کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سلسله مقالات تحقیقی پیرامون حرمت موسیقی
۱۷:۴۲, ۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۱۷:۴۳ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #1

«کسی که چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شیطانی به نام قفندر اعضای خود را به تمام اعضای بدنش مس می نماید ، پس غیرت از آن مرد برداشته می شود تا به حدی که با زنانش اگر فعل قبیحی کنند بدش نمی آید ». با این روایت شاید بتوان به یکی از علل اصلی رواج بد حجابی و فحشا در جامعه پی برد ...

چکیده
در این مقاله که عنوان آن «پژوهشی در موسیقی واثرات آن» می باشد، سعی شده هم به لحاظ فقهی و هم به لحاظ علوم تجربی، تحقیق مختصری راجع به موسیقی و اثرات آن انجام گیرد. بحث موسیقی از جمله مباحثی است که با وجود این که دارای قدمت زیادی است ولی درعین حال، جزو مباحث روز بوده و از جمله مسائلی است که مخصوصاً جوانان زیادی را به خود مشغول داشته و بالتّبع سؤالات زیادی پیرامون آن مطرح شده و می شود. موسیقی را از جنبه های مختلفی ازجمله، فقهی، هنری و...می توان بررسی کرد، ولی آن چه بیشتر در این مقاله مدّنظر بوده، نگاه به موسیقی هم از جنبة علوم تجربی وهم ازمنظردین است که درکل، در مورد اثرات موسیقی برجسم و روان انسان، مطلب مختصری به دست می دهد. در مورد اهمّیّت وضرورت چنین بحثی همین بس که این بحث از قدیم الأیّام مطرح بوده ولی بیشتر جنبة فقهی آن مدّ نظر بوده و از جنبة علم تجربی کمتر مورد توجّه واقع شده لذا در این مقاله سعی شده بیشتر به جنبة علم تجربی پرداخته شود.این مقاله در 5 فصل تنظیم شده که در دو فصل نخست به تعریف موسیقی و انواع آن پرداخته و نیز ارتباط واژة موسیقی با واژة غنا ازنگاه مراجع عظام مطرح شده، سپس دریک فصل مجزّا وطولانی تری به انواع اثرات موسیقی بر جسم و روان که در بخشهای مختلفی ازآن، از روایات وآیات قرآن استفاده شده پرداخته شده است. و امّا فصل چهارم، برای آشنایی با نظرات علما و دانشمندان اسلام وغرب، راجع به موسیقی تنظیم شده ودر فصل آخر نیز بحث مختصری راجع به موسیقی درمانی وصحّت آن انجام شده است و درکل یک بحث نسبتاًجامعی که راجع به موسیقی نیاز بوده عنوان و ارائه گردیده است.
کلیدواژه : موسیقی، غنا، تأثیر، جسم، روان.

مقدّمه
آن چه در این نوشتارآورده شده است پژوهشی است پیرامون موسیقی و انواع آن و اثرات موسیقی بر جسم و روان انسان که البتّه اثرات آن بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است.آن چه در این زمینه بیشتر مورد توجّه صاحب نظران بوده است پرداختن به موسیقی ازجنبة فقهی آن بوده است وکمتر به جنبة تأثیرات آن و خصوصاً تأثیرات جسمی آن پرداخته شده است. لذا برآن شدیم تا از جنبة تأثیرات جسمانی و فیزیکی نیز آن را بررسی کرده تا هم از یک زاویة جدید به مسئله پرداخته شود و هم این که به برخی سؤالات جدید مطرح شده پاسخی هر چند مختصر داده شود.
همان گونه که بیان شد اگر چه این بحث دارای سابقة طولانی است و از دیر باز مطرح بوده است ولی امروزه نیز جزو مباحث روز، مطرح است وعموم مردم، خصوصا ًجوانان با آن در ارتباط اند وگویا جزءلاینفکّ زندگی ما شده است. از طرفی نیز این هنر به ابزار و وسیله ای برای انتقال فرهنگ و حتّی تغییر فرهنگ جوامع، مبدّل گشته است و این گونه مسائل برضرورت تحقیق بیشترراجع به این هنر وکارایی آن و اثرات آن می افزاید.هم چنین همان گونه که مطرح شد بیشترین اثرات، راجع به هنر موسیقی به جنبة فقهی آن بر می گردد ولی از کتاب ها و مقالاتی نیزکه در این زمینه نگاشته شده است، نباید چشم پوشی کرد و ما نیز در این نوشتار که به روش اسنادی ـ کتابخانه ای تهیّه شده از برخی از آنها بهره برده ایم.برخی از این کتابها عبارتند از: تأثیر موسیقی براعصاب وروان، نوشتة زنده یاد، حسین عبداللّهی خوروش، موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی، نوشتة علّامه محمدتقی جعفری، تاریخ موسیقی، نوشتة سعدی حسنی، بخشی ازکتاب سلامتی وطول عمر در احکام اسلام، نوشتة مهدی طاهری، بخشی ازکتاب نکته های ناب، نوشتة حسن قدّوسی زاده و نیز برخی از مقالات که در این زمینه نوشته شده اند.ازجملة وجه امتیاز این مقاله این است که مطالب این نوشته ها را به صورت موجز و مختصرجمع کرده و برخیمطالب پراکنده و زاید را ازآنها حذف کرده وآن چه در این باره مورد نیاز بوده است در حدّ این نوشتار ارائه گردیده است.بالأخره بعد از تحقیق دربارة انتخاب موضوع و پس از انتخاب آن به خاطر اهمیّت آن و پس از ارائه به مسؤولین مورد تأیید قرارگرفت و مشغول به تنظیم آن شدیم. البته درتنظیم آن مشکلاتی نیز پیش روی ما قرارداشت؛ ازجمله این که در این زمینه، کتابهای اندکی نوشته شده وکمتر قلم فرسایی شده است لذا منابع قابل دسترسی در این باره محدودتر می باشد. هم چنین بعد از رجوع به منابع ، بعضاً استناد به منابعی شده بود ولی از ذکر آن منابع به صورت کامل ودقیق، صرفنظر شده بود وحتّی گاهی مطلبی مستند به منبعی شده بودکه بعد از مراجعه به آن منبع چنین چیزی یافت نمی شد.یا مشکلات دیگری که نیازی به اطالة کلام در این مورد نیست.این مقاله، پیرامون 5 سؤال کلّی و جواب آنها تنظیم گشته که این سؤالات شاکله و پایة این مقاله را تشکیل می دهد و هرسؤالی یک فصل ازمقاله رابه خود اختصاص داده است که هرفصل، جواب یکی ازآن سؤالات وسؤالات ریزتر دیگر است و مجموعاً اطلاعات کلّی دراین زمینه رابه خواننده می دهد.
سؤالات کلّی هرفصل عبارتست از:





البته تذکّراین نکته لازم است که در این نوشتار با توجّه به ظرفیّت وگنجایش آن، مطلب آمده و ممکن است مطالب فراوان دیگری نیز باشدکه به جهت اختصار، بیان نشده باشد و این مسئله در نقل قول افراد و دانشمندان و علما نیزصدق می کند یعنی ممکن است در میان دانشمندان، تنها به ذکراقوال برخی از آنان اکتفا شده باشد و این فقط به جهت رعایت اختصار بوده وترجیحی دراین مسئله صورت نگرفته است. ولی پیشاپیش از نواقص موجود، عذرخواهی می نمائیم.

1ـ موسیقی چیست؟ وانواع آن کدام است؟ 2ـ فرق موسیقی وغنا چیست؟ 3ـ موسیقی چه تأثیری برانسان دارد؟ 4ـ نظرعلما و دانشمندان در مورد موسیقی چیست؟ 5 ـ آیا موسیقی درمانی واقعیّت دارد؟ فصل اول : موسیقی و انواع آن
در این فصل برآنیم که تعریف مختصری از موسیقی ارائه داده و با اقسام آن آشنا شویم که البتّه محصوردر این اقسام نبوده و ممکن است به اعتبارهای مختلف، اقسام مختلفی پیداکرد، ولی در یک تقسیم بندی کلّی می توان آن را به اقسامی که بعداً خواهد آمدتقسیم نمود.

تعریف موسیقی
برای موسیقی تعریفهای زیادی ارائه شده و از زوایای مختلفی به آن نگریسته شده است . موسیقی را می توان هم ازلحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی مورد بررسی قرارداد. این واژه، یک واژة یونانی است که به آن «موسیقیا»گفته می شود و ازآن به عنوان غنا ولحن نیز یاد شده است :
«بدان که موسیقی در لغت یونان، لحن است و لحن عبارت است از اجتماع در نغم مختلفه که آن را ترتیبی محدود باشد و بعضی این قید را زیاده کنند که کلام مفید بدان مقرون بود....و بعضی این قید را زیاده کنند که آن کلام، دال بر معانی که محرّک نفس باشد به تحریکی که ملایم غرض و لفظ او موزون باشد(1)هم چنین درتعریف موسیقی گفته شده« عبارتست ازاصوات وآهنگهایی که انسان را در عالمی که برای وی قابل توصیف نیست سیر می دهد و چنان بر اعصاب آدمی مسلّط می شودکه گاهی می خنداند ، گاهی می گریاند گاهی اعضاء و جوارح انسان را بدون اختیار به حرکت در می آورد، و زمانی تهییج عشق و شهوت می کند و آدمی را برده و غلام خود ساخته و بر اعصاب ، فکر ، عقل و روانش فرمانروایی می کند».(2)مانند ساز زدن فارابی دربزم سیف الدّوله که با ساز زدن او مدّتی همه خندیدند و باتغییر آهنگ، همه را به گریستن وا داشت و در آخر بانواختن آهنگی دیگر ، همه اهل مجلس را به خواب فروبرد و سپس ازآن مجلس خارج شدکه این جریان در تاریخ ، مشهور است.«ارسطو موسیقی را یکی از شعب ریاضی دانسته و فیلسوفان اسلامی نیزاین قول راپذیرفته اند ولی از آنجاکه همة قواعد موسیقی مانند ریاضی مسلّم و غیرقابل تغییر نیست ، بلکه ذوق و قریحة سازنده و نوازنده هم درآن دخالت تام داردآن را هنر نیز محسوب دارند».(3)زیبایی موسیقی بر حسب اثری است که درذهن و احساسات شنونده می گذارد . این هنر با دقّت و محاسبه و اندازه گیری دقیق انجام می گیرد شاید به همین خاطر است که در تقسیم بندیهای علوم قدیم و همان گونه که ذکرشد از شعب علوم ریاضی به حساب آمده است.

