|
اغاز امامت حضرت حجّت بن الحسن المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
|
|
۲۳:۲۴, ۳۰/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۹۱ ۲۳:۴۱ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دوستان سلام
امشب ، مصادف با شهادت جانسوز امام حسن عسکری علیه السلام هستش. از طرفی مصادف میشه با آغاز ولایت و امامت امام عصر و زمان ، قطب عالم امکان ، حضرت حجت بن الحسن عسکری علیه السلام. دوستان مباحثی رو که در زمینه ولایت و امامت حضرت هست در این پست قرار خواهیم داد. بسم الله اول خدمت فرزند یگانه امام حسن عسکری تسلیت عرض میکنین و میگیم اقا جان سرت سلامت ، و این غم جانسوز را به شما تسلیت میگیم آقا جان. رومون نمیشه بگیم ولی ما ریزه خواران خوان شماییم آمده ایم برای تجدید بیعت با شما. ومون نمیشه بگیم شیعتونیم آقا جان ولی حب شما رو تو دلمون از کوچیکی مادرامون با شیرشون به ما با شوق اینکه شیعه و محب شماییم بزرگ شدیم آقا جون. سرت سلامت. دوستان از فردا مباحث رو آغاز میکنیم یا علی |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۱۰, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
همکار محترم سلام
عید شما مبارک این امامت هست و پادشاهی و ولیعهدی نیست. اما این مثالی که زدید برای امام سجاد علیه السلام و هر امام دیگر که میزدید این موضوع را بسیار کوچک نشان دادید. اگر منظور شما از عیدالزهرا ماجرای ابولولو و ... است ، که باید با سند بیان کنید ، هرچند که اظهر من الشمس است. اما باید در نظر داشته باشید که این جشن و شادی یکی از دلایلش آغاز امامت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستش. در ابتدا هم عرض شد اول در مقام تسلیت و سرسلامتی به اقا گفتیم و بعد با ایشان عهد بستیم و امامت ایشان را تبریک گفتیم. البته نباید تولی و تبری رو فراموش کرد ولی .... لازم هست این مطالب گفته بشه تا شبه ای پیش نیاد :درست است که ما باید در این چنین روزی در غم از دست دادن امام حسن عسکری علیه السلام در غم و اندوه باشیم و از سویی دیگر نگاه میکنیم که با امامت اخرین وعده خدا قرار هست جهان رو به اون سیری حرکت کنه که همه عالم منتظر اون هستن و انبیا برای اون قدم برداشتند . ایا شادی برای این که اخرین اولاد بانوی دوسرا حضرت زهرای اطهر سلام الله به امامت برسند و با ظالمان و غاصبانی که غصب خلافت و موجبات شهادت حضرات معصومین ر وفراهم اوردن برخورد کنند ، از نگاه شما این تبریکات ایراد داره؟ حالا اگه دوعید در یک عید هم باشه کدوم عید بزرگتره؟ عید امامت یا روز مرگ خلیفه دوم؟ نمیخوایم دوباره بحث تو این تالار شروع بشه. و این موضوع بشه بازیچه ای برای مخافین خاندان اهل بیت. خوب بر شما عید الزهرا مبارک باشه. یا زهرا سلام الله[align=CENTER]أَللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذلِكَ. |
|||
|
|
۱۳:۵۸, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
آی مهدی دوستـان! عید شمـاست
