|
سلام بر تو ای مادر حضرت ماه
|
|
۱۰:۲۹, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۴۱ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به بهانه سالروز وفات حضرت ادب نگیر از شب من آفتاب فردا را *** نبند روی من آن چشمههای زیبا را تو گاهواره ماه و ستارهها هستی *** خدا به نام تو کرده است آسمانها را تو در ادامه هاجر به خاک آمدهای *** که باز سجده کنی امتحان عظمی را خدا سپرده بدستت چهار اسماعیل *** که چشمه چشمه گلستان کنند دنیا را چه کردهای که به آغوش مهربانی تو *** سپردهاند جگر گوشههای زهرا علیهاالسلام را بگو چه بر سر بانوی آب آمده است *** که باز میشنوم رود رود دریا را تبر چگونه شکستهست شاخه و برگ تو را *** چطور خم شدهای بر زمین، سپیدارا! بخوان! دوباره بخوان با گلوی مرثیهها *** حدیث تشنهترین دستهای صحرا را از آسمان به زمین آمده است گیسویت *** که سربلند کند دختران حوّا را پانته آصفایی نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود. پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است . افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند . بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود گروهی از مورخان بر آنند که علی(علیه السلام) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است . گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (علیه السلام) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی ( ع ) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس( ۲۶- ۶۱ق)، عبدا... ( ۳۶-۶۱ق)، عثمان ( ۳۸-۶۱ق) و جعفر( ۴۰-۶۱ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) بود . ......... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۱۵, ۱۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکِ یا بنت رسول الله یا فاطمة الزهرا نمیدانم که این شب و روز ، این عباس است که در بقیع نالان مادرش، ام البنین ،است و یا این ام البنین است که در کربلا بر سر مزار قمر المنیرِ بنی هاشم ، عباس ، گریان است . از جمله ندبههايش پس از شهادت فرزندانش اين است: لا تدعونى ويك ام البنين تذكرينى بليوث العرين كانتبنون لى ادعى بهم و اليوم اصبحت و لا من بنين اى زنان!من از شما يك تقاضا دارم و آن اين است كه بعد از اين مرا با لقب ام البنين نخوانيد(چون ام البنين يعنى مادر پسران،مادر شير پسران)،ديگر مرا به اين اسم نخوانيد.وقتى شما مرا به اين اسم مىخوانيد،به ياد فرزندان شجاعم مىافتم و دلم آتش مىگيرد.زمانى من ام البنين بودم ولى اكنون ام البنين و مادر پسران نيستم. مرثيهاى دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس: يا من راى العباس كر على جماهير النقد و وراه من ابناء حيدر كل ليث ذى لبد انبئت ان ابنى اصيب براسه مقطوع يد ويلى على شبلى امال براسه ضرب العمد لو كان سيفك فى يديك لما دنى منه احد مىگويد: اى چشمى كه در كربلا بودى و آن منظرهاى كه عباس من،شير بچه من،حمله مىكرد مىديدى و ديدهاى!اى مردمى كه آنجا حاضر بودهايد!براى من داستانى نقل كردهاند، نمىدانم اين داستان راست استيا نه.يك خبر خيلى جانگداز به من دادهاند، نمىدانم راست استيا نه.به من گفتهاند كه اولا دستهاى پسرت بريده شد،بعد در حالى كه فرزند تو دست در بدن نداشتيك مرد لعين ناكس آمد و عمودى آهنين بر فرق او زد. واى بر من كه مىگويند بر سر شير بچهام عمود آهنين فرود آمد.بعد مىگويد:عباس جانم!فرزند عزيزم!من خودم مىدانم كه اگر دست در بدن داشتى هيچ كس جرات نزديك شدن به تو را نمىكرد. لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و صلى الله على محمد و آله الطاهرين. اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۹:۱۰, ۱۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