انواع موسیقی
شاید دریک تقسسیم بندی بتوان موسیقی را به دو دسته تقسیم کرد : 1ـ موسیقی طبیعی. 2ـ موسیقی هنری.
موسیقی طبیعی : عبارت است از اصوات و نغمه هایی که ازطببیعت و یا از حنجره حیوانات شنیده می شو د ؛ مانند صدای برگها و درختان هنگام وزیدن باد و یا مثل آواز پرندگان وموسیقی هنری : عبارت است ازآهنگهایی که انسان با وسایل مصنوعی(چون ویولون،گیتارو...) می سازد.تفاوت موسیقی طبیعی و مصنوعی یا هنری را شاید بتوان در این مسئله دانست که آهنگ های طبیعی دارای سیر ملایم و یکنواخت هستند لذا همواره برای انسان جذّاب و مفرّح و مسرت بخش بوده و بر نشاط انسان به صورت واقعی می افزاید و این مسئله کم و بیش شاید برای همه اتفاق افتاده ولی آهنگهای مصنوعی این گونه نیستند بلکه دارای ارتعاشات وزیر وبم های گوناگونی هستند و لذا به نسبت این ارتعاشات و زیروبم ها سلسله اعصاب از آن اثر می پذیرند و چون یکنواخت نیستند اثرات آن زیان بخش خواهد بود. در موسیقی هفت دستگاه اصلی و البته دستگاههای فرعی نیز وجود دارد و هرگونه صدایی که انسان تولید کند در یکی از این دستگاهها می گنجد . بالأخره بعد از آن که موسیقی را به طبیعی و هنری تقسیم کردیم موسیقی هنری نیز خود ازلحاظ فقهی به موسیقی حلال و موسیقی حرام تقسیم می شود.اگر موسیقی غنا باشد و جزء موسیقی حرام شناخته شده باشد، قطعاً در انسان تاثیرات منفی بسیاری خواهد گذاشت . البته در برخی از مراکز انرژی‌ درمانی ثابت شده است که اصوات آثار بسیاری بر احساسات و روح بشر برجا می‌گذارد که هم ممکن است سودمند وهم زیانبار باشد و در آینده درباره اثرات منفی یا مثبت آن مطالبی خواهدآمد.

فصل دوم : فرق موسیقی و غنا چیست ؟
بعد از آشنایی کلّی باتعریف موسیقی وهمچنین انواع موسیقی، بدنیست به جواب سؤالی که در ذهن افراد زیادی هست بپردازیم وآن این که چه تفاوتی میان موسیقی و غنا وجود دارد؟ و مرز این دو کدام است؟ برای پاسخ به این پرسشها از نظرات علما و مراجع بهره می گیریم.
حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله):
«غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که ازگناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است . ولی موسیقی نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است . واگر به آن نحو نباشد فی نفسه جایز است و اشکال ندارد».(4)
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني(حفظه الله):
«غنا عبارت از آوازي است که مشتمل بر ترجيع و صوت و طرب انگيز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسيقي گاه بر غنا وگاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار، سنتور، دف و غيره اطلاق مي شود. موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانيم ، فراگرفتن موسيقي که از قديم الايّام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در کشورها و مناطق مختلف انواعي از آن بکار برده مي شده و مي شود همه حرام است».(5)
حضرت آيت الله فاضل لنکراني(رحمة الله علیه):
«غنا عبارتست از آوازی که درآن صدا را در گلو می گردانند که به زبان عرفی چهچه می گویند و طرب (تحوّل غیر اختیاری در مستمع) انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد.... غنا صوتی است که باترجیع و طرب همراه باشد ومناسب مجالس لهو و لعب باشد».(6)

سؤال : اگر استماع موسيقي هيچ گونه تأثيري در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟
جواب همه مراجع : اگر از نوع موسيقي حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند در شخص تأثيري نداشته باشد. (7)تبصره: موسيقي حرام ، غالباً آثار ناپسندي دارد و باعث بيگانگي از خدا و تحريک شهوت و آلودگي به مفاسد ديگر مي شود ولي حکم، تابع اين امور نيست و اگر به فرض، در موردي موسيقي حرام ، هيچ تأثيري در روح و روان انسان برجاي نگذارد باز گوش دادن به آن جايز نيست.

اولین غنا :
بنابر آنچه در معارف اسلامی آمده است:«اولین کسی که مرتکب غنا شد ، شیطان بود(8)و ازآن به بعد غنا رواج پیدا کرد. همچنین در روایتی از امام جعفرصادق(علیه السلام)آمده است : « وقتی آدم رحلت نمود ابلیس و قابیل بارحلت او خوشحال شدند،آن دو در اجتماع شرکت کردند و به نشانة شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو (موسیقی) استفاده کردند پس هرکس در روی زمین از این وسائل لذت می برد از پیروان آن می باشد»(9)
باید دانست در متون دینی واژۀ موسیقی به چشم نمی خورد ولی به جای آن واژه های غنا ، لهو ، ملاهی و مصادیق آلات موسیقی مانند : مزمار(نی و فلوت)، معزف (تار) ، عود ، طبل ، تنبور و مانندآن به کار رفته است.

فصل سوم : اثرات موسیقی برجسم و روان.
حال که تفاوت موسیقی وغنا و احکام آنها دانسته شد به یکی ازمهمترین بخشهای این نوشتاریعنی انواع اثرات موسیقی برجسم و روان انسان می پردازیم. دربارة حوزة تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن کدام یک از این دو (جسم و روان) هست باید گفت : « مخاطب حقیقی این هنر ، مغز و روان انسانها است ، نه حس بینایی و نه حس شنوایی ؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست .تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند ، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند ، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند گوناگون می باشد،اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(10)ولی بالاخره اثر موسیقی دوگونه است :1ـ اثرات معنوی 2ـ اثرات جسمی.

اثرات معنوی و روحی موسیقی:
روح انسان ، مهم ترین جنبة وجودی انسان است، لذا هر آن چه که برآن اثر بگذارد می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم:

1ـ گمراهی و غفلت ازخدا :
از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست . قرآن در سورة لقمان يكى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحديث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(11)«لهویعنی غفلت ،یعنی دورشدن از ذکرخدا ، دورشدن از معنویت ، دورشدن از واقعیتهای زندگی ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری».(12) در روايات اسلامى از «لهو الحديث» نیز به «غنا» تفسير شده است.(13) شنيدن غنا و موسيقى آن چنان اراده انسان را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مى‏كند كه شخص را از ياد خدا و قيامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید.

2- گرايش به فساد :
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى‏كشاند و از راه پرهيزكارى باز مى‏دارد.مجالس غنا و موسيقى، معمولاً جزو مراكز مفاسد گوناگون است و این خود دلیل روشنی است بر این که موسیقی درگرایش به فساد نقش مؤثّری دارد . در حديثى از نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است : «الغناءُ رقية الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(14)


3ـ سوء عاقبت :
برای اثبات سوء عاقبت، به واسطة غنا و موسیقی به یک داستان کوتاهی که در زمان امام صادق (علیه السلام) اتفاق افتاده اکتفا می کنیم ، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (15) همین داستان کوتاه، خود مؤیّد بزرگی بر مطلب ما می باشد و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

4- قساوت قلب :
يکي از اثرات شوم موسيقي بر روان انسان ها پديد آوردن بيماري قساوت قلب در انسان مي باشد. و مويّد اينکلام، سفارش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت علي (ع ) مي باشد كه به ایشان فرموده اند:« يا على؛ سه كار دل راسخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى و شكار و به دربار سلاطين رفتن(16) افرادي که مداومت بر گوش دادن به موسيقي و مطربي دارند قلبشان مريض مي گردد. و نتيجه اين سختي و قساوت قلب اين مي شود که ديگر موعظه و پند در اين قلوب اثر نمي کند. زيرا طبق آيات قرآنی از آثار گناهکاري ، قساوت قلب است.خداوند متعال درقرآن مي فرمايد : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است يا سخت تر از سنگ . زيرا برخي از سنگ ها از ميانشان آب بيرون مي آيد يا از ترس خدا از بلندي ها فرو مي افتد.(17) ولي قلوب افراد گناهکار به قدري سخت است که ديگر چيزي از پندها و موعظه هاي الهي در آن اثر نمي نمايد.نشانه و علامت اين بيماري آن است که اين گونه افراد وقتي در مجلسي قرار مي گيرند که در آن سخن از خدا و قرآن و ياد مرگ و آخرت است، اهل موسيقي، حالشان بد مي شود و دوست دارند زود از اين گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جايي باشند که سخن از دنيا و سرگرمي هاي گمرا ه کننده باشد . به اشتياق بر آن توجه مي کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تاييد کنندة سخنان فوق،آية 6 و7 سورة لقمان است که در آية 6 در مورد اهل «لهوالحدیث» توضيح و بلافاصله درآية 7 که مورد بحث ما است مي فرمايد: و چون آيات و گفتارما بر اهل لهو و موسيقي خوانده شود دوري گزينند و روي برگردانند و تکذيب آن گفتار نمايند مانند کسي که آن را نشنيده و گويا در گوش هاي ايشان سنگيني است از شنيدن آيات ما پس به ايشان عذابي دردناک را مژده بده.