این شعاع حسن خورشید شماست آنکـه باشـد عـدل و داد حیدرش حـق نهـد تـاج امـامت بر سرش وعده فیض حضور آید به گوش مـژده روز ظهـور آیـد به گوش تا کنـد محکـم اسـاس کعبه را کعبـه پوشیـده لبـاس کعبــه را می کشد چون شیر حق از دل خروش می رســد از کعبــه آوایش بـه گوش می برد از دل شکیب کعبه را می کشد اول خطیب کعبه را روی او آیینه روی خــداست پشت او محکم به نیروی خداست پیش رو خوبان عالم، لشکرش پشت سر دست دعای مادرش بـر سـرش عمـامه پیغمبر است ذوالفقارش ذوالفقار حیدر است پرچمش پیراهـن خـون خداست نقش آن رخسار گلگون خداست رشته هایش از رگ دل پاک تر از گل پرپر شده صـدچاک تر حنجـر او نینـوای زینبین نعر? او «یا لثارات الحسین» اشک چشمش خون هفتاد و دو تن چهره: تصویـر حسین است و حسن خیمـه اش آغـوش حی دادگر مقدمش چشمِ قضا، دوش قدر عدل از نـور جمـالش منجلی پــایتختش کوفـه مـانند علی آسمـان پروانـه ای دور سرش خلق پندارند خود را در برش آسمان چـون حلقه در انگشت او ملک امکان قبضه ای در مشت او فـرش راه لشکـرش بــال ملک جــای سم مـرکبش دوش فلک مکـه را بستانـد از نـا اهل هــا بشکند پیشانـی از بوجهل هــا شیعه گردد حکمران در آب و گل کــوری این بازهـای کــور دل عیــد موسا و عصا و اژدهاست عید مرگ فرق? باب و بهاست ای امـام عصـر عاشورائیـان ای امیــد آخـر زهرائیــان ای به عهد مهدویت مهـد مـا ای نفس هایت دعای عهد ما عمر ما بی تو بـه سـر آمـد بسی ای پنـاه شیعـه تـا کی بیکسی تـو بـه ما بینایی و ما از تو کور تو به ما نزدیکی و ما از تو دور ای ز چشـم مـا به ما نزدیک تر تـا دل دشمـن شـود تاریک تر چند میثم با تو نزدیک از تو دور؟ سیـدی مـولایی عجـل لظهـور |
|||
|
|
۲۱:۰۱, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بارها دست دل را گرفتم و او را
به هر کوي و برزني که نشاني از تو داده اند، کشاندم. به هر سو نظر افکندم و پرنده دلم را به هواي تو پرواز دادم. گفته اند مي آيي. نکند آمدنت فراتر از پيمانه عمرم باشد. از سال ها پيش مي شناختمت. تو در خون رگ هاي شيعه جاري هستي. در تار و پودشان، در ذرّه ذرّه وجودشان، در پشت قلب هاي شکسته مؤمنان، در صداي لرزان «الغوث الغوث»شان که مظلوميّت از آن مي بارد. |
|||
|
|
۲۳:۱۴, ۲/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۱ ۲۳:۱۶ توسط somayeh.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
یا رب به طه به یس به معراج احمد ،به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی به وحی الهی به قرآن جاری، به تورات موسی و انجیل عیسی بسی پادشاهی کنم در گدایی، چو باشم گدای گدایان زهرا(سلام الله علیها) چه شبها که زهرا دعا کرده تا ما، همه شیعه گردیم و بی تاب مولا غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما،مسیرت مشخص ،امیرت مشخص،مکن دل دل ای دل،بزن ای دل به دریا که دنیا که دنیا به خسرا ن عقبی نیرزد،به دوری ز اولاد زهرا(سلام الله علیها) نیرزد و این زندگانی فانی جوانی،خوشی های امروز و اینجا،به افسوس بسیار فردا نیرزد اگر عاشقانه هوادار یاری،اگر مخلصانه گرفتار یاری،اگر آبرو می گذاری به پایش، یقینا،یقینا گرفتار یاری بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟ به شانه کشیدی غم سینه اش را و یا چون بقیه سربار یاری اگر یک نفر را به او وصل کردی،برای سپاهش تو سردار یاری به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟چه مقدار بیتاب و بیمار یاری؟ دل آشفته بودن دلیل کمی نیست،اگر بی قراری بدان یار یاری و پایان این بیقراری بهشت است،بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری نسیم کرامت وزیدن گرفته،و باران رحمت چکیدن گرفته مبادا بدوزی نگاه دلت را به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدن گرفته خدایا به روی درخشان مهدی،به زلف سیاه و پریشان مهدی به قلب رئوفش که دریای داغ است،به چشمان از غصه گریان مهدی به لبهای گرم علی یا علی اش،به ذکر حسین و حسن جان مهدی به دست کریم و نگاه رحیمش،به چشم امید فقیران مهدی به حال نیاز و قنوت نمازش،به سبحان سبحان سبحان مهدی به برق نگاه و به خال سیاهش،به عطر ملیح گریبان مهدی به حج جمیلش به جاه جلیلش،به صوت حجازی قرآن مهدی به صبح عراق و شبانگاه شامش،به آهنگ سمت خراسان مهدی به جان داده های مسیر عبورش،به شهد شهود شهیدان مهدی مرا دائم الاشتیاقش بگردان،مرا سینه چاک فراقش بگردان تفضل بفرما بر این بنده بی سرو پا،مرا همدم و محرم و هم رکاب سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان یا مهدی مددی |
|||
|
|
۱۴:۳۶, ۱۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام بسم الله الرحمن الرحیم [b]سلام دوستان به مناسبت ایام شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را پیشا پیش تسلیت و برای تسلی قلب فرزندشون این پست رو پر کنید ز عطر صلوات و پیام تسلیت و اسعاری که دارد تا ما هم با حضرت در غم از دست دادن پدری رئوف ، سهیم باشیم. [/b] [b] باز هم می شود حسینیه وسعت قلب درد پرورتان سامرایی شدیم و می گوییم تسلیت، تسلیت امام زمان تسلیت ای به درد ها مأنوس تسلیت ای بَقیَّتُ الزَّهرا بیت الاحزان سینه ات اینبار پُر شده از مصیبت بابا این حسن ها چقدر مظلومند این غریبی ز قبرشان حاکیست این حسن ها عجیب مادری اند از همین رو قبورشان خاکی است دشمنان خبیث این دو حسن قلب شان را به زهر آغشتند آتش افکنده اند در دلشان هر دو را آه، خون جگر کشتند یابن زهرا ببین ز سوزش زهر پدرت مثل بید می لرزد دم آخر درون کاسه ی آب جان مولا! چه دید می لرزد دید دور از حضور یک سقّا در حرم حرف قحطی آب است دید در قتلگاه، بین دو نهر لب جدش حسین بیتاب است پدرت، لحظه های آخر عمر آب از دست پاکتان نوشید م آخر پسر نداشت حسین تشنگی از گلوش می جوشید قاتلش با لگد به پهلویش صورتش را به خاک ها چسباند روی جسمش نشست آن ناپاک خنجرش را به گردنش که نشاند... با یکی نه، دوازده ضربه ناله ی مادری به گوش رسید خواهری از فراز تل نالان سمت گودی قتلگاه دوید شاعر : امیر عظیمی دوستان امشب صلوات با عجل فرجهم فراموش نشه.
[/b] |
|||
|
|
۱۵:۲۳, ۱۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
![]() جرم حسن این بود که پدرش علی بود... وجرم دومین حسن اینکه پسرش مهدی... وزهر پایانی بود بر سالهای محاصره و سختی... آنگاه است که شهادت می شودنسیم وصال... شب وصال حسن با محبوب... |
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۱۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
إن شاء الله در این ایام مقاله ای درباره روز مرگ عمربن خطاب در تالار قرار میدم. بطور خلاصه. روز 9 ربیع، روز مرگ عمربن خطاب نیست. |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۱۹/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۲ ۲۳:۴۷ توسط sagheb.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
یک نفس با دوست بودن همنفس آرزوی عاشقان این است و بس اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم عیدتان مبارک
![]() |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۱۹/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۲ ۲۳:۵۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
|
۱۸:۱۴, ۲۰/دی/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
(مَن يُعَظِّمْ شَعائِراللّه فَاِنَّها مِن تَقْوى القُلوبِ . . .)