![]() راه های توسل به حضرت ام البنین 1 – آنچه به تجربه به اثبات رسیده است و در کتبی که مربوط به کرامات این بزرگوار ثبت است( از جمله کتاب ستاره درخشان مدینه نوشته شیخ علی ربّانی خلخالی )، آمده است : نذر زیارت کربلا به نیابت از حضرت ام البنین به این نحو که هرگاه حاجت مهمی تو را روی داد به نیابت ایشان به کربلا برو و ثواب زیارت را به روح این علیا مخدره هدیه کن و از ایشان بخواه که در درگاه الهی شفیع شده تا مشکلت بر طرف گردد . حتی اگر خودت نمی توانی به کربلا بروی ، خرج سفر کسی را تامین نما تا وی به کربلا رفته و به نیابت از ایشان زیارت به جا آورد . امید است که جاجت روا گردی چرا که به تجربه ثابت شده است که کسانیکه از این طریق به حضرت متوسل شده اند به حاجت خود رسیده اند . |
|||
|
|
۱۶:۲۳, ۱۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
ختم سوره یاسین به طریقه زیر : از شب جمعه ما بین نماز و مغرب و عشا تا هشت شب ( به تعداد فرزندان حضرت ام البنین و نیز فرزندان حضرت زهرا ) مشغول به تلاوت سوره یاسین گردد به نحویکه : اولین شب جمعه به نیابت از حضرت عباس سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز دوم که شب شنبه می شود به عبدالله دیگر فرزند حضرت ام البنی سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز سوم که شب یکشنبه می گردد به نیابت عثمان دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز چهارم که شب دوشنبه می گردد به نیابت از جعفر دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز پنجم که شب سه شنبه می گردد به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز ششم که شب جهارشنبه می شود به نیابت از حضرت ام کلثوم سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز هفتم که شب پنج شنبه می گردد به نیابت از امام حسن علیه السلام سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید در روز هشتم که شب جمعه می گردد به نیابت از اباعبد الله الحسین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء ، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد 135 صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید سپس با ذکر مصائب حضرت ابا عبد الله به حضرت ام البنین متوسل شده و از ایشان طلب حاجت نماید ان شاء الله برآورده می گردد. |
|||
|
|
۱۸:۵۱, ۱۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بخشی از زیارت نامه حضرت ام البنین علیهاالسلام سلام بر تو ای همسر جانشین رسول اللّه علیهالسلام ؛ سلام بر تو که محبوب زهرایی؛ سلام بر تو ای مادر ماههای درخشان؛ خدا و رسولش را گواه میگیرم که تو با اهدای فرزندانت و قربانیکردن آنها در راه آرمانهای حسین علیهالسلام جهاد نمودی؛ گواهی میدهم که تو یار و یاور امام علی بن ابیطالب علیهالسلام در سختیها، مشکلات و مصیبتها بودهای ؛ گواهی میدهم که به خوبی از عهده سرپرستی و نگهداری فرزندان زهرای اطهر علیهاالسلام و ادای امانت ایشان برآمدی؛ تو در نزد خداوند از مقام و منزلت بالایی برخورداری؛ سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت! سلام بر مادر پسران |
|||
|
|
۱۵:۰۰, ۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
![]() ام البنین صدایت کنم یا...؟
سلام، مادر شهامت، مادر رشادت و مادر شهادت! چه نیک آرمیده ای! چقدر آسوده، صورت به خاک نهاده ای! انگار همین دیروز بود! علی علیه السلام به عقیل فرمود: برایم از قبیله ای رشید و شجاع، همسری بیاب! و تو، برگزیده این انتخاب بودی تا قدم به خانه وحی بگذاری تا سایه مهربانی ات را مادرانه، بر خانه وحی بگسترانی. که تو هم فاطمه بودی؛ فاطمه ای که می خواست جگر گوشه های بانویش فاطمه علیهاالسلام را پناه باشد! فاطمه ای که می خواست زینبِ فاطمه علیهاالسلام را مادری کند! فاطمه ای که می خواست حسین فاطمه علیهاالسلام را عاشقانه خدمت کند! تو آمدی! یعنی باید می آمدی! تا مادر حماسه شوی و حماسه را در دامان خود بپروری. هنوز تاریخ، لحظه ورودت به خانه وحی را به خاطر دارد! تو، عروس مهربانی ها و خوبی ها، قدم به خانه نگذاشتی و گفتی: تا دختر بزرگ خانه اجازه نفرماید، وارد نمی شوم. و این، از بانویی چون تو، دور نبود، که همه تاریخ، به ادب و نجابت و وقار تو سوگند می خورد. تو آمدی و خاتون مهربان خانه شدی، تا زینب علیهاالسلام ، سنگ صبوری برای درد دل داشته باشد. تا حسین علیه السلام ، بیش از این، در اندوه کوچه های بنی هاشم، تنها نماند. تا حسین