5- از بین رفتن حيا :
امام صادق(علیه السلام) در این رابطه در حدیثی می فرمایند :«مَن ضُربَ في بَيته بَربَطٌ أربعينَ يوماً سلَّطَ اللهُ عليه شَيطاناً يُقال له القَفَندَر فلا يَبقي عضوٌ مِن أعضائه إلّا قَعدَ عليه فإذا كانَ كذلك نزعَ منه الحياءُ ولم يُبال ما قال و لا ما قيل فيه»(18)«كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلّط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اين گونه شد حيا از او گرفته مي شود به گونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد».در خصوص اهمّيت حيا نيز خوب است بدانيد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرموده اند : «حيا و ايمان با همديگر وابسته‏اند چون يكى از ميان برود، ديگرى هم از ميان مى‏رود».(19)و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که:«کسی که حیا نداردایمان ندارد(20)شهید مطهّری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام به نقل ازمسعودی در مروّج الذّهب می نویسد : در زمان عبدالملک یا یکی ازخلفای بنی امیّه که موسیقی رایج بود خبربه خلیفه رسیدکه شخصی باکنیزش خواننده هستند و تمام جوانان مدینه را به فساد می کشند . خلیفه دستور داد آنها را آوردند .آن مردگفت : معلوم نیست آنچه این کنیز می خواند غنا باشد و ازخلیفه خواست خودش امتحان کند. وقتی کنیز شروع به خواندن کرد کم کم دید سرخلیفه دارد تکان می خورد و به جایی رسید که خلیفه چهار دست و پا راه می رفت و می گفت : بیا به امرکوب خودت سوارشو.
«واقعاً موسیقی قدرت فوق العاده ای مخصوصاً ازجهت پاره کردن تقوا و عفّت دارد».(21)

6ـ از بین رفتن قوّة تفکّر:
موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب راتحت تأثیر خودقرارداده وکم کم برقوای ادراکی چیره می شود.به عبارت دیگر«موسیقی به حسب انواع هنری که دارد وهریک از آن انواع مختلف یک حالت دراعصاب ادراکی بر می انگیزد، ازشهوت و بی بندوباری ویا شادی ونشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنهاحالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن راگرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد . در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(22)

7- از بين رفتن غيرت:
«إنّ شَيطاناً يُقال له القَفَندَرُ إذا ضَربَ في مَنزل الرَّجلِ أَربعينَ صباحاً بالبَربَطِ و دَخلَ الرّجالُ وَضع ذلك الشّيطانُكلَّ عضوٍ منه علي مِثله مِن صاحبِ البيَتِ ثمّ نفخَ فيه نفخةً فلا يُغار بعدَها حتّي تؤتي نساؤه فلايُغارُ.» (23)«كسي كه چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شيطاني به نام قفندر اعضاي خود را به تمام اعضاي بدنش مس مي نمايد ، پس غيرت از آن مرد برداشته مي شود تا به حدي كه با زنانش اگر فعل قبيحي كنند بدش نمي آيد ». با اين روايت شاید بتوان به يكي از علل اصلي رواج بد حجابي و فحشا در جامعه پي برد، چراكه براساس اين روايت به هر مقدارموسيقي در جامعه رواج پيدا كند غيرت از مردان زايل شده و نسبت به بد حجابي وتعرّض نامحرمان به ناموسشان ،بي تفاوت تر مي شوند.

8 ـ جنون و دیوانگی:
فشار شدید موسیقی بر روی اعصاب ، قدرت اندیشه و تفکّر را از انسان می گیرد لذا منجر به انجام کارهایی که با عقل تضاد دارد می شود.نمونه ای ازاین کارهای جنون آمیز را ذکرمی کنیم : «درملیون پنجاه هزار نفر بعد ازگوش کردن به یک کنسرت موسیقی چنان موسیقی آنها را به هیجان آوردکه ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت، هم دیگر را زخمی و مصدوم کردند و قبل از این که پلیس خود را برساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر ، تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند»(24) یا« درایالت «لتیل راک» جوانی پیانو یاد می گرفت . نغمات موسیقی چنان درروح اوهیجان ایجادکرد که بدوندلیل ازجای برخاست وبا19ضربه چاقو،معلّم خودرا ازپای درآورد».(25)

9ـ افسردگی:
کسی که درموسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی،یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود.این مسئله در کسانی که با مطالعه ودرس وبحث سروکار دارند بیشتر نمود دارد . به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمترشده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود.روانشناس معروف ، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد : «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(26)

10- نزول بلاهاي ناگهاني و عدم استجابت دعا :
هم اكنون بسياري به دنبال پاسخ اين پرسش مي گردند كه چرا زندگي هايمان با وجود رفاه ظاهري با بلاها و مصيبت ها آميخته شده و يا اينكه چرا هرچه دعا مي كنيم مستجاب نمي شود ؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل راشاید بتوان در روايتي که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده پیدا کرد.که فرموده اند : «بَيت الغناءِ لاتُؤمن فيه الفجيعةُ و لا تُجاب فيه الدَّعوةُ و لا يَدخلُه المَلَكُ.»(27) «خانه اي كه در آن غناء خوانده مي شود از مصيبت و بلاي ناگهاني ايمن نيست و دعا در آن مستجاب نمي شود و فرشته داخل آن نمي گردد .»اینها بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود و اینک، اثرات جسمانی و مادی آن را بررسی می کنیم.

پي‌نوشت‌ها:

1. شریعت موسوی، مصطفی ،نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، به نقل از نفائس الفنون،محمدبن محمودآملی،ج3،ص83.
3. معین ،محمّد، فرهنگ فارسی معین،ج4،ص3031. 4. حسینی خامنه ای،علی،رهبرمعظّم انقلاب،أجوبة الإستفتائات،ص 250،م1138. 5. محمودی،محسن،مسائل جدیدازدیدگاه علماو مراجع تقلید،ص49. 6. فاضل لنکرانی،محمد،جامع المسائل،م 974و978،ص252. 7. استفتائات مراجع. 8. عاملی،محمدبن حسن،وسائل الشیعه، ج12،ص231،ح28. 9.همان،ص233وکلینی،محمدبن یعقوب،کافی،ج6،باب الغناءص1654،ح3. 10. جعفری،محمدتقی،موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص117و118. 11. لقمان(31)،آیه6. 12. قدوسی، حسن، نکته های ناب، ص102. 13. وسائل الشّیعه،ج12،باب99،ص226،ح7. 14. مجلسی،محمدتقی،بحارالأنوار،ج79،باب99،ص247،ح26. 15. طباطبائی،محمدحسین،ترجمة تفسیر المیزان، ج13، ص107وکافی،ج6،،ص1655،ح10. 16. فیض مشکینی،علی اکبر،نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص 134. 17. بقره، (2)، آیة 74. 18. وسائل الشیعه،کتاب تجارت، باب100،ج12،ص232،ح2وکافی،ج6،،ص1655،ح17. 19. بحارالأنوار،ج71،باب81،ص331،ح4،به نقل ازکافی ،ج2،ص106. 20. همان. 21. مطهری،مرتضی،تعلیم وتربیت دراسلام،ص72. 22. نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، ص227. 23. وسائل الشیعه،كتاب تجارت،باب 100 ،ج 12،ص 232،ح1وکافی،ج6،ص1655،ح14. 24. محمدی نیا،اسدالله،بهشت جوانان،ص359 وموسيقي از نظر دين ودانش،ص20،كيهان شماره 6265. 25. طاهری،مهدی،سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،،ص84. 26. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص62. 27. کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1.
2. اولیایی،احمد،نگاهی به موسیقی ،ص9.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، سربازفدایی رهبر ، yashar1374 ، immigrant7sm ، Amir ، Havbb 110 ، بچه های گمنام

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۴:۰۷, ۲۹/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۱ ۴:۰۸ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #21

انواع طرب


1- طرب مفرَّح و حزن انگیز

ابن خردادبه در تعریف غناء به نکات قابل توجهی اشاره می کند. او می گوید:
« الغناء ما اطربک فافضک و ابکاک فاشجاک» غناء آن است تو را به طرب آورد، برقصاند، بگریاند و اندوهناک سازد.
طرب همان تأثر روح و نفس می باشد از آنچه که به سمع آن رسیده است. در ینجا ابن خردادبه طرب غنایی را بیان کرده و تاثیر غنا در نفس ظاهر می شود و تاثیر صوت خوش خدادادی که باکلام الهی در آمیخته، در روح ظاهر می گردد.
شادی نفسانی در حرکات جسمی بدن ظاهر می شود و در نوع مبتذل به بدن نمایی و دعوت به خود منتهی می شود. و حزن نفسانی نیز با یادآوری آمال ناکام مانده و تداعی فریب خواسته های نفس، ظهور کند. این دو نوع شادی و حزن نفسانی ناشی از صورت غنایی نفسانی است که با انگیز و حال خاص خواننده یا نوازنده و ملاحظه حال مستمع به وجود می آید.

2- طرب خیالی

حسن بن الکاتب (در گذشته ی 625 ه .ق) در کتاب موسیقی خود می گوید:
اصولاً موسیقی واقعی ان است که خود موسیقی دان را به طرب اورد، یعنی هنرمندی ا که به رموز و اصول و قواعد علم موسیقی آشناست و سمع خود ا به هر صوتی آلوده نکرده؛ و گرنه کسی که به موسیقی علاقه ای ندارد و نسبت به رموز ان بی اطلاع است، با شنیدن موسیقی تنها در ذهنیات و خیالات خود غوطه ور شده و خیال می کند که از موسیقی لذت برده است.
طرب نوع سوم، طربی معقول و مطابق با گرایش و فطری روح می باشد.تأثیری که در خودش ظهور می کند، کسانی که دارای قریحه ای لطیف و ذوقی سرشار و روحیه ای ظریف هستند و اصولاً و جوهره ی هیچ هنرمندی از این اوصاف مبرا نیست و بی آن نمی توان منشأ آثار هنر گردید.

