|
یا باب الحوائج..
|
|
۲۰:۰۷, ۱۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکَ یا مولانا یا باب الحوائج یا جواد الائمه (علیه السلام) عزیزان و دوستان خدایی ، امشب شب گرفتن حاجت است ؛ حاجت از باب الحوائجین ، حضرت امام محمد بن علیٍ الجواد
و حضرت علی اصغر سلام الله علیهما . هر دو این بزرگواران جزء مقربین درگاه الهی هستند که ما شیعیان و محبین اهل بیت آنان را باب الحوائج می دانیم ، و با توسل به آنها دربهای دنیوی و اخروی به رویمان باز میشود . این شب که مصادف با دومین شب جمعه ماه رجب است را به توسل برگزار نماییم ، تا ان شاءالله جزء محبین و شیعیان واقعی این خوبان ناممان ثبت شود . با صلواتی یکدیگر را با دعای خیرمان در این شب عزیز ، مهمان سفره این بزرگواران نماییم .
![]() ![]() اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۱۹, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
از دعاهای امام کاظم علیه السلام در زندان، این دعا بود:
«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ اَنّي كُنْتُ أَسْئَلُكَ أَنْ تَفَرَّغَنِي لِعِبادَتِكَ، أَللّهُمَّ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَكَ الْحَمْدُ» خدایا تو میدانی که من، از تو تقاضا داشتم مرا در خلوتگاه قرار دهی تا با فراغت، تو را عبادت کنم. تقاضایم را برآوردی. تو را شکر و سپاس میگویم. ترجمه ارشاد شيخ مفيد ج2، ص232 |
|||
|
|
۲۰:۴۵, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکَ یا مولانا یا رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زندانی اما آزاد! علی بن المسیب گفت : مرا و مولای من ، موسی بن جعفر (علیه السلام) را از مدینه به بغداد آوردند و محبوس كردند (و مدت حبس درازا كشید.) مشتاق اهل بیت و عیال شدم . موسی بن جعفر علیه السلام بدانست ، گفت : دلت با اهل و عیال است كه در مدینه اند؟ گفتم : بلی . یابن رسول الله ! گفت : (در آن پوشش رو و) غسل كن و پیش من آی . چنان كردم . برخاست و دو ركعت نماز بگزارد و گفت : بگو: بسم الله و دست به من ده و چشم برهم نه . چنان كردم . گفت : چشم باز كن . باز كردم . بر سر تربت حسین (علیه السلام) بودم . گفت : این تربت جدم حسین است . نماز كرد و نماز كردم . گفت : چشم بر هم نه . بر هم نهادم . گفت : بگشا. بگشادم . بر سر تربت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) بودم . گفت : چشم بر هم نه . چشم بر هم نهادم . گفت : بگشا. بگشادم . بر سر تربت رسول الله بودم . گفت : تربت جدم رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است . اینكه سرای تو برو و عهد تازه كن . در رفتم و ایشان را ملاقات كردم و به تعجیل با پیش وی آمدم . گفت : دست به من ده و چشم بر هم نه . چنان كردم . گفت : بگشا. بگشادم . خود را به سر كوه دیدم كه از آسمان آب بدان كوه ریخته می شد. بدان آب وضو كردیم و آن حضرت بانگ نماز بگفت و در نماز ایستاد. چهل مرد دیدم كه در عقب سر وی نماز می كردند. چون نماز بگزاردم ، گفت : كوه قاف است و اینان اولیا و اصفیااند. از حق تعالی در خواسته اند تا میان من و ایشان ملاقات شود. پس آن قوم را وداع كردیم و مرا گفت : چشم بر هم نه . چنان كردم . باز كردم . در زندان بغداد بودم . دوستی وی در دل من ثابت شد. مولای ما ، ما هم در دل و در زبانمان ،دوستی شما و اجداد مطهّر و فرزندان گرامیت را داریم ، نگاهی هم به ما بنما . فقیریم و حقیر ، و تنها نگاه نورانی شما مولای ما ، ما را بس خواهد بود . نگاهی که دل پر تلاطممان را به آرامش رهنمون می نماید ، و وجود آتشینمان را به خنکای گواراترین آبهای بهشتی . زلال دیدگانت را بر ما بتابان تا خدایی گردیم ، یا ابالحسن یا مولانا موسی بن جعفر (علیه السلام) السلام علیکَ یا مولانا یا موسی بن جعفر الکاظم (علیه السلام) اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۲۰:۵۴, ۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکَ یا مولانا یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام) خورشيد جاويدان ماه بني هاشم يل ميدان، ابالفضل روح شرف، شاه جوانمردان، ابالفضل بر جان دشمن چون شهاب شب شكن بود شهباز نام آور يل ميدان ، ابالفضل مير سپاه بيقراران شهادت نور خدا، وان ساقي طفلان ابالفضل آن سربدار كاروان عشقبازان چشم و چراغ محفل ياران ، ابالفضل پيچيده در هفت آسمان نام بلندش جاويد دلها ، رهبر عرفان، ابالفضل از نام سرخش مي وزد خورشيد توحيد آيينه دار مكتب قرآن ، ابالفضل باشد به گيتي حضرتش باب الحوائج بر درد هاي بيكسي درمان، ابالفضل تسخير دلها مي كند برق نگاهش آتش زند برجان مشتاقان، ابالفضل در كشور دلهاي مشتاق زمانه باشد امير و حاكم و سلطان ابالفضل اسطوره ي مردانگي و سرفرازي قلب زمان، خورشيد جاويدان ابالفضل سقاي اردوي عطش روح فتوت درياي رحمت ، فضل بي پايان ابالفضل فرما نظر بر عاشقانت ، روز محشر اي حيدر ثاني ، شه احسان ابالفضل محمدرضا كوزه گر كالجي متخلص به قنبر ثاني
![]() السلام علیکَ یا مولانا یا قمرالمنیر یا ابوفاضل (علیه السلام) اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
|
|
|





![[تصویر: untitled_400_x_300_.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7396632575/untitled_400_x_300_.jpg)
![[تصویر: Aliasghar1_400_x_300_.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7396632789/Aliasghar1_400_x_300_.jpg)




![[تصویر: ec0fd17c_8a8c_41a1_a823_01557fd3db6b1.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7417184408/ec0fd17c_8a8c_41a1_a823_01557fd3db6b1.jpg)