|
قدر من!!!قدر تو !!! (مباحث معرفتی پیرامون شبهای قدر)
|
|
۱۱:۱۳, ۲/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۱ ۱۶:۴۰ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در این مجال قصد بر این است به تعریف دیگری از شبهای قدر برسیم جدای از اعمال وارده که هر کدام از ما کم و بیش میدانیم درک معرفت این شبها خیرات و برکات دیگری برایمان دارد که کمتر به آن توجه کرده ایم. امید که در پایان این مبحث گامی هر چند کوچک در شناخت این شبهای پر برکت برداشته باشیم مباحث زیر برداشتی به زبان ساده از جلسات معرفت نفس بزرگواران صاحب نظر در مباحث اخلاقی است که برای این حقیر بسیار روشنگر و مفید بوده امید که برای عزیزانم در این محفل خدایی و در ماه خدا مفید فایده باشد ان شاءالله.
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم در تعالیم اسلام ما به این نکته بر میخوریم که، برخی از زمانها و مکانها دارای یک ویژگی خاص هستند یعنی تاثیر و ویژگی که بر روی بدن انسان دارند با زمانها و مکانهای دیگر تفاوت دارد . شاید از لحاظ ریاضی زمانها با هم برابر باشند از نظر ثانیه دقیقه و ساعت اما ، برای شکل گیری فطرت و شکوفایی بعد انسانی ما برخی زمانها مناسب ترند و دارای یک قدرت و پتانسیل خاصی هستند که مسیر رشد را برای فطرت انسانی ما فراهم میکند و اثر بخشی راحت تر است. [b]برای مثال در مفاتیح داریم اعمال شب جمعه یا روز جمعه و اینکه اصولا شبهای جمعه برای جبران نواقص عملی و روحی تناسب بیشتری دارد، در حالیکه در روزهای دیگر هفته چنین اعمالی وارد نشده مثلا خواندن قران بعضی از ادعیه احیا و... یا در روز جمعه که به سید الایام معروف است . این نشان دهنده این موضوع است که برخی روزها و شبها تاثیر شگفت انگیزی بر روی فطرت و روح انسان دارند به همین علت وارد شده اگر کسی در شب و روز جمعه گناهی مرتکب شود دو برابر مجازات دارد و اگر کار خیری انجام دهد دو برابر حسنه . به طور خلاصه اینکه این قسم شبهای خاص و سفارش شده از لحاظ قوه و بنیه به قدری قوی هستند که کوچکترین گناه دو برابر اثر در نفس و روح آدمی میگذارد و کار خیر هم به همین صورت. إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً 6/ مزمل زیرا عبادتی که در شب صورت می گیرد محکمتر و پابرجاتر و گفتار در آن درست تر و استوارتر است. [b]حتی طبیعت گراها هم شب را بهترین موقع برای عیاشیها و خوش گذرونیهای خودشان میدانند چون اصولا شبها محیط آماده تری دارد و انسان تمرکز بیشتری دارد برای دریافت هر نوع لذتی چه طبیعی و چه فطری.. در مورد مکانها هم چنین موضوعی صدق میکند مثلا داریم در روایات که بازار از آلوده ترین محیطهاست. [/b] [b] از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است : محبوبترین مکانها نزد خداوند، مساجد شهرها و بدترین مکانها نزد او بازار شهرها است. [/b] [b] یا وقتی که به حرم امام رضا علیه السلام وارد میشوید دقیقاً حس میکنید فشار طبیعت کم شده از روی شما و به راحتی دیگه افکارتون به سمت افکار پلید نمیره این تاثیر اون مکان و روح غالبی هست که در اونجا تجلی داره . پس نتیجه اینکه مکانها تعیین کننده هستند مثل زمانها واین میتونه سلیقه یک فرد باشه که برای تغذیه فطرت خودش بهترین زمانها و مکانها رو انتخاب کنه . همونطور که برای لذتهای طبیعی حاضر نیستیم هر زمان و مکانی رو انتخاب کنیم برای تغذیه فطری خود نیز باید بهترین انتخابها رو داشته باشیم. مثال : وقتی میخواهید یه شام بخورید سعی میکنید بهترین جا رو انتخاب کنید یه فضای سبزی جوی ابی محیط دنج و آرامی تا به قول معروف لذت یک شام به جانمان بنشیند. ادامه دارد ان شاءالله ...