3- طرب روحی

از آنجا که روح از لطافت و ظرافت خاصی برخوردار است، ظهور تاثیرات خارجی در روح سریعتر و قوی تر می باشد. هنرمند چون در اوقات حضور و شهود خود منشأ آثار هنری می شود بی شک از این مرتبه ی عالی روح بهره مند است که ما آن را طرب روحی موسوم کردیم.
حزن و شادی روح یا طرب روحی ، در لسان عرفا به قبض و بسط تعبیر شده است. این نوع تاثر روحی، منشأ اثاری متناسب با روح می باشد. تذکر و تفکر و توجه به باطن و حقیقت خلقت انسان و فلسفه ی وجودی او از اثار این نوع طرب است.
استماع الحان ملکوتی قرآن کریم که تداعی همان نغمات روحانی مزامیر داوودی است که حضرت امیرالمومنان علیه السلام بالحن خوش ایلیای نبی به مناجات می پرداخت.
رسول اکرم صلی الله علیه و اله نیز می فرمود:
« اوتیت مزماراً من مزامیر داوود» با این تفاوتکه حضرت نبی با صوت داوودی نمی خواند. زیرا طبق انچه در روایات است هیچ شنونده ای طاقت و توان استماع آن را نداشت و حضرت کاری ما فوق طاقت دیگران انجام نمی داد.
یا چو داوود از خوشی نغمه ها
جان پراندی سوی بستان خدا
امام صادق علیه السلام می فرمودند:
« علی بن الحسین علیه السلام خوش آوازترین مردم در خواندن قرآ بود و سایان به هنگام عبور از کنار منزل وی، برای استماع الحان خوش او توقف می کردند به نوای ملکوتی قرآن گوش می دادند، چنان که سنگینی مشکهای خود را متوجه نمی شدند و برخی نیز ( از فرط خوشی و طرب روحی) از هوش می رفتند.(39)

4- طرب نفسی

اطراب نفسی، پس از تذکر و تحریک و تهییج حاصل می شود. اگر نفس تذک یافت، حزن و شادی حاصل از آن، نفسانی است.
رقص و پایکوبی و بدن نمایی و دعوت به ظواهر جسمانی، صورت عینی شادی نفسانی است و حزن هم از متذکز شدن نفس به فقدانهمان شادیها حاصل می شوود،فقدان و غربت از آمال و آرزوهای شهوانی و نفسانی عشقهای مجازی شکست خوردهف فراق و غربت از محبوبها و تمنیات از دست رفته و لذا وقتی که نفس در اثر حضور و حصول خوشیها تحریک می شودف به جنبش در می آید و گاه به حد افراط و جنون و اضطراب درون می رسد.(40)

6- معنای لهو

خلاصه ای از تعریف ها و واژه ی لهو و مشتقات آن:
در این بیانات که نسبت به واژه ی لهو و مشتقات دیگرش در این تعریفها هست در هر یک گوشه ای از ابعاد معنای آن را روشن کرده اند که خلاصه اش از این قرار است:
1- لهو آن است که از حالت جدی و واقعی به حالت هزل و شوخی می کشد.
2- و آن که دوام و بقاء ندارد ، بلکه زودگذر است.
3- و از آخرت فراموشی می آورد و عاقبت اندیشی را از ذهن بیرون می برد.
4- نفس انسان را یک ترویح و خوشی می بخشد که غیر حکیمانه و غیر عقلائی است.
5- انسان را مشغول به چیز باطل و دروغین کرده و از حقایق واقعیات و حتی یاد آنها به کلی منصرف می کند.
این لغت با دقتهایی که علمای لغت در آن کرده اند دارای این چنین ابعادی است که هر یک از علمای ادبیات عرب به گوشه ای از آن توجه کرده اند.(41)
در کتاب جوامع الجامع در معنای لهو و لهو الحدیث چنان آمده است: لهو: یعنی هر نوع باطلی که انسان را از کار خیر باز دارد . و لهو الحدیث عبارت است از : طعنه زدن در حق و استهزای به آن و بیان خرافات و سخنان خنده آور و غنا و آلات موسیقی.(42)
سخنان بزرگان پیرامون تعاریف واژه های موسیقی و غنا
در پایان این فصل شایسته است با برخی از سخنان بزرکان و مراجع و فقهای اسلام در تعریف این واژه ها آشنا شویم.
1- مرحوم سید در رساله ی وسیله این طور می فرماید:
غناء حرام است و گوش دادن به آن و کسب کردن به آن حرام است و تنها صدای خوب غناء نیست بلکه عبارت است از: کشیدن صدا و گردانیدن آواز در حلق به کیفیت مخصوصه ای که طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصیت و طرب باشد و نیز با آلات موسیقی ملایم و موافق باشد.(43)
2- بین فقهای شیعه در حرام بودن غناء اختلافی نیست و اجماع و اتفاق ایشان در حرمت غناء مسلم است و صاحب مستند حرمت غناء را از جمله ی ضروریات دین دانسته و صاحب ایضاح اخبار وارده در حرمت غناء را به حد تواتر شمرده است.
بلی در معنی غناء و حقیقت آن مختصر اختلافی است و آنچه را که شیخ انصاری علیه الرحمه در معنی غناء بیان فرموده مورد تأیید و فتوای اکثر مراجع و علمای اعلام است.
غناء عبارتست از: آوازی که طرب آور بوده (یعنی بالقوه، هر چند بالفعل هم به سبب موانعی طرب آور نباشد) و مطابق با لحن فساق و فجار باشد و نیز مناسب با آلات موسیقی و رقص (مانند اقسام تصنیفها) باشد چنانچه در عرف آن را آواز پای تار، یا تنبک می گویند و از شنیدن آن جهت شهوت تحریک شده و شخص بالتذاذات شهوانیه مایل می شود.(44)
3- موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگی هایی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور نموده و به سمت بی بند و باری و گناه سوق می دهد و مرجع تشخیص موضوع عرف است.(45)
موسیقی مطرب: معنای مطرب این است که حالت غیر عادی از نظر وجد و نشاط به وجود آورد.(46)
موسیقی به یک تعریف ، ترکیب اصوات است به نحوی که خوش آیند باشد اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و گر نه اشکالی ندارد.(47)
4- آیت الله گلپایگانی رحمه الله علیهدر معنای غنا و حکم آن می فرمایند: : غنا کشیدن صدا و دور دادن آن به کیفیت خاصه ی طرب آور است که مناسب با مجالس انس و طرب و موافق با آلات لهو ولعب است و خواندن به نحو غنا و گوش دادن به آن و تکسب به آن حرام است و فرقی نمی کند که همراه با آلات لهو خوانده شود یا نه و در کلام باطل استعمال شود یا در قرآن یا دعا یا مرثیه یا شعر.(48)
مقام معظم رهبری (دامت برکاته) پیرامون غنا و موسیقی و موسیقی و اصیل و سنتی می فرمایند:
غنا خوانندگی مطرب و ملهی متناسب با مجالس عیش و نوش است و موسیقی نوازندگی با همان اوصاف است و در حکم با هم فرقی ندارند و هر دو حرام است.
آیت الله العظمی تبریزی رحمه الله علیه: غنا (آوازه خوانی مناسب مجالس خوشگذرانی که از مضمون باطل باشد) گوش دادن به آن حرام است و بنابر احتیاط واجب باید از مطلق خوانندگی که با ترجیع صوت و (چهچهه) است و لو در مضمون باطل نباشد اجتناب نمود و نیز موسیقی لهوی (نواختن با آلات مخصوصه که مناسب خوشگذرانی باشد) و گوش دادن به آن حرام است موسیقی ای که مناسب خوشگذرانی باشد حرام است و بین انواع آن فرقی نیست چه سنتی باشد یا غیر آن.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی رحمه الله علیه: غنا: آوازی است که در آن صدا را در گلو می گردانند که بر زیان عربی چهچهه می گویند و طرب انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد این حرام است و موسیقی به یک تعریف ترکیب اصوات است له نحوی که خوش آیند باشد لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است.(49)

مستثنیات موسیقی و غنا

استثنائات از حرمت غناء در تاریخ
برای نشاط بخشیدن به هنگام انجام کارهای مشکل ، آن گونه که در تاریخ اسلام در مسئله ی حفر خندق آمده یا اشعاری که « انجشه» به هنگام حرکت قافله به سوی مکه در حجه الوداع برای تحریک شتران می خوانده است؛ اما آنچه امروز در میان «صوفیه» معمول است که انواع آلات طرب را در این زمینه به کار می برند حرام است.
آنچه را قرطبی به صورت استثناء بیان کرده از قبیل: خواندن «حدی» (آواز مخصوص) برای شتران یا اشعار مخصوصی که مسلمانان با آهنگ به هنگام حفر خندق می خواندند، به احتمال قوی اصلاً غنا نبوده و نیست و شبیه اشعاری است که گروهی با آهنگ مخصوص در راهپیمایی ها یا مجالس جشن و عزاداری مذهبی می خوانند.
ذکر این نکته لازم است که گاه برای غنا دو معنی ذکر می شود: « معنی عام» و « معنی خاص».
معنی خاص : یعنی آهنگ های تحریک شهوات و متناسب با مجالس فسق و فجور؛ ولی معنی عالم ، هر گونه صورت زیبا است و لذا آنها که غنا را به معنی عام تفسیر کرده اند بر آن دو قسم قائل شده اند؛ «غنای حلال» و «غنای حرام».
منظور از غنای حرام همان است که گفته شد و منظور از غنای حلال، صدای زیبا و خوشی است که مفسده انگیز نباشد و متناسب با مجالس فسق و فجور نگردد.(50)

خوب خواندن و غناء دوتاست

در حدیث نشانه های نزدیکی قیامت می فرماید: مردمانی می آیند که قرآن را برای منظور دنیوی یاد می گیرند و قرآن را مانند خواندن و نواختن در آلات موسیقی و به طرز غناء می خوانند.
(قال رسول الله صلی الله علیه و آله : فعندها یکون اقوام یتعلمون القرآن لغیر الله و یتخذونه مزامیر و یتغننون بالقرآن) (51)
احادیث وارده در استحباب نیکو خواندن قرآن(52) منافاتی با حرمت غناء در قرآن ندارد زیرا مجرد تحسین صوت و کشیدن و یا ترجیع و گردانیدن صدا که آواز را نیکو گرداند غناء نیست چنان چه بیان گردید.

