کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
طرح جلوگیری از توهین دوباره به مقدسات1
۱۶:۱۳, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۶:۱۸ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام و عرض احترام خدمت دوستان تالار بیداری اندیشه.
طرحی که پیش رو دارید تبیین شخصیت امامان بزرگوار و مقدسات ماست که امیدوارم همه در این طرح شرکت کنید تا کمکی در راستای جلوگیری از توهین دوباره به مقدساتمون کرده باشیم.
بنابر مسائلی بنده خودم ابتدا این بحث رو از حضرت امام سجاد.ع. با عنوان در وصف امام عشق شروع میکنم امیدوارم همکاری لازم رو هم از شما دوستان عزیز شاهد باشیم:
.
.
شرحی بر القاب و ولادت حضرت امام سجاد(علیه السلام):


[b]نام مبارک این بزرگوار علی اوسط (علیه السلام) است و این به سبب علاقه ی زیاد پدرشان حضرت امام حسین (علیه السلام) به پدر بزرگوارشان حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) بوده است که اسم هر سه پسر خود را علی(علیه السلام) نام نهادند.(علی اکبر (علیه السلام)-علی اوسط (علیه السلام)-علی اصغر (علیه السلام).)
ایشان در روز پنجم ماه مبارک شعبان سال ۳۸ هجری قمری(به روایتی دو سال قبل از شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام) در شهر مدینه دیده به جهان گشودند.
پدر بزرگوارشان امام حسین (علیه السلام) امام سوم و معصوم پنجم شیعیان و مادرشان خانم شهربانو (درود خداوند بر او باد) دختر یزدگرد ساسانی پادشاه ایران بود که از وصف بزرگواری این بانوی شریفه همین بس که مادر زینت عبادت کنندگان عالم و همچنین ۹ امام بزرگوار دیگر هستند.
امام علی ابن الحسین(علیه السلام) امام چهارم و معصوم ششم شیعیان هستند و از جمله القاب ایشان:سید الساجدین به معنای سرور سجده کنندگان،زین العابدین به معنای زینت عبادت کنندگان،سجاد به دلیل سجده های زیاد که روایت است به سبب آن سجده های بسیار روی پیشانی مبارکشان ورم داشته،البکاء به معنای بسیار گریه کننده(حدیث مرتبط۱)،متهجد به معنای شب زنده دار به سبب آن که شب ها را به عبادت مشغول بودند(حدیث مرتبط۲)،این بزرگوار را به خاط سجده های طولانی که نظیر آن فقط در جد بزرگوارشان امام علی (علیه السلام) دیده شده را سید العابدین نیز می نامند.از القاب دیگر ایشان الامین به معنای امانتدار،الزکی به معنای پاک،نوح آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،منار القانتین به معنای مرکز نور قنوت کنندگان و...میباشد.
همانطور که گفته شد ویژگی خاص این امام بزرگوار شباهت زیاد کردار و گفتار ایشان به جد بزرگوارشان امیرالمومنین علی علیه السلام می باشد که در قسمت بعدی بدان می پردازیم.

قسمت بعدی:
شرحی بر دریای دانش حضرت سجاد(علیه السلام) و زندگانی ایشان).
منتظر باشید...با یاری خداوند ادامه دارد....لاحول و لاقوة الا بالله..


حدیث مرتبط۱:قال الامام السجّاد (علیه السلام):هیچ قطره‏اى نزد خدا محبوبتر از این دو قطره نیست : قطره خونى که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکى که براى خدا در دل شب فرو افتد .
(بحار الأنوار، ج 69، ص 378، ح31 - منتخب میزان الحکمة، ص 78)
حدیث مرتبط ۲:نهج البلاغه.خطبه ۱۹۳ ویژگی پرهیزکاران.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Asma ، Havbb 110 ، vahrakan ، یاســین ، black ، m.hossein ، شیما ، aleerz ، Hadith ، سرباز سید علی ، 59-11(یامهدی) ، محمد رضا. ، Agha sayyed ، عدالت ، یا ثارالله ، Moh3eN-QalaM ، فانوس *7* ، only_y2d ، محب الزهرا ، arman mohseny ، حسن عزتي ، نگار ، 900742498 ، M03TAFA ، عبدالرحمن
۴:۰۱, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
دوستان چون روزه هستید همکاری نمیکنید؟!
جریان چیه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: M03TAFA ، عبدالرحمن
۹:۳۵, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
نمی دونم واللا ... من 5 6 روز NET نداشتم نبودم، ولی انگار خاک مرده پاشیدن اینجا ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 900742498 ، عبدالرحمن
۱۴:۳۳, ۸/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/مرداد/۹۱ ۱۴:۳۷ توسط MOHSEN-Z.)
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:
امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.
ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.
*********************************************************