|
|||
|
|
۱۴:۴۱, ۷/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۱ ۱۸:۰۱ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بخش دوم سعی شده حد الامکان مباحث کوتاه و مختصر و در عین حال کامل بیان شود تا از حوصله اتان خارج نشود. در پست قبل عنوان شد که برخی از زمانها و مکانها دارای قابلیت تاثیر گذاری بسیار زیادی بر روی فطرت انسان هستند. در ادامه موضوع برای روشن شدم مفهوم ارزش این زمان و قدر ان مثالی می آوریم : رابطه جنین در رحم مادر مانند رابطه دنیا وآخرت اگر بخواهیم درباره شبهای قدر و ارزش ثانیه هایش مطالعه کنیم احتیاج به توضیح این نسبت داریم. همانطور که میدانیم یک جنین در مدت حمل 9 ماهه، خود را آماده میکند برای زندگی در شرایط زیستی این دنیا یعنی آماده می شود، برای -به طور متوسط هم در نظر بگیریم- 60سال زندگی دنیوی. این 60 سال معادل 720 ماه است که با یک تقسیم ساده به این نتیجه می رسیم که عمر ما هشتاد برابر دوران جنینی است. در واقع این 9 ماه بقدری قوه و توان دارد که مارا برای 80 برابر زندگی زمان جنینی در این دنیا مجهز میکند و با یک چنین سازندگی که دارد، مارا برای ورد به دنیا آماده میکند و تبدیل میشود به چند ده سال حیات دنیایی!!! البته لازم به ذکر است که همیشه این نسبت دقیق نیست برای مثال در دوران جنینی این توان و قابلیت وجود دارد که مثلا در عرض چند هفته جنین صاحب چشم یا گوش یا .... بشود در حالیکه در دنیا چنین قابلیتی وجود ندارد و اساسا چنین امکانی برای ساختن را برایش نمیشود متصور شد. در همین مدت کوچکترین اتفاق مثبت یا منفی که برای جنین اتفاق بیفتد اثراتی طولانی در این دنیا برایش به دنبال دارد. یک جنین از کوچکترین کار خیر یا شر والدین خود در این دنیا بهرهای زیادی خواهد برد. بخاطر همین اثرات است که توصیه میشود به مادران در این دوران مراقبات مذهبی بیشتری داشته باشند زیرا چند دقیقه مناجات یا خواندن قران اثرات طولانی تری را برای جنین در دنیا به همراه دارد. در واقع دنیا تفسیر وقایعی است که در دوران جنینی داشته ایم. ( مهم دقت شود ) تا اینجا نتیجه اینکه : دقایق و ثانیه ها در دوران جنینی قابل قیاس با دقایق و ثانیه ها در این دنیا نیست. ادامه دارد ان شاءالله ... |
|||
|
|
۱۳:۵۲, ۱۱/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۱ ۱۸:۳۱ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بخش سوم