صدای خوب مانعی ندارد

ولی اگر تنها صدای خوب و کشانیدن و گردانیدن در حلق بدون کیفیت مزبور باشد (طرب آور نباشد) مانع ندارد. چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: قرآن را با لحن و لهجه ی عرب بخوانید و از خواندن و لهجه ی اهل فسق و گناهان کبیره بپرهیزید، به درستی که مردمانی می آیند که در خواندن قرآن ترجیع می کنند مانند ترجیع غنایی (یعنی به کیفیت غناء قرآن را می خوانند) و مثل خواندن نوحه گر و رهبانیه ( چنانچه بین نصارا متداول است) و قرآن از گلوی آنها نمی گذرد (یعنی مقصودشان تدبر در معانی قرآن نیست بلکه آواز خوانی است) دلهای ایشان و کسانی که کارشان را می پسندند وارونه و از حق کج است.(53)

غنا و موسیقی در مجلس عروسی زنانه

متأسفانه در زمان حال که وسایل گناه و موسیقی پیشرفت کرده و تنوع خاصی در رنگارنگی بزهکاری ها مشاهده می شود، عده ای که می توان گفت کم هم نیستند، شب عروسی خویش را شب گناهان کبیره ای مانند: ترانه خوانی، رقاصی و ... (که گفتن و نوشتن، عرق شرم را بر چهره ی انسان می نشاند) به پایان می رسانند با این توجیه شیطانی که « یک شب هزار شب نمی شود و حال اینکه زمانی این کار، زشتی و قبح بیشتری به خود می گیرد که اکثر این افراد ، شب عروسی خود را به اصطلاح برای تیمن و تبرک شب میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر معصومین علیهم السلام یا اعیاد مبارک و مقدس چون عید قربان، عید غدیر خم، شب میلاد مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام و مانند آن قرار می دهند و ان شب های پاک و با صفا را با گناهان مختلف و متنوع شب عروسی ، ضایع می کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی متولد شد . بساط فساد، مظاهر فسق، فجور، ظلم و جور به لرزه افتاد، اینها در شب میلاد او بساط فسق بر پا می کنند. جای بسی تأسف است که گاهی دیده می شود عده ای از انسان های متدین و نماز خوان ، در مراسم عروسی خویش یا فرزندانشان نسبت به گناهان سهل انگاری و بی مبالاتی می نمایند و در مجلس خویش به بهانه ی اینکه « یک شب هزار شب نمی شود» موسیقی، آوازه خوانی، بی حجابی و ... را امری جایز می دانند. ای غافلان! اگر در همان لحظات عمرتان به پایان برسد و مرگتان فرا رسد در پیشگاه خداوند عزوجل چه جوابی دارید که بدهید؟ آیا نمی شود که مراسم عروسی را با شادی و خوشی به انجام رسانید و معصیت خدا را هم مرتکب نشد؟ برگزاری برنامه هایی چون مداحی و خواندن اشعار و اجرای نمایش و ... (البته مباح و موافق شرع) از اموری هستند که می توان در مراسم شادی مورد استفاده قرار داد. این گونه برنامه ها ضمن اینکه مهمان ها را سرگرم و راضی می کند، سبب مسرت و شادی ایشان می گردد، گناهی هم صورت نمی گیرد. اسلام حتی برای شب عروسی و زفاف آدابی را متذکر شده است، از جمله اینکه شب زفاف وقتی عروس و داماد در منزل خود جهت آغاز زندگی مشترک وارد شوند، وضو بگیرند و دو رکعت نماز شکر به جا آورند و به این وسیله از خداوند متعال، خیر و برکت را برای خویشتن مسئلت نمایند و کام زندگی مشترکشان را با یاد خدا باز کنند؛ ولی متأسفانه غالباً کام زندگی مشترکشان با گناه بر داشته می شود که با این توصیف معلوم است که چه شب زفافی می شود و چگونه زندگی ای خواهد داشت. غفلت و بدبختی این چنین افرادی به حدی می رسد که دست به گناهان گوناگون و بزرگی می زنند و در عین حال مباهات و افتخار می کنند که گناه می کنند، چنان به عمل خویش مغرورند که در هنگام گناه انسانیت را به فراموشی می سپارند و متوجه نیستند که چه جنایت بزرگی را مرتکب می شوند به راستی چگونه می شود که آدمی گناه می کند و بر آن افتخار می کنند!!!(54)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۰, ۲۹/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۴۷ توسط Amir.)
شماره ارسال: #22

شرایط سه گانه:

عده ای از فقهاء غنا را در مجلس عروسی به سه شرط از موضوع حرمت غنا خارج کرده اند:
اول: مرد، هر چند محرم باشد در آن مجلس نباشد.
دوم: در خواندن نشان باطلی نگویند (دروغ و فحش)
سوم: آلات لهو و وسایل موسیقی استعمال نکنند.
و نیز جمعی از فقهاء ، استعمال دف (دایره) را در مجلس عروسی جایز دانسته اند و شهید و محقق ثانی فرموده اند به شرط آنکه حلقه نداشته باشد.
لیکن احتیاط در ترک هر دو است؛ یعنی استعمال آلات لهو حتی در مجلس عروسی و آواز خواندن زنان در مجلس مزبور حتی با اجتماع شرایط سه گانه مزبور باید ترک شود.(55)

پی نوشت !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۱, ۲۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #23

فصل سوم: آثار و عواقب غنا و موسیقی

در این فصل می پردازیم آثار و عواقب موسیقی از دیدگاه دانشمندان و امراض و اثرات روحی و روانی غنا و موسیقی و بعد هم از دیدگاه دین در دنیا و آخرت می پردازیم.

کار اعصاب و تأثیر موسیقی بر آن

علمای علم فیزیولوژی دستگاه اعصاب انسان را به دو قسمت تقسیم کرده اند: سلسله اعصاب ارتباطی و سلسله اعصاب نباتی .
سلسله اعصاب ارتباطی شامل ستون مرکزی اعصاب از نخاع گرفته ،نیمکره های مغز و نیز اعصاب محیطی می باشد و سلسله اعصاب نباتی شامل سیستم سمپاتیک و پاراسماتیک می باشد .
سیستم اعصای سمپاتیک فقط از ابتدای ستون فقرات آغاز گردیده و دنباله ی آن به سایر اعضا پخش می گردد .اما سلسله اعصاب پاراسماتیک از مغز و دماغ شروع شده و بعد از ستون فقرات گذشته به موازی سمپاتیک به تمام بدن تقسیم می گردد .عمل سمپانیک عبارت است از تنگ کردن رگ ها ، اتساع عضلات صاف ،جلوگیری از ترشح ،فشار خون و کار پاراسماتیک گشاد کردن رگ ها ،انقباض عضلات صاف ،ایجاد ترشح و تقلیل فشار خون می باشد .
پاراسماتیک پس از این که از دماغ و مخ جدا شده همینکه به سمپاتیک، یعنی همان اعصابی که از ستون فقرات شروع می شود مصادف شده از همان جا این دو عصب به موازات یکدیگر به تمام بدن دوش به دوش و همراه یکدیگر حرکت می کنند و چون اعمال این دو عصب مخالف یکدیگر است تا هنگامی که تحریکاتی از خارج بر آن ها وارد نیاید و هر دو به موازات یکدیگر کار می کنند تعادل بدن را حفظ نموده واین تعادل در صحت و سلامی روحی و جسمی انسان مدخلیت تام دارد .ولی هر گاه یکی از این دو تعادل و توازن خود را از دست داد آن گاه به نسبت عدم تعادل هر یک اختلال روانی و کالبدی (روحی وجسمی) برای شخص ایجاد می نماید .
کار حساسه ی اعصاب سمپاتیک ایجاد امور فعاله بدن است از قبیل بیداری و جدیت و فعالیت در کارها (که در اصطلاح طب قدیم، با صاحب آن را حرارتی مزاج و خون گرم می نامند ).ولی کار حساسه ی اعصاب پاراسماتیک درست مخالف سمپاتیک است یعنی عمل آن ایجاد سستی ،خواب ، غفلت ، سهو ونسیان ،اندوه ، حزن ،بیهوشی ، نزع و بالاخره مرگ است .
وقتی که از خارج تحریکانی در درون اعصاب شروع می شود اعصاب سمپاتیک یا پاراسماتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پایین یا بالا می روند ،بدیهی است به هر اندازه که فاصله بین این دو سیستم اعصاب ایجاد شود به همان اندازه نگرانی ها ی روانی ، اغتشاشات فکری وخلاصه عدم تعادل روحی آغاز می شود .
از جمله علل تحریکات خارجی که عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسماتیک ایجاد می کند ارتعاشات موسیقی است ، موسیقی وقتی که به آهنک های نشاط انگیز یا نوارهای حزن انگیز و مخصوصاً اگر با ارتعاشات عجیب و غریب موسیقی (سمفونیک ) همراه گردد ،به طور مسلم تعادل لازمی را که بایستی بین دو دسته عصب «سمپاتیک و پاراسماتیک» وجود داشته باشد بر هم زده و در نتیجه اول حساس زندگی را اعم از هضم و جذب و
دفع و ترشحات و ضربات قلب و وضع فشار مایعات بدن از جمله خون و غیره را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاری ها و امراضی نزدیک می سازد که طب جدید با تمام پیشرفت های حیرت انگیز خود اغلب موارد از مطالب آن عاجز می ماند(56)
و در صفحه 6 می نگارد :
امراض مختلف روانی، اغتشاشات فکری ، عدم تعادل روحی ، انواع و اقسام دیوانگی ها ، وفور سکته های قلبی و مغزی که در تمام دنیا روز به روز رو به فزونی است و فکر پزشکان بزرگ را به خود جلب نموده است ، صدی نود پنج آن ها نتیجه ی آثار همین تمدن شوم جدید است که قسمت حساس آن تعمیم موسیقی به وسیله رادیو ها وازدیاد مجالس ساز و آواز و کنسرت می باشد. در اثر ایجاد سر و صداها ،کنسرت ها ،موسیقی های گوناگون و فیلم ها و کاباره ها و دانسینگها است که آمار دیوانگان و بیماران روانی رادر تمام کشورها رو به ازدیاد رفته و هر روز بر شماره تیمارستان های کشورهای جهان مخصوصاً اروپا و آمریکا افزوده می شود .
در صفحه 10 می نویسد :
ای کاش بشر می فهمید که استعمارگران به منظور تسلط بر اعصاب و نیروی فکری ملت ها چگونه از راه موسیقی و الکل در تحذیر و ضعف اعصاب و ایجاد اغتشاشات فکری و بیماریهای روانی فعالیت می کنند و ای کاش انسان عصر اتم به خود می آمد که برای ساعتی کیف و عیش و نوش چگونه نیروهای فعاله خویش را با دست خود در اختیار دشمنان خود گذاشته است .
پروفسور دانشگاه کلمبیا دکتر ولف آدلر ثابت کرد که بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان می بخشد مخصوصاٌ اگر هوا گرم باشد این تأثیر مخرب خیلی بیشتر می شود و در مناطق حاره چون عربستان و بعض نقاط ایران منتهای سوء اثر را دارد .
دکتر آدلر رساله مفصلی در بیان زیان های موسیقی منشر نموده و در آمریکا هزاران تن از مردم پیرو او شده و موسیقی را بر خود حرام نموده و لایحه مفصلی تهیه کرده و به مجلس سنای آمریکا تقدیم داشتند که برای نجات جامعه و جلوگیری از ضعف اعصاب که یکی از بدبختی های دنیای متمدن امروزی است لازم است هرگونه کنسرت عمومی قدغن گردد.(57)
موسیقی موجب اخلال در دستگاه های مختلف بدن
موسیقی با نواهای حزن انگیز خود گاهی آن چنان تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسماتیک را از بین می برد که اصول زندگی حیوان یعنی جذب ،دفع ، هضم، ترشحات و ضربان قلب ،فشار خون مایعات دیگر را مختل ساخته و شخص را به امراض مختلفی نزدیک می کند .
آهنگ های شور انگیز موسیقی در اثر تحریک اعصاب نباتی گاهی آن چنان موجب اغتشاشات روانی شده که شخص را وادار به فعالیت های بی موقع و خوشی های ناگهانی ،خنده های بی جا گفتن سخنان مسخره آمیز می نماید و در اثر ادامه ی این عمل ممکن است کم کم شخص به مرض هایی که نوعی از جنون است مبتلا گردد.(58)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۸, ۲۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #24