خوشا به حال كسى كه شعائر دين خدا را بزرگ و محترم شمارد; زيرا اين صفت، ويژگى دل هاى پرهيزگار است. هشتم ربيع الاول شهادت مظلومانه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام)آغاز دوره ى امامت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از حوادث مهم و حساس تاريخ تشيع به شمار مى رود. با گرامى داشت خاطره ى اين روز باشكوه، مطلب زير را با هدف آشنايى بيشتر با شخصيت آخرين حجت خدا در روى زمين و اظهار ارادت به پيشگاه آن حضرت تقديم مى داريم. اميد است هميشه ياد آن عزيز پنهان در پس پرده ى غيبت را در دل هايمان زنده داريم و از وظايف خطير خويش در اين دوره ى سرنوشت ساز غافل نباشيم. اصل امامت: مقوله ى امامت و جانشينى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، همواره به عنوان يكى از مباحث مهم اعتقادى مسلمانان در طول تاريخ مطرح بوده است. در ديدگاه شيعه، اهداف نزول كتاب هاى آسمانى و ارسال پيامبران الهى، هنگامى به طور كامل تحقق مى يابد كه ختم نبوت با نصب امام معصوم همراه باشد. امام همه ى ويژگى هاى پيامبر به جز دريافت وحى را داراست كه با ولايت تكوينى (قدرت بر تصرف در نظام هستى) و ولايت تشريعى (تبيين و تفسير آيات و احكام الهى) و از بين بردن نارسايى هاى موجود، زمينه را براى رسيدن انسان به كمال معنوى فراهم مى كند. پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، در سال دهم هجرى، هنگام بازگشت از حجة الوداع، با نازل شدن آيه ى «اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتى»() از سوى خداوند مأمور شدند در محلى به نام «غدير خم»، انتصاب على بن ابى طالب (عليه السلام)به مقام امامت را به آگاهى مردم برسانند. ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى; تفسيرگر و تاريخ نگار نام دار اهل سنت در اشاره به اين واقعه مى نويسد: «پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ]در منطقه ى غدير خم[ فرمودند: جبرييل از سوى خداوند دستور آورد كه در اين جايگاه بايستم و به سفيد و سياه اعلام كنم كه على بن ابى طالب (عليه السلام)، برادر من، وصى من، جانشين من و امام پس از من است»(). البته آن چه گفته شد به اعلام همگانى و رسمى و بيعت گرفتن از مردم مربوط است; زيرا رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در دوران رسالت، بارها با بيان تعداد امامان و نام بردن از آنان، مسأله ى امامت را تبيين كرده بودند. هنگامى كه آيه ى «يا ايها الذين امنوا اطيعواللّه و اطيعوالرسول واولى الامر منكم»() نازل شد، جابر بن عبداللّه انصارى از پيامبر پرسيد: «اولى الامر» كه اطاعت شان در رديف اطاعت شما به حساب آمده است، چه كسانى هستند؟ پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)در پاسخ فرمودند: «آنان جانشينان من و پيشوايان مسلمانان هستند. نخستين آنان، على بن ابى طالب و پس از او فرزندش، حسن و . . . به اين ترتيب يكايك ائمه ى اطهار (عليهم السلام) را نام بردند. هنگامى كه به امام دوازدهم رسيدند، با اين تعبير از ايشان ياد كردند كه: «ثم سّمى محمّد و كنيّى حجة اللّه فى ارضه و بقيّة فى عباده ابن الحسن بن على . . .; سپس هم نام محمّد، هم كنيه ى من، حجة اللّه و بقية اللّه در بين مردمان، فرزند حسن به على (عليه السلام)هستند . . .». ويژگى هاى حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف): تحصيل كمال واقعى انسان، پس از ختم نبوت، به پيروى از رهنمودهاى امام هر عصر وابسته است كه پيروى نيز بدون معرفت و شناخت امام ممكن نيست. از اين رو، شناخت ويژگى ها و اوصاف ائمه ى اطهار(عليهم السلام)در سير تكامل فردى و اجتماعى افراد و تحقق ايمان صحيح اهميت دارد. به گونه اى كه با تعابير گوناگون از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)روايت شده است: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية.() هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است. بديهى است شناخت امام، مراتبى دارد كه هر مرتبه از آن، به بخشى از نيازهاى افراد در زمينه هاى خاص پاسخ مى گويد و آنان را به معرفت و كمال رهنمون مى سازد. الف) نسب حضرت مهدى (عليه السلام): پدر بزرگوار ايشان، امام حسن عسكرى (عليه السلام)، امام يازدهم شيعيان است كه در سال 232 هـ ق. در شهر مدينه متولد شد و در سال 260 هـ ق در سامرا به شهادت رسيد. مادر امام زمان (عليه السلام)، نرجس خاتون از طرف پدر، دختر يشوعا پسر قيصر روم شرقى و از طرف مادر، از نوادگان شمعون يكى از حواريون حضرت عيسى (عليه السلام) است كه در واقعه ى معجزه مانندى، از روم به مدينه منتقل و سپس در خانه ى امام هادى (عليه السلام)، تحت نظر حكيمه خاتون، دختر امام جواد (عليه السلام)، با احكام اسلام آشنا مى شود. آن گاه امام هادى (عليه السلام)، او را به همسرى حضرت عسكرى (عليه السلام) در مى آورند و بدين ترتيب، اين بانوى پاك دامن به افتخار مادرى مهدى آل محمّد (عليه السلام) نايل مى گردد. اين بانوى پرهيزكار به روايتى در سال 261 هجرى و بنابر نقل ديگر، يك سال پيش از شهادت امام عسكرى (عليه السلام)، از دنيا رفته اند. قبر شريف اين بانوى پرهيزگار، در كنار مرقد مطهر امام يازدهم (عليه السلام)در سامرا قرار دارد. ب) ولادت حضرت مهدى (عليه السلام): خلفاى عباسى از طريق روايات زيادى كه از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار (عليهم السلام) در باره ى امام مهدى (عليه السلام)نقل شده بود، بر اين حقيقت كاملا آگاه بودند كه به زودى در خاندان اهل بيت (عليهم السلام)، نوزادى چشم به جهان خواهد گشود كه بساط ظلم و فساد نظام هاى خود كامه را از جوامع بشرى برخواهد چيد. بر اين اساس، دستگاه حاكم از زمان امام نهم (عليه السلام) به بعد، آن بزرگواران را بيش از پيش زير نظر گرفته بود. حتى امام هادى (عليه السلام) و فرزندش امام عسكرى را از مدينه به سامرا (مركز خلافت عباسى) انتقال دادند تا اعمال و رفتار آنان را كنترل كنند. اين فشارها در زمان امامت امام يازدهم به اوج خود رسيد و ارتباط آن حضرت را با شيعيان به حداقل رساند. سردمداران حكومت عباسى، بارها او را به زندان منتقل مى كردند و گاه و بى گاه به خانه اش يورش مى بردند و به بازرسى مى پرداختند تا بلكه به آن نوزاد دست يابند. اما مشيّت خداوند آن بود كه به مصداق «يريدون ليطفوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لوكره الكافرين»،() اين مولود مبارك در اين خاندان وحى و نبوت، چشم به جهان گشايد. در شب نيمه ى شعبان سال 255 هـ ق، در حالى كه اصلا آثار حمل در مادر بزرگوارشان ديده نمى شد، آن امام همام، به عرصه ى وجود گام نهادند. به اين ترتيب در آن شرايط بسيار سخت و آكنده از رعب و وحشت، وعده ى خداوند تحقق يافت و دوازدهمين ستاره ى بر حق امامت با طلوع خويش، افول حاكميت ستم گران را نويد داد. با وجود مخفى بودن تولد اين مولود، امام عسكرى (عليه السلام) براى اتمام حجت و پيش گيرى از انحراف هاى بعدى، خبر تولد امام دوازدهم را به دوستان و خويشاوندان و شيعيان خاص رساندند و حتى به برخى از آنان، امام (عليه السلام) را نشان دادند. براى مثال، احمد بن اسحاق قمى يكى از بزرگان شيعه مى گويد: خدمت امام عسكرى (عليه السلام) شرفياب شدم و