نام، لقب و کنیه امام:
نام مبارک ایشان علی [b]و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."
یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.
***********************************************************
[/b]

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.



*************************************************************

تولد امام:
حضرت رضا (علیه السلام)[b] در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت.
نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.
*************************************************************
شهادت امام:
در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.
*************************************************************

حدیث
سلسلة
الذهب:
در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند:
"کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، faateme-313 ، فانوس *7* ، محب الزهرا ، m.hossein ، نگار ، 900742498 ، M03TAFA ، عبدالرحمن
۱۴:۴۸, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة
السلام علیکَ یا مولانا یا بقیة الله فی ارضه(علیه السلام)

دوستان عزیز ،
تنها به ذکر مشخصات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین)بسنده نفرمایید .
لطفا روایات و حکایات این بزرگواران خصوصا در برخورد با مردم ، و نیز کرامات و نحوه برخوردشان با حاکمان زور زمانشان را قرار دهید .
آنچه که مسلم است اینست که بیان حکایات و روایات به سرعت در اذهان جای خواهند گرفت و تاثیر شگرفی دارند .

سلام بر ماه خدا ، رمضان
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MOHSEN-Z ، سید ابراهیم ، faateme-313 ، فانوس *7* ، محب الزهرا ، m.hossein ، نگار ، 900742498 ، M03TAFA ، عبدالرحمن
۱۵:۱۸, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
قسمت دوم:
شرحی بر دریای دانش حضرت سجاد(علیه السلام) و زندگانی ایشان):
دانش و فضایل امام سجاد علیه السلام چیزى نبود که فقط دوستان و شیعیان بدان معتقد باشند بلکه حتى منکران مقام ولایت و نیزمعاندان خاندان رسالت در مواردى به ناگزیر سر تعظیم در برابر کمالات ایشان فرود مى آورند. چنان که عبدالملک مروان در
پاسخ
نامه امپراطور روم درماند و چاره را در آن
دید که نظر امام سجاد علیه السلام را درباره آن جویا شود و
پاسخ
آن حضرت را به
امپراطور روم بنویسد.
حکایتی از علم حضرت:
زهرى مى گوید: به حضور على بن الحسین علیه السلام رسیدم ، آن حضرت از منپرسید: گفتگوى شما با اصحاب چه بود؟ گفتم : بحث ما درباره روزه هاى واجب بود. نظر من و اصحابم بر این بود که ما جز روزه ماه مبارک رمضان ، روزه واجب دیگرىنداریم . امام فرمود: چنین نیست که پنداشته اید. روزه چهل قسم دارد. ده قسم آن واجب ده قسم آن حرام و ده صورت آن محل تخییر و سه قسم دیگر آن روزه اذن و هفت صورت باقیمانده روزه تاءدیب و... است . سپس امام سجاد علیه السلام به شرح و تفصیل این موارد پرداخت و در هر مورد به آیه اى از آیات قرآن استشهاد مى نمود. و در پایان به نظریات مختلف هر یک از فقهاى عامه در آن مسایل اشاره مى فرمود
امام سجاد علیه السلام تنها مرجع فقهى شیعیان نبود بلکه فقهاى عامه نیز در بسیارى از مسایل خود به ایشان مراجعه مى کرده اند. چنان که زهرى براى دانستن حکم قتل غیر ممد در صورتى که مقتول برده باشد، به امام سجاد علیه السلام مراجعه کرده و حکم را از وى دریافت [/b]داشته است.