علیه السلام ... آه! همه می دانند که تو چقدر فرزندان فاطمه علیهاالسلام را دوست می داشتی. آن قدر، به فرزندان بانویت فاطمه علیهاالسلام ، عشق داشتی که به مولایت علی علیه السلام گفتی: مولا! دیگر مرا فاطمه خطاب نکنید؛ به خدا تاب اندوه کودکان بانو را ندارم؛ نام فاطمه علیهاالسلام دل زینب را به درد می آورد. و آنوقت تو شدی ام البنین؛ مادر سروهای آزاده! تو آمدی تا نوری دیگر از خانه علی علیه السلام ساطع شود و شعاعش، همه هستی را به تماشا بخواند. با تو، نور علی نور، تحقق یافت و ماه بنی هاشم، قمر منظومه ولایت گردید و به حق، تو لایق این ماه بودی. ام البنین! اینک تو مادر پسری هستی که قرار است علمدار کربلا باشد و ساقی گل های محمدی صلی الله علیه و آله وسلم . تو مادرِ آفتابی شدی، که قرار است، تمام عالم در سایه امن، بیاساید. و به راستی که فقط تو لایق این ماه بودی! مگر می شود از تو نگفت؟ مگر می شود از آن همه عظمت حرفی نزد؟! وقتی خبر شهادتِ پسرت را، امیدت را و نور چشمت را شنیدی، گفتی: پسرم فدای حسین فاطمه! سلام بر تو، مادر وفا، مادر ادب و مادر عشق! ام البنین! ![]() |
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
![]() بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته چون که در نزد علی بسیار حرمت داشته التفاتی کرده مولامان و با این التفات بر سر آن مهربان بسیار منّت داشته بی جهت ننشسته مهرش بر دل و جان علی فاطمه با فاطمه، قطعاً شباهت داشته نام این بانو کنار نام زهرا می برند بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود سال ها روی لبش کوثر تلاوت داشته مهربانی بین که او با بچه های فاطمه بیشتر از بچه های خود محبّت داشته تا که بغض بچه ها با نام مادر نشکند از همین هم نام بردن هم خجالت داشته رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش بس که با غم های مولایش رفاقت داشته مادر عبّاس شد تا علقمه باور کند خون او در اصل عاشورا شراکت داشته از مزار خاکی اش هم می توان فهمید که هر کسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته یا اباالفضلی بگو کز خانه ی امّ البنین دست خالی بر نگشته هر که حاجت داشته یا ام البنین (سلام الله علیها) |
|||
|
|
۲۲:۳۰, ۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
سلسله نسب ام البنين عليها السلام وى فاطمه ، دختر حزام بن خالد بن ربيعة بن وحيد بن كعب بن عامر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن است. مادر او شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب مىباشد و جدههايش عبارتند از: جده اول:عمره دخت طفيل بن مالك احزم بن جعفر بن كلاب. جده دوم:كتبه دخت عروة الرحال فرزند جعفر بن كلاب. جده سوم:ام خشفت دخت ابى معاوية فارس هرار بن عبادة بن عقيل بن كلاب. جده چهارم: فاطمه دخت جعفر بن كلاب. جده پنجم: عاتكه دخت عبد الشمس بن عبد مناف بن قصى، جده حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه « عمدة الطالب» نام او را فاطمه دانسته است. جده ششم: آمنه دخت وهب بن عمير بن نصر بن قعين بن حرث بن ثعلبة بن ذودان بن اسد بن خزيمه . جده هفتم: دخت جحدر بن ضبيعه اغر بن قيس بن ثعلبية بن عكاية بن صعب بن على بن بكر بن وائل بن ربيعة بن نزار، جد حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم. جده هشتم: دخت ملك بن قيس بن ثعلبه. جده نهم: دخت الرأسين: خشين بن أبى عصم بن سمح بن فزاره(در«قاموس اللغة» خشين بن لاى، و در «تاج العروس» لاى بن عصيم آمده است). جده دهم: دخت عمر بن صرمة بن عوف بن سعد بن ذبيان بن بغيض بن ريث بن غطفان. اينان جدههاى ام البنين عليها السلام، مادر ابو الفضل العباس عليه السلام، هستند كه ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين از ايشان ياد كرده است. تاريخ گواهى مىدهد كه پدران و داييهاى ام البنين عليها السلام در دوران قبل از اسلام جزو دليران عرب محسوب مىشدهاند و مورخان آنان را به دليرى و جلادت در هنگام نبرد ستودهاند. افزون بر اين، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانى، سالار و بزرگ و پيشواى قوم خود نيز بودهاند، آنچنان كه سلاطين زمان در برابرشان سر تسليم فرود مىآوردهاند. اينان همانانند كه عقيل به امير المؤمنين عليه السلام گفت: «در ميان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر يافت نشود» **رساله ابن زيدون در حاشيه شرح صفدى بر لامية العجم: جلد 1 صفحه .130