در مبحث گذشته گفتیم که دنیا تفسیر وقایعی است که در دوران جنینی داشته ایم و اساسا زمان و ثانیه ا در دوران جنینی به هیچ وجه قابل قیاس با زمان در این دنیا نیست از آن جهت که سازندگی و تاثیر بالایی در رشد ما دارد. کما اینکه شاهدیم که شرایط زیستی دنیا بسیار از لحاظ کمالات قوی تر و غنی تر است. نسبت برقرار بین دنیا و آخرت هم به همین شکل است . یک عمر دنیایی داریم در مقابل یک ابدیت!!!! و زمان در رحم غیر از زمان در دنیاست . همین نسبت بین دنیا و آخرت یا همان ابدیت مطرح است. [b] زمان در دنیا غیر از زمان در آخرت است.[/b] اما آنقدر این امر وسیع و گسترده است که حتی نمیشود با یک نسبت ریاضی نشان داد. در این دنیا جنین پس از گذراندن یک دوره 9 ماهه و فراهم کردن ابزار و تجهیزات لازم برای زندگی دنیایی خود را آماده میکند برای برخورداری از یک حیات ابدی ( آخرت ). بر این اساس به خوبی میشود فهمید که تک تک لحظات دنیا چقدر ارزشمند است وقتی آن را در مقیاس یک ابدیت میبینیم.لذا ما باید در ارزیابی لحظات دنیا دقت و ظرافت کافی را داشته باشیم. همانطور که چند ثانیه اختلال در روند رشد جنین باعث سالها عذاب و نقصان در زندگی دنیایی او می شود، یک لحظه غفلت و گناه در دنیا هم باعث سالهای طولانی رنج و عذاب در برزخ و ابدیت ما خواهد شد. چند روز عمر دنیا ابدیت ساز است همانطور که چند ماهه عمر جنینی یک عمر دنیایی می سازد. مولا علی علیه السلام چقدر زیبا می فرمایند: الإمامُ عليٌّ عليه السلام : بَقِيَّةُ عُمرِ المُؤمِنِ لا قيمَةَ لَها ، يُدرِكُ بِها ما قَد فاتَ ، و يُحيي ما ماتَ . (1) [i]بقيه عمر مؤمن نيست قيمتى از براى آن ، باز يافت ميكند بآن آنچه را فوت شده باشد، و زنده مىگرداند بآن آنچه را مرده باشد. [/b] سوال: تفاوت وقت، عمر و زمان در چيست؟ پاسخ: وقت يعنى فرصتها، ساعتها، روزها و ماهها و سالها بلكه دقيقهها و ثانيهها و لحظههايي كه در ظرف عمر طي مي شوند و زمان؛ يعني گذر همين ثانيه ها و لحظه ها . در روايتي از مولي علي (علیه السلام) است كه عمر تو همان وقت تو است كه در آني إن عمرك وقتك الذي أنت فيه ( غرر الحكم، 3231) و در مقابل نيز فرموده: همانا وقت هاي تو اجزاء عمر تو است و سپس نصيحت نموده كه مواظب باش از آن جز در جهت نجات خويش بهره نگيري.[/b] إنَّ أوْقاتِكَ أجْزاءُ عُمْرِكَ، فَلاتُنْفِذْ لَكَ وَقْتاً إلاّ فيما يُنْجيكَ ب [b]دون شك اوقاتى كه مى گذرانى پاره هاى عمر تو هستند، لذا نبايد وقت خود را تمام كنى مگر در چيزى كه نجات تو در آن باشد. (همان،3642)[/b] در كلام ديگري فرموده: عمر، مجموعه نفس هايي است كه مي كشي العمر أنفاس معدده (همان، 535) و برای انسان از آن جهت که موجودی است ابدی و ابدیت خواه در ذات خود، لحظه به لحظه این ثانیه هادر مقیاس ابدی معنا پیدا میکند.نکته : هر لحظه ممکن است ارتباط ما با دنیا و لحظاتش قطع بشود و منتقل بشویم به ابدیتی که تفسیر همین لحظات در دنیاست. دقایق دنیا اصلا قابل قیمت گذاری نیست!!!!!! به وفور ديدهايم كه برخي در مقام نصيحت و براي اين كه اهميت وقت را يادآور شوند به ديگري ميگويند «وقت طلا است » گرچه وقت را با يك شيء به ظاهر با ارزش و گران سنگ مقايسه ميكنند، اما در عين حال حق مطلب را به جا نياوردهاند. به خاطر اين كه طلا يك