قسمت بعدی:زندگانی حضرت(1):اخلاق از زبان آن امام بزرگوار.
با یاری خداوند ادامه خواهد داشت.ان شاالله...





ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، محب الزهرا ، m.hossein ، نگار ، 900742498 ، عبدالرحمن
۱۷:۱۲, ۱۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۱ ۱۷:۱۵ توسط 900742498.)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۸/مرداد/۹۱ ۴:۰۱)FaATeMe نوشته است:  دوستان چون روزه هستید همکاری نمیکنید؟!
جریان چیه؟
مطمئن باشید جریانی در کار نیست دوستان به دلیل یک نواختی دچار رخوت شدن و شور و اشتیاقشون یکم کم شد
ایشاالله با تدابیری که مدیریت و همچنین دوستان بزرگوار می کشن همه چی حل میشه
برای کسب اطلاعات بیشتر در قسمت وبلاگ «جنبش بسوی ظهور » را جستجو کنید
یاعلی

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة
السلام علیکَ یا مولانا یا بقیة الله فی ارضه(علیه السلام)

دوستان عزیز ،
تنها به ذکر مشخصات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین)بسنده نفرمایید .
لطفا روایات و حکایات این بزرگواران خصوصا در برخورد با مردم ، و نیز کرامات و نحوه برخوردشان با حاکمان زور زمانشان را قرار دهید .
آنچه که مسلم است اینست که بیان حکایات و روایات به سرعت در اذهان جای خواهند گرفت و تاثیر شگرفی دارند .

سلام بر ماه خدا ، رمضان
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .

تشکر خیلی خیلی زیاد بابت تذکر عالی و بجای حضرت عالی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، عبدالرحمن
۲۲:۵۲, ۱۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۱ ۲۲:۵۹ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #8
آواتار

قسمت سوم:زندگانی حضرت(1):اخلاق از زبان آن امام بزرگوار.

زندگانی حضرت سجاد.ع. در وادی اخلاق،کرامت و بخشش به دیگران خلاصه می شود.
نقلی ست از زمان زندگانی ایشان بدین شرح:
امام سجاد (علیه السلام) هر سائلی را می دید پس از کمک به او می فرمود : آفرین به کسی که توشه مرا به سوی آخرت حمل می کند.
هنگام که امام سجاد از دنیا رفت در هنگام غسل کبودی هایی را در پشت شانه های مبارکش دیدند : پرسیدند این آثار چیست ؟ یکی از حاظران پاسخ داد : این سیاهی ها و خراش ها آثار کیسه های غذایی است که آن حضرت شبانه بر پشت می گرفت و به خانه نیازمندان می رسانید.

حکایات جالب از فضل امام سجاد(علیه السلام) بر اساس آیات و داستانهای قرآنی:
[/b]
[/font]

از آنجا كه از هر طرف خانه تا چهل منزل همسايه آدمى تلقى مى‏گردد، امام سجاد عليه السلام اغلب اهل مدينه را همسايه خود مى‏ دانست و نيمه شب راهى خانه‏ هاى آنان مى‏ گرديد و هر آنچه لازم داشتند، در اختيارشان قرار مى‏ داد و قرضشان را مى‏ پرداخت.