1- موسیقی مهمترین موجد ضعف اعصاب

مهمترین اثری که موسیقی در شنونده می گذارد همانا تولید ضعف اعصاب است. و این موضوع به درجه ای دارای اهمیت است که دنیای ما را دچار وحشت نموده است. زیرا ضعف اعصاب سرچشمه ی هر مرض و مهمترین عامل پیدایش هرگونه ناراحتی جسمی و روانی است. ضعف اعصاب از امراض صعب العلاج روز است. و ابتلای به آن از نظری خطرناکتر از مرض سل می باشد. و اتفاقاً این مرض فوق العاده خطرناک در بین بسیاری از افراد در دنیای روز شایع گردیده و مخصوصاً در کشورهای غربی که آمار مبتلایان به امراض عصبی گاهی بیشتر از مرضهای دیگر است و شیوع این مرض خطرناک در سراسر جهان تا جایی است که کمتر کسی زا می توان یافت که هیچ درجه از ضعف اعصاب را دارا نباشد و بدین جهت مطالعات زیادی از طرف مجامع بزرگ پزشکی جهان روی این مرض و علل پیدایش آن به عمل آمده و در نتیجه یکی از بزرگترین عوامل این مرض خطرناک همانا اشاعه ی موسیقی و کنسرت تشخیص داده شده است و این نظریه مورد تأیید عده ی زیادی از دانشمندان اروپا و آمریکا واقع شده و بتدریج مورد تصدیق همگی گردید تا جایی که از طرف جمعی از روشنفکران و نویسندگان و دانشمندان آمریکا لایحه ای تنظیم و به مجلس سنای آمریکا تقدیم نموده تا دولت برای جلوگیری از امراضی که بر اثر موسیقی پدید می آید که خطرناک ترین آنها ضعف اعصاب است، از کنسرت و موسیقی های عمومی جلوگیری به عمل آورد.(59)

2- موسیقی عامل ضعف اراده و توجه غیر طبیعی

یکی دیگر از آثار شوم موسیقی همانا تضعیف اراده و ایجاد توجه غیر طبیعی در شنونده است زیرا موسیقی دراثر کشش های صوتی و ارتعاش اصواتی که دارد یک حالت بهت زدگی و توجه غیر طبیعی در شنونده ایجاد می کند که به اعتراف دانشمندانعلم روانشناسی آثار مرموز را در دماغ و قوای مغز به جای می گذارد و آن اثری که از این حالت یعنی توجه غیر طبیعی محسوس است این است که اراده تضعیف می گردد و شنونده ی موسیقی تمام قوای خود را گویا در گوش متمرکز کرده و هیچ یک از اعضای بدن او در آن حال گویا با اراده ی او حرکت نمی کند و لذا گاهی دست و پای شنونده طبق ارتعاشات صوتی و نواهای موسیقی بنای حرکت کردن را می گذارد و خلاصه یک رقص خفیف بدون اراده ی شنونده هم انجام می شود.(60)

3- موسیقی عامل رکود

سومین اثر حتمی آهنگهای موسیقی ایجاد رکود فکری است تا جایی که به موسیقی سرپوش فکر لقب داده اند زیرا در اثر جذبه ی روحی که به شنونده ی موسیقی دست می دهد، چنان سکته ای برای مغز او رخ می دهد که اگر اولین متفکر باشددر آن حالت مغزش از اندیشه های کوتاهی هم دریغ نخواهد داشت واگر اولین قاضی زبردست باشد در آن ساعت از قضاوت در حادثه ی کوچکی هم عاجز خواهد ماند. خلاصه به طور کلی آن گونه قوای دماغیش تحت تاثیر نواهای موسیقی قرار می گیرد که نمی تواند در مراحل علمی و معضلات اجتماعی افکار خود را به کار اندازد و لذا متفکرین بزرگ و گاهی دانشجویانی که زیاد با موسیقی سر و کار دارند در امور فکری، کند و در ریاضی در پس غافله اند.(61)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۲۷, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #25

4- موسیقی عامل فشار خون

اثر چهارم موسیقی فشار خون است، پزشکی در اروپا ضمن تجسس از علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دگمه ی رادیو را باز و با گوش دادن به برنامه های مختلفه ی موسیقی به نتایج زیر رسید:
الف: هر قدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد درجه ی فشار خود اضافه می شود و در موقع استماع صداهایی که موجب کسالت روح و ناراحتی می باشد بالا رفتن درجه ی فشار خون به حدی بود که پزشک را متوحش ساخت.
ب: قسمتی از برنامه های موسیقی هیچگونه اثری را در شنونده به جای نگذارده و به اندازه ی پر قویی هم در او موثر نیست.
ج- برخی از موسیقی ها اثر آرام کننده داشته و تا مدتی که ادامه دارد فشار را از حد معمول پایین می آورد.
د: بالاخره موسیقی چنان تأثیر در روی فشار خون پزشک داشت که به طور جدی سلامتی او را تهدید نمود.(62)

5- موسیقی عامل دیوانگی

در بعضی از زندانهای روسیه که مخصوصاً در آنجا محکومین (نهلیست) را نگاه می دارند، شکنجه ای مرسوم است به نام (هومه اوپاتیک) مرسوم می باشد. با این وضع در یکی از زندانها (ادسا) یک محکوم سیاسی را برای مدت شش ماه برای اینکه میهن پرستی بیاموزد! در معرض شنیدن موسیقی و نواهایی قرار دادند که سرود ملی روس را می نواخت ولی آن بیچاره پس از پنج ماه دیوانه شد.(63)

6- موسیقی عامل بزرگ اشاعه ی فحشاء

یکی از بزرگترین اثر سویی که شنیدن موسیقی در بردارد سوق دادن افراد مخصوصاً دختران و پسران جوان به طرف شهوت و تحریک و قوای حیوانی است و خلاصه دختر و پسر جوانی که ممکن بود قبل از شنیدن موسیقی تحت تأثیر شرم و حیا و عفت و یا عوامل دیگر اخلاقی قرار داشته و راضی به یک رشته کارهای ننگین شهوی و حیوانی نشوند چنان با شنیدن موسیقی ممکن است خود آماده ی ننکین ترین عملی گردند که ابداً گویا درسی از عار و ننگ و عفت و رشاد در زندگی نخوانده اند و تأثیر سوء موسیقی در این جهت بدرجه ایست که می توان گفت یک قسمت مهم از اشاعه ی فحشاء و تجاوزات بنوامیس در دنیای روز، مربوط به پخش نوارهای شوم و آهنگهای مهیج موسیقی است.(64)