شي قابل ارزش گذاری است. ارزشش قابل اندازهگيري است. ارزشش به كميت درميآيد يا چيزي قابل جبران است، اما وقت انسان قابل ارزشگذاري نيست و اگر هدر شد با هيچ چيز قابل جبران نخواهد بود؛ بنابراين تشبيه ارزش وقت به طلا گرچه ارزش وقت را از ساير امور بالاتر مي برد، اما صحيح نيست زيرا اين تشبيه به عكس مقصود ما، باعث كاستن ارزش حقيقي وقت و عمر انسان مي شود. اگر انسان به اين نكته كه عمر يا وقت چيزي است كه اگر هدر شد قابل جبران نيست توجه داشته باشد، دچار وسواس عجيبي در استفاده بهينه از ساعات عمرش خواهد شد و آن را ارزان ازكف نخواهد داد. اگر اوضاع جهنمیان را در قران مطالعه کنید خواهید دید که همگی یک درخواست از خداوند رب العالمین داشتند: وَلَوْ تَرَي إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ و اگر ببيني مجرمان را هنگامي كه در پيشگاه پروردگارشان سر به زير افكنده، ميگويند: پروردگارا! آنچه وعده كرده بودي ديديم و شنيديم، ما را باز گردان تا عمل صالح بجا آوريم، ما به قيامت ايمان داريم! سجده / 12 چرا بازگشت طلب می کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا در همان برزخ و ابدیت فرصت انجام عمل صالح نمیخواهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای روشن شدن سوال بر میگردیم به مثال ابتدای مطلب فرض کنید جنینی پس از طی دوره حمل بدون دست یا یکی از اعضا و جوارح به دنیا آمده باشد و آن وقت توقع داشته باشد که دردنیا صاحب عضو بشود. هر عقل سلیمی می پذیرد که عملا چنین امکانی وجود نداردو اساسا شرایط دست دار شدن مربوط به عالم جنینی است. در دنیا و آخرت هم همین امر صادق است. انها میدانند که فرصت شدن در دنیاست و لاغیر. در دنیاست که می شود توبه کرد، ذکر گفت، صدقه دادو یا هر عمل دیگری. ادامه دارد ان شاءالله .... 1-الدعوات : 122/298 . مفهوم وقت |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۱۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در مباحث گذشته به این نتیجه رسیدیم که دقایق و ثانیه های عمر در این دنیا به هیچ وجه قابل قیاس در ابدیت و آخرت نیست از جهت ارزش و قوه وتوان.[b] در طول یک سال عمر دنیایی خداوند تبارک و تعالی بنا بر فرمایش صریح خود شبی را قرار داده برتر از 1000 ماه.[/b] خیر من الف شهر کلام کلام پروردگاری است که خود آفریننده شب و روز است ، لذا بهتر از هر کس به ارزش و قدر این شب واقف است. شبی برتر از 1000 ماه یعنی قوه وتوانی برابر 80 سال عمر دنیایی چه بسا بالاتر از یک عمر طبیعی. دنیایی که خودش ابدیت ساز است در درون خود شبی دارد که به تنهایی برابری میکند با تمام سالهای عمر دنیا. بی جهت نبوده اولیای خدا یک سال مراقبت داشتند برای درک عظمت یک شب!!!!!! نکته : آدم شدن به عمر طولانی نیست بلکه مربوط می شود به یک کیفیت روحانی !!!!!!!!