در صد و هفتمين سوره قرآن (ماعون)، آيه هفتم چنين مى‏خوانيم: «و يمنعون الماعون‏»، منظور از ماعون (از ريشه معن) اشياء جزئى و لوازمى عادى است كه معمولا همسايگان به عنوان قرض يا تملك از يكديگر مى‏گيرند. رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم فرموده‏اند: «هر كس از همسايه‏اش ماعون (لوازم مورد احتياج او) را منع كند و به عاريه ندهد، روز قيامت‏خداوند وى را از خير محروم مى‏كند و او را به خودش وا مى‏گذارد. پس چه حال بدى خواهد داشت.» (12) امتناع از دادن چنين امكاناتى، عواقبى ناگوار در همين دنيا نيز خواهد داشت و بنا به فرمايش امام زين‏العابدين عليه السلام يكى از گناهانى كه موجب خشكسالى مى‏گردد، قرض ندادن اثاث و لوازم به افراد همسايه است.
امام على‏ بن الحسين عليه السلام مى‏فرمايد: «به درستى كه نيازهاى مردم به شما، از نعمت‏هاى الهى است;از روى آوردن حاجتمندان به سويتان، احساس ملال و ناراحتى نكنيد.»
امام سجاد عليه السلام از رد نمودن محرومان به شدت نهى مى‏ فرمود. سعيد بن مسيب روايت كرده است:
روزى خدمت امام زين‏ العابدين عليه السلام شرفياب بودم، سائلى در زد. امام فرمود: «او را دست‏خالى رد نكنيد.»
روز جمعه‏اى حضرت، كنيزى را كه سكينه نام داشت، فراخواند و به وى فرمود: «نبايد محرومى از در خانه من عبور كند مگر آن كه او را اطعام نماييد، آخر امروز جمعه است!» ابوحمزه ثمالى كه اين ماجرا را نقل كرده است، مى‏گويد: عرض كردم اى مولاى من! همه آنان استحقاق ندارند. امام فرمود: «از آن خوف دارم كه بعضى از افراد سائل مستحق باشند و ما او را غذا ندهيم و دست رد برسينه‏اش بزنيم و در نتيجه آنچه بر يعقوب و اهل بيت او نازل گرديد، بر ما هم فرود آيد. به آنها اطعام كنيد.»
امام سجاد در سيره عملى بخشنده‏ تر از همه مردم عصر خويش بود و نسبت‏به فقيران و مستمندان توجه ويژه مبذول مى‏داشت. حضرت از لباس‏هايى كه خود برتن مى‏نمود، به محرومان صدقه مى‏داد. در زمستان لباس خز برتن مى‏نمود اما تابستان كه فرا مى‏رسيد، يا آن را به فقيران اهداء مى‏نمود و يا مى‏فروخت و پولش را به آنان مى‏داد و بارها مى‏فرمود: «از پروردگار خويش خجالت مى‏كشم از پول لباسى ارتزاق كنم كه با آن جامه، خداوند را عبادت كرده‏ ام.»
[/b]
محبوب‏ترين چيز از نظر امام «صدقه پنهانى‏» بود، بارها در ظلمت‏ شب از خانه بيرون مى‏ آمد و در محلات مدينه هدايا و عطاياى خويش را به مستمندان مى‏رسانيد، در حالى كه صورتش پوشيده بود. اهل محل و فقيران به اين وضع عادت كرده بودند، از اين رو بر در خانه‏ هاى خويش مى‏ ايستادند و چون امام را مشاهده مى‏ نمودند، خوشحال مى‏ شدند و به يكديگر مژده مى‏دادند. ابن عايشه مى‏گويد از مردم مدينه شنيدم: «صدقه نهانى از ما قطع نشد مگر وقتى كه على‏بن الحسين عليهما السلام از دنيا رفت.» گروهى از مردم اين شهر از همين راه روزگار مى‏ گذرانيدند و نمى‏ دانستند چه كسى وسايل زندگى آنان را فراهم مى‏كند.
امام سجاد عليه السلام همه روزه در مدينه اطعام عمومى مى‏نمود و هنگام ظهر در منزل خويش بار عام مى‏داد و صد خانوار را به طور پنهانى اداره مى‏ نمود كه هر خانوار، خود شامل چندين نفر بودند. براى مستمندان محل سكونت‏خويش (مدينه) احترام قائل بود و هرگاه به محرومى چيزى مى‏داد،آن را مى‏ بوسيد تا اثر ذلت و نيازمندى را در او احساس نكند. بر سر سفره امام عليه السلام يتيمان، بيچارگان، از كار افتادگان و مستمندانى كه هيچ راهى براى ادامه زندگى نداشتند، حضور مى‏يافتند. و خود شخصا به دست مبارك از آنان پذيرايى مى‏نمود و تا آنجا حال فقرا را مراعات مى‏نمود كه راضى‏ نبود محصول نخل‏ها را شب هنگام كه آنان حضور نداشتند، جمع آورى كند تا مبادا از خرماهاى اين درختان محروم بمانند.