7- موسیقی در هم شکننده ی عواطف

از آثار شوم نوارهای موسیقی در هم شکستن عواطف در شنونده است. زیرا موسیقی عواطف را کم کرده و ممکن است آهسته آهسته از بین ببرد. زیاد تجربه گردیده است کسانی که حس محبت و عواطف انسانیت آنان به درجه ای فوق العاده بوده که با شنیدن کوچکترین منظره تأثیر انگیز متأثر می شدند. پس از شنیدن موسیقی به طور مداوم چنان عواطف خود را از دست داده اند که بزرگترین مناظر رقت بار و جگرخراش ، کوچکترین تأثیری در آنها بجای نخواهد گذارد، البته هر قدر موسیقی بیشتر شنیده شود به همان درجه عواطف هم کم می گردد. اشتباه نشود گاهی ممکن است نوازندگان موسیقی با دیدن بعضی از مناظر بسیار کوچک دچار ناراحتی شدیدی گردیده و حتی گریه به خاطر ضعف شدید اراده ی آنها و از بین رفتن تعادل قوای آنان است. و ضعف اراده و اعصاب را نباید با موضوع عاطفه اشتباه کرد.(65)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۵:۱۱, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #26

8- کم کردن رغبت مطالعه

یکی از اثرات موسیقی ، ایجاد حالت افسردگی و خمودگی است. هر اندازه که موسیقی بر اعصاب مسلط شده باشد به همان اندازه روح کاهلی، افسردگی و خمودگی بر انسان مستولی خواهد شد، رغبت مطالعه را در انسان کم می کند، استعداد را ضعیف می کند وبا توجه به تأثیرات عمیق و زیان بخشی که موسیقی روی مغز و اعصاب دارد، نبوغ فکری و استعداد فطری آنها را برای پیشرفت در تحصیل به کل از بین می برد.
موسیقی در اثر تسلط یافتن بر اعصاب و روان حالتی در شخص ایجاد می کند که انسان را به کلی از قضاوت های صحیح و اندیشه های درست باز داشته و گاهی همه چیز را در نظر او یکسان نمایش می دهد.

9- تضعیف بینایی

از نظر فیزیولوژی چشم؛ حرکت عضلات صاف چشم توسط دو دسته اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک صورت می گیرد.
وقتی تحریکات خارجی (موسیقی) تعادل بین این دو سیستم عصبی را به هم بزند، در این صورت یکی از آثار شوم آن ضعف نیروی باصره خواهد بود.(66)

10- کوتاهی عمر

معروف است دوران عمر طبیعی بشر 120 سال است، ولی فیزیولوژیست ها و علمای وان شناس و زیست شناس و به و یژه متخصصان علوم روانی و اعصاب معتدند که بشر هرگاه در محیطی قرار بگیرد که از سر و صداها دور و روان و اعصابش از ناراحتی های گوناگون و پیش آمدهای ناگوار بر کنار و اعصاب او سالم بوده و بهداشت او دقیقاً مراعات گردد؛ طول عمر او به مراتب بیشتر از 120 سال خواهد شد و حتی به چند برابر این سن هم خواهد رسید. چنانچه اغلب جراید عنوان کهنسال ترین افراد و عصر حاضر کسانی را معرفی کرده اند که گاهی عمرشاننزدیک به دو قرن رسیده است. (برای اطلاعات بیشتر درباره ی نام این افراد به کتاب تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان مراجعه نمایید).

موسیقی دشمن سرسخت طول عمر است.

در کتاب تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان از ص 128 تا ص 135 نام 100 نفر از موسیقیدانان را آورده است که در سنین زیر 60 سالگی از این دنیا کوچ کرده اند.
از بسیاری ار آیات قرآن کریم(67) و روایات ائمه اطهار علیهم السلام استفاده می شوود که اعما ل خیر بر وسعت رزق و طول عمرمی افزاید . ولی کناه و لهو و لعب برکت را از بین خواهد برد و از عمر انسان می کاهد و چون موسیقی مطرب گناه محسوب می شود و معمولاًمروجین موسیقی با وضع نا مناسب و عمر کوتاه از دنیا رفته اند . هم اکنون اسم های برخی از آن ها همراه با مدت عمرشان ذکر خواهد شد .
1- مالیران :استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در سن 27 سالگی سکته کرد .
2- پر گولوزی :نوازنده ایتالیایی در سن 26 سالگی
3- بلینی : نوازنده ایتالیایی در سن 34 سالگی
4- موریس ژوبر : نوازنده فرانسوی در سن 40 سالگی
5- شوسون : نوازنده فرانسوی در سن 30 سالگی
6- نیکلا دوگرینی : نوازنده فرانسوی در سن 32 سالگی
7- ژاربیژه : نوازنده فرانسوی در سن 37 سالگی
8- مندلس : نوازنده آلمانی در سن 38 سالگی
9- هوگو ولف : نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی
10- ماکس رگر : نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی
11- موزارت :نوازنده اتریشی در سن 35 سالگی
12- شوبرت : نوازنده اتریشی در سن 31 سالگی
13- لانر : نوازنده اتریشی در سن 42 سالگی
14- حبیب سماعی : نوازنده ایرانی در سن 45 سالگی(68)
همچنین نباید در این راستا، جنون یا سکته ی برخی از مشاهیر موسیقی را چون بتهوون، باخ، شومان، واگنر، شوپ، آرمسترانگ و ... را نادیده گرفت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۳, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #27

11- جنون و دیوانگی

در اثر فشار شدیدی که ارتعاشات و تحریکات خارجی موسیقی روانی روی اعصاب وارد می کند ،قدرت اندیشه و فکر را از انسان می گیرد .زیرا قوه ی اندیشه ی انسان در بین ارتعاشات موسیقی زندانی می گردد و به تدریج منجر به اغتشاشات فکری و نگرانی های روحی می شود جایی که موسیقی نیروی خِرد را فلج می کند و آثار جنون برای چنین افرادی پیش می آید.

ضرر موسیقی از دیدگاه دانشمندان جهان

بر اساس نظر بسیاری از روان شناسان ، موسیقی احساسات بشر را در مسیر غیر طبیعی و غیر عادی توسعه می دهد و انسان را در یک عالم ناخودآگاهی کامل فرو می برد و قوه ی خیال بافی غیرطبیعی و غیر واقعی را در انسان زیاد می کند .
موسیقی لذت نیست بلکه قوه ی خیال را تحریک می کند و انسان را از آن خیال های خود لذت می برد به خاطر آن که اگر چند نفر حتی یک موسیقی گوش دهند. لذتی که این ها از موسیقی می برند یک جور نیست و آن تخیلاتی که در آن فرو می روند یک شکل نیست .بلکه هرکس یک نوع لذتی می برد و در یک عالم خیالی سیر می کنند لذا می گویند اکثر بیماریهای روانی از همین جا شروع می شود که انسان در یک عالم گنگ فرو می رود که خود نمی تواند تعریف نماید.(69)
و این که به نظر بعضی از دانشمندان در این مورد توجه فرمایید :

1- از عوامل سکته ی قلبی

دکتر اوریزن اسوت مارون می گوید : « هیجان بزرگ ترین عامل سکته های قلبی است هنرمندان اغلب به علت سکته قلبی در گذشته اند از این بیان معلوم می شود هیجان حاصله از موسیقی تا چه حد خطرناک است .»(70)

2- از عوامل سر درد

دکتر آرلوند فرید مانی (پزشک بیمارستان نیویورک و ریئس کلینیک سردرد ) :« او با کمک دستگاه های الکترونی ،تعیین امواج مغز و تجربیاتی که در طی مراجعه هزاران بیمار به دست آورد ثابت کرده است که یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردردهای عصبی ،گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند» .(71)

3- تأثیر بر روی جنین

دکتر ربرت (متخصص روانشناسی کودک در انگلیس) می گوید: « اطفال در رحم مادر تحت تأثیر موسیقی قرار می گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد می شود این حالت از 6 ماهگی به بعد است »(72)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۰۸, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #28

4- فلج کردن روحیه

دکتر آلکسیس کارل (فیزیو لوژیست بزرگ فرانسوی ) می گوید :« ساز و آ واز و کنسرت ها و اتومبیل و ورزش نمی توانند جای فعالیت ها وکارهای سودمند اجتماعی را بگیرند . رادیو نیز مانند سینما و موزیکال ، کاهلی کاملی به کسانی می بخشد که با آن سر گرمند .بدون شک الکلیسم کاگران ما را از پادر می آورند و سر وصدا ی رادیو ، سینما و ورزش نا مناسب روحیه ی فرزندان ما را فلج می کند .»(73)

5- خستگی شدید سلسله اعصاب

دکتر ولف آدلر (پروفسور دانشگاه کلمبیا ) می گوید :« موسیقی علاوه بر این که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از طبیعی آن ، سخت خسته می کند ،عمل ارتعاش صوتی که موسیقی انجام می شود تولید تعرض خارج از حد طبیعی در جلد می نماید که بسیار زیانمند است».(74)

6- رقص بدون اراده

دانشمندان روانشناسی در مورد موسیقی می گویند):موسیقی ) آثار مرموزی را در دماغ و قوای مغز به جای می گذارد و آن اثری که از این حالت یعنی توجه غیر طبیعی محسوس است این است که اراده تضعیف می گردد و شنونده ی موسیقی تمام قوای غدد را گویا در گوش متمرکز کرده و هیچ یک از اعضای بدن او در آن حال با اراده ی او حرکت نمی کند ،لذا گاهی دست و پای شنونده طبق ارتعاشات صوتی ونواهای موسیقی بنای حرکت کردن را می گذارد و خلاصه یک رقص خفیف بدون اراده ی شنونده انجام می شود.(75)