خیر من الف شهر [b] شب های قدر اعمال و و ظایفی دارد که در اینجا به اعمال این شب در کلام عارف ربانی آیت الله میرزا جواد ملكی تبریزی (رحمة الله علیه) اشاره می کنیم. آمادگى از كارهایى كه در طول سال مىتواند انجام دهد، دعا جهت توفیق در این شب مىباشد. و این كه بتواند در این شب، محبوبترین و پسندیدهترین كارها نزد خدا را انجام داده و خداوند این شب را براى او بهتر از هزار ماه قرار داده، و اعمال این شب را باین شكل از او قبول نموده و آن را با بالاترین درجات براى او ثبت، و تا روز دیدار او آن را بپروراند، در این شب، نام او را در گروه مقرّبین نوشته، و شناخت، محبت، نزدیكى، پناه، رضایت و خیر خود همراه با عافیتش را نصیب او گردانیده، و بگونهاى از او راضى شود كه خشمى بعد از آن نبوده، و پیامبر و امام بخصوص امام زمانش علیه السّلام از او راضى شده، و او را با آنان در مجلس «صدق»، نزد سلطان مقتدر جاى داده و در بذل تمام توانایى براى فرمانبردارى و بدست آوردن رضایتش، او را موفق، و عاقبت او را نزدیكى و رضایتش قرار دهد. صدقهاى را تهیه و مضامین لطیفى را براى مناجات با پروردگار و كلمات برانگیزندهاى را در طول سال براى این شب آماده شده و مقدمات عبادت را فراهم نماید. مثلا مكان و لباس مناسب و عطر انتخاب كند. و میهمانان مخصوصى را كه مناسب با این شب مىباشند، و چند فقیر را براى صدقه دادن در نظر بگیرد. سزاوار است وقتى كه شب قدر نزدیك مىشود شوق او به رسیدن به كرامتهایى كه در این شب براى او مهیا شده است افزون گردیده، كرامت مقام بالا و مجلس حضور پروردگار جهانیان و تقدیس خداوند آسمانها و زمین، و اعمالى را كه با حال و اخلاص و حضور و رقّت و صفاى او و رضایت مولایش مناسبتر است، براى شبش انتخاب كرده و در این مورد از خداى متعال كمك گرفته و از خلفاى او - درود خدا بر آنان - یارى بجوید. بعد از تعیین وقت ذكر، وقت مناسبى را كه در آن خوابآلود یا سیر یا گرسنه نبوده و موانع دیگرى نیز نداشته باشد، باید براى تفكر معین كند. نیز باید تمام سعى خود را بكار گیرد كه در شبش چیزى، حتى امور مباح، او را از یاد خدا باز نداشته و در نمازها و مناجاتش به غیر آن حتى مستحبات فكر نكند. براى این كه براحتى به این مطلب برسد، مىتواند قبل از انجام عمل مختصرى درباره آن فكر كند. در اول شب خیلى به نگهبان آن شب كه از معصومین علیهم السّلام است، توسل جسته و او را شفیع خود قرار دهد. و در این هنگام توفیق در اعمال و احوال را كه به آن احتیاج دارد. ذكر نموده و تلاش كند با الفاظى كه براى درخواست ترحم و شفاعت مىگوید، رحمت و رقت را جلب كرده و مهربانى و كرامت را برانگیخته و ابرهاى جود و كرم و بخشش را بباراند.دو ركعت نمازكه بعد از حمد هفت مرتبه توحید و بعداز نماز هفتاد بار استغفار و صد ركعت نماز و خواندن دعاهایى كه در بین آن وارد شده از مهمترین امور مهم است. زیرا مضامین آن برآمده از سینه امامان دین مىباشد كه عالمان به خداوند هستند. در این ادعیه علوم گرانبهایى است كه بجز پیامبران و جانشینان آنان كسى از آن آگاه نیست دانشهایى از قبیل علم به خدا و صفات جمال و جلال و نامهاى نیك و مراتب فضل و حكمت عدل و مقتضاى كار و ادب مناجات با خداوند متعال لازم است.در خلال خواندن این ادعیه زنده دل بوده و با توجه آن را بخواند. و اگر بتواند از آنچه مىگوید، تأثیر پذیرفته و این مطلب را نیز در دعایش بخواهد، باید به او تبریك گفت زیرا اگر این ادعیه ثواب و پاداشى از جانب خدا نداشته و فقط مضامین آن در انسان مۆثر باشد، عاقل باید روح و جان خود را براى بدست آوردن آن فدا كند. چه رسد به این كه خداوند براى هر حكم و حتى هر حرفى از آن جواب و نورى آماده نموده است كه جهانیان نمىتوانند قیمتى بر آن بگذارند [/b] همچنین باید درباره معنى كلماتى كه مىگوید تأمل نموده و آن را درك كند.