در فقره 21 از دعاى شانزدهم صحيفه سجاديه، امام سجاد عليه السلام خداوند را ستايش مى‏ نمايد كه چه زشتى‏هاى بسيارى از گناهان را بر ديده‏هاى همسايگان آشكار نگردانيد. در فرازى از دعاى سى و دوم نيز به اين موضوع اشاره شده است
[b]
دعاى بيست و ششم به همسايگان و دوستان اختصاص دارد. در نخستين فراز اين دعا آمده است:
اللهم صل على محمد و آله و تولنى فى جيرانى و مولى العارفين بحقنا والمنابذين لاعدائنا بافضل ولايتك و وفقهم لاقامة سنتك والاخذ بمحاسن ادبك فى ارفاق ضعيفهم و سد خلتهم و عيادة مريضهم و هداية مسترشدهم و ستر عواراتهم و نصرة مظلومهم و حسن مواساتهم بالماعون.
در اين مضامين عالى و با طراوت، امام پس از درود فرستادن بر رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم و آل پاكش در قالب «دعا» نكات مهم اعتقادى، سياسى، اخلاقى و حقوقى را مطرح مى‏ فرمايند:
1. يارى، رعايت و مساعدت همسايگان و دوستانى كه به حق خاندان عترت معرفت دارند و با چنين بصيرتى، محب ائمه و دشمن دشمنان خاندان نبوتند.
2. امام از خداوند مى‏خواهد همسايگان سنت الهى را اقامه نمايند، محاسن اخلاقى و دينى را با عنايت‏به فقرا پيش گيرند و در رفع حوائج آنان، عيادت بيماران و راهنمايى و ارشاد به راه صلاح، بكوشند و حق خيرخواهى و صلاح انديشى را چون باهم مشورت كنند، به جاى آرند.
[font=Tahoma]دعاى چهل و چهارم را اگرچه حضرت زين ‏العابدين عليه السلام هنگام دخول ماه مبارك رمضان بر زبان مقدس خويش جارى نموده و توسط مضامين آن با خداى خويش به راز و نياز پرداخته‏اند، اما در اين قلمرو نيز حضرت همسايگان را فراموش ننموده‏اند و در فرازى از آن فرموده‏اند:
«... [اللهم] و وفقنا فيه لان نصل ارحامنا بالبر و ان نتعاهد جيراننا بالافضال والعطية; پروردگارا! در اين ماه مبارك، ما را به صله رحم و نيكى و احسان در حق ارحام موفق ساز و هم [كرم كن] و توفيق ده كه با همسايه به عطا، فضل و بخشش پردازيم.»
امام در اين مضامين نيز پيروان خود را به موضوعى جالب، توجه مى‏دهد: «حسن سلوك با همسايگان‏» و اين موضوع نبايد به زبان منحصر شود بلكه در رفتار، اعمال و امكانات و استفاده از آنها بايد چنين خصوصيتى را بروز دهيم. [/b]
اخلاق از دریچه نگاه به سیره امام عشق حضرت سجاد علیه السلام:
امام سجاد (علیه السلام) خود در حوزه عمل فردي و شخصي سرمشق اخلاق و گذشت و رفتارهاي هنجاري و پسنديده بود. مجموعه اي از گزارش ها و روايات به خوبي نشان مي دهد كه آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم سيدالكرام بوده است. بزرگواري هاي آن حضرت كه ريشه در اصول اخلاقي و احساسي و عاطفي داشت همان اندازه كه در برابر خداوند وي را به كرنش مي كشاند در برابر مردم هم به تواضع و فروتني وامي داشت.
شيخ مفيد و ديگران روايت كرده اند كه مردي از اهل بيت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نزد حضرت امام زين العابدين(علیه السلام) آمد و در حالي كه آن حضرت در جمعيت نشسته بود به آن جناب ناسزا گفت و دشنام داد.
آن حضرت(علیه السلام) در جواب او چيزي نفرمود. پس چون آن مرد برفت با اهل مجلس خود فرمود: شنيديد آن چه را كه اين شخص گفت اكنون دوست مي دارم كه با من بياييد برويم نزد او تا جواب و پاسخ من از دشنام او را بشنويد.
گفتند: مي آييم و ما دوست مي داشتيم كه پاسخ او را مي دادي.
پس حضرت نعلين خويش را برگرفت و حركت فرمود و مي خواند: والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحب المحسنين، كساني كه خشم خويش را فرو مي خورند و از مردم در مي گذرند و عفو مي كنند و خدا نيكوكاران را دوست مي دارد.