خواستم در باره ى جانشين آن حضرت پرسش كنم. وقتى به حضور آن حضرت رسيدم، بى آن كه من، پرسش خود را مطرح كنم، به من فرمودند: «اى احمد! خداى متعال از هنگامى كه آدم را آفريد، زمين را از حجت، خالى نگذاشته است و تا قيامت نيز آن را از حجت خالى نخواهد گذاشت. براى وجود حجت خداست كه بلاها از اهل زمين، دفع مى شود و نعمت هايى چون باران بر آنان نازل مى شود و زمين، بركت و نعمت هاى موجود در خود را به انسان ها ارزانى مى دارد». اسحاق بن احمد قمى مى پرسد: مولاى من! امام پس از شما كيست؟ به دنبال اين پرسش، امام به اندرون خانه وارد شدند. سپس در حالى كه پسرى در حدود سه ساله و هم چون ماه نورانى شب چهارده را در بغل داشتند، بيرون آمدند. آن گاه به من فرمودند: «اى احمد! اگر تو نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى، پسرم را به تو نشان نمى دادم; همانا او هم نام رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و هم كنيه ى اوست. او همان كسى است كه زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت. مَثل او در اين امت، مَثل حضرت خضر (عليه السلام) است. به خداسوگند! او به زودى غايب خواهد شدو دوره ى غيبت او به اندازه اى طول مى كشد كه بيشتر مردم به گمراهى و هلاكت گرفتار مى شوند. تنها كسانى كه خداوند توفيق پايدارى در امامت را به آنان ارزانى داشته است، نجات مى يابند». احمد بن اسحاق مى گويد: سرورم! آيا نشانه اى هم وجود دارد تا به كمك آن، بيشتر اطمينان قلبى پيدا كنم؟ در اين هنگام آن پسر بچه ى زيبا و نورانى، با لهجه ى عربى بسيار فصيح به آرامى فرمودند: «منم بقية الله در زمين; همان كسى كه از دشمنان خدا انتقام مى گيرد. اى احمد بن اسحاق! پس از آن كه خود او را زيارت كردى، در پى اثر و نشانه ى ديگرى نگرد...».() ج) امامت حضرت مهدى (عليه السلام): پيش تر اشاره شد كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار(عليهم السلام)، با تعابير گوناگون به مسأله ى امامت حضرت مهدى (عليه السلام)اشاره كرده و تقريباً اطلاعات لازم را در باره ى چگونگى تولد، وقايع زندگى و ويژگى هاى حكومت آن حضرت در اختيار مردم قرار داده بودند. براى مثال، در يك مورد، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) خطاب به على (عليه السلام) فرمودند: «امامان پس از من دوازده نفرند كه اولى آن ها تو هستى و آخر آن ها قائمى است كه خداوند به دست او، شرق و غرب عالم را خواهد گشود»(). و يا در جاى ديگر مى فرمايند: «... نهمين نفر از امامان، قائم اهل بيت من و مهدى اين امت است كه در رفتار و گفتار و كردار، شبيه ترين مردم به من است. او پس از يك غيبت طولانى و حيرت و سرگردانى ظهور خواهد كرد و دين خدا را در سرتاسر عالم، حاكميت خواهد بخشيد. او با نصرت و تأييدهاى پى در پى خداوند متعال، زمين را پر از عدل و داد خواهد ساخت همان گونه كه پيش از آن، از ظلم و ستم پر شده است».() بنابراين به دليل شرايط خفقان بارى كه خلفاى عباسى ايجاد كرده بودند، حضرت مهدى (عليه السلام) پس از تولد، يك دوره زندگى نيمه مخفى را آغاز كردند. در اين دوره كه تا شهادت امام عسكرى (عليه السلام)، ادامه داشت، تعداد بسيار اندكى از شيعيان، به ديدار ايشان نايل شدند از آن پس، دوره ى امامت امام دوازدهم (عليه السلام) و مرحله ى خطير زندگى آن حضرت كه به دوره ى غيبت معروف است، آغاز مى شود. مسأله ى اقامه ى نماز بر پيكر مطهر امام عسكرى (عليه السلام) توسط حضرت مهدى (عليه السلام)، سبب روشنگرى مردم شد و از انحراف هاى بعدى در مسأله ى امامت جلوگيرى كرد. اين كار بر همه ى شيعيان آشكار ساخت كه پس از امام عسكرى (عليه السلام)، فرزند ايشان عهده دار منصب امامت هستند. بدين ترتيب توطئه ى خطرناكى كه خلفاى عباسى، براى نابودى اساس مكتب تشيع طرح ريزى كرده بودند، خنثى شد. بايد دانست عوامل حكومت عباسى پس از شهادت امام عسكرى (عليه السلام)، در صدد برآمدند تا كسى را از سوى خليفه، مأمور نماز خواندن بر جنازه ى آن حضرت كنند و به پندار باطل خود، با اين كار، پايان دوره ى امامت را اعلام و خليفه ى غاصب عباسى را وارث امامت شيعه معرفى كنند; اما با وجود مقدمه چينى هاى بسيارى كه انجام داده بودند، نقشه ى آنان عملى نشد. هنگامى كه فرد مورد نظر حكومت، آماده ى نماز خواندن بر پيكر امام يازدهم (عليه السلام)بود، ناگهان كودكى در حدود پنج ساله، با وقار و طمأنينه پيش آمد، آن فرد را كنار زد و خود به اقامه ى نماز پرداخت. اين در حالى بود كه به عنايت خداوند متعال، مأموران حكومتى نتوانستند حتى كوچك ترين عكس العملى از خود نشان دهند. با پايان نماز نيز، پيش از آن كه مأموران حكومتى بتوانند كارى بكنند، آن حضرت از ديدگان غايب شدند. بدين ترتيب، دوره ى امامت حضرت مهدى (عليه السلام)آغاز شد. آغاز امامت آن حضرت، به مشيّت الهى و برخى مصالح ديگر، با غيبت همراه بود كه به «غيبت صغرا» مشهور است و تا سال 329 هجرى قمرى به طول انجاميد. پس از آن، مرحله ى جديدى از غيبت كه به دوره ى «غيبت كبرا» معروف است، آغاز شد كه تاكنون نيز ادامه دارد. اين دوران، سخت ترين دوره ى امتحان مردم است; زيرا ارتباط مستقيم با امام (عليه السلام)براى همگان ميسر نيست و نايب خاصى نيز وجود ندارد تا مردم به وسيله ى او بتوانند از آن حضرت، كسب تكليف و پاسخ پرسش هاى شان را دريافت كنند. در توصيف اين برهه از زمان، تعبيرهاى بسيارى در روايات وارد شده است كه از وجود فتنه هاى بسيار خطرناك حكايت دارد. بشر در اين دوره، به دليل بى توجهى به ارزش هاى اصيل الهى و انسانى، با وجود برخوردارى از زندگى به ظاهر زيبا، آراسته و مدرن به زندگى نكبت بارى دچار مى شود. بدين معنا كه هر چند شكم ها سير و زندگى پر زرق و برق خواهد بود، ولى روح ها مضطرب، نگران و سرگشته است و از دست دادن هدف و فلسفه ى درست زندگى، يكايك افراد بشر را به يأس و نااميدى كشنده اى دچار مى سازد. در فرهنگ اصيل اسلامى، براى پيش گيرى از دچار شدن به چنين وضعى، تحت عنوان «وظايف دوران غيبت»، رهنمودهاى بسيار مهمى از سوى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه ى اطهار(عليهم السلام) ارايه شده است. رعايت اين موارد، سبب در امان ماندن از خطر انحراف است; زيرا پاى بند نبودن به احكام الهى و از دست دادن ثبات فكرى و اعتقادى صحيح، سبب آلودگى به فتنه هاى آخر الزمان خواهد شد. اميد است با انجام وظايف و تكاليف مربوط به دوره ى غيبت، بتوانيم در شمار منتظران واقعى آن حضرت باشيم و هنگام ظهور مهدى موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شايستگى هم گامى با آن سوار سبزپوش را به دست آوريم. بقية الله خير الكم ان كنتم مؤمنين |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جشن آغاز عهد به مناسبت سالگرد آغاز امامت حضرت صاحب 1394 | عبدالرحمن | 12 | 5,582 |
۱۸/دی/۹۴ ۱۹:۳۷ آخرین ارسال: نرگس مهدوی |
|
| مسابقه ویژه سالروز تولد حضرت حجه بن الحسن (عج ) | میلاد.م | 5 | 3,484 |
۷/تیر/۹۲ ۱۴:۲۵ آخرین ارسال: فدايي ولايت |
|
| تقدیم هدیه تولد به حضرت حجه بن الحسن (عج ) | میلاد.م | 36 | 13,751 |
۵/تیر/۹۲ ۱۰:۵۲ آخرین ارسال: Agha sayyed |
|









![[تصویر: sipuLSn_462.jpg]](http://media2.afsaran.ir/sipuLSn_462.jpg)