اگر این مقدار نیز نمىتواند بهتر است بجاى خواندن این دعاها بر مصیبت خود و مجازات خدا بخاطر آن، گریه كرده و بگوید انا للّه و انا إلیه راجعون، چه مصیبت و چه مجازات بزرگى» درباره اهل آخرت، در حدیث قدسى آمده است: «دعاى آنان در نزد خداوند بالا رفته و كلام آنان را مىشنود. فرشتگان بواسطه آنان خوشحال مىگردند... پروردگار باندازهاى دوست دارد دعاى آنان را بشنود كه مادرى فرزند را» بنابراین اى فقیر در مورد دعایى كه بدون حضور قلب مىخوانى، انصاف بده. آیا دوست دارى، در حالى كه خدا مىبیند كه زبانت او را خوانده و دلت با دنیا سخن مىگوید، دعایت به خداوند برسد دنیایى كه درباره آن آمده است كه دشمن خدا و دوستان اوست و مىخواهد با شكوفههاى این دنیاى فانى، تو را از خداوند دور نماید. آیا عاقل مىتواند مصیبتى بزرگتر از این را تصور كند.2 2- المراقبات |
|||
|
|
۱۱:۳۲, ۱۷/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۱ ۱۱:۳۳ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله .
مطالب فوق العاده. احسنت برشما. دوستان خواهش میکنم هر کس این مطالب عالی را میخواند فاتحه ای برای پدر شهید و بزرگوار خانوم سالومه بفرستد. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین. ایاک نعبد و ایک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین. بسم الله الرحمن الرحیم. قل هوالله احد. الله صمد. لم یلد و لم یولد. و لم یکن له کفوا احد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. یا علی مدد. |
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۱۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|||
|
|
۱۷:۲۵, ۱۷/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۱ ۱۷:۲۷ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله .
ممنون بابت ایجاد این تاپیک بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین. ایاک نعبد و ایک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین. بسم الله الرحمن الرحیم. قل هوالله احد. الله صمد. لم یلد و لم یولد. و لم یکن له کفوا احد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. |
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۱۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
دوستان امشب شب مهمیه حتما دعا کنین برای تمام بیماران
[b]نسبت بین شب قدر و حضرت زهرا سلام الله علیها [/b] تقدیر، دست ولی معصوم نزول سلامت در شب قدر به دست ملائکه است. این که من کجا باشم، تابع این است که حضرت چه نظری داشته باشند. عزیزی که شب قدر را درک کرده بود، گفت: ملائکه فوج فوج می آمدند و پرونده ها را می آوردند. حضرت آرام نظر می دادند. این که شب قدر، لیله القدر فاطمه است، یعنی به میزانی که به او نزدیک شوی و به هر میزان که به او راه پیدا کنی، معصوم تو را قبول و وزنت را عوض و تو را جابه جا می کند. کسی که تشنه است، می دود تا آن شب را پیدا کند. نه تنها یک سال بیدار می ماند که همه عمر بیدار می ماند. دنبال این است که حضرت دستور دهد. نه یک سال که عمری می دود تا شب قدر را درک کند. بنابراین، انسانی که گمشده دارد، راز را به او می گویند. می گویند تقدیر و قدر و اندازه تو، دست ولی معصوم است، اوست که به ملائکه می گوید در صف ابرار باشد یا فجار؟ در شب قدر ممکن است فاسقان عالم هم تا صبح می گساری کنند. حتی ممکن است آدم از سر شب تا صبح دعای ابوحمزه بخواند و به جایی نرسد. کلید قدر، معرفت فاطمه وقتی حضرت جای تو را در عالم عوض می کند که فاطمه شناس باشی. شاید معنای شب قدر این است که فاطمه شب قدر است. حضرت، حر بن زیادی را حر سیدالشهدایی می کند. اگر در شب قدر، خیر و سلامتی نازل می شود، به خاطر فاطمه است. ملائکه کاره ای نیستند. آن ها خدام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند. شب قدر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه کاره است. قدر به دست امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رقم می خورد. کلید قدر، معرفت فاطمه سلام الله علیها است. اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها را واسطه کنید، رد خور ندارد. به شرط این که معرفت باشد. چگونه معرفت پدید می آید؟ حضرت فرمودند: «وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ».[بحارالأنوار، مجلسی، ج43، ص65، باب 3، مناقبها و فضائلها و بعض ...، ص19.]خدا او را فاطمه نامیده، به معنای جدا و بریده شده، چون خلائق از معرفت او بریده اند. این معرفتی نیست که از مکاشفات و محاسبات و تجربیات به دست می آید. اهل مکاشفه چه گفته اند؟ فلاسفه و دانشمندان تجربی چه گفته اند؟ همه خلائق بریده از این معرفت اند. نه اهل مکاشفه، نه اهل علوم فلسفی و تجربی. همه بریده اند. نمي خواهد بفرماید اگر معرفت پیدا کنی، به شب قدر رسیدی. می فرماید: اگر معرفت پیدا کنی، به شب قدر می رسی، ولی بدانید دو چیز آسان نیست و در دسترس مردم نیست. کسی چیزی دستش نیست که بگوید فاطمه کیست. اگر به شب قدر رسیدی، آیا اهل مکاشفه اید؟ آیا فلاسفه شناختند؟ آیا دانشمندان و مورخین و محدثین شناختند؟ هیچ کدام نشناختند. فهم کلام ائمه به یاری توسل باید اهل توسل به خود اولیای معصوم بود. باید به کلام خدا و روایت معصومین متمسک شد. این گونه نیست که هر کس ادبیات عرب خواند و صرف و نحو و فقه و اصول بداند، فاطمه شناس است. برخی مفسرهای اهل سنت، سوره هل اتی را تفسیر کردند و فاطمه شناس شدند و به شب قدر رسیدند و چیزی به دست آوردند که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدر و اندازه شان را عوض کند. هر وقت می خواهی قرآن بخوانی، باید در خانه حضرت امیر را بزنی تا چیزی بفهمی، اگر التماس نکنی، از قرآن چیزی نمی فهمی. معلم قرآن اوست. کلام معصوم هم همین گونه است. بدون التجا و توسل چیزی نمی توان از کلام معصوم فهمید. شناخت خدا و اولیای معصوم همه چیز دست خدا و اولیای معصوم است. دست بقیه خالی است، حتی جبرییل. حضرت فرمود: وقتی با جبرییل به معراج می رفتم، از مرزی که گذشتیم، دست جبرییل هم بسته بود. باید خدا و اولیای معصوم را شناخت. راهش این است که به آن ها پناه ببری. به میزان التماسی که می کنی، فاطمه شناس می شوی و به تو معرفت می دهند. آن وقت می فهمی شب قدر چه شبی است. آن وقت می فهمی مقدرات عالم چگونه است؟ چگونه رقم خواهد خورد؟ چگونه اولیای معصوم قدر تو را امضا می کنند. روایتی دیگر در روایت هست که «بُيِّنَ لَكَ الدَّاءُ وَ عُرِّفْتَ آيَةَ الصِّحَّةِ وَ دُلِلْتَ عَلَى الدَّوَاءِ فَانْظُرْ كَيْفَ قِيَامُكَ عَلَى نَفْسِكَ».[ الكافي، شیخ کلینی، ج2، ص454، باب محاسبة العمل...