7- از عوامل فشار خون

جمعی از روان شناسان آلمانی ثابت کرده اند که موسیقی فشار خون را بالا و پایین می برد.
یک پزشک اروپایی ضمن تجسس از علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دگمه ی رادیو را باز و با گوش دادن به برنامه های مختلفه ی موسیقی به نتایج زیر رسید:
الف: هر قدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد درجه ی فشار خود اضافه می شود و در موقع استماع صداهایی که موجب کسالت روح و ناراحتی می باشد بالا رفتن درجه ی فشار خون به حدی بود که پزشک را متوحش ساخت.
ب- برخی از موسیقی ها اثر آرام کننده داشته و تا مدتی که ادامه دارد فشار را از حد معمول پایین می آورد.
ج: بالاخره موسیقی چنان تأثیر در روی فشار خون پزشک داشت که به طور جدی سلامتی او را تهدید نمود.(76)
ضررهای موسیقی از دیدگاه علامه محمد تقی جعفری (رحمة الله علیه) :
1-ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصا ب سمپاتیک و پاراسماتیک(77)
2- مرض مانی (Maniae) نوعی جنون است که درجات متعددی دارد
3- مرض سیکلموتی (Cyclothmie)(78)
4- کوتاهی عمر
5- مرض پارانو(Paranoia)(79)
6- ضعف اعصاب
7- اختلالات دماغی ( اغتساسات مغزی ، هیجانات روحی – جنون)
8- تأثیرات قلبی
9- واسطه انتحار وخود کشی
10- بیماری فشار خون
11- عامل فحشا
12- تضعیف و تضییع حس شنوایی (سامعه)
13- تضعیف و تضییع حس بینایی (باصره)
14- هیجان
15 سلب اراده و شکست شخصیت
16- سلب غیرت
17- عامل جنایت
18- جلب توجه غیر طبیعی
19- از دست دادن نیروی فکری
20- تضییع نیروی قضاوت
21- افسردگی و خمودگی
22- تهییج عشق(80)
23- شکست عمر و جوان مرگی
24- زنجیر بردگی
25- روش لغو
26- اتلاف وقت(81)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۳, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #29

دیگر امراض موسیقی عبارتند از :


1- غافل کردن از مقدرات

امام خمینی رحمه الله علیهدر مورد موسیقی می فرماید:
« ... از جمله چیزهایی که مغزهای باز جوان ها را مخدر و تخدیر می کند موسیقی است. موسیقی اسباب این می شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد، تبدیل می شود به یک مغز غیر آن کسی که جدی باشد، انسان را از جدیت بیرون می کند و متوجه جهات دیگر می کند. تمام این وسایلی که در هر مملکتی رواج دارد، همه برای این است که ملت خود را از مقدرات خودشان غافل کنند».(82)

2- بیرون آوردن از جدیت

« ... موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع، خوشش می آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشاند. دیگر یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت با موسیقی سر و کار داشته باشد و اکثر اوقاتش را صرف بکند و پای موسیقی بنشیند و اینها، از مسائل زندگی و از مسائل جدی به طور کلی غافل می شود، عادت می کند، همان طور که به مواد مخدر عادت می کند دیگر نمی تواند یک انسان جدی باشد که بتواند در مسائل سیاسی فکر بکند، فکر انسان را موسیقی طوری بار می آورد که دیگر انسان نتواند در غیر هما ن محیط مربوط به شهوت و موسیقی فکر بکند».(83)

دو داستان زیبا و عبرت آموز

الف: اصفهانی می گوید: یزید بن عبدالملک معبر خواننده را احضار کرد . معبر ترانه ای خواند که خلیفه را به طرب آورد و فریاد زد: احسنت. پدر و مادرم فدایت.
دوباره معبر همان ترانه را تکرار کرد و یزید نیز گفته خود را تکرار کرد. لحظاتی بعد یزید از خود بی خود شد و به کنیزانش گفت: هر کار من کردم شما هم بکنید، سپس به دورخانه می چرخید و کنیزان نیز می چرخیدند و چنین می خواند:
ای خانه مرا بچرخان . و ای زمان مرا آرام کن! ای معشوقه من مرا رها نکن و به خاطر خدا به من رحم کن. و سوگندت را فراموش نکن.
یزید آنقدر همانند کودکان به دور خانه گردید، تا بی حال بر روی زمین افتاد. غلامان و کنیزان به سویش رفتند و او را به اندرون بردند.(84)
چقدر زشت و ناپسند است که خلیفه ای زمام امور را به دست دارد، در برابر خواننده ای اینگونه به گرد خانه بچرخد و کنیزان و حضار او را به باد سخره واستهزاء بگیرند.
ب: مورخین پیرامون یزید بن ولید نیز نقل کرده اند: هنگامی که یزید به خلافت رسید نامه ای به والی خودش در مدینه نوشت و از او خواست که خواننده ای به نام « عطرد» را نزد او بفرستد خود عطرد چنین می گوید: بر یزید وارد شدم در حالی که در برابرش ظرف زیبایی قرار داشت که لبالب از شراب بود و مردی آن را در پیمانه می کرد. به خدا سوگند همین که به او سلام کردم گفت: آیا تو عطرد هستی؟ گفتم: آری ای امیرالمومنین.
گفت: ای اباهارون (لقب عطرد) به دیدار تو علاقمند بودم برایم بخوان.
برایش خواندم به خدا سوگند هنوز برنامه ام تمام نشده بود که ردائش را در آورد و خود را درون تشت شراب انداخت و ن قدر نوشید که عقلش زایل شد هنگامی که بیرون آمد، همانند دیوانه ای شده بود که عربده می کشید. من آن رداء را برداشتم و بیرون آمدم.
فردای آن روز نیز یزید مرااحضار کرد و من نیز برایش ترانه ای خواندم. یزید نیز ردایش که بر روی آن شیء همچون طلا می درخشید را به کناری افکند، سپس خود را درون تشت افکند و از روز گذشته بیشتر نوشید و سپس همانند مرده ای مست در حالی که فریاد می کشید بیرون آمد و به خواب رفت و من نیز جامه را برداشتم و بیرون آمدم.(85)
این در حالی است که در مجلس غناء، دلقکان و بازیگران نیز حاضر می شدند و گویا این افراد نیز در شکوه این مجالس نقش به سزایی داشتند. یکی از این افراد اشعث بود. گفته اند: ولید بن یزید او را احضار کرد و به او لباسی از پوست میمون پوشاند و دُمی بر آن آویزان کرد و به او گفت: برقص و بخوان. (86)

3- مریض شدن مغز

« یک مغزی اگر دنبال این رفت که موسیقی گوش کند، این مغز مریض می شود، این نمی تواند فکر بکند که کشورش به چه حال دارد می گذرد، دیگر دنبال این نیست، مثل آدم هروئینی می ماند...»(87)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۸, ۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #30

نظر برخی از نوابغ جهان در مورد موسیقی

1- ویکتور هوگو (نویسنده مشهور فرانسه ):

« علت این که ما از موسیقی خوشمان می آید این است که در عالم خیال ها و رویاها فرو می رویم»(88)

2- آرون کوپلند:

« موسیقی انسان را از عالم اصوات بیرون می برد و به یک دنیای خیالی ورؤیایی می راند.»(89)

3- لئون تولستوی (نویسنده روسی ) :

« موسیقی محصول احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است».(90)

4 هگل (فیلسوف مشهور فرانسوی ) :

« ذکر و عبادت مسلمانان در معابد بی آلایش خود فکر می آورد و دعای (مسیحیان ) کلیسا با عربده ی ناقوس و نقش و نگار در و دیوار ،تشویش خاطر و انصراف ناظر .»(91)

5-کانت (فیلسوف آلمانی ) :

« موسیقی اگر از همه ی موسیقی ها مطبوع تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد از تمام هنر ها پست تر است ».(92)

6- ویلیام جیمز:

ممکن است خداوند از گناهان و گناه موسیقی ما بگذرد؛ ولی ضعف اعصاب دست از سر ما بر نمی دارد.

نمونه های واقعی از تأثیر موسیقی

برای اینکه بتوان به روشنی ، حوادثی را که در زیر آورده شده درک کرد، تأثیر زدن یک وسیله ی موسیقی را به سه روش متفاوت در نمونه ی زیر می خوانیم.
حال با این مثال به نمونه های واقعی زیر دقت کنید:
حکایت ابونصر فارابی در مجلس سیف الدوله
در اینجا بد نیست داستان حکیم و فیلسوف مسلمان شیعی، معلم ثانی، شیخ ابونصر فارابی را که در همه ی علوم ، مجتهد و مبتکر و از جمله موسیقی دان نیز بوده بشنوید.
روزی در لباس ترک ها قبل از آنکه کسی او را شناسایی کند به مجلس سلطان سیف الدوله وارد شد و مجلس او محل اجتماع دانشمندان بود. فارابی(93) از میان جمعیت حاضرین عبور کرد تا به مسند خودِ سیف الدوله رسید و با همان لغت و زبان ساختگی مخصوصی که سیف الدوله با خواص درباریان سخنان خصوصی می گفت سخن گفت، سپس از چنته ی خود یک عودی در آورد و تارهای آن را منظم کرده و بنواخت که از آن همه ی اهل مجلس به خنده در آمدند، سپس تارهای آن را طور دیگری تنظیم کرد و بنواخت که از آن همه ی اهل مجلس به گریه در آمدند، سپس تارهای آن را به شکل دیگر تنظیم کرد و بنواخت که از آن همه ی اهل مجلس به خواب رفتند و در حال واب مجلس را ترک کرد و از آنجا خارج شد.(94)
در این قضیه ملاحظه می کنید یک موسیقی دان موسیقی نواز در مجلس سلطان و حاکم بر ممالک اسلامی و جمعیتی از دانشمندان چگونه روحیه ی همه را تحت سیطره ی خویش در آورد و ساعتی آنها را به هر شکلی خواست ساخت، و به هر عالمی از تخیلات مورد نظرش به حرکت برد و غرق در آن نمود. این نمونه ی از سازندگی عمیق و موثر موسیقی است و سایر اقسام آن نیز به همین طریق و همگی جز به پرواز در آوردن روح در فضای اوهام درونی چیز دیگری نیست.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تحقیقی پیرامون موسیقی (مقاله ای از گروه بیداری اندیشه) asier 113 83,197 ۱۰/خرداد/۰۲ ۱۷:۴۵
آخرین ارسال: علی 110
  اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... Femme Moderne 12 10,758 ۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹
آخرین ارسال: Reza2035

پرش در بین بخشها:


بالا