|
|||
|
|
۲۳:۱۲, ۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي ![]() ای همسر بافضیلت امیرالمؤمنین علیهالسّلام ، دختر دلاوران عرب، ام البنین! خدا تو را رحمت کند! نیک همسری برای علی علیهالسّلام بودی، چهار پسر رشید برای علی علیهالسّلام آوردی تا دوست داران فرزندان زهرا علیهاالسّلام باشند و فدائیان حسین علیهالسّلام در روز عاشورا. هنوز صدای مرثیههایت در بقیع، در گوش زمان جاری است:دیگر به من "مادرِ پسران" نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجهام میاندازید. من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، "ام البنین" میخواندند. نوشته از : سید عبدالحمید کریمی 13 جمادی الثانی سالروز وفات خانم امّ البنین (سلام الله علیها)تغییر نام [/b] فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را به نام دیگری صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها تداعی نگردد و رنج بی مادری آن ها را آزار ندهد. در رثای ام البنین علیهاالسلام کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم/ شرار درد به جانش کشد زبانه، منم/ کسی که مادر خوش بخت روزگاران است/ ولیک تیر بلا را بود نشانه، منم/ کسی که همسریِ با علی بُود فخرش/ ولیک غم زده بر هستی اش زبانه، منم/ کسی که سیده ام البنین بود نامش/ ولیک مانده از این نام بی نشانه منم/ شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس/ کسی که بار غریبی کشد به شانه منم/ کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش/ که از شهادتشان خورده تازیانه منم/ غریب دشتِ بلا را، دریغ مادر نیست/ کسی که گریه بر او کرده مادرانه، منم/ بابي انت و امي يا ام البنين سلام الله عليها آجرك الله يا بقيه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
|
|||
|
|
۱۸:۳۰, ۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله [b]رحلت خانوم ام البنین(سلام الله علیها) ، آن شیر زن مظهر ادب ایثار و از خود گذشتگی تعزیت باد[/b] ![]() [b]حضرت ام البنین(سلام الله علیها) منم سنگ صبور لانه ي عشق
منم آن خانه دار خانه ي عشق منم در بزم مظلومانه ي عشق سرود نغز جاويدانه ي عشق اگر چه زن ولي مرد آفرينم كنيز فاطمه ام البنينم ***** پس از عصيانگري هاي مدينه كه تنها ماند مولاي مدينه پس از پرواز زهراي مدينه كه شد آتش سراپاي مدينه مرا هفت آسمان قدرم قضا داد فلك دستم به دست مرتضي داد ***** از آنروزيكه رفتم محضر او خرامان تا رسيدم بر در او كه گيرم جاي ياس پرپر او به استقبالم آمد دختر او مرا مادر خطابم كرد زينب مرا از شرم آبم كرد زينب ***** از آنروزيكه آن درگاه ديدم چهار اختر بدون ماه ديديم علي را سر دورن چاه ديدم هزاران صحنه ي جانكاه ديدم به گرد شمعشان پروانه گشتم نه بانو بل كنيز خانه گشتم ***** زمان بگذشت تا نخلم ثمر داد مرا هم چرخ گردون بال و پر داد خدا پاداش كارم يك پسر داد پسر نه در كفم قرص قمر داد سراپا موجي از احساس گشتم كه من هم صاحب عباس گشتم ***** چه عباسي كه هستم هست او بود چه عباسي كه دل پابست او بود برايم قبله چشم مست او بود گره بگشاي كارم دست او بود ز طفلي گشت ماه عالمينم غلام حلقه در گوش حسينم ***** از آنروزيكه مظلومانه رفتند كبوترهاي من از لانه رفتند همه گلهايم از گلخانه رفتند به كف جان و پي جانانه رفتند چنين گفتم به گوش نور عينم مبادا باز گردي بي حسينم ***** همه رفتند و من جا مانده بودم غريب و زار و تنها مانده بودم ميان موج غمها مانده بودم به ره محو تماشا مانده بودم كه شايد كاروان ياس آيد حسين و از پي اش عباس آيد ***** ولي افسوس ديدم كاروان را كه مي آورد با خود خستگان را سيه پوش مصيبت كودكان را زنان خسته حال و نيمه جان را عيان شد هستيم از دست رفته ز دستم هر چه بود و هست رفته شاعر : حیدر توکلی |
|||
|
|
۱۹:۴۴, ۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