، ص453]آدم در شب قدر دنبال این است که اگر جزو اشقیاست، خدای متعال او را جزو صالحان قرار دهد و اگر جزو جهنمی هاست، خدا او را بهشتی کند. اگر جزو خوب هاست، خدا او را جزو خوب تر ها قرار دهد. خود انسان است که باید گام های بلند بردارد. ذکر مصیبت حضرت فاطمه سلام الله علیها «يَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ يَا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ يَا سَيِّدَتَنَا وَ مَوْلَاتَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيهَةً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعِي لَنَا عِنْدَ اللَّهِ».[ بحارالأنوار، مجلسی، ج99، ص247، باب 10، كتابة الرقاع للحوائج إلى...، ص231.] شهادت علی علیه السلام آن گاه رخ داد که عدو، جانش را میان کوچه زیر تازیانه گرفت. فاطمه کمربند علی را گرفته بود و می فرمود: نمی گذارم او را به مسجد ببرید. صدا زد: دست فاطمه را کوتاه کن. امام صادق علیه السلام فرمود: سبب وفات مادرمان، ضربات غلاف شمشیر بود. فاطمه از هوش رفت. وقتی به هوش آمد، دید امیرالمؤمنین را به مسجد بردند. به مسجد آمد و دید شمشیر بالا سر امیرالمؤمنین گرفتند. فرمود: اگر دست از امیرالمؤمنین برندارید، نفرینتان می کنم. سلمان نقل می کند: ستون های مسجد حرکت کرد. امیرالمؤمنین فرمود: سلمان، فاطمه را دریاب. بگو امیرالمؤمنین می فرماید: مبادا نفرین کنی. بسوز دل که علی بین خانه بود و عدو شریک زندگی اش را در آستانه در گرفت. اگر چه دست امیرالمؤمنین بسته بود، ولی حضرت می دید که ناموس خدا بین در و دیوار است. صدای فاطمه بلند شد: «قَالَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَكَذَا كَانَ يُفْعَلُ بِحَبِيبَتِكَ وَ ابْنَتِكَ، آهِ يَا فِضَّةُ إِلَيْكِ فَخُذِينِي فَقَدْ وَ اللَّهِ قُتِلَ مَا فِي أَحْشَائِي مِنْ حَمْلٍ ».[همان، ج30، ص293، [20] باب ...، ص145.] [size=medium][b]به خانه امیرالمؤمنین آمدند. ناموس حضرت، زیر دست و پای دشمن امیرالمؤمنین بود. حضرت ردای اش را روی فاطمه انداخت. طعنه ها را می شنید، ولی بعضی جاها آن قدر صحنه سنگین بود که از بالای نیزه می فرمود: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». [ الكافي، شیخ کلینی، ج1، ص230، باب ما أعطي الأئمة ع من اسم الله العظم، ص،230] [/b] دوستان شب قدر ، مدفن مبارک حضرت زهرا (سلام الله علیها) و غیبت امام عصر هر سه یک شباهت دارد هر که هر کدام این سه مورد رو درک بکنه میتونه کلیدی باشه به یافتم حقیقت دومورد دیگر ، کل همه این موارد یکی میشه وقتی یکی رو درک کنی چون همه اینها از یک ثمره و یک شجره هستن. خدایا خودت معرفت بده به شناخت شب قدر که شب شناخت و معرفت به خودت هست. [b] اللهم عجل فرج صاحبنا - ... آجرک الله یابن العسکری"عجل الله تعالی فرجه الشریف"[/b] |
|||
|
|
۱۹:۵۱, ۱۷/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۳ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
ای شب قدر به قدر تو سلام
به علی(علیه السلام) جلوه بدر تو سلام ای شب قدر که قَدرَت مخفی ست قدر تو در گرو قدر علی ست ...:: التماس دعا ::.. |
|||
|
|
۲۱:۳۱, ۱۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
قدر است و دلم فاطمه میخواهد
قدر است و دلم یوسف مادر را میخواهد خدایا این دل در این شبها زیاده خواه میشود طلبش زیادی میشود گداست چه کند کرامت میبیند دست و پا گم میکند.... |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شبهای قدر | nasimesaba | 4 | 2,103 |
۲۹/تیر/۹۳ ۱۸:۲۲ آخرین ارسال: nasimesaba |
|
| شبهای محرم... | Anti gods | 0 | 1,466 |
۱/آذر/۹۰ ۱۹:۵۴ آخرین ارسال: Anti gods |
|