راوي مي گويد از خواندن اين آيه دانستم آن حضرت به او بد و دشنام نخواهد گفت. پس با امام تا در منزل شخص رفتيم و آن حضرت وي را بخواند و فرمود به او بگوييد كه علي بن الحسين(علیه السلام) است.
چون آن شخص شنيد كه حضرت(علیه السلام) آمده است بيرون آمد و مهيا بر آن شد تا با او درگير شود؛ زيرا شك نداشت كه آمدن آن حضرت براي آن است كه وي را تلافي كند و پاسخ دشنام او را بدهد.
حضرت سجاد(علیه السلام) چون او را ديد فرمود: اي برادر تو آمدي نزد من و به من چنين و چنان گفتي. پس هرگاه آن چه گفتي از بدي، در من است از خدا مي خواهم كه آن را از من بيامرزد و اگر آن چه گفتي در من نيست حق تعالي تو را بيامرزد.
راوي گفت: آن مرد وقتي چنين شنيد ميان ديدگان آن حضرت را بوسيد و گفت آن چه من گفتم در تو نيست و من به اين بدي ها و زشتي ها سزاوارترم.


اين حديث به خوبي بيانگر اخلاق قرآني آن حضرت(علیه السلام) است
[b] كه در سيره و روش عيني و عملي زندگي آن حضرت نمود يافته است. باآن كه در جمع به آن حضرت(علیه السلام) اهانت و دشنام داده مي شود، ولي نخست با خودداري و صبر و شكيبايي در برابر آن مي كوشد تا پاسخ وي را ندهد و آن گاه مي گذرد تا مرد برود و آرام گيرد و آن گاه با همان دوستان و كساني كه با او بودند به خانه وي مي رود و او را به بازگشت و تدبر و تفكر در رفتار خود فرا مي خواند. عدم پاسخ گويي آن حضرت(علیه السلام) به سبب خشمي بود كه در آن مرد بوده است كه هرگونه پاسخ گويي، او را تحريك مي كرد و به درشت گويي بيش تر وامي داشت. از اين رو صبر كرد تا مرد برود و از آن جايي كه اهانت در جمع بوده است لازم بود تا به نحوي جمع از پاسخ آن حضرت آگاه شوند و عرض و آبروي خويش را باز خرد.
از اين رو جماعت را با خويش همراه مي سازد تا زمينه هرگونه سوءاستفاده و تفكر سوء را ببندد. امام سجاد اين شيوه را در برابر رفتارهاي كساني در پيش مي گيرد كه به شخص وي اهانت مي كنند و بازتاب آن هرچند گسترده است ولي محدود به خود وي و شخص او مي باشد و مرتبط با امور اجتماعي و مديريت وي نيست. از اين رو اصل احسان و گذشت و عفو را به عنوان معيار رفتاري برمي گزيند.
قسمت بعدی:زندگانی امام سجاد.ع.2:اخلاق از زبان امام سجاد.ع.(2)
با یاری خداوند ادامه خواهد داشت..ان شا الله..
منابع استفاده شده:
دارالسلام، نورى، ج 2، ص 14; الجواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، شيخ حر عاملى، ترجمه زين‏العابدين كاظمى خلخالى، ص 43 و 44.
وافى، ج 1، ص 35; ذخيرة‏العباد، جزء سوم، ص 53; سيرى در نماز، حسين انصاريان، ص 21.
مستدرك الوسايل، ج 2، ص 80; الحياة، ج 1، ص 237.
ناسخ التواريخ، ج 1، ص 67.
لدليل الى موضوعات الصحيفة السجاديه، محمدحسين مظفر، ص 282.
اصول كافى، كتاب العشره، باب حق الجوار، ج 4، ص 491; المخازن، ج 1، ص 145; تفسير برهان، ج 2، ص 243; وافى، ج 1، ص 350; المحجة البيضاء، ج 3، ص 426
بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 74، ص 130






ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا