش عطر قران داره ببین امشب قلبم مث آیینه روشنه ایینه زلال من دید عید من شادی از تقویمم بی تو رفت و برنگشت انتظارت من کشت توی سالی که گذشت محسن چاووشی وقتی جوانه نیست کجا عید می شود مادر که خانه نیست کجا عید می شود مادر بهانه ی همه عاشقانه هاست وقتی بهانه نیست کجا عید میشود با گفتن " ربنا..." دلم میگیرد با "حی علی العزا" دلم میگیرد تنها نه که فاطمیه ای مادر من هرهفته دوشنبه ها دلم میگیرد * هم سنگ صبور حیدری حق داری هم دل نگران دختری حق داری با دست شکسته شانه برداشته ای... سخت است ولی تو مادری حق داری * بیچاره حسن که از درون می گرید بر ملحفه های لاله گون می گرید ای وای حسن وای حسن وای حسن با دیدن درب خانه خون می گرید * خوردی به زمین و من عزادار شدم با دیدن سینه ی تو بیمار شدم با هق هق گریه های خود خوابم برد با خس خس سینه ی تو بیدار شدم * نه گواه غم زهرای علی هاله ی اوست بلکه پیراهن او گلشن آلاله ی اوست در و دیوار و غلاف و لگد و میخ در و... ...بی کسی های علی آلت قتاله ی اوست * امروزه فقط جنگ کلام است به قرآن نوروز هوس های عوام است به قرآن شیرینی و آجیل و لباس نو مگیرید در فاطمیه عید حرام است به قرآن فدای گریه ی خونین چشم بیمارت چه سخت میگذرد لحظه های تبدارت تمام شهر دعا می کنند جان بدهی تمام شهر ندارند چشم دیدارت کسی به خانه ما سرنمی زند دیگر مگر به نیت سوزاندن دلِ زارت پدر رسیده و در می زند ولی تنها چگونه می روی این راه را پیِ یارت دو دست روی زمین می کشی به جای نگاه تو می روی و به سر می زند پرستارت دوباره پهلوی تو درد میکند مادر؟ که سرخ تر شده امشب لباس گل دارت برای نیم نفس هم نمیشوی آرام که می دهد ترک کنج سینه آزارت حسن لطفی آه آه ای همرهان، آهستهتر میبرید اسرار را، سر بستهتر این تنِ آزرده باشد جان من جان فدایش، او شده قربان من همرهان، این لیلهی قدر من است من هلال از داغ و این بدر من است اشک من زین گل، شده گلفامتر هستیام را میبرید، آرامتر وسعت اشکم به چشم ابر نیست چارهای غیر از نماز صبر نیست چشم من از چرخ، پُر کوکبترست بعد از امشب روزم از شب، شبترست زین گل من باغ رضوان نفحه داشت مصحف من بود و هجده صفحه داشت مرهمی خرج دل چاکم کنید همرهان، همراه او خاکم کنید امسال بهار غرق ماتم شده است نوروز به فاطمیه توأم شده است کی شاد دل شیعه شود از نوروز وقتی که دل علی پر از غم شده است هشیار باشید عید امسال ابتر است هر چه باشد فاطمیه روضه خوانی بهتر است گریه و سینه زنی ، بیرق و بزم عزا جانمی جان بچه ها امسال سال مادر است شكسته تر شده و دست بركمر دارد چه پيش آمده ! آيا حسن خبر دارد؟ به گريه گفت كه زينب مواظب خود باش عبور كردن از اين كوچه ها خطر دارد شبيه روز برايم نرفته روشن بود فدك گرفتن از اين قوم دردسر دارد گرفت دست مرا مادرم... نشد...نگذاشت... تمام شهر بفهمد حسن جگر دارد شهود خواسته از دختر نبي خدا اگرچه ديده سندهاي معتبر دارد سكوت و صبر و رضاي خدا به جاي خودش ولي اگر پدرم ذوالفقار بردارد... كسي نبود به معمار اين محل گويد عريض ساختن كوچه كي ضرر دارد!؟ من شیعه شدم رها ز هر قید در دام محـبتت شـــدم صــید مـــادر ، به خدا نمی فروشم یک لحظه روضه ات به صد عید هر سال منم عبد عطایت مادر خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر نوروز که قابلی ندارد بی بی صد عید ، الهی به فدایت مادر لباس سال نو ام را سیاه خواهم دوخت ... که سین اولم امسال ، سوگ فاطمه است ... [/b] [font=Times New Roman]باغ من بی گل ریحانه چرا مرگ گل ماندن پروانه چرا مرگ حق است ولی فاطمه جان بین دیوار و در خانه چرا جای جای قدم تو حرم است جای نامحرم بیگانه چرا ای شریک غم تنهایی من [b]خالی از روی تو کاشانه چرا روشنی بخش سحرهای علی [b]شب چرا؟ دفن غریبانه چرا از غم دوری رویت شب و روز [b]نکنم ناله چو حنانه چرا شاعر : حاج حسین بادروج [/b] دانی که چیست این که خطیبان آسمان بر طرف هفت پایه ی منبر نوشته اند یک نکته از مکارم اخلاق [b]مرتضی است کانرا بر این کتابه به عنبر نوشته اند در معنی فضیلت [b]داماد مصطفی پیران هفت زاویه محضر نوشته اند منظومه ی محبت[b] زهرا و آل او بر خاطر کواکب ازهر نوشته اند دوشیزگان پرده نشین حریم قدس نام[b] بتول بر سر معجر نوشته اند زهرا شدی که نام علی را علم کنی پنهان شدی که هردو جهان را حرم کنی ... رو سفیدم من از همین سیاهی نمیدم این سیاهی رو به شاهی بـانـــــو! مـا در کــوچــه هـای تنــــگ زمـانـــه مــان بـرای یـاری امــام غـائـبمــان سـیــلی که هــیچ... غــصه هـم نخـوردیــم هر دم به ضريح بي نشانت اي ماه بسته ست دخيل قلب من با هر آه عمري ست تپش هاي دلم مي گويد: «يا فاطمه اشفعي لنا عندالله» [/b] عید امسال پر از بوی گل یاس شده است و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده است همه ی دشت گواهند که با بوی بهار عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده است چینش سفره امسال تفاوت دارد سین هر سفره ، سلامی است که بر یاس شده است روضه ی چادر خاکی همه جا پیچیده سیب ها طعم خوش کوثر و اخلاص شده است ابر ،در هیات یک مستمِع مداحی است بس که می گرید و دل نازک و حساس شده است جان گل های جهان پیشکش یاسی که زخمی سیلی باد و ستم داس شده است ... مریم سقلاطونی امسال به زیر پرچمش سینه زنیم
سالی که نکوست از بهارش پیداست [b]بارالهــــا تو ببین این سوز ما فاطمیــــه گشته در نـوروز ما آمدم هیئت که تا خدمت کنم بار دیگر با علـی(علیه السلام)، بیعت کنم آمدم خدمت کنم، بر اهـل دل تا نگــردم پیش مولایم، خجـل گفتم امشب سفره ای برپا کنم هفت سین عشق، در آن جا کنم مادرم زهرا(سلام الله علیها)، مرا یاری نمود بهـر چیدن، با من همکاری نمود گفت بگذار از بـرای سفــره ها سیـن اول، سیـلـی آن بـی حیـا دومین سین، سقط بود و محسنش این غم عظماسـت، گشته قاتلش سین سوم، سرخی مسمـار بـود رنـگ خــون پهلــوی آن یار بود گفت سین چهارمم کار در است سینـه ی مجروح مسمـار در است پنجمین سین، سوختن با دربها ســوختــن بـا آتـش نامـــردها سیـن شـشم، سختی درد و اَلَم دیــدن حیـدر(علیه السلام) میان موج غـم آخـرین سین از برای سفـره ام آتشــی افروخــت در کاشـانـه ام هفتمین سین، ساختن با درد بود چـون مدینه آن زمان نامــرد بود آمــدند بهــر عیـادت دیـوها با چـه رویی؟؟ من نمیدانم خـدا!! ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت زهرایی و خورشید غبار قدمت کی گفته که تو حرم نداری بانو ؟ ای وسعت دلهای شکسته ، حرمت به میخ بگید: اینجا درِ عالم اسراره، نزن! به در بگید: کنار این لاله یه دیواره، نزن! بگید به آتش: نسوزون دامن بانوی منو شعله به قلب عاشقی که پیش دلداره نزن! برگِ گُله صورت اون، طاقت سیلی نداره ـ مثل خدا ـ یاسِ منم یک گل بیخاره، نزن! این در عرشم که نبود، جای لگدهای تو نیست شش ماهه زهرا تو دلش اسم خدا داره، نزن! برگهی اثبات فدک، نیست توی دستش به خدا تنها توی دستای اون گوشهی دستاره، نزن! پاسخ حرفای یه زن غلاف شمشیره مگه حداقل تا جلوی چشم یه سرداره، نزن! نمک به زخم اسیری که نداره چاره، نزن! هی به خودم میگم: علی! اینقده بیتابی نکن ناله ـ ببین زینب اگه میشنوه، بیداره ـ نزن! وا شدن دستای اون اینهمه شلاق نمیخواد فاطمه از غصهی من چند روزه بیماره، نزن! دستمو که بستی بسه، با صبر من بازی نکن بر مشامم می رسد بوی عزای فاطمه می شوم آماده ی گریه برای فاطمه هاتفی از آسمان ها می دهد امشب ندا فاطمیّه آمده، ماه عزای فاطمه فاطمیّه آمده ای فاطمیّون غیور خانه ی دل را کنید امشب سرای فاطمه در عزایش بر تنم دارم لباس نوکری این لباس مشکی ام باشد عطای فاطمه من کجا و گریه در بزم عزای او کجا؟ اشک چشمانم بُوَد لطف خدای فاطمه بر جراحات عمیق فاطمه مرهم نهد هر کسی گرید میان روضه های فاطمه هر کسی بر بام خانه پرچم زهرا زند می شود ایمن ز غم تحت لوای فاطمه مِهر زهرا را خدا با طینتم کرده عجین افتخارم این بُوَد هستم گدای فاطمه در قنوت هر نمازم بر لبم دارم دعا بارلاها جان من گردد فدای فاطمه یاری زهرا نمودن با زبان است و عمل ای که هستی در پی کسب رضای فاطمه می رسد آوای یا مهدی هنوز از پشت در ذکر تعجیل فرج باشد دعای فاطمه کی می آیی تا بگیری انتقام مادرت؟ مهدی زهرا بیا، ای دلربای فاطمه [b] |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تصاویر و عکسهای مناسبتی( تاپیو گرافی اسلامی) | Anti gods | 20 | 15,400 |
۲/تیر/۹۱ ۲۰:۳۵ آخرین ارسال: peimane |
|