من که از نسل دلیر عربم
امّ العبّاسم و امّ الادبم مادر چهار یل رعنایم من کنیز حرم زهرایم آسمان خاک نشین حرمم عرش در تحت لوای کرمم معرفت مسئله آموز من است عاشقی سائل هر روز من است دل من محو تولّای ولیست سِمتم خادمی بیت علیست من سفارش شده ی زهرایم آبرو یافته از مولایم وه از ان روز که قابل گشتم با در بیت مقابل گشتم آمد آن لحظه چه خوش اقبالم دختر شاه به استقبالم قبله ی نور به کاشانه ی من حرم الله کجا خانه ی من دست بانوی حرم بوسیدم خاک پایش به بصر مالیدم گفتم این بیت حریم لاهوت من کنیزم به دیار ملکوت آمدم خادم این در باشم خادم دختر حیدر باشم لیک آن روز زغم رنجیدم وای دل، صحنه ی سختی دیدم هر دو ریحانه حق تب دارند بین خانه حسنین بیمارند گفت زینب به دو چشمانی تر نذر روزه بنما ای مادر عرق از صورتشان تا شد جمع سوختم در غمشان همچون شمع آنقدر خرج ولایت گشتم مورد لطف و عنایت گشتم تا خدا مزد ولایم را داد که به من گل پسری زیبا داد صاحب جنة الاحساس شدم مادر حضرت عباس شدم در وفا یار بلا فصل شدم مادر فضل و ابا الفضل شدم شوری افتاد ز عشقش به دلم دید از فاطمه بودن خجلم حق نمود این شرفم نقش جبین حضرت فاطمه شد ام بنین گفتم عباس گل ریحانی به امیرت تو بلا گردانی نه برادر و نه من مادرشان من کنیز و تو غلام درشان روزی اید که به همراه حسین از مدینه بروی نور دو عین چون حسینم تو خدایی گردی عاقبت کرب و بلایی گردی یک وصیت کنم این لحظه تو را جان تو جان عزیز زهرا رفتی و همره تو شادی رفت از مدینه دگر آزادی رفت وای زان روز که غمها برگشت کاروان گل زهرا برگشت جان هر دل شده بر لب آمد بی حسین حضرت زینب آمد گفت با من همه اسرار مگو ماجرا های تو و بغض گلو گفت لب تشنه سوی آب شدی از خجالت به خدا آب شدی گفت با قدّ کمان جان دادی من شنیدم نگران جان دادی تا که مشک و علمت را دیدم دست پاک تو ز دور بوسیدم باورم نیست سر زین وسجود فرق عباس من و ضرب عمد یاد تو روضه به پا می سازم تا ابد برپسرم می نازم نزد زهرا تو وجیه اللّهی فانی حضرت ثار اللّهی |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ۩ویژه نامه میلاد حضرت مادر (سلام الله علیها)۩ | حضرت عشق | 6 | 3,906 |
۲۲/فروردین/۹۴ ۰:۲۳ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| سلام مادر عزیزم | Agha sayyed | 0 | 1,429 |
۲۱/فروردین/۹۴ ۱۴:۳۸ آخرین ارسال: Agha sayyed |
|
| غروب محزون خورشید قم ویژه وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله | mahdy30na | 4 | 2,687 |
۱۱/بهمن/۹۳ ۱:۴۸ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| اینفوگرافی خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در شام | Aryha | 0 | 1,357 |
۴/دی/۹۳ ۱۳:۲۶ آخرین ارسال: Aryha |
|
| ذکر صلوات تقدیم به گل یکدانهءهستی حضرت زهرا سلام الله علیها | مجنون الحسین | 25 | 11,192 |
۳۰/فروردین/۹۳ ۱۸:۵۹ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| اینفوگرافی "از افسانه تا واقعیت شهادت حضرت مادر" | عبدالرحمن | 1 | 1,452 |
۱۳/فروردین/۹۳ ۱۲:۳۲ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| تبریک به مناسبت ولادت حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار | انتصـار | 18 | 9,086 |
۱۶/اسفند/۹۲ ۱۹:۵۱ آخرین ارسال: انتصـار |
|









![[تصویر: ommalbaninsalamollah.jpg]](http://maddahi.ir/my/images/shiaimams/ommalbaninsalamollah.jpg)



![[تصویر: 30821d1336084046-68213798376873458364.jpg]](http://www.pakdelforum.ir/attachments/30821d1336084046-68213798376873458364.jpg)
![[تصویر: 30822d1336084061-69400341170706269452.jpg]](http://www.pakdelforum.ir/attachments/30822d1336084061-69400341170706269452.jpg)
![[تصویر: 71393817180664017513.jpg]](http://8pic.ir/images/71393817180664017513.jpg)
![[تصویر: omolbanin_89.jpg]](http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/omolbanin_89.jpg)
![[تصویر: mihanstar.com-pics-75.jpg]](http://mihanstar.com/wp-content/uploads/2013/04/mihanstar.com-pics-